روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 05 ارديبهشت 1396 / 28 رجب 1438 / a 25 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:41
شماره خبر: 100901642543
نوروز با کودکانه‌هاي راضيه برومند و بهرام شاه‌محمدلو؛ زوج هنرمند
تخيل‌هاي عروسکي، يادش بخير!
دوران کودکی یکی از بهترین دوران زندگی هر کسی است. دنیایی است که به واسطه آن می‌شود به دنیای تخیلات براحتی سفر کرد. البته در این سفر افرادی هم هستند که می‌توانند تخیلاتمان را به حقیقت نزدیک‌تر کنند. راضیه برومند و بهرام شاه‌محمدلو، هنرمندانی هستند که هر کدام به نوعی با وجود عروسک‌های مختلف، دنیای زیباتری را برای ما رقم زدند. در فصلی که قرار است همه چیز نو و زیبا شود سراغ این هنرمندان رفته‌ایم. اینها هنوز هم وفادار به دنیای کودکی‌شان هستند و دنیا را از منظر صداقت کودکانه می‌بینند. این زوج هنرمند در سریال همه فرزندان من هم که ساخته مرضیه برومند است به ایفای نقش می‌پردازند.

نسل‌های گذشته از شما خاطره‌های خوبی دارند. از این که در گذشته دیگران به نوعی سهیم هستید، چه حسی دارید؟

راضیه برومند: به معنای واقعی افتخار می‌کنم این نوع دیده شدن خیلی فرق می‌کند با دیده شدن بازیگری که در خیابان مورد توجه قرار می‌گیرد آن هم به واسطه چشم و ابرویی که دارد. این که به آدم می‌گویند ما از شما خاطره داریم، خیلی شیرین است و فرق می‌کند با یک بازیگر معمولی.بهرام شاه‌محمدلو: دوران کودکی، دوران زیبایی است. همه اتفاقات در این دوران به نوعی حک می‌شود و در ذهن باقی می‌ماند و با گذشت زمان تبدیل به خاطره می‌شود. بازیگر هم فردی است که نقش‌هایش در ذهن‌ها می‌ماند. البته آن مقداری که نقش قابل ارزش باشد.

خودتان چقدر کودکی کرده‌اید؟

شاه‌محمدلو: خیلی زیاد. چه به لحاظ عرضی و چه به لحاظ طولی. یادم می‌آید که از سر اجبار تمام ابزارهای بازی‌مان را خودمان می‌ساختیم و بعد با بچه‌های دیگر بازی می‌کردیم. باور کنید همه این کارها الان برایم خاطره‌انگیز است.

خانم برومند، در زمان کودکی شما هنر نمایشی به معنای امروز وجود داشت؟

بله. باور کنید حتی بازی‌های ما هم به نوعی نمایش بودند و ریشه تئاتری داشتند؛ بدون این که خودمان بدانیم. مادر من همیشه یک بقچه به همراه داشت که در آن انواع و اقسام لباس‌های تئاتری مثلا کلاه، شلیته و لباس‌های محلی وجود داشت که ما با آنها سرگرم می‌شدیم و بازی می‌کردیم و کم‌کم این بازی‌ها تبدیل به نمایش برای همسایه‌ها و حتی با فروش بلیت اجرا می‌شد.

شما و آقای شاه‌محمدلو، نگاه متفاوتی به دنیای اطرافتان دارید که از انتخاب کارهایتان هم مشخص است. این نگاه نشأت گرفته از چیست؟

برومند: شاید به این دلیل است که هر دوی ما نگاه صادقانه‌ای به این دنیا داریم و کمتر تظاهر می‌کنیم و دروغ نمی‌گوییم. برای همین هم بیشتر به سمت دنیای بچه‌ها گرایش داشتیم.

شاه‌محمدلو: من و تعدادی دیگر از هنرمندان مثل رضا بابک، داوود رشیدی و ... جزو اولین افرادی بودیم که برای بچه‌ها به طور حرفه‌ای کار کردیم. زمانی که همه به نحوی کار برای کودک را رد می‌کردند. اما عشق به بچه‌ها همیشه با ما همراه بود به هر حال فکر می‌کنم ما هیچ وقت عوض نشده‌ایم و نمی‌شویم.

خانم برومند، قبول دارید که مخاطب کودک در این سال‌ها، یک مخاطب فراموش شده است؟

بله، کاملا با شما موافق هستم.

به نظر شما چه باید کرد، برای این مخاطب مهجور مانده؟

برومند: باید برای او وقت، انرژی و بودجه گذاشت. وقتی بودجه درست تامین شود، باعث می‌شود آدم‌هایی که تخصصی در این زمینه دارند بیایند و مشغول به کار شوند. باید قبول کنیم که دست خالی نمی‌شود کار کرد.

چه شد که گروه‌تان از هم پاشید و دیگر کمتر دور هم جمع شدید؟

شاه‌محمدلو: اتفاقا نپاشید. وقتی که ما از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیرون آمدیم با هدایت داوود رشیدی به تلویزیون کوچ کردیم که این خود یک اتفاق خوب بود که باعث شد کارهای کودک رشد قابل توجهی کند. مثلا برای اولین بار سریالی مخصوص کودکان توسط این جمع ساخته شد که بعدها برای خیلی‌ها الگو بود.

خانم برومند، امسال شبکه دو سیما به عنوان شبکه کودک شناخته شد. می‌شود این حرکت را یک اتفاق محسوب کرد؟

برومند: بله‌، حتی به نظرم یک اتفاق خوب است. البته پیشتر آقای اعلایی چنین آرزویی داشتند که در زمان ایشان این اتفاق نیفتاد به هر حال این حرکت می‌تواند به ارتقای سطح برنامه‌های کودک کمک بسزایی بکند.

فکر می‌کنید چرا عروسک‌های امروز خاطره خوبی از خودشان به جای نمی‌گذارند و تاثیرگذار نیستند؟

برومند: دقیقا حق با شماست. فکر می‌کنم مهمترین دلیل عدم شناخت بچه‌ها و کارآمد نبودن عوامل این برنامه‌هاست. متاسفانه آنها دنیای بچه‌ها را نمی‌شناسند و آنها را دست‌کم می‌گیرند و تنها می‌خواهند به بچه‌ها پند و اندرز بدهند آن هم به شکل مستقیم. چیزی که بچه‌ها و حتی بزرگترها از آن دوری می‌کنند. از طرفی عروسک‌ها نه تنها زیبا نیستند که جوابگوی تخیل بچه‌ها هم نیستند. حتی بعضا عروسک‌ها لودگی هم می‌کنند که این کار اصلا جذاب نیست. چند وقت پیش جلسه‌ای داشتیم با تعدادی از بچه‌ها، بیشتر آنها اظهار می‌کردند که تلویزیون نگاه نمی‌کنند و تنها یک نفر برنامه‌های کودک را می‌دید آن هم نه به‌طور کامل و دائمی، این مساله نشان می‌دهد که برنامه‌های کودک نتوانسته‌اند مخاطبان خود را جذب کنند. از طرفی بچه‌های امروز هم امکانات وسیعی به‌لحاظ ارتباطی دارند و خیلی هم با هوش هستند.

راضیه برومند در حال حاضر چقدر به تخیلاتش وابسته است، آن هم به عنوان یک نویسنده؟

برومند: به نظرم یک نویسنده نباید برای خودش محدودیت قائل شود. باید موقع نوشتن به ذهنش اجازه بدهد که بلندپروازی کند. آن وقت است که خلاقیت شکل می‌گیرد.

آقای شاه‌محمدلو، چه خبر از «آقای حکایتی»؟

برومند: این سوالی است که من همیشه از ایشان می‌پرسم.

شاه‌‌محمدلو: سلام می‌رسانند گاهی با هم تماس داریم. آقای حکایتی یا مجموعه زیرگنبد کبود، برنامه‌ای بود که سادگی و شیرینی خاصی داشت و به مرور هم پخته‌تر شد.

باور کنید هنوز که هنوز است هر جا که می‌روم من را آقای حکایتی صدا می‌زنند.

بعضی‌ها شعر تیتراژ آن برنامه را می‌خوانند و بعضی ها هم ملودی آن را زمزمه می‌کنند. به هر حال، به‌نحوی ابراز محبت می‌کنند که برای من خیلی ارزشمند است.

راز ماندگاری آقای حکایتی از نظر شما؟

شاه‌محمدلو: خب، خیلی چیزها می‌تواند باشد. فکر کنم بیشتر باورکردن صادقانه این شخصیت از طرف مخاطب بود. چه زمانی که قصه می‌گفت و چه زمانی که بازی می‌‌کرد، در واقع بچه‌ها با کسی مثل خودشان روبه‌رو بودند.

شاید هم چون آقای حکایتی هیچوقت نصیحت نمی‌کرد؟

شاه‌محمدلو: بله. ببینید. بچه‌ها با صداقت می‌آیند جلو و اگر به نقطه‌ای برسند که این صداقت بشکند دیگر نمی‌توانند رابطه برقرار کنند و آن شخصیت دیگر برایشان محبوب نیست.

باتوجه به این‌که در آستانه ایام نوروز و سال جدید هستیم بهتر است کمی در این خصوص با هم صحبت کنیم. اگر قرار باشد امسال به جای «سین» حرف دیگری از حروف الفبا را انتخاب کنید کدام حرف را انتخاب می‌کنید و سفره‌تان را چگونه می‌چینید؟

شاه‌محمدلو: فرقی نمی‌کند. چون همه حروف در نهایت یک کار می‌کنند و آن تحول و زیبایی است. به هر حال من طرفدار حرفی هستم که بتواند دگرگونی ایجاد کند و همه‌چیز را تازه کند.

چه حرفی را دوست دارید؟ شاه‌محمدلو: فرقی نمی‌کند. چون همه حروف در نهایت یک کار می‌کنند و آن تحول و زیبایی است به هر حال من طرفدار حرفی هستم که بتواند دگرگونی ایجاد کند

راضیه برومند: من حرف ژ را خیلی دوست دارم. مثل ژله، ژاله، ژربرا، ژیگو و ... به هر حال حرف ژ را خیلی دوست دارم.

آقای شاه‌محمدلو اگر قرار باشد 7 نفر را برای لحظه سال تحویل کنار سفره هفت‌سین دعوت کنید، چه کسانی را دعوت می‌کنید؟

شاه‌محمدلو: آقای حکایتی، مخمل، یکی را به جای برادرزاده ازدست‌رفته‌ام دعوت می‌کنم که جای خالی او را پر کند. سعی می‌کنم یکی از دوستان قدیمی را حتما دعوت کنم.

یکی از افراد فامیل که کهنسال هم هست را می‌گویم و همین‌طور خودم و خانم برومند.

از بین سنت‌های نوروزی، کدام یک را بیشتر دوست دارید؟

شاه‌محمدلو: عیدی‌ دادن و عیدی گرفتن.

در این سال‌ها که بیشتر عیدی می‌دهید. درست است؟

شاه‌محمدلو: بله، اما همیشه عیدی می‌دادم. حتی در سنین نوجوانی و جوانی. اوایل عیدی هم زیاد می‌دادم. 50 تومان، 100 تومان و ... و الان چون تعداد زیاد شده است کمتر عیدی می‌دهم مثلا 500 تومان که هم یادگاری است و هم به افراد بیشتری می‌توانم عیدی بدهم.

اولین عیدی ای که گرفتید به خاطر دارید؟

شاه‌محمد‌لو: بله یک اسکناس دوتومنی بود که از یک پیرزن ‌گرفتم. او یک چوب داشت که با آن همه کارهایش را انجام می‌داد. سر این چوب شبیه یک گیره بود. سال‌های سال هم آن دو تومنی را داشتم ولی بعد نفهمیدم که چه شد.

برومند: یکی از عموهای من که مرحوم شدند، یک سال برای عید دیدنی به خانه ما آمدند و فراموش کردند که عیدی بدهند. من هم که بچه بودم و دوست داشتم هر جوری شده عیدی بگیرم، رفتم جلو و گفتم عموجان عیدی من را نمی‌دهید؟ ایشان هم دست توی جیبشان کردند و 2 تومان به من دادند. بعد از این که عمویم رفتند مادرم حسابی من را دعوا کرد که چرا این کار را کردم.

شما عیدی‌هایتان را چه می‌کردید؟

یادم می‌آید یکسال مادرم عیدی‌هام را گرفت و برای خودش یک چراغ فیتیله‌ای خرید تا برنج راحت‌تر دم بکشد. البته گاهی هم به ما اجازه می‌دادند که وقتی داریم بازی می‌کنیم برای خودمان کته درست کنیم. به هر حال مادرم آن زمان به آن چراغ بیشتر نیاز داشته است.

قاشق‌زنی هم می‌رفتید؟

برومند: بله، یکی، دو بار این کار را انجام دادم. بیشتر حالت نمایشی داشت و آجیل می‌ریختند توی کاسه‌هایمان.

از خرید لباس‌های عیدتان بگویید.

برومند: در آن سال‌ها بیشتر مد بود که لباس بدوزند این مساله نوعی اعتبار بود. برخلاف امروز که بیشتر لباس می‌خرند.

شاه‌محمدلو: یادم می‌آید که چندین سال پدرم کفش‌های ما را از بازار می‌خریدند که تبریزی و دست‌دوز بود.

دوست داشتید به جای کدام سین سفره هفت‌سین بودید؟

برومند: سنبل

شاه‌محمدلو: سکه به مفهوم برکت و نه به مفهوم مالی و مادی. به هر حال به نظرم همه سین‌ها به نوعی یک سمبل هستند و طی قرون مختلف تبدیل به نماد شده‌اند و هر کدام برای خود تاریخی دارند.

سال 87 در یک نگاه؟

برومند: زندگی دیگر، با همه خوشی‌ها و ناخوشی‌ها.

شاه‌محمدلو: خیلی سال مثبتی برایم نبود به خاطر خشکسالی خیلی نگرانم. نه برای خودم، بلکه برای همه، چون بی‌آبی انواع و اقسام بیماری‌ها را با خود می‌آورد این نگرانی خیلی ذهنم را مشوش می‌کند.

روی آخرین برگ از سال 1387 چه خواهید نوشت؟

برومند: خوشحالم از این که یک فیلمنامه نوشتم برای خانم مرضیه برومند به نام «همه بچه‌های من» که سال آینده پخش خواهد شد.

شاه‌محمدلو: می‌نویسم که بالاخره تمام شد.

محبوبه ریاستی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: