روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 01 تير 1396 / 27 رمضان 1438 / a 22 Jun 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:41
شماره خبر: 100901643504
بازخواني فيلم «دعوت»، جنجالي ترين فيلم سينمايي سال 87
کارگردان محبوب يا ديکتاتور مهربان
ابراهیم حاتمی‌کیا یکی از دوست‌داشتنی‌ترین کارگردانان سینمای ایران است؛ کارگردانی که مردم او را به واسطه فیلم‌هایی که می‌سازد، دوست دارند و با افکار او احساس نزدیکی می‌کنند. حافظه مردم، چه آنهایی که سینماروی حرفه‌ای هستند و چه آنهایی که گاهی به سینما می‌روند تا فیلمی خاص را به تماشا بنشینند، هرگز فیلم‌هایی مانند از کرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف، ارتفاع پست، موج مرده، روبان قرمز، به نام پدر و سریال خاک سرخ را فراموش نمی‌کنند. حاتمی کیا اما سال 87 با ساخت فیلم دعوت نشان داد که به نوعی به قانون نسبیت اعتقاد دارد و این حق را به خود می‌دهد تا گاهی احساس و نوع دیدگاهش نسبت به موضوعات تغییر کند و دلبستگی‌هایش رنگ دیگری بگیرد.

فیلم دعوت علاقه‌مندان به سینمای حاتمی‌کیا را متعجب کرد، تعجبی که حاتمی‌کیا را هم غافلگیر و به واکنش نسبت به علاقه‌مندان خود وادار کرد و از آنها خواست که بگذارند او داستان‌های دیگر را هم درسینما تجربه کند. اما حاتمی‌کیا انگار در زمان این درخواست فراموش کرد که او سال‌ها خود را هنرمند مردمی معرفی کرده است و هنرمندی که مردمی باشد زیاد نمی‌تواند برای دل خودش فیلم بسازد، چون آن‌‌وقت دیگر مردم به اثر او توجه نشان نمی‌دهند؛ چون فرکانس‌هایی که از دل هنرمند منعکس می‌شود را با فرکانس‌ خواسته‌های خود که سال‌ها هنرمند آنها را تربیت کرده است همسو نمی‌بینند.

اما واقعیت این است که در چنین شرایطی، هم هنرمند فیلمساز حق دارد و هم مردمی که سال‌ها از او فیلم‌هایی خاص دیده‌اند. با این مقدمه نگاهی گذرا داریم به اتفاقاتی که پیش از ساخت فیلم دعوت و بعد ازاکران آن برای حاتمی‌کیا رخ داد؛ اتفاقاتی که چهره‌ای دیگر از این فیلمساز دوست‌داشتنی به مردم و علاقه‌مندان او نشان داد و باعث شد موجی از حاشیه‌های جذاب‌تر از فیلم دعوت، حاتمی‌کیا را دربر بگیرد.

هر چند گروهی بر این باور هستند که حاتمی‌کیا فیلمسازی است که اگر شرایط بر وفق مرادش نباشد، می‌تواند حاشیه‌هایی جنجالی به‌وجود آورد تا شرایط را به نفع خودش تغییر دهد. آنهایی که خاطره نمایش فیلم موج مرده را در جشنواره فیلم فجر و حضور حاتمی‌کیا و تهیه‌کنندگان این فیلم را در سینما استقلال به یاد دارند حتما با این گفته موافق هستند حاتمی‌کیا همیشه می‌دانسته که چگونه از روزنامه‌ها، خبرنگاران و منتقدان برای موفقیت اکران فیلم خود استفاده کند. حاتمی‌کیا می‌داند که می‌تواند با نگاه ابزاری به خبرنگاران، موجی در روزنامهها و نشریات راه اندازد و بخشی از فروش فیلم خود را روی این موج تضمین کند.

خبرنگارانی که زمان اکران فیلم‌های حاتمی‌کیا با او تماس گرفتهاند تا درباره فیلم جدیدش که قرار است اکران شود صحبت کنند، میدانند حاتمی‌کیا با استقبال به تلفن آنها پاسخ می‌دهد و از آنها می‌خواهد از اکران فیلم حمایت کنند اما زمانی که اکران عمومی فیلم  چه موفق چه ناموفق ‌ به پایان می‌رسد امکان ندارد حاتمی‌کیا به تلفن خبرنگاران پاسخ دهد. حاتمی‌کیا با این نوع نگرش به خبرنگاران و منتقدان در زمان ساخت و اکران فیلم دعوت انتظار داشت با حمایت‌های رسانه‌ای این فیلم را بسازد و اکران کند، اما وقتی رسانه‌های مکتوب در اولین قدم و در زمان انتخاب بازیگران فیلم دعوت نسبت به حاتمی‌کیا و تغییر نگرش او واکنش نشان دادند حاتمی‌کیا هم از تاکتیک قهر با روزنامه‌ها استفاده و به صورت غیرمستقیم اعلام کرد نوع نگاهش در سینما کاملا به خودش مربوط است و اصلا تمایل ندارد اخبار فیلم دعوت در روزنامه‌ها درج شود. قهر حاتمی‌کیا با منتقدان هم از زمانی آغاز شد که فیلم دعوت اکران شد و اکثر منتقدانی که روزی حاتمی‌کیا را برای ساخت فیلم‌هایش ستایش می‌کردند فیلم دعوت را در قد و قواره حاتمی‌کیا ندانستند و صراحتا اعلام کردند این فیلم به دنیای حاتمی‌کیا تعلق ندارد.

حاتمی‌کیا اعتراض منتقدان را به حساب خصومت گذاشت و بازهم غیرمستقیم از آنها خواست تا او را به حال خود بگذارند و دنیای او را محدود نکنند. اما نکته جالب اینجاست که وقتی در دهه فجرفیلم آژانس شیشه‌ای به عنوان بهترین فیلم بعد از انقلاب معرفی شد این کارگردان گفت که از دنیای فیلمسازی‌اش فاصله گرفته است و دوست دارد دوباره به دنیای گذشته‌اش برگردد. اما به راستی دنیای قبلی حاتمی‌کیا چگونه دنیایی بود که فیلم دعوت بین او و آن دنیا فاصله انداخت؟

حاتمی‌کیا درباره این دنیا در گفتگویی که فرزاد حسنی در رادیو گفتگو با او انجام داد، گفت: فیلم‌های من بین مردم و تاریخ این مملکت ارتباط ایجاد می‌کند به همین دلیل مردم فیلم‌های مرا دوست دارند اما خارجی‌ها اصلا فیلم‌های مرا نمی‌فهمند؛ به همین دلیل خودم می‌دانم چرا مردم و منتقدان، فیلم دعوت را نمی‌پذیرند؛ چون می‌ترسند آن ارتباط تاریخی که با کارهای قبلی من برقرار کرده بودند را از دست بدهند...

حاتمی‌کیا با بیان این نکته نشان داد که خود می‌داند به چه دنیایی تعلق دارد و می‌داند تا زمانی که در این دنیا نفس بکشد، می‌تواند نفس به نفس مردم بدهد و آنها را به سینماها بکشاند اما انگار خودش دوست داشته این واقعیت را حتی برای خودش هم پنهان نگاه دارد و بیشتر به جنجال‌های حاشیه‌ای دامن بزند. به همین دلیل در یک اتفاق نادر و زمانی که همه او را یکی از نجیب‌ترین کارگردانان سینمای ایران می‌دانند در همین برنامه رادیویی جواب همکار خود، منیژه حکمت را با ادبیاتی غیرمتعارف داد و گفت اگر منیژه حکمت مرا فیلمسازی دولتی خطاب می‌کند من هم به او می‌گویم تمام دغدغه تو این است که ویزای کانادا بگیری...!

حاتمی‌کیا زمان اکران فیلم دعوت بسیار عصبانی بود، همه را متهم می‌کرد؛ هم منتقدان و هم کسانی که فیلم جدید او را دوست نداشتند. اما جالب این‌جاست که مردم قبل از ساخت فیلم دعوت و زمان پیش تولید آن گفتند که این فیلم را در ردیف فیلم‌های حاتمی‌کیا نمی‌دانند و این کارگردان نباید توقع داشته باشد علاقه‌مندان سینمای حاتمی‌کیا به تماشای دعوت بنشینند و از سینما راضی بیرون بیایند.

همه بازیگران حاتمی‌کیا

حاتمی‌کیا قبل از ساخت فیلم دعوت سریال حلقه سبز را برای شبکه سه سیما کارگردانی کرد؛ سریالی که اعتراضات زیادی به آن شد اما با پخش قسمت آخر سریال حلقه سبز حاتمی‌کیا دوباره محبوبیت خود را در بین مردم به دست آورد و نشان داد که هنوز هم ضربان علاقه‌های مخاطبان خود را می‌شناسد. اما آشتی بین مردم و کارگردان محبوبشان دیری نپایید و با اعلام این خبر که قرار است حاتمی‌کیا در فیلم جدید خود از بازیگرانی مانند مهناز افشار، محمدرضا گلزار، بهرام رادان، هدیه تهرانی، لیلا اوتادی و... استفاده کند، موجی از اعتراضات شکل گرفت که اکثر آنها در روزنامه‌ها منتشر شد. این اعتراضات نشان‌دهنده این بود که علاقه‌مندان سینمای حاتمی‌کیا نگران ماهیت فیلمی هستند که قرار است این کارگردان مقابل دوربین ببرد. این پرسش بارها و بارها مطرح شد که داستان دعوت چیست که حاتمی‌کیا تصمیم گرفته است روایت آن را به بازیگرانی بسپارد-‌‌‌بدون نادیده گرفتن توانایی‌های آنها‌‌‌‌- که تامین‌کننده گیشه هستند. آیا حاتمی‌کیا از فروش نرفتن فیلمش نگران است که می‌خواهد با استفاده از این بازیگران فروش خود را تضمین کند؟ حاتمی‌کیا به هیچ کدام از این اعتراضات پاسخ نداد اما بعد از مدتی خبر آمد که گلزار و تهرانی بازی در فیلم دعوت را نپذیرفته‌اند. اما زمانی که داستان فیلم دعوت گوش به گوش رسید و در روزنامه‌ها منتشر شد بازهم باعث شگفتی شد. دعوت، برش‌هایی از زندگی چند زن با موقعیت‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مختلف بود که تلفنی متوجه می‌شوند باردار هستند. در ادامه داستان می‌بینیم همه آنها بدون اینکه از سرنوشت یکدیگر باخبر باشند به یک پزشک مشترک مراجعه می‌کنند تا جنین خود را سقط‌‌‌ کنند...

چه داستان عجیبی! این داستان کجا و داستان از کرخه تا راین کجا؟ این داستان کجا و داستان آژانس شیشه‌ای و زندگی حاج‌کاظم کجا؟ این داستان کجا و داستان پدری که منتظر بازگشت فرزند مفقودالاثر خود است کجا؟ این داستان را چگونه می‌توان به قصه به نام پدر پیوند داد؟

«دعوت» در اکران عمومی مورد بی‌مهری منتقدان قرار گرفت اما مردم نسبتا استقبال کردند و طیف جدیدی از مخاطبان را برای فیلم رقم زدند، تماشاگران این فیلم افرادی بودند که می‌خواستند بدانند زاویه نگاه حاتمی‌کیا درباره قضیه‌ای کاملا زنانه مانند سقط جنین چیست

سال گذشته حاتمی‌کیا به برنامه شب شیشه‌ای آمد و وقتی مجری برنامه نظرش را درباره محسن مخملباف پرسید حاتمی‌کیا مکثی کرد و گفت: خدا همه ما را عاقبت به‌‌خیر کند. و جالب این‌جاست که بعد از اکران فیلم دعوت خیلی‌ها این دعا را در حق حاتمی‌کیا نمودند و گفتند خدا همه ما را عاقبت به‌خیر کند. البته گروهی هم گفتند که برای عاقبت به‌‌خیری شاید بهتر باشد حاتمی‌کیا در انتخاب تهیه‌کننده کارهایش تجدید‌نظر کند. همه می‌دانند در سینما و تلویزیون تهیه‌کننده حرف اول را می‌زند. تهیه‌کننده می‌تواند با نوع نگرش خود کارگردانی را در مسیر درست هدایت کند. حاتمی‌کیا تا زمانی که زنده‌یاد ابراهیم اصغرزاده را در کنار خود داشت و با تهیه‌کنندگانی مانند مجید مدرسی و منوچهر محمدی کار می‌کرد فیلم‌هایش یک‌دست بودند و انگار تب و تاب‌های احساسی و فکری‌اش کمتر بود و خودش می‌دانست که از سینما چه می‌خواهد. یارانی که با او سنخیت داشتند از او حمایت می‌کردند و نمی‌گذاشتند دغدغه فروش فیلم و برگشت سرمایه او را از مسیر واقعی‌اش دور کند اما چند سالی است فروش فیلم آنقدر برای حاتمی‌کیا مهم شده است که او حاضر است به هر داستانی نزدیک شود تا مردم مقابل گیشه سینماهای نمایش‌دهنده فیلمش صف بکشند و تهیه‌کننده فیلم‌هایش را به بازگشت سرمایه و سود امیدوار کند. این عطش تماشاچی زیاد حتی باعث شد حاتمی‌کیا زمانی که برای دیدن فیلم اخراجی‌های‌‌2 به سینما فردوسی رفته بود لب به ستایش مسعود ده‌نمکی بگشاید و بگوید خوش‌به‌حال ده‌نمکی که می‌تواند فیلم‌هایی بسازد که این همه مخاطب داشته باشد.

فیلم دعوت در زمان اکران عمومی هرچند مورد بی‌مهری منتقدان قرار گرفت اما مردم نسبتا از آن استقبال کردند، اما این تماشاگران طیف جدیدی از مخاطبان را برای حاتمی‌کیا رقم زدند، تماشاگران این فیلم بیشتر افرادی بودند که می‌خواستند بدانند زاویه نگاه کارگردانی مانند حاتمی‌کیا درباره قضیه‌ای کاملا زنانه مانند سقط جنین چیست.

چیستا یثربی و فیلمنامه دعوت

داستان فیلم دعوت کاملا زنانه است، لاجرم نویسنده آن هم باید یک زن باشد. چنان که در تیتراژ این فیلم نویسنده فیلمنامه چیستا یثربی معرفی شده است.

یثربی همچنین انتخاب بازیگران فیلم را نیز به‌‌عهده داشته است. در ابتدای اکران فیلم دعوت همه چیز به خوبی پیش می‌رفت و یثربی به عنوان نویسنده این فیلم با روزنامه‌های مختلف مصاحبه می‌کرد تا اینکه فرزاد حسنی از یثربی دعوت کرد به برنامه سینمایی رادیو فرهنگ بیاید و مقابل همان میکروفنی بنشیند که حاتمی‌کیا نشست و درباره فیلم دعوت سخن گفت.

یثربی در این برنامه صراحتا اعلام کرد که از سخنان حاتمی‌کیا چیزی نمی‌فهمد و نمی‌داند چرا این کارگردان گفته است که نویسنده فیلمنامه دعوت، یثربی نیست و فقط طرح داستان‌ها از اوست. یثربی خطاب به حاتمی‌کیا گفت: اگر فیلمنامه را من ننوشته‌ام چرا نام مرا به عنوان نویسنده در تیتراژ فیلم آورده‌اید؟ یثربی در این برنامه گفت: نمی‌دانم چرا این روزها مدام چهره‌تان خشمگین است، ادبیاتتان تغییر کرده و چند جا خواندم که گفته‌اید به کوری چشم منتقدان و گاهی هم منتقدان را دیکتاتورهای مهربان خطاب کرده‌اید.

با این حال هنوز هم برایتان احترام قائلم، من نویسنده هستم، اگر برای شما ننویسم برای دیگری می‌نویسم، اصلا برای خودم می‌نویسم، برای دختر و پسر شما که متن‌های مرا بیشتر از خود شما خوانده بودند.

یثربی در زمان اکران فیلم دعوت اعلام کرد با تجربیاتی که در پشت صحنه فیلم دعوت به دست آورده است می‌خواهد پشت صحنه این فیلم را در قالب یک رمان منتشر کند. اما پیرهادی، تهیه‌کننده فیلم دعوت گفت که به عنوان تهیه‌کننده فیلم نمی‌گذارد این رمان منتشر شود چون درست نمی‌داند که زندگی شخصی بازیگران سینما در یک رمان بازگو شود.

اما یثربی در پاسخ به پیرهادی گفت که قصد ندارد پشت صحنه فیلم دعوت را بنویسد بلکه پشت صحنه این فیلم به او کدهایی داده‌اند که بتواند پی‌رنگ رمان خود را مشخص کند.

یثربی گفت: رمان من داستان نویسنده‌ای 39 ساله است که تصمیم می‌گیرد یک سال از زندگی‌اش را که همزمان با بلوغ دخترش بوده است بنویسد.

پس از دعوت

وقتی اکران فیلم دعوت به پایان رسید، پیرهادی اعلام کرد حاتمی‌کیا تصمیم دارد فیلم بعد از دعوت را بسازد اما تاکنون خبری از ساخت این فیلم منتشر نشده است. انگار حاتمی‌کیا مشغول سبک و سنگین کردن شرایط است. این کارگردان سال گذشته که به برنامه شب شیشه‌ای آمد خاطره جالبی تعریف کرد. او گفت چند سال قبل از ساخت فیلم آژانس شیشه‌ای کاملا از دنیای سینما سرخورده شده بود.

در این شرایط حتی تصمیم می‌گیرد سینما را برای همیشه رها کند ومدتی هم به مغازه کفاشی پدرش پناه می‌برد، اما در همین خلوت است که فیلمنامه آژانس شیشه‌ای کم‌کم شکل می‌گیرد و زمانی که حاتمی‌کیا آن را به فیلم تبدیل می‌کند، به یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران تبدیل می‌شود. اکنون هم حاتمی‌کیا با رفتن به دنیایی که خلوت‌تر است و سپری کردن مدتی در تنهایی شاید بار دیگر به سینمایی برگردد که متعلق به آن است و مردم هم آن سینما را دوست می‌دارند.

طاهره آشیانی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: