روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 06 فروردين 1396 / 27 جمادي الثاني 1438 / a 26 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 15:02
شماره خبر: 100901655194
ابراهيم زاهدي‌مطلق- دبير گروه فرهنگ و هنر
فرهنگ تقويم‌ساز
سال فرهنگی و سال‌ هنری برخلاف حوزه‌های سیاسی و اقتصادی و... - در باز‌ه زمانی فروردین تا اسفند یا بهار تا زمستان نمی‌گنجد و با معیارهای سنجش رایج، سنجیده نمی‌شود.

سال فرهنگی ابتدای خود را دارد و انتهایی هم برایش متصور نیست. سال فرهنگی نه مثل سال تحصیلی است که خرداد تا خرداد را شامل ‌‌شود و نه مانند سال مالی، تیرماه هر سال آغاز شود و تیرماه سال دیگری به پایان رسد. سال فرهنگی را تقویم‌ها نمی‌سازند؛ بلکه تقویم‌ها حاصل فرهنگ‌هایی هستند که بهار طولانی‌تری دارند.

 فرهنگ‌ها از فصل‌ها عبور نمی‌کنند. بهار و خزان در قاموس فرهنگ‌ها بازتعریف می‌شوند و ملت‌ها را وارد فصل‌ها می‌کنند. چنان که ملت‌هایی پیوسته در بهار می‌زیند و ملت‌هایی دیگر مدام در خزان‌اند. رابطه ملت و فرهنگ از نوع روابط مالک و مملوک نیست و ارباب و رعیت واژگان بیچاره‌ای هستند که قادر به تعریف رابطه ملت‌ها و فرهنگ‌ها نیستند. مناسبات درونی و ارتباطی ملت‌ها، فرهنگ و هنر آنان را پدید می‌آورد تا این پدیده به سهم خود بتواند روابط ملت‌ها را تنظیم کند و ارتقاء دهد. این رابطه دینامیکی و پیوستگی آن، مایه جوشش درونی ملت‌هاست و عامل ماندگاری‌اش. سال فرهنگی را ملت‌ها به پیش می‌برند، نه گردش ماه و خورشید و افلاک. فرهنگ‌ها می‌توانند مدام در بهار باشند؛ بهاری که ملت‌ها برایشان می‌سازند و نه تقویم‌ها.

کوشش برای دانایی و تلاش برای بهبود روابط انسانی ملت‌ها، سرچشمه گرفته از فرهنگی است که میل به ماندن دارد. آمدن و رفتن سال‌های تقویمی و تغییر عدد تقویم‌ها برای ملت‌هایی که سازنده فرهنگ‌های عمیق و پایدار بوده‌اند، به منزله نو شدن و کهنه شدن نیست؛ بلکه یافتن فهم تازه و رسیدن به شعوری است که عبرت‌های نو از کهنه‌ها بگیرد. چرا که در منظر فرهنگ‌های عمیق، اگرچه نوها و تازه‌ها، واجد لطافت و خواستنی‌اند، اما کهنه‌ها، همان خواستنی‌های دیروزند که به علت پیوندشان با عنصر زمان، دچار کهنه‌گی شده‌اند. پس، نمی‌توان و نباید اندیشه و پویایی را به زمان پیوند زد و این رمز حفظ بهار است برای زندگی.

ملت‌هایی که فرهنگ‌شان، تقویم‌شان را ساخته، نه تقویم‌شان عامل به وجود آمدن فرهنگشان بوده، از زمان‌ها عبور می‌کنند؛ تازه و باطراوت ادامه می‌دهند، سال‌شان به پایان نمی‌رسد. اگرچه عمرشان از هزاران و قرن‌ها می‌گذرد.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: