روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 03 تير 1396 / 29 رمضان 1438 / a 24 Jun 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:45
شماره خبر: 100901655207
پرويز داوودي
مرد همه‌کاره اقتصاد
نقشی را که دکتر پرویز داوودی در کابینه دولت نهم ایفا می‌کند، شاید بتوان بیش از معاون اول رئیس‌جمهور ارزیابی کرد، چرا که وی علاوه بر انجام وظایف معاون اولی تمرکز و نفوذ تمام و کمال خود را بر اقتصاد ایران و تحولاتی که در سه و نیم سال گذشته در آن روی داده حفظ کرده است. البته شاید ایفای چنین نقشی اجتناب‌ناپذیر به نظر برسد. چرا که داوودی یک استاد حرفه‌ای و پرسابقه اقتصاد در دانشگاه‌های معتبر کشور است. دانشگاه‌هایی چون شهید بهشتی (دانشگاه ملی سابق)، دانشگاه تربیت مدرس و سرانجام موسسه آموزشی امام خمینی(ره) متعلق به آیت‌الله مصباح یزدی.

به عبارت بهتر داوودی بخش عمده عمر 56 ساله خود را در عالی‌ترین سطح دانشگاهی سپری کرده و صرفا به دانشجویان دوره فوق‌لیسانس و دکترا در اقتصاد خرد، پول و بانکداری درس ‌داده است. تحصیلات داوودی نیز در تناسب کامل با نفوذ وی در اقتصاد ایران است.

دکتر پرویز داوودی در سال 1359 دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه آیووا آمریکا دریافت کرد، دانشگاهی که برخی از نزدیکترین دوستان وی چون حسین‌نمازی و محمدخان نیز از همین دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند. پس از اتمام تحصیلات نیز سمت‌های حکومتی داوودی اکثرا اقتصادی بوده ‌است: معاون اقتصادی وزیر اقتصاد، معاون اقتصادی قوه قضاییه، عضو  شورای پول و اعتبار و بورس، مشاور اقتصادی رئیس قوه‌قضاییه، ‌رئیس سازمان سرمایه‌گذاری وزارت اقتصاد و...

لذا پرویز داوودی ویژگی‌های تمام‌عیار آن را داشت که در کسوت معاون اولی یکی از متفاوت‌ترین روسای جمهوری در عمر 30 ساله انقلاب به مرد نخست اقتصاد ایران تبدیل شود.

محفل دانشگاه شهید بهشتی

با این حال بسیاری از تحلیلگران اقتصادی برجستگی و سوابق عمیق دانشگاهی داوودی را دلیلی بر موفقیت وی در اجرای این ایده‌ها در اقتصاد امروز ایران نمی‌دانند، بلکه برعکس معتقدند مکتب دانشگاهی که وی از آن ریشه گرفته و به آن وفادار است در تناقض با رویکردی است که امروز اقتصاد ایران به سوی آن پیش می‌رود. مانند هر کشوری اقتصاد ایران نیز در لایه‌های تئوریک خود 2 مکتب رقیب دارد که برای خود دامنه نفوذی دارند و با روی کار آمدن هر دولت و به تناسب تفکر اقتصادی رئیس‌جمهورش قدرت و یارگیری در مناصب اقتصادی را دست به دست کرده‌اند. مکتب نخست که به مکتب دانشگاه شهید بهشتی معروف است، به نوعی اقتصاد دولتی  تعاونی با نقش کمرنگ بخش خصوصی معتقدند. معتقدین به این مکتب که اتفاقا اصل 44 قانون اساسی تا پیش از اصلاح اخیر رهبر معظم انقلاب کاملا با تفکراتشان همخوانی داشت، به بخش خصوصی به عنوان مجموعه‌ای می‌نگرند که از همه ابزارها و از جمله انحصار برای دستیابی به سود حداکثری بهره می‌جوید. به‌واقع شاید درست باشد که معتقدان این مکتب اقتصادی، بخش خصوصی را همطراز سرمایه‌دار و سرمایه‌داری محسوب کرده و معتقدند دولت با ابزار اقتصاد دولتی شایسته‌ترین راه برای جلوگیری از ترکتازی این بخش است.

اما مکتب دوم به مکتب دانشگاه تهران مشهور است و مومنان آن را معتقدان به اقتصاد آزاد و درهای باز و شبه‌کاپیتالیستی تشکیل می‌دهند. آنها اقتصاد دولتی را ناکارآمد و تولید ثروت، ایجاد رونق، سرمایه‌گذاری و رشد تولید ناخالص داخلی کشور را در گرو بهره‌گیری از سرمایه بخش خصوصی می‌دانند. آنها معتقدند دولت با بضاعت اندک خود نخواهد توانست نیاز سرمایه‌گذاری بخش‌های مختلف اقتصاد را تامین کند و لذا این سرمایه نامحدود بخش خصوصی است که گره از مشکلات اقتصادی کشور می‌گشاید.

طرفداران این 2 مکتب از همان اوایل تشکیل دولت‌های انقلاب اسلامی به یارگیری و اشغال مناصب اقتصادی مشغول شدند، اما مجموع شرایط انقلاب و بلایی که سرمایه‌داران طاغوتی بر سر مردم آورده بودند، شرایطی را ایجاد کرد که زمینه برای مقبولیت مکتب دانشگاه شهید بهشتی فراهم‌آید تا داوودی میوه شیرین و رسیده این مکتب در حال حاضر به شمار آید. البته داوودی در این میان از حمایت مرد در سایه‌ای برخوردار است که شاگردانش سال‌ها مهمترین مناصب اقتصادی دولت‌ها را در اختیار داشته‌اند و این روند تاکنون ادامه دارد. دکتر ناصر شرافت جهرمی همدوره شهید چمران در آمریکا فقط یک سال قائم‌مقام محمدخان، وزیر اقتصاد نخستین دولت هاشمی بود که احتمالا به دلیل عدم تناسب ایده‌های اقتصادی‌اش با افکار رئیس‌جمهور که تعدیل و آزادسازی اقتصاد را در سر می‌پروراند، ترجیح داد از جای دیگری به تاثیرگذاری بر اقتصاد ایران مشغول باشد. این بود که از 25 سال پیش تاکنون در مقام ریاست دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی شاگردانی چون پرویز داوودی، فرهاد دژپسند، علی‌اکبر عرب مازار، حسین صمصامی، حسین نمازی و مرحوم مرتضی قره‌باغیان را راهی مناصب اقتصادی ایران کرد.

مرد عزل و نصب‌های اقتصادی

گروهی دیگر هم هستند که داوودی را مرد واقعی و تاثیرگذار در بسیاری عزل و نصب‌های اقتصادی دولت نهم می‌دانند؛ چرا که هر کس از مردان اقتصادی این دولت با داوودی درافتاد، ورافتاد! داوود دانش‌جعفری نمونه بارز این قضاوت است. وی با این‌که به همراه غلامحسین الهام، فرهاد رهبر و ثمره‌هاشمی تیم 4نفره گزینش و مصاحبه وزرای دولت نهم را تشکیل می‌داد و کاملا در جایگاهی که قرار گرفته بود  وزیر اقتصاد  مستحکم به نظر می‌رسید، اما ظاهرا اختلافات وی در مشی اقتصادی دولت که تازه با رشد قیمت نفت مواجه شده بود و مخالفت با گسترش اقتصاد دولتی، نخستین جوانه‌های اختلاف را با داوودی ایجاد کرد تا آن مراسم تراژیک دوم اردیبهشت‌ماه با اشک‌های دانش‌جعفری و انتقاد تند داوودی به وی و همفکرانش رقم بخورد. جانشین موقت دانش‌جعفری نیز به داوودی نزدیک بود.

نمونه معروف بعدی، ماجراهای دنباله‌دار طهماسب مظاهری با داوودی بود. مظاهری پس از جلوس بر وزارت اقتصاد در باب‌همایون در اواسط دولت خاتمی، عذر طرافداران مکتب و دانشگاه شهید بهشتی و از جمله داوودی را از وزارت اقتصاد خواست و طبیعی بود که به خاطر اختلاف دیدگاه‌های این دو، چه در زمان قائم‌مقامی مظاهری در وزارت اقتصاد دولت نهم و چه در زمان ریاست وی در بانک مرکزی، اختلافات این دو اوج بگیرد. ماجرای پرینت حساب مظاهری که سرانجام با پادرمیانی سیدمحمد خاتمی و صادق خرازی و رفع سوءتفاهم‌ میان داوودی و مظاهری به اتمام رسید، نمونه جالبی از اختلافات این دو مقام است. اما سرانجام این داوودی بود که باز هم پیروز این منازعه بود. تا آنجا که شایعه انتصاب وی به ریاست دستگاه مادر و حساس پولی کشور نقل محافل بود؛ اما ظاهرا این بار شانس با داوودی همراه نبود؛ چراکه شاگرد مشترک وی و دکتر شرافت جهرمی  حسین صمصامی  از ورود تحت هر عنوان به بانک مرکزی بازماند تا رئیس کلی معتدل و بینابین، اما منصوب شده توسط طهماسب مظاهری در مقام دبیرکل قبلی، در پست خالی بنشیند.

با این وجود هنوز هم که هنوز است سایه دکتر پرویز داوودی و مکتب اقتصادی که او نمایندگی‌اش می‌کند، بر سر اقتصاد ایران و دولت نهم سخت سنگینی می‌کند. شاید به این دلیل که شعارهای دولت نهم با رویه این مکتب که بر تمرکز امکانات اقتصادی در دست دولت تاکید دارد، سازگار است.

گروه اقتصاد


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: