روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 01 تير 1396 / 27 رمضان 1438 / a 22 Jun 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 15:02
شماره خبر: 100901655967
محمد ميرکياني
اولین عیدی که من گرفتم برمی‌گردد به دوران خردسالی هنگامی که من 4 سال بیشتر نداشتم. یادم می‌آید روز اول نوروز به اتفاق خانواده به خانه یکی از بزرگان فامیل رفتیم و من یک سکه 2 ریالی عیدی گرفتم. جالب آن بود که وقتی به حیاط آن خانه رفتم از فرط هیجان 2 ریالی از دستم قل خورد و نزدیک بود به درون چاه آن خانه بیفتد.

آخرین عیدی که من گرفتم برمی‌گردد به همین چند روز پیش. این عیدی را پسرم که کلاس اول ابتدایی است به من هدیه کرد. او که تازه خواندن و نوشتن را یاد گرفته در یک کاغذ نوشته است: <بابا من تو را دوست دارم.> این آخرین عیدی زندگی من است که آن را برای همیشه در لای یکی از کتاب‌هایم نگه می‌دارم.


اولین عیدی که من دادم برمی‌گردم به دوران قبل از ازدواجم. یادم می‌آید بخشی از اولین حقوقی که از سازمان صداوسیما به من داده شد را به عنوان عیدی به مادرم دادم.

اما آخرین عیدی که دادم برمی‌گردد به نوروز سال گذشته. این عیدی شامل یک ‌دسته اسکناس 5 هزار تومانی می‌شد که به کودکان فامیل دادم. جالب آن است که ابتدا هیجان‌زده شده بودم و متوجه نبودم چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اما وقتی پایان تعطیلات دیدم از آن دسته اسکناس تنها <رل اسکناس> کاغذی که به دور اسکناس‌ها می‌پیچند باقی مانده است، از عمق فاجعه خبردار شدم.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: