روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 10 ارديبهشت 1396 / 03 شعبان 1438 / a 30 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 15:03
شماره خبر: 100901658099
به انگيزه نسيم نوروزي
ترنم بهار و خاموشي نوروز خوانان
عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم/گردی نستردیم و غباری نفشاندیم/دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز/ از بیدلی او را ز درِ خانه براندیم/هر جا گذری غلغله ی شادی و شور است/ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم/آفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما/پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم(اخوان ثالث)

‌نخستین پیام نوروز این است که ما نو باشیم؛ نه در شعار بلکه در عمل ! این مهم‌ترین پیام نوروزی است وشگفتا که تنها کاری هم که تقریبا همه ما در نخستین روز نو فراموش می‌کنیم همین نکته است(یعنی نو شدن)؛ از خودمان (روزنامه نگاران) و همه اهل قلم و روشنفکران و حتی پژوهشگرانی که در باب نوروز قلم می‌زنند گرفته تا دیگر دوستان ، آشنایان و...حتی نوروزخوانان! چنین هستیم ؛ قبول ندارید؟

آنها که اهل اینترنت وفضای سایبر و ایمیل ( پست الکترونیکی) هستند حتما با این نامه واین پیام ناسیونالیستی(ملی) برخورد کرده اند که بشتابید و به این نشانی بروید و برای ثبت نوروز امضا جمع کنید تا تعداد به یک میلیون نفر برسد و یونسکو نوروز را به مثابه یک سنت بزرگ ایرانیان به ثبت برساند؛ می‌خواهم هفتاد سال یونسکو به ثبت نرساند!! یونسکویی که قرار است با جمع امضا و طومار مجازی به اجماع و اقناع برسد که نوروز سه هزار ساله در ایران یک رویداد مهم است همان بهتر که نرسد و این مرحمت را نکند. فعلا موضوع ما این نیست؛ این نکته را برای این گفتم که نوروز به ظاهر برای همه‌ ما ایرانیان مهم است اما گویا فقط به ظاهر مهم است! نه؟

موسیقی نوروزی در کتاب

موضوع این نوشته قرار است موسیقی و نغمات نوروزی باشد و اگر قرار باشد ما نوروزی باشیم باید حرف تازه‌ای بزنیم وگرنه باید مثل دیگر نویسندگان دهه گذشته بنویسیم که... بعله، نوروزخوانی و بهاریه‌ها از سنت‌های بسیار مهم ایرانیان و همراه با ستایش پروردگار و شکرگزاری برای نو شدن طبیعت و... بوده و در موسیقی محلی ایران جایگاه ویژه‌ای دارند وبراساس پژوهش محمدرضا درویشی (پژوهشگر موسیقی نواحی ایران) که در کتاب آیین نوروزخوانی اش نوشته به چهار بخش قابل تقسیم است: 1 آیین نوروزخوانی 2 ترانه‌های نوروزی 3 ردیف دستگاهی و موسیقی مقامی قدیم ایران 4 نمایش و خرده نمایش‌های منسوخ شده همراه با موسیقی و....

و البته برای بسط و توسعه بیشتر آن می‌توانیم چنین بیفزاییم که نشانه‌هایی از موسیقی نوروز در آیین‌های مقدس و موسیقی نواحی و در اقصی نقاط ایران وجود دارد و...

و برای تشریح بیشتر اضافه کنیم که نوروزخوان‌های مازندرانی در شب‌های آخر زمستان به خانه آشنایان و به ویژه افرادی که اهل ذوق و هنر هستند می‌روند و در آنجا فضایی شاد را با اجرای نوروزخوانی‌ها به وجود می‌آورند.

حالا چرا فقط مازندران و یا به عبارت درست‌تر چرا وقتی می‌خواهیم نمونه‌هایی را برای نوروزخوانی ایرانیان به رخ بکشیم بیشتر از مازندران مایه می‌گذاریم؟ پاسخ ساده و روشن است چون معمولا در این منطقه و یا مناطق حول و حوش این منطقه (به قول استاد درویشی و دیگر پژوهشگران پیرو، در دو سوی البرز) در این ایام هوا بهاری‌تر است و نوروزخوانان برای انجام رسالت نوروزخوانی خود حس و حال مناسب‌تری می‌گیرند وگرنه در آذربایجان غربی و شرقی و کردستان و همدان و... چنین خبری نیست (مناطق گرمسیری هم که حسابشان جداست.) به هرحال در کتاب‌ها نوشته‌اند که نوروزخوانی در مازندران از 20 روز مانده به نوروز آغاز می‌شود و تا شب تحویل سال نو ادامه دارد و نوروزخوانان محترم بیشتر نوروزخوانی‌های خود را با چاشنی نعت ائمهاطهار واستفاده از اشعاری با محتوای مژده بهار وعید نو سر می‌دهند.


نوروزخوانی تمام شد

اما با اجازه بزرگ‌تر‌ها من می‌خواهم بگویم که اگر می‌خواهیم بهاری باشیم و حرف نو بزنیم باید بگوییم اینها همه مال کتاب و متعلق به تاریخ است؛ الان کدام مازندرانی پیدا می‌شود که شهادت بدهد پیام رسیدن نوروز را از دهم اسفند به بعد از نوروزخوان محله‌شان شنیده است؟! چرا ما باید دلمان را خوش بکنیم که الحمدلله نوروزخوانان سرحال و قبراقی داریم که رسم و سنت حداقل چند صدساله‌مان را نگه می‌دارند و چون ما نیستیم و فرصت نمی‌کنیم که به این محله‌های افسانه‌ای برویم از وجود آنها بیخبریم وچیزی نمی‌دانیم...!

جانم برایتان بگوید که خیر، از این خبرها نیست؛ بله، چنین نیست؛ این حقیر تاکنون شاید از ده‌ها هموطن بومی مازنی و غیرمازنی پرسیده است که آیاچنین چیزی دیده یا شنیده‌اید و پاسخ همان است که اکنون در ذهن شما هم است! نع.


یک پرسش از خود!

به راستی هم اینک که در فضای بهاری هستیم و احتمالا عیدی‌هایی را داده و یا گرفته‌ایم و یحتمل چندین فیلم و موسیقی وطنی و غیروطنی را هم دیده و شنیده‌ایم وخوشبختانه فرصتی به دستمان آمده که در خلوت خود نشریه‌ای بهاری ورق بزنیم، بیایید به این نکته ساده بیندیشیم و از خود بپرسیم دراین چند روز نو و در این نوروز کهن چند نغمه و ترانه بهاری شنیده‌ایم؟ چند شعر و کلام موزون نوروزی را زمزمه کرده‌ایم و کدام کلام موزون بهاری را به ذهن و حافظه‌مان سپردیم؟ اگر در پاسخ ما تعداد این موارد به عدد پنج رسید آنگاه می‌توان احتمال زیاد داد که نوروزخوانان هم در همه نقاط کشور به کارشان مشغولند و حاجی فیروزها با سنت حاجی فیروزگری و درست خواندن شعر، ریتم وملودی مرتبط با نوروز آشنا هستند و چه و چه و در نتیجه شادمانه بپذیریم که سخنان ومطالب جناب درویشی و دیگر محققان آداب و سنن نوروزی هم صرفا پژوهش کتابخانه‌ای و محبوس در کتاب نیست. اما واقعا این طوری است؟


بی‌تعارف نوروزی باشیم

همانطور که در ابتدای این نوشته قرارمان نوروزی بودن بود پس بیایید نوروزی باشیم و تعارف را کنار بگذاریم. بله، چون قرار نیست مثل همیشه و مثل گذشته در باب اهمیت نوروز در شعر وادب پارسی بگوییم و تاکید کنیم که تقریبا هیچ شاعری نبوده و نیست که از نوروز و عید نگفته باشد باید بگوییم که باز در همان سخنان نسبتا کلیشه‌ای درباره موسیقی نوروزی گفته شده است که در موسیقی ردیف دستگاهی ایران، چند گوشه باعناوین «نوروز عرب»، «نوروز صبا» و «نوروز خارا» در راست پنجگاه و همایون اجرا می‌شود اما به لحاظ تاریخی و ارزش و اعتبار بیشتر نوروز در موسیقی ایرانی اجازه بدهید به این نکته نیز اشاره بکنیم که در رساله موسیقی مقاصدالالحان عبدالقادر مراغی که در قرن نهم نوشته، عناوینی چون: «نوروز اصل صغیر»، «نوروز حجازی»، «نوروز خارا»، «نوروزعجم» و «نوروز عرب» آمده است. همچنین در منظومه‌ها و دواوین شعرا از جمله خسرو و شیرین نظامی از 30 لحن موسیقی دوره ساسانی یاد شده و قس علیهذا. اما اینها که باز مربوط به کتاب می‌شود و تاریخ؛ مصرف روز آنها کدام است؟چه فرد یا افرادی باید اینها را برای مردم و برای مصرف کنندگانش ملموس کنند تا کام نوروزیشان موسیقایی و مترنم شود؟


مشکل نوروزخوانی و موانع تولید‌‌ آثار بهاری

مشکل کجاست؟ سال‌ها پیش و چه بسا همین حالا هم بسیاری از پژوهشگران موسیقی نواحی وبه تبع آن برخی از مسوولان به تکاپو افتادند که میراث کهن موسیقی نواحی را که همین موسیقی نوروزی و نوروزخوانی هم در دلش جا دارد حفظ و حراست کنند و طرح‌ها و پروژه‌های جورواجور و رنگارنگ اما با یک محتوا را ارائه دادند و متعاقب آن جشنواره‌هایی هم برگزار شد اما به راستی کدامیک از آنها توانست حداقل همین سنت نوروزخوانی را حفظ کند؛ البته همه آن طرح‌ها و تلاش‌ها ارزشمند و قابل تقدیر بوده و هست اما باید اذعان داشت که هنوز یک جای کار می‌لنگد؛ بدون شک توجه به شرایط و تغییر و تحولات اجتماعی بسیار مهم است و نمی‌توان با هیچ ابزار و توانایی و امکاناتی با زمان و سیل تغییرات ناگزیر درافتاد؛ در زمانه‌ای که در کوره ده‌ها هم برق ، تلویزیون ، کامپیوتر(رایانه) ، اینترنت ، سی‌دی و... راه پیدا کرده است کدام نازنین بی‌خبری است که می‌خواهد خبر نوروز و نعمات نو شدن طبیعت و فواید سبزینگی را از نوروزخوان پیر و فرتوت محله‌شان بشنود و یا با صدای ناکوک و شعر بی‌مایه و موسیقی‌لنگان هم محله‌ای ارتباط برقرار کند و...؛ خب طبیعی است که وقتی بستر مناسب از بین رفته و به دلایل عدیده زایل شده است دیگر نمی‌توان فقط با ضبط نغمه‌های اصیل نواحی در استودیو و برگزاری جشنواره با این روند به مقابله پرداخت.

دراین چند روز نو چند نغمه و ترانه بهاری شنیده‌ایم؟ چند شعر و کلام موزون نوروزی را زمزمه کرده‌ایم ؟ اگر پاسخ ما مثبت بود، آنگاه می‌توان احتمال زیاد داد که نوروزخوانان‌‌در‌نقاط کشور ‌مشغول اند


نوروزیان چاره‌ای

نزدیک به چهار دهه پیش برخی از صاحبنظران فرهنگ عامه و بعضی از شخصیت‌های هنری اعم از ترانه‌سرایان و آهنگسازان با توجه به کمرنگ شدن سنت‌های محلی و بومی و توسعه روزافزون رادیو (و بعدها تلویزیون) درصدد برآمدند تا قطعات و آهنگ‌هایی را ویژه ایام نوروز و سال نو با محتوای بهاری و حال و هوای عید و با توجه به ذائقه و نیاز روز جامعه در زمینه موسیقی شهری بسرایند؛ قصد آنها این بود تا با ارائه این آثار خلاءناشی از نبود نغمه و ترانه نوروزی و بهاری را که قبلا به مدد نوروزخوانان محلی برای مردم نواحی تولید می‌شد پر کنند؛ در واقع می‌توان این اقدام را نخستین واکنش دست‌اندرکاران مسائل فرهنگی به کمرنگ شدن برخی سنن ملی در این باب از یک سو و استفاده بهینه از شیوع رادیو در ایران آن زمان که دامنه وسیع‌تری را از شهر تا روستا گرفته بود به شمار آورد. در آن روزگار علاوه بر استفاده از بهاریه‌های شعرای متقدم، ترانه‌ها و اشعاری از سوی برخی شعرا و ترانه‌سرایان نام آور همچون نواب صفا، بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی و... سروده شد و آهنگسازان خوش ذوق و توانایی نیز چون علی تجویدی، مجید وفادار، محجوبی و... براساس این ترانه‌ها آهنگ‌های جاودانه‌ای ساختند؛ در ادامه و به فاصله نزدیک به یک دهه در زمینه موسیقی پاپ نیز آثاری تولید شد که به فاصله اندکی تعداد آنها به صدها ترانه رسید ولی اکسیر زمان بسیاری از آنها را محو کرد و تنها آن دسته از آثار در حافظه ملت به ثبت رسید که از فخامت، آراستگی و وزانت در خوری برخوردار بودند؛ برخی از آن آثار مثل آمد نوبهار چنان درجان نیوشندگان نشسته که سال‌های سال وزیدن نسیم نوروزی تداعی کننده این تصانیف و پخش آنها موجد حال و هوای بهاری می‌شد.


سازهای نوروزی

در موسیقی نوروزی نوع ادوات و آلات مورد استفاده بسیار مهم و تعیین کننده بوده و هست.

از مهم‌ترین این سازها می‌توان به دهل، سرنا، شیپور، نقاره، دایره و... اشاره کرد. برخی آثار که ریشه در فرهنگ و باورهای ملی و مذهبی داشته و دارد با استفاده ازاین نوع سازها ساخته شده است و همواره تاثیر و حضورپررنگ خود را در یکصد سال اخیر ودر سراسر کشور حفظ کرده است؛ به عنوان مثال قطعه موسیقایی ویژه تحویل سال که هرساله در لحظه حلول سالنو از طریق صدا و سیما پخش می‌شود و در حرم مبارک امام رضا نیز نواخته می‌شود با استفاده از سرنا، نقاره و دهل است که به خوبی در القای فضای نوروزی و تحویل سال در حافظه شنیداری ملت جایگاه ثابتی دارد؛ مردم ایران بویژه ساکنان خراسان تحویل سال را با آوای سُرنا و دُهل مقارن می‌دانند. اما تعداد اینگونه آثار و کارکرد آنها بسیار محدود و معدود است.


برخی آثار ماندگار محلی

در آرشیو موسیقی ملی آثار نسبتا فراوانی از موسیقی‌های محلی مرتبط با نوروز داریم که دیگر امروزه شنونده‌ای ندارند در عین حالی که هنوز برخی از آن آثار قابلیت پخش و جذب مخاطب را دارند؛ یکی از این آثار مرتبط با سال نو و بهار، ترانه مشهور و محلی بیا بریم به مزار است که در منطقه تاجیکستان، افغانستان و ایران شناخته شده است و در سال‌های اخیر محمد اصفهانی نیز آن را بازخوانی کرده است؛ در این ترانه گفته می‌شود منظور از مزار همان مزار شریف افغانستان است که در 10 کیلومتری بلخ واقع است؛ در این منطقه اقوام هزاره ، تاجیک و ازبک زندگی می‌کنند و در این شهر یک گنبد فیروزه‌ای است که اهالی آن را مزار امام علی علیه‌السلام می‌دانند. شریف در فرهنگ مردم افغانستان یعنی امام علیع و حتی بر روی یکی از دروازه‌های شهر شعری از جامی حک شده، که چنین است:

«گویند که مرتضی علی در نجف است/ در بلخ بیا ببین چه بیت الشرف است/جامی نه عدن گوی و نه بین الجبلین/ خورشید یکی و نور او هر طرف است./

بهاریه‌های موسیقایی

پس از انقلاب و در اوایل دهه هفتاد که موسیقی پاپ رواجی دوباره یافت خوانندگانی چون سپهر، بیژن طاهری، بهادر، علیرضا عصار (عیدانه)، مجید اخشابی (مژدگانی بهار است)، رضا صادقی (آمد بهار و صدای بارون بهار)، زنده‌یاد ناصر عبداللهی (بهار بهار) و... با استفاده از ترانه‌های شاعران معاصر و به مناسبت سال نو قطعاتی اجرا کردند. یکی از اشعار لطیفی که در این سال‌ها استفاده شد مربوط به زنده یاد فریدون مشیری بود: بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک/شاخه‌های شسته، باران خورده پاک/ آسمان آبی و ابر سپید/ برگ‌های سبز بید/ عطر نرگس، رقص باد/ نغمه شوق پرستوهای شاد/ خلوت گرم کبوترهای مست/ نرم نرمک می‌رسد اینک بهار/خوش به حال روزگار!

اما در میان خوانندگان موسیقی سنتی ازچند دهه پیش تاکنون نیز قطعاتی در وصف بهار و عید نوروز اجرا شده است؛ قطعه معروف بهار آرزو سروده بیژن ترقی: تا بهار دلنشین آمده سوی چمن/ ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن/ چون نسیم نوبهار از آشیانم کن گذر/ تا که گلباران شود کلبه ویران من/ با آهنگسازی روح الله خالقی و صدای ماندگار بنان که بعدها استاد شجریان هم آن را اجرا کرد یکی از خاطره انگیزترین تصنیف‌های بهاری است و آلبوم‌هایی مثل بوی نوروز (به آهنگسازی حمید متبسم و با صدای زنده یاد ایرج بسطامی) نیز تولید شده است اما اگر ضرورت نو بودن را باور کنیم و بپذیریم که هر نوروز و هر بهار باید نو شویم پس لاجرم نغمه‌های نو را هم باید بشنویم. نغمه‌های زندگی ... .

حمیدرضا عاطفی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: