روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 30 بهمن 1397 / 13 جمادي الثاني 1440 / a 19 Feb 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:45
شماره خبر: 100901660485
با ثمره هاشمي، مشاور ارشد رئيس‌جمهور
دوستي 30 ساله من و احمدي‌نژاد
زمان کوتاهی برای پیگیری مصاحبه با وی صرف شد، که مایه خرسندی بود، زیرا هر کدام از مسوولان برای مصاحبه، چندماهی خبرنگار را پشت در نگه می‌دارند و سپس بیشتر اوقات محترمانه اعلام می‌کنند: مشغله کاری‌شان زیاد است.

احوالپرسی‌اش نیز به گرمی پذیرفتن مصاحبه است. هنگامی که وارد محل گفتگو می‌شود با لبخند تحویل می‌گیرد. اولین گفتگوی اختصاصی‌ام با اوست. قبلا در جلسات هیات دولت هنگام خروج از نشست دولت با خبرنگاران دیگر، دوره‌اش می‌کردیم، او هم از پرسش‌هایمان صرفا با زدن لبخندی استقبال می‌کرد، اما ما همچنان به امید دستیابی به پاسخ‌ها، با او تا در خروجی به نیت بدرقه همراه می‌شدیم.

 

کمتر سخن می‌گوید؛ پس در آغاز سخن به شوخی از او می‌خواهم که صرفا با لبخند پاسخ پرسش‌هایم را ندهد و آن را مزین به کلمات کند که او نیز می‌پذیرد و می‌گوید: حتما همین‌گونه است، زیرا می‌خواهیم مصاحبه کنیم.

از دوستان صمیمی محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور کشورمان است. رابطه دیرینه‌ای دارند، حدود 30 سال. از یک دوستی ساده در دانشگاه شروع شد و اکنون وی مشاور ارشد رئیس جمهور است. مصاحبه ما را با او بخوانید:

بعد از پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود که نام ثمره هاشمی سر زبان‌ها افتاد. آشنایی شما با آقای احمدی‌نژاد از چه زمانی بود؟

ایام سال نو را خدمت خوانندگان روزنامه جام‌جم تبریک می‌گویم و سالی پر از موفقیت، شادکامی و پیشرفت را برای کشور آرزو می‌کنم و ان‌شا‌ءالله شاهد تحقق هر چه بیشتر آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی و مردم عزیز ایران باشیم.

آشنایی بنده با جناب آقای احمدی‌نژاد تقریبا از سال 55 و 56 شروع می‌شود که آن هم به دلیل هم دانشگاهی بودن و اشتراک فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی قبل از انقلاب، دوران انقلاب و بعد از انقلاب است.

در دوران قبل از انقلاب مرکز فعالیت‌های دانشگاه علم و صنعت در امور فرهنگی و سیاسی، مسجد دانشگاه بود و از آنجا آشنایی‌ ما‌ آغاز شد و سپس در دوران انقلاب ادامه یافت بویژه این که در تاسیس انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت با هم مشارکت داشتیم. انجمن اسلامی قالب بسیار مناسبی برای فعالیت‌ها بود و با توجه به این که خلاء آن در قبل از انقلاب حس می‌شد، فرصت بسیار خوبی برای حضور دانشجویان و فعالیت‌های آنان بود.

تا جریان انقلاب فرهنگی این آشنایی ادامه داشت و از ارکان موثر در انقلاب فرهنگی دانشگاه علم و صنعت بود. بنده و ایشان نیز در این فعالیت‌ها نقش داشتیم و بعد از انقلاب فرهنگی نیز برای تصحیح روند دانشگاه‌ها، تجدیدنظر در درس‌ها، اصلاح سیستم و برنامه‌ها و سیاست‌ها در چارچوب انقلاب فرهنگی حدود 2 سالی دانشگاه‌ها تعطیل بود و فرصت خوبی برای وارد شدن دانشجویان برای فعالیت‌های اجرایی در نهادها و دولت بود.

عده‌ای از دانشجویان جهاد دانشگاهی تشکیل دادند، عده‌ای وارد جهاد سازندگی شدند و برخی نیز وارد بدنه سپاه شدند که در این میان من و آقای احمدی‌نژاد وارد وزارت کشور شدیم. به همراه عده‌ای دیگر از دانشجویان به آذربایجان غربی رفتیم که آقای احمدی‌نژاد مسوولیت فرمانداری ماکو و سپس خوی را داشتند و من هم در استانداری کار می‌کردم.

این فعالیت‌ها ادامه داشت تا این که در بهمن سال 60 به کردستان منتقل شدم و آقای احمدی‌نژاد در آذربایجان به کار خود ادامه داد تا سال 64 که بنده برای ادامه تحصیل به دانشگاه بازگشتم و در مدت کوتاهی تحصیلاتم را به اتمام رساندم، آقای احمدی‌نژاد هم مشغول کار اجرایی بودند و هم در دانشگاه به تحصیل ادامه می‌دادند و به تناوب در جبهه‌ها هم حاضر می‌شدند.

دوستی‌مان ادامه داشت تا این که در پایان سال 67 از کردستان آمدم و در این فاصله آقای احمدی‌نژاد نیز مدتی را در کردستان به عنوان مشاور عمرانی حضور داشتند و همزمان توانستند مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه علم و صنعت دریافت کنند و دکترا را به رغم این که شامل بورسیه و اعزام به خارج از کشور شده بودند، نپذیرفته و شخصا پیگیری کردند تا مقطع دکترا نیز در رشته عمران در دانشگاه علم و صنعت راه‌اندازی شود. ایشان در آن مقطع عضو هیات علمی دانشگاه هم بودند.

در سال 67 که به تهران بازگشته بودم، با یکدیگر در یکی از شرکت‌های ساختمانی وابسته به بنیاد مستضعفان کار می‌کردیم تا این که وارد وزارت خارجه شدم. آقای احمدی‌نژاد هم در دانشگاه بودند، اما ارتباطات ما‌ با هم برقرار بود تا این که رسیدیم به شهرداری و ایشان به عنوان شهردار انتخاب شدند و بنده توفیق یافتم در شهرداری به عنوان مشاور ایشان کارم را ادامه بدهم. به این ترتیب فصل جدیدی آغاز شد، بعد از انتخابات ریاست جمهوری نیز وارد این نهاد شدم. در این فاصله تقریبا بیش از 30 سال همواره اول با هم دوست بودیم و در مواردی هم همکاری داشتیم.

به لحاظ سنی شما بزرگ‌تر هستید یا آقای احمدی‌نژاد