روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
دوشنبه 30 مرداد 1396 / 28 ذی القعدة 1438 / a 21 Aug 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:46
شماره خبر: 100901661239
.... و اينک انتخابات
يک شطرنج با چند مات
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد سال 1388 برگزار خواهد شد، انتخاباتی که باید گفت برای هر دو طیف اصلی کشور یعنی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، اصلاح‌طلبانی که پس از ناکامی‌های پیاپی در انتخابات ریاست جمهوری نهم، مجلس شورای اسلامی و حتی شوراهای اسلامی شهر و روستا به دنبال جبران این ناکامی‌ها هستند و اصولگرایانی که هم‌اکنون مسائل اقتصادی و معیشتی مردم پاشنه آشیل آنها به شمار می‌رود، اما با این وجود به رای مردم به خود اطمینان دارند.

یک لایه عمیق‌تر

اگرچه تا انتخابات زمان زیادی باقی نیست، اما همچنان فضایی مبهم بر جریانات سیاسی کشور حاکم است؛ حتی زمانی که خاتمی پس از ماه‌ها اما و اگر رسما حضور خود را در انتخابات اعلام کرد فضای سیاسی کشور خیلی از حالت ابهام خارج نشد، چرا که حضور میرحسین موسوی  که به نظر می‌آید این بار جدی‌تر از گذشته به حضور در پاستور می‌اندیشد  همچنان با علامت سوال مواجه بوده است.

این وضع در جریان اصولگرایان به شکل‌دیگری نمایان است شاید به این دلیل که این جریان سیاسی منتظر حرکت جریان رقیب است تا آرایش انتخاباتی خود را با نگاه به نامزدها یا نامزد جریان اصلاح‌طلبان شکل دهد. به عقیده بسیاری از اصولگرایان آمدن خاتمی بهتر از آمدن موسوی است از آن جهت که آمدن موسوی نظر برخی از منتقدان احمدی‌نژاد را در طیف اصولگرایان به خود جلب می‌کند و این یعنی دو تکه شدن اصولگرایان که سمی مهلک برای آنها محسوب می‌شود، اما با نیامدن موسوی فضای دوقطبی بر انتخابات حاکم می‌شود که اصولگرایان تماما پشت سر احمدی‌نژاد خواهند ایستاد.

احمدی‌نژاد که در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری گوی سبقت را از رقبای قدرتمند خود ربود بدون شک یکی از پایه‌های اصلی ا‌نتخابات آینده خواهد بود. نگاهی به گذشته و انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ثابت می‌کند او برآمده از تشکل و فعالیت یک حزب به طور عام و مجموعا اصولگرایان به طور خاص نبود از آن جهت که اصولگرایان در مرحله اول انتخابات نهم یا به سمت قالیباف و لا‌ریجانی گرایش داشتند یا به سوی هاشمی به طوری که جامعه روحانیت مبارز از تشکل‌های قدرتمند جناح راست ترجیح داد تا حمایت مشروط خود را متوجه هاشمی رفسنجانی کند و تنها در مرحله دوم بود که برخی از گروه‌های اصولگرا همچون جمعیت ایثارگران از احمدی‌نژاد حمایت کردند.

این موضوع از آن زاویه اهمیت دارد که گرچه رئیس‌جمهور کنونی را یک اصولگرا می‌دانیم و بدون تردید دیدگاه‌هایش با جریان اصلاح‌طلب تفاوت 180 درجه‌ای دارد، اما نمی‌توان گفت که احمدی‌نژاد از ابتدا نامزد یکه و تنهای اصولگرایان بوده و هست، این موضوع زمانی نمایان خواهد شد که برای انتخابات دوره دهم شخص قالیباف یا لاریجانی هم نامزد شوند آن زمان گزینه فوق‌الذکر جنبه‌های متعددی به خود می‌گیرد. هرچند این موضوع فی‌نفسه ضعف نیست چرا که به دلیل بدبینی جامعه به احزاب، افکار عمومی به نامزدهای احزاب به دیده تردید می‌نگرند. رئیس‌جمهور کنونی کشور برای تکرار پیروزیش در انتخابات ریاست جمهور به تصمیمات و اجرای سیاست‌هایش بویژه در بعد اقتصادی در این ماه‌های باقی مانده تا انتخابات نیاز مبرم دارد، سهمیه‌بندی بنزین اقدام بزرگی بود که احمدی‌نژاد با جدیت آن را اجرایی کرد اما طرح تحول اقتصادی و نقدی کردن یارانه‌ها بدون تردید تصمیمی بزرگتر از سهمیه‌بندی بنزین است که اولا راضی کردن مجلس به اجرای آن و دوما اجرای صحیح و کنترل کردن تورم ناشی از آن می‌تواند حکم مرگ و زندگی را برای او به دنبال داشته باشد. در این میان پرداخت سود سهام عدالت هم می‌تواند تا حدودی خلاء پرداخت نقدی یارانه‌ها را احتمالا تا زمانی که این طرح با همراهی کامل مجلس جنبه عملی به خود نگیرد پر کند.

اما با همه اینها نمی‌توان منکر بود که سفرهای استانی احمدی‌نژاد و حضور او و کابینه‌اش در مناطقی که گاه هیچ مسوولی تاکنون پا به آنجا نگذاشته بود نظر مساعد بسیاری از قشرهای محروم و نیازمند را به خود جلب کرده است. اگرچه بسیاری از منتقدان احمدی‌نژاد سفرهای استانی را هدر دادن وقت و انرژی دولت دانسته و برخی دیگر در تحلیلی بدبینانه سفرهای استانی را شگرد احمدی‌نژاد برای کسب آرا می‌دانند اما نگاهی به حرکت سازندگی در دولت نهم که با سفرهای استانی رئیس‌جمهور و پیگیری آن شتاب مضاعفی گرفته نشان‌دهنده حرکت مثبتی است که احمدی‌نژاد مبدع آن بوده است و همین موضوع هم می‌تواند به خودی خود آرای قشر وسیعی از جامعه را به سوی او سوق دهد، اما تغییرات متعددی که احمدی‌نژاد در کابینه خود اعمال نمود برخی دوستان را منتقد او کرد که می‌تواند امتیاز منفی برای او به حساب آورد جدا شدن افراد با نفوذی چون پورمحمدی، ذوالقدر، مظاهری و دانش‌جعفری از احمدی‌نژاد یا علامت سوال‌های زیادی را در اذهان برخی ایجاد کرد که براحتی قابل جبران نیست.

امید اصلاح‌طلبان به رنسانس اصلاح‌طلبی

برای بررسی موزائیک سیاسی کشورمان بدون تردید انتخابات 76 از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است جایگاهی که خاتمی برآیند آن بوده است، خاتمی پنجمین رئیس‌جمهور کشورمان است که دو دوره چهارساله از سال 1376 تا 1384 رئیس‌جمهور بود. او که با شعار آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و بهبود وضعیت ایران در جهان در رقابت‌های انتخاباتی آرای قابل‌توجهی را جلب کرد، اینک بار دیگر با اعلام نامزدی خود قصد دارد برای سومین‌بار در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کند. آن‌گونه که برخی منابع خبری گزارش کردند خاتمی در ساعت 59/18 عصر روز یکشنبه بیستم بهمن در مراسم افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز رسما حضور خود را در انتخابات اعلام کرد. این‌که چرا خاتمی در مراسم منتسب به مجمع‌روحانیون مبارز حضور خود را اعلام کرد، نمی‌تواند اتفاقی باشد.

خاتمی می‌توانست کاندیداتوری خود را در یک کنفرانس مطبوعاتی در دفترش یا در یک سخنرانی عمومی یا طی یک بیانیه مطبوعاتی اعلام کند، اما هیچ‌کدام از این کارها را نکرد بلکه برای اعلام حضور، مراسم نه‌چندان مهم افتتاحیه سایت مجمع روحانیون مبارز را انتخاب کرد که اولا خاستگاه حزبی شخص خاتمی محسوب می‌شود و ثانیا پیام سیاسی است به کسانی که نگران قدرت‌گیری عناصر سازمان‌مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت‌اند. بدین مضمون که محور حرکت‌های آینده خاتمی نیروهای اعتدالگرای اصلاحات است تا شاید فشار کمتری به وی وارد آید. با این وجود نمی‌توان نفوذ جمعی همه نیروهای جریان اصلاح‌طلب از سازمان مجاهدین گرفته تا مجمع روحانیون را بر خاتمی نادیده گرفت.

وضعیت خاتمی هم‌اکنون به‌گونه‌ای خاص با وضعیت میرحسین موسوی گره خورده است،‌ از آن‌رو که در صورتی که موسوی این‌بار برخلاف دوره‌های گذشته پا پیش بگذارد و در انتخابات شرکت کند، آراء اصلاح‌طلبان به‌گونه‌ای فاجعه‌بار بین کروبی، خاتمی و میرحسین تقسیم می‌شود که نفع اصلی را در این بین احمدی‌نژاد خواهد برد و در صورتی‌که میرحسین همچنان خود را از گردونه سیاست دور بدارد، انتخابات دوقطبی خواهد شد که در دوسوی آن خاتمی و احمدی‌نژاد قرار خواهند گرفت هر چند این امر به معنای دوشخصیتی نخواهد بود و احتمالا افرادی دیگر نیز به غیر از این دو نفر در انتخابات شرکت خواهند کرد که البته تحت تاثیر این دو شخص قرار خواهند داشت.

در این میان خاتمی با مشکل یا بهتر بگوییم مشکلات دیگری نیز مواجه است که یکی از این مشکلات حل ابهام استراتژیک از جانب طیف اصلاح‌طلبان است که تاکنون محقق نشده است. دسته‌ای از گفتمان‌ها خواسته یا ناخواسته از نوعی ابهام استراتژیک رنج می‌برند که اجازه می‌دهد صاحبان دیدگاه‌های مختلف، هر یک از ظن خود به تفسیر مولفه‌های این گفتمان‌ها بنشینند و با تعریف‌ها و برداشت‌های خود به آن امید ببندند.

این ویژگی یکی از برجسته‌ترین خصلت‌های دوم خرداد بود. گفتمان دوم خرداد بدون تردید طیف گسترده‌ و گاه متناقض از مخاطبان را به خود جلب کرده بود؛ ظرفیت تغییرپذیری این گفتمان اما به همان اندازه که نقطه قوت آن محسوب می‌شود، نقطه ضعف‌ نیز محسوب شد. بی‌تردید با ورود این گفتمان به قدرت، ناگزیر ابهامات آن از سویی در معرض پرسش‌هایی نظری و از سوی دیگر به محک آزمایش‌هایی عملی گذارده شد. ابهام استراتژیک به همان اندازه که در پیروزی دوم خرداد نقش داشت، در شکست اصلاح‌طلبان در نهمین انتخابات ریاست‌ جمهوری و انتخابات مجلس شورای اسلامی هفتم و هشتم نیز تاثیرگذار بود تا آنجا که حتی حمایت‌های سیدمحمد خاتمی نیز نتوانست از عهده انرژی از دست رفته گفتمان دوم خرداد در هر یک از انتخاب‌های پیش‌گفته برآید.

ضعف دیگر به شخص خاتمی بر می‌گردد

این ضعف خاتمی در خطرپذیری و اتخاذ تصمیمات لازم است که احمدی نژاد در این بخش چیرگی لازم را داراست. خاتمی پیش از این از پشتوانه قریب به 23 میلیون رای مردم برخوردار بود و این برگ برنده‌ای بود که تا آن روز در اختیار کسی قرار نگرفته بود، از طرفی کابینه و مجلس همراه و متناسب زمینه بسیاری مساعدی را در اختیار قوه مجریه قرار داد و از همه مهم‌تر گذار از دوران سازندگی به فضای متکثر و منعطف اصلاحات، شوک لازم را برای پذیرش هرگونه تغییری به بدنه جامعه امیدوار کرده بود اما نتیجه چه شد؟ به عقیده بسیاری تجربه 8 ساله خاتمی نمایانگر این موضوع است که طبع لطیف و روحیه حساس وی امکان اتخاذ سیاست‌های سخت را ناممکن کرده و این نسخه برای کشورهایی نظیر ایران نسخه‌ای بی‌تاثیر است.

اصلاح‌طلبان نیز باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا تجربه هشت سال اصلاحات را موفق ارزیابی می‌کنند یا ناموفق؟ برخی اصلاح‌طلبان می‌گویند برخی از تندروها باعث ناکامی اصلاحات شده، و برخی دیگر معتقدند برخی فرصت‌سوزی‌ها و احتیاط‌ها و کندروی‌ها به این فاجعه منجر شده است، برای افکار عمومی این سوال باقی است که سرانجام علت ناکامی اصلاحات تندروی بوده یا کندروی؟

اگر کندروی علت شکست اصلاحات معرفی ‌شود آیا نباید در پی چهره‌ای برای ریاست جمهوری بود که در آزمون مقاومت و ایستادگی بر روی برنامه و سیاست خود نمره قبولی گرفته است؟ و اگر علت ناکامی اصلاحات تندروی بوده است که این‌گزینه قوی‌تر از گزینه قبلی است آیا خاتمی راه خود را از تندروها جدا کرده و اگر جدا کرده چرا اعلام نکرده است.

شیخی که با شعار تغییر آمد

مهدی کروبی اولین کسی بود که برای انتخابات ریاست جمهوری رسما حضور خود را اعلام و بر استمرار حضور خود تاکید کرد. «تغییر» شعاری است که کروبی قصد دارد برای پیروزی در انتخابات از آن بهره ببرد، شعاری که چندی پیش باراک اوباما از آن برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا استفاده کرد. کروبی می‌گوید تابوی مذاکره با آمریکا از سوی دولت نهم با ارسال نامه‌های تبریک شکسته شد و راه برای ادامه این روند باز شد لذا می‌توان در چارچوب اصول سیاست خارجی با آمریکا گفتگو کرد.

کروبی رئیس مجلس ششم پس از ناکامی در انتخابات ریاست ‌جمهوری دوره نهم به یکباره از مناصب حکومتی کنار کشید، از دبیرکلی مجمع روحانیون استعفا دادو از عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاورت رهبر معظم انقلاب اسلامی عذر خواست.کروبی سپس روزنامه اعتماد ملی را در اول بهمن 84 روی دکه‌ها فرستاد تا با رویکردی حرفه‌ای به فعالیت حزبی بپردازد. او همچنین تلاش کرد شبکه صبا را با مسوولیت بهروز افخمی روی آنتن ببرد که ناکام ماند.

سفرهای استانی احمدی‌نژاد و حضور او و کابینه‌اش در مناطقی که هیچ مسوولی تاکنون پا به آنجا نگذاشته بود، نظر مساعد بسیاری از قشرهای محروم را به خود جلب کرده است

پس از اعلام حضور کروبی گفته می‌شود سیدمحمد موسوی خویینی‌ها عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای به کروبی از وی خواست که در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت نکند و به نفع خاتمی انصراف دهد. موسوی خویینی‌ها در نامه خود به کروبی پیشنهاد داده تا در مقابل عدم حضور در انتخابات و حمایت از سیدمحمد خاتمی تعدادی از وزرای کابینه احتمالی خاتمی، از میان اعضای حزب اعتماد ملی و نزدیکان کروبی انتخاب شوند. گرچه با وجود فضای حاکم انتخابات هر چیزی ممکن است اما همان‌گونه که کروبی خود بارها اعلام کرده، قصد ندارد به نفع خاتمی کنار رود.

کروبی که به جز حزب اعتماد ملی از حمایت قسمتی از حزب کارگزاران نیز برخوردار است پیشتر و در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم با وعده پرداخت 50 هزار تومان به هر شهروند بالای18 سال 5 میلیون رای به دست آورد.

اما از آنجا که احمدی‌نژاد عملا با همین روش در انتخابات حضور دارد یعنی بر مسائل معیشتی مردم متمرکز است پیش‌بینی نمی‌شود که کروبی این بار رای بالاتری از گذشته به دست آورد جزاین که حرف دیگری برای گفتن داشته باشد.

در این میان اگر چه خاستگاه کروبی و خاتمی یکی است و هر دو در طیف اصلاح‌طلبان قرار دارند اما رویکرد کروبی با خاتمی متفاوت و به همان اندازه حامیانشان نیز از تندروترین گروه‌ها تا متعادل‌ترین طیف‌ها در نوسان است.

کروبی در انتخابات دوره نهم ریاست‌جمهوری با فاصله گرفتن از اصلاح‌طلبان تندرو و اتخاذ مواضع سیاسی  اقتصادی معیشت اندیشانه عملا نشان داد آرای خود را برخلاف اصلاح‌طلبان از بطن توده‌های درگیر در مشکلات اقتصادی مطالبه می‌کند،‌او همین رویکرد را پس از 4 سال همچنان ادامه داده و از آن عقب‌نشینی نکرده است.داریوش سجادی در مقاله‌ای در سایت گویا نیوز در بررسی تفاوت‌های مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی می‌نویسد نامزدی کروبی اردوی اصلاح‌طلبان را به دوگانه کروبی  خاتمی تبدیل کرد، دوگانه‌ای که در حافظه تاریخی ایرانیان به اعتبار سابقه پایمردی کروبی در مشی و سلوک سیاسی‌اش و مماشات‌های بخاطر مانده از دوران ریاست‌جمهوری خاتمی،‌ تداعی‌کننده طعنه معروف سیدحسن مدرس در تبیین شخصیت وزیرالوزرایی کابینه پنجم مستوفی الممالک خواهد بود که مستوفی شمشیر مرصعی است که مناسب مراسم بزم و سلام است حال آن که مملکت محتاج شمشیر برنده و فولادی است. لیکن با وجود همه تفاوت‌ها و تمایزات کروبی با خاتمی، دل چرکینی اصلاح‌طلبان مایل به نامزدی خاتمی از معرفی کروبی به آن اندازه بود تا آنها بتوانند با صراحت حکم عزل کروبی را از اردوی اصلاح‌طلبان صادر کنند و ماشاءالله شمس‌الواعظین بگوید کروبی دیگر شیخ اصلاحات نیست.مع‌هذا آنچه در قبال کروبی قابل ذکر است آن است که اگرچه وی برای حضور در انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری جدی است همچنان که در دوره گذشته هم جدی بود ولی از سوی گروه‌های سیاسی چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا جدی گرفته نمی‌شود چرا که معتقدند خاستگاه آرای کروبی مشخص است و بیشتر از آن خاستگاه آرایی کسب نخواهد کرد.

سکوت بر زبان نخست‌وزیر

میرحسین موسوی، نخست‌وزیر سابق اگر چه تا تهیه این مطلب رسما موضع خود را برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم اعلام نکرد، اما تاسیس 2 سایت اینترنتی و انتخاب تیم رسانه‌ای از جانب میرحسین چه معنایی می‌تواند داشته باشد.

میرحسین در کارنامه سیاسی خود سابقه 8 سال نخست‌وزیری در دهه نخست انقلاب و همزمان با جنگ 8 ساله بین ایران و عراق را دارد، پس از آن به رغم حضور در برخی نهادهای تصمیم‌گیری مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی، زندگی خود را در سکوت گذرانده است. در مورد میزان موفقیت دوران نخست‌وزیری موسوی در بین مردم به ویژه در نسل اول جامعه اختلاف نظر وجود دارد، طیف گسترده‌ای از اقشار محروم اجتماعی که دوران نخست‌وزیری میرحسین را به یاد دارند از نظام کوپنی او به نیکی یاد می‌کنند، اما با وجود این نسل‌های تازه شناختی از وی ندارند.

در واقع میرحسین با سکوت طولانی خود ابهام بزرگی در محافل سیاسی ایران به وجود آورده و روشن نیست که آیا دیدگاه‌ها و نظرات او درباره مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و سیاست خارجی نسبت به دوران نخست‌وزیری‌اش تغییر کرده و یا ثابت مانده است. در زمینه اقتصاد و سیاست خارجی موسوی نظرات چپ داشته است و امروزه بسیاری از نیروهای نزدیک به اصلاح‌طلبان معتقدند که دیدگاه‌های دو دهه پیش منسوخ شده و به کار جامعه امروز ایران نمی‌آید. در حقیقت نظرات اقتصادی و سیاست خارجی نخست‌وزیر سابق بیشترین تردید را برای حمایت از وی در بین اصلاح‌طلبان به وجود آورده است. گفته می‌شود موسوی با تدوین برنامه5 ساله اول توسعه در دولت خود عملا نشان داده که آماده تغییر سیاست‌های اقتصادی خود است اما به نظر می‌رسد نگاه او به روابط بین‌المللی و سیاست خارجی ایران دستخوش تحول نشده باشد. در محافل سیاسی گفته می‌شود موسوی در برخی موارد از سیاست خارجی دولت احمدی‌نژاد حمایت کرده و بر این باور است که دولت باتمام توان طی یک ماه گذشته باید برنامه هسته‌ای ایران را به پیش ببرد.

وی در نخستین اظهاراتش که در مصاحبه با سایت کلمه منتشر شد، بیشتر در خصوص اقدامات اقتصادی‌اش در دوران نخست‌وزیری سخن گفت. وی در این مصاحبه دلیل اصلی رویکرد خود را به اقتصاد دولتی، اعتراض شدید مردم به وابستگی اقتصاد کشور به غرب عنوان می‌کند و می‌گوید پس از پیروزی انقلاب مردم بشدت نسبت به عنصر وابستگی اقتصادی بدبین بودند و این موضوع از جمله مهم‌ترین مطالبات مردم بود بنابراین نظامی که پس از پیروزی انقلاب روی کار می‌آید طبیعی است که نسبت به مطالبات مردم واکنش نشان دهد.

میرحسین اولین اقدام خود را در مقام نخست وزیری، احیای برنامه و بودجه اعلام کرد و گفت: در آن موقع با انگیزه نگارش برنامه اول یک حرکت علمی شکل گرفت. او درباره واگذاری برخی از بنگاه‌های مصادره شده به بخش خصوصی در دوران مسوولیتش نیز می‌گوید این بحث به طور جدی در سال65 یا 66 پیگیری شد اما به دلیل آشفتگی‌های آخر جنگ و گرفتاری دستگاه‌ها و ناتوانی سازمان برنامه و بودجه در این زمینه تهیه طرح خیلی سریع پیش نرفت.

در این میان آنچه مسلم است با آمدن موسوی، او هم می‌تواند رای بخش قابل توجهی از اصلاح‌طلبان را کسب کند و هم می‌تواند بخش عمده‌ای از آرای نیروهای موسوم به ارزشی را به سوی خود جلب کند. از سوی دیگر گفته می‌شود که در صورت اعلام حضور میرحسین در انتخابات به احتمال زیاد کروبی در نهایت به نفع وی از نامزدی کناره‌گیری خواهد کرد هر چند این گزینه در خصوص خاتمی هم صدق می‌کند چرا که با آمدن موسوی بیشتر رای‌های خاتمی نیز در صندوق میرحسین ریخته خواهد شد.

انتخاباتی دوقطبی یا چندقطبی

روزها یا هفته‌های آینده قطعا آبستن رویدادهای بزرگی است. این که نامزدهای اصلی انتخابات چه کسانی خواهند بود، اصولگرایان چه موضعی در قبال احمدی‌نژاد خواهند گرفت، آیا خاتمی خواهد ماند و یا احتمالا به نفع میرحسین کنار خواهد رفت، کروبی با همان قاطعیت ابتدایی تا دقیقه 90 در میدان حضور خواهد داشت و... اما چند نکته قابل پیش‌بینی است؛

آمدن خاتمی و نیامدن موسوی، انتخابات را دوقطبی خواهد کرد. البته دوقطبی بودن به معنای انتخابات دوکاندیدایی نیست و ممکن است پدیده کاندیداهای فرعی در این دوره نیز وجود داشته باشد؛ ولی مسلما رقابت اصلی بین خاتمی از جناح اصلاح‌طلب و احمدی‌نژاد از جناح اصولگرا خواهد بود. هرچند در اردوگاه اصولگرایان، احمدی‌نژاد منتقدان جدی دارد؛ ولی همه آنها در برابر رقیب جناح مقابل یعنی خاتمی از احمدی‌نژاد حمایت خواهند کرد یا دست‌کم سکوت سیاسی پیشه می‌کنند. با ورود خاتمی همچنین رای‌دهندگان اصولگرا با همت و هماهنگی بیشتری وارد عرصه خواهند شد. گروهی از آنها برای رای‌ آوردن احمدی‌نژاد و گروهی دیگر برای رای نیاوردن خاتمی.

در جبهه اصلاحات نیز شرایط کم و بیش مشابهی حاکم خواهد بود؛ زیرا رقابت خاتمی احمدی‌نژاد نه رقابت دو چهره و نه حتی دو جناح که آوردگاه دو گفتمان است، از این رو از میان این دو تن، کسی که برنده انتخابات ریاست جمهوری باشد، توانسته است گفتمان مورد نظر خود را به طور جدی‌تر تثبیت کند.

خاتمی تا روز قبل از اعلام حضورش تاکید داشت تمام تلاشش این است که میرحسین را برای کاندیداتوری متقاعد کند؛ زیرا حساسیت‌ها بر روی خودش زیاد است، علاوه بر این که خود واقف است افکار عمومی سابقه 8 سال جنگ و جدال در دولت و مجلس اصلاح‌طلبان را که به شوراها هم کشیده شد، فراموش نکرده‌اند و جناح رقیب هم در این مدت سعی خواهد کرد کاستی‌ها و ضعف‌های این دوره 8 ساله را برجسته کرده، افکار عمومی بخصوص نسل جدید را بیشتر با آن دوران آشنا کند، لذا کسی باید رئیس‌جمهور باشد که بتواند فارغ از این تجربه تلخ برای کشور و مردم کار کند. صبح روزی هم که خاتمی کاندیداتوری خود را اعلام کرد، این خبر منتشر شد که یکی از اعضای ستاد میرحسین پیش خاتمی رفته و از او خواسته که اعلام کاندیداتوری‌اش را به تعویق اندازد تا بتواند میرحسین را برای حضور در انتخابات راضی کند. حال این سوال مطرح است آیا خاتمی در اعلام کاندیداتوری‌اش تسلیم فشار اطرافیان بخصوص طیف تندروی اصلاح‌طلبان شده و از میرحسین عبور کرده یا آن که میرحسین و ماجرای کاندیداتوری و حتی تشکیل ستاد و معرفی اعضای آن، بخشی از پازل کاندیداتوری خاتمی بوده است؟ البته گمانه دیگری هم وجود دارد که موسوی با تاخیر در اعلا‌م کاندیداتوری عملا‌ سفره خود را از خاتمی ویارانش جدا و تلا‌ش کرد تا با چهره‌ای مستقل در صحنه حضور پیدا کند. اما در طیف اصولگرایان، آمدن خاتمی در کنار کروبی یک حسن است؛ چراکه نه‌تنها کروبی قسمتی از آرای خاتمی را به صندوق خود خواهد ریخت، حضور خاتمی باعث می‌شود اصولگرایان پشت سر احمدی‌نژاد قرار گیرند. این وضعیت زمانی شکل باثبات‌تری به خود می‌گیرد که به غیر از احمدی‌نژاد شخص تاثیرگذار دیگری وارد این عرصه نشود، قالیباف همچنان شهرداری را به حضور در پاستور ترجیح دهد . در این بین هم حضور احتمالی اشخاصی مانند پورمحمدی، جهرمی یا اشخاص دیگری از بدنه دولت ، نمی‌تواند تاثیری در ریزش آرای احمدی‌نژاد داشته باشد. باید منتظر بود و دید.

عباس محمدنژاد


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: