روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 05 ارديبهشت 1396 / 28 رجب 1438 / a 25 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:57
شماره خبر: 100901724836
حاشيه هاي کمرنگ جواد اسپانيايي
مصمم، پرتلاش، با استعداد و البته کم حاشیه. در مورد نکونام القاب و عناوین اینچنینی بسیارند. جواد نکونام مثل وحید ‌هاشمیان جزو معدود بازیکنان ایرانی است که بدون متوسل شدن به استقلال و پرسپولیس، فوتبالش را در بالاترین سطح ممکن ادامه داد و به قول معروف با لژیونر‌شدن به این سبک، نان بازوی خودش را خورد.
اولین لژیونر اسپانیایی فوتبال ایران، پیراهن تیم ملی را هم بدون پارتی بازی به دست آورد و آنقدر در این سالها کم نوسان و خوب بود که حالا با 97 بازی ملی در آستانه 100 تایی شدن قرار دارد و به قول خودش اگر اتفاق خاصی نیفتد در پایان بازی‌های مقدماتی جام جهانی به این مهم هم دست خواهد یافت.

جواد، هم به لحاظ بازی ملی (97) و هم از نظر گل ملی (22)، چهارمین بازیکن تاریخ فوتبال ایران به‌شمار می‌رود و با توجه به سن و سالش (29)، می‌تواند باز هم بالا و بالاتر برود. با جواد به این بهانه که یکی از بهترین فوتبالیست‌های ایرانی یا به تعبیری بهترین بازیکن فوتبال کشور در سال 87 بود، از راه دور و از طریق امواج مخابراتی به گفتگو نشستیم که ماحصل آن در زیر آمده است:

سال 87 برای جواد نکونام چگونه بود؟

از نظر خودم یک سال موفقیت آمیز را سپری کردم. در اوساسونا روزهای خوش زیادی را داشتم و هواداران و کادر فنی، مرا یکی از بهترین بازیکنان این تیم لقب داده‌اند. در تیم ملی هم حضور خوبی داشتم و 5 گل ملی هم با پیراهن ارزشمند این تیم زدم.

تو جزو معدود ستاره‌های فوتبال ایران هستی که رابطه خوبی با علی دایی دارد...

ما بازی‌های بسیاری را در کنار یکدیگر برای تیم ملی انجام داده‌ایم و قبل از آن‌که او را مربی خودم بدانم، دایی را دوست نزدیکم می‌دانم.

اما انگار این دوستی چند ماه بعد از جام جهانی 2006 شکل گرفت؟!

نه، من هیچ‌وقت با دایی مشکل نداشتم. اما نمی‌دانم چرا یک عده دوست داشتند من، کریمی ‌و مهدوی‌کیا را جلوی دایی قرار دهند. خنده دار ترین حرف همین بود که ما دست به یکی کرده بودیم تا در جام جهانی به دایی پاس ندهیم. واقعا اگر چنین جوی در تیم ملی حاکم بود ما باید در هر بازی 6 گل می‌خوردیم...

اما وقتی دایی، سرمربی تیم ملی شد تا مدتی خبر از دعوت مهدوی کیا و کریمی‌به تیم ملی نبود...

از من که خبری بود! پس حداقل این وصله‌ها به من نمی‌چسبد. مهدی و علی هم حتما آن اوایل آماده نبودند، چون دایی بعد از مدتی هر دوی آنها را برای بازی در تیم دعوت کرد و آنها هم آمدند. با این حال باز همان عده هر وقت که مهدوی‌کیا به تیم ملی دعوت نمی‌شود برای آشوب به پا کردن دست به کار می‌شوند.

و البته جریان کناره‌گیری علی کریمی ‌از تیم ملی هم به روابط شخصی او با علی دایی نسبت داده‌ شد...

این هم از آن حرفهاست. من فکر می‌کنم ارزش تیم ملی بالاتر از این حرفهاست که روابط شخصی بخواهد در آن تاثیرگذار باشد.

قطعا هم همین‌طور است. اما به عنوان یکی از دوستان مشترک علی دایی و علی کریمی، تا به حال سعی کرده‌ای برای رفع کدورت این 2 علی، میانجیگری کنی؟!

فکر نمی‌کنم کدورتی وجود داشته باشد!!

این را شوخی گفتی؟!

نه! دایی از کریمی‌ خواست به تیم ملی بیاید و علی هم در آن برهه تشخیص داد اگر نیاید برای تیم ملی مفیدتر است. این تصمیم شخصی او بود و همیشگی هم نخواهد بود. مشابه این رابطه را در ایتالیا هم شاهد هستیم. توتی الان بیشتر از 2 سال است که به تصمیم خودش از تیم ملی ایتالیا فاصله گرفته، اما هر زمان که صلاح بداند خودش برای بازی در تیم ملی اعلام آمادگی می‌کند. کسی هم برای او و لیپی حاشیه درست نمی‌کند و محبوبیتش هم سرجایش است. اما در ایران اگر بازیکنی چنین تصمیمی ‌بگیرد یا ایراد از سرمربی است یا خود بازیکن به بی‌تعصبی محکوم می‌شود.

این جوابت را می‌گذارم پای فرار از پاسخ سوال قبلی. چون به هر حال همه می‌دانند که توتی خودش خواست که مدتی نباشد. اما علی کریمی‌را با رفتارهای اشتباه از تیم ملی دور کردند.

گفتن ندارد اما صحبت‌هایی برای بازگشت کریمی‌ به تیم ملی شده است. من خودم یکی از کسانی هستم که معتقدم تیم ملی در این برهه به توانایی‌های بازیکنی با توانمندی علی کریمی‌ نیاز دارد. علی الان در اوج آمادگی قرار دارد و می‌تواند به تیم ملی در راه رسیدن به جام جهانی کمک کند. قطعا این مساله از دید کادر فنی هم دور نخواهد ماند چون هیچ مربی دوست ندارد از تمام پتانسیل‌های موجود استفاده نکند.

دایی می‌گوید نکونام بازیکن با استعدادی است که توانایی دفاع کردن، خلق موقعیت و به ثمر رساندن گل‌های حیاتی دارد. در سالی که گذشت چند گل حیاتی به ثمر رساندی؟

قطعا 3 گلی که در مرحله مقدماتی جام جهانی برای تیم ملی زدم از همه گل‌هایی که در این فصل به ثمر رساندم حیاتی‌تر بود.

فکرش را بکن! اگر گل مساوی را به عربستان نمی‌زدی، گل دوم را به کره شمالی نمی‌زدی یا به آن زیبایی، دروازه کره جنوبی را باز نمی‌کردی الان تیم ملی با 2 امتیاز در کنار امارات در قعر جدول قرار داشت!

این تعبیر جالبی است اما درست نیست. با این تعبیر اگر مهدوی‌کیا و کریم باقری هم در مقابل کره‌شمالی و امارات گلزنی نمی‌کردند یا اگر درخشش مهدی رحمتی نبود، باز هم بیشتر از 3‌امتیاز کسب نمی‌کردیم. دیگر بازیکنان هم به همین اندازه در نتایج تیم ملی تاثیرگذار بودند. من اگر برای تیم ملی گلزنی کردم، یکی به خاطر همکاری دیگر بازیکنان بود و دوم آن‌‌که اگر بازیکنان دیگری به جای من در این 3 بازی حضور داشتند، قطعا آنها هم می‌توانستند همان کاری را بکنند که من انجام دادم.

حالا فکر می‌کنی تیم ملی بتواند به جام جهانی صعود کند؟

مگر می‌توان جور دیگری هم فکر کرد؟! ما در ادامه راه بازی حساسی با عربستان داریم و دیگر نباید اجازه دهیم تیمی‌ در آزادی از تیم ملی امتیاز بگیرد. به‌همین خاطر با وجود این که خود عربستان در شرایط بحرانی به سر می‌برد، باید آنها را شکست دهیم تا مسیرمان برای صعود به جام جهانی هموار‌تر شود.

و اگر با عربستان هم مساوی کردیم؟!

خب، کره جنوبی و کره شمالی هم قرار نیست همه بازی‌هایشان را ببرند. آنها هم بازی‌های دشواری دارند. مثلا در همین آغاز دور برگشت، امارات می‌رود تا از کره در پیونگ یانگ امتیاز بگیرد و یک بازی مستقیم هم 2 کره مقابل یکدیگر دارند که نتایج‌اش می‌تواند به نفع ما رقم بخورد. با این حال من مطمئنم که با حضور یکصد هزار هوادار ایرانی، عربستان را در تعطیلات نوروز شکست می‌دهیم و یک عیدی خوب به تمامی‌ فوتبال‌‌دوستان خواهیم داد.

مثل این که تازگی‌ها تمایل زیادی به کری خوانی پیدا کرده‌ای...

این هم از اثرات هم‌خانه شدن با مسعود شجاعی در پامپلوناست. مسعود عاشق کری خوانی است و این خصوصیات را به دیگر بازیکنان اوساسونا هم منتقل کرده است.

به همین خاطر هم تو برای کره‌ای‌ها کری خواندی که در آزادی 6 گل به آنها می‌زنیم؟!

خب! به‌گونه‌ای می‌خواستم جواب پارک جی سونگ را بدهم. آخر او ادعا کرده بود با جو ورزشگاه آزادی آشناست و تیمشان می‌تواند در تهران، تیم ملی ایران را شکست دهد. عین جمله‌اش هم این بود که ورزشگاه آزادی می‌تواند برای ما بهشت شود! به همین خاطر هم من قبل از بازی به پارک گفتم به جهنم ورزشگاه آزادی خوش آمدی!

جالب آن‌که هر دوی شما که اتفاقا تاثیرگذارترین لژیونرهای 2 تیم بودید گل‌های بازی را زدید تا آزادی برای هیچ تیمی ‌بهشت و جهنم نشود...

بله! کری خوانی من و پارک در زمین هم برنده‌ای نداشت، اما از این‌که نماینده کنفدراسیون فوتبال آسیا مرا به عنوان بهترین بازیکن زمین معرفی کرد، خوشحال شدم.

برویم سراغ اوساسونا! ظاهرا کاماچو علاقه ویژه‌ای به تو دارد...

کاماچو آدم درون‌گرایی است و کمتر علاقه‌اش را نسبت به یک بازیکن خاص بروز می‌دهد، اما پس از پیروزی ما مقابل مایورکا بود که فهمیدم بشدت مورد توجه این مربی قرار دارم. من در آن بازی از زمین مسابقه اخراج شدم و این فرصت را به‌دست آوردم که برای همراهی تیم ملی مقابل کره جنوبی زودتر از موعد به ایران بیایم، اما کاماچو با وجود اخراج و محرومیتم، از من خواست در تمام تمرین‌ها حاضر باشم تا از آمادگی‌ام کاسته نشود. همان روز کاماچو در جمع بازیکنان اوساسونا با بیان این جمله که نکونام یکی از بهترین بازیکنان من است، از من تعریف و تمجید کرد و نشان داد به من اعتقاد زیادی دارد.

اوساسونا در لیگ می‌ماند یا....

آن زمان که تیم آخر جدول بودیم و بازی‌های متوالی را واگذار می‌کردیم من می‌گفتم می‌مانیم و حالا هم می‌گویم قطعا سقوط نمی‌کنیم. تیم ما خودش را پیدا کرده است و همه تلاش می‌کنند که هر هفته خودمان را بالاتر بکشیم.

کمی ‌هم از کابوست، ویارئال بگو...

اعتراف می‌کنم که همیشه ترس از مصدوم شدن مقابل ویارئال در وجودم قرار دارد و هر وقت اسم ویارئال می‌آید یاد مصدومیت می‌افتم. پس از آن‌که سال پیش بدترین مصدومیت عمرم در جریان بازی با این تیم رقم خورد، امسال هم مقابل ویارئال دچار آسیب دیدگی شدم، که خوشبختانه زیاد جدی نبود، اما باعث شد اسم این تیم برایم کابوس شود. من آدم خرافاتی نیستم، اما اگر یک بار شرایط به گونه ای باشد که با این تیم بازی داشته باشیم، ترجیح می‌دهم روی نیمکت بنشینم تا در زمین حضور داشته باشم!

2 ورزشگاه سانتیاگو برنابئو و نیوکمپ برای فوتبالدوستان ایرانی از ابهت بالایی برخوردار است و اگر اشتباه نکنم تو و مسعود شجاعی تنها بازیکنان ایرانی هستید که در این 2 ورزشگاه بازی کرده‌اید. برداشت تو از این 2 ورزشگاه چیست؟

سانتیاگو برنابئو شیک ترین و نیوکمپ ترسناک ترین ورزشگاه‌های اروپا هستند. من فکر می‌کنم رئال تنها باشگاهی است که همه چیز آن شیک است. تماشاگران این تیم 90 دقیقه فوتبال را نگاه می‌کنند و احساسی نمی‌شوند. در مقابل چیزی که نیوکمپ را ترسناک می‌کند همهمه هواداران بارسلوناست. آنها در طول جریان بازی به طور ممتد تیمشان را تشویق می‌کنند و با این کار شرایط را برای تیم حریف دشوارتر می‌کنند. در مجموع من نیوکمپ را بیشتر از برنابئو دوست دارم.

و تو در شیک‌ترین ورزشگاه اروپا گلزنی کردی...

به عنوان یک ایرانی از آن بی‌نهایت خوشحال شدم. البته اگر مسعود هم این گل را می‌زد، به همین اندازه خوشحال می‌شدم، چون فکر می‌کنم در آن لحظه اسم ایران مطرح بود نه نام بازیکن.

در مورد گل‌ات به رئال، خیلی با حرارت حرف زدی. لطفا ادامه بده!

هنوز هم فکر کردن به آن صحنه که دروازه رئال‌مادرید را باز کردم، احساس خوبی به من می‌دهد. کاناوارو همیشه یکی از بازیکنان مورد علاقه من بوده و هست، ضمن این‌که کاسیاس را هم به خاطر آن‌که در عین جوانی شخصیت بزرگی دارد، دوست دارم. به همین خاطر خوشحالم که در حضور این 2 بازیکن بزرگ دنیای فوتبال و البته در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو گلزنی کردم. این اتفاق یکی از آرزوهای شخصی من بود و لذت آن آنقدر بالا بود که حالا در عطش تکرار آن هستم.

من خودم یکی از کسانی هستم که معتقدم تیم ملی در این برهه به توانایی‌های بازیکنی با توانمندی علی کریمی‌نیاز دارد. او الان در اوج آمادگی قرار دارد و می‌تواند به تیم ملی در راه رسیدن به جام جهانی کمک کند

به بازی در 2 تیم بزرگ اسپانیا هم فکر می‌کنی؟!

قطعا بازی در رئال مارید یا بارسلونا یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای من و بسیاری دیگر از فوتبالیست‌های دنیاست. اما فقط بخش کوچکی از فکر من معطوف به این خواسته بزرگ است و بیشتر سعی می‌کنم به فوتبال خود بپردازم.

دوست داری شاگرد کدام مربی باشی ؟

کارکردن با پپ گواردیولا و فیلیپه اسکولاری برایم جذابیت بالایی دارد. البته اسکولاری فعلا از چلسی اخراج شده و به نوعی کارنامه مربیگری‌اش در تیم‌های باشگاهی زیر سوال است اما گواردیولا با وجود آن‌که یک مربی جوان است، تفکرات هجومی‌مثبتی دارد و این مطلوب تمام بازیکنانی است که میل گلزنی دارند.

با توجه به این‌که از نزدیک با جو فوتبال اسپانیا آشنا هستی، آیا می‌توان ادعا کرد مافیای داوری در لیگ این کشور وجود دارد؟!

اینجا در اسپانیا بسیاری از تیم‌های ضعیف وقتی مقابل رئال مادرید یا بارسلونا بازی می‌کنند از داور گله‌مند هستند. نمونه‌اش همین بازی اوساسونا با رئال بود که داور 2 پنالتی مسلم را برای ما نگرفت. با این وجود نمی‌‌توان با صراحت از وجود مافیای داوری در لالیگا حرف زد، چون فدراسیون فوتبال اسپانیا از قدرت تنبیهی بالایی برخوردار است و هیچ لغزشی را از داوران بی‌پاسخ نمی‌گذارد. مثلا آلفونسو پرس بورول را به دلیل قضاوت ضعیفش در بازی رئال مادرید با ما، بلافاصله با محرومیت مواجه کرد و پیش از این نیز برخورد مشابهی با آلوارس ایسکوئیدرو داشت که قضاوت ضعیفی در بازی رئال مادرید و آتلتیک بیلبائو از خود نشان داده بود.

خارج از فوتبال

عید امسال کجایی ؟

برنامه زندگی ما فوتبالیست‌ها را همه می‌دانند. سال گذشته به دلیل بازی‌های اوساسونا نتوانستم به تهران بیایم، اما امسال شرایط فرق می‌کند. ما دوم فروردین ماه در چارچوب هفته بیست و پنج لالیگا در ورزشگاه خودمان یک بازی حساس با اسپانیول داریم و پس از آن اگر اتفاق خاصی نیفتد برای حضور در اردوی تیم ملی به تهران می‌آیم.

مثلا چه اتفاقی؟

منظورم مصدومیت بود. خوشبختانه به دلیل انجام بازی‌های فیفا، لالیگا هم تا 15 فروردین تعطیل می‌شود و من و مسعود در صورت صلاحدید کادرفنی از سومین روز سال جدید می‌توانیم در اردو حاضر باشیم.

پس سفره هفت‌سین را با مسعود در پامپلونا می‌چینی...

اینجا خبری از سنجد و سمنو و سماق و سرکه نیست و تقریبا پیدا کردن هفت‌سین ایرانی غیرممکن است. به همین خاطرفکر می‌کنم من و مسعود هم قید چیدن سفره هفت‌سین را بزنیم و زودتر به تهران بیاییم. مادرم همیشه در چیدن سفره هفت سین سلیقه زیادی به خرج می‌دهد و من هم ترجیح می‌دهم پای سفره او بنشینم تا خودم دنبال هفت سین باشم.

در اسپانیا اوقات فراغت را چکار می‌کنی ؟

یا کتاب می‌خوانم یا پلی‌استیشن بازی می‌کنم. البته پارسال که تنها بودم اغلب کتاب می‌خواندم اما از وقتی با مسعود شجاعی هم‌خانه شدم، بیشتر کارمان شده پلی‌استیشن بازی کردن. در مجموع یا سر تمرین هستیم یا در خانه و زیاد بیرون نمی‌رویم. خرید خانه را هم نوبتی انجام می‌دهیم.

سینما چطور؟

ترجیح می‌دهم فیلم ایرانی گیر بیاورم و در خانه ببینم. تا به حال در اسپانیا به سینما نرفته‌ام و هیچ علاقه‌ای هم به این کار ندارم.

مهم‌ترین روزنامه ورزشی شهر پامپلونا اسمش چیست ؟

دیوناوارو مهم‌ترین روزنامه ورزشی منطقه است و توجه ویژه‌ای به بازی‌های اوساسونا و بازیکنان این تیم دارد.

من و مسعود هم پای ثابت مطالب این روزنامه هستیم و حتی اخبار و نتایج تیم ملی ایران هم از‌نظر خبرنگاران ورزشی این روزنامه دور نمی‌ماند.

پس رابطه خوبی با خبرنگاران اسپانیایی داری...

بله! آنها خارج از زمان تمرین کاری به بازیکنان ندارند و فقط سر تمرین و با هماهنگ کردن با مربی و مسوولان تیم ، مصاحبه‌هایشان را انجام می‌دهند‌.

رابطه مردم آن شهر با تو چطور است ؟

در این مدت توانستم با مردم رفتار خوبی داشته باشم و در دل آنها جا باز کردم و خیلی خوشحالم که آنها من را دوست دارند .اوایل که زبان بلد نبودم، ارتباط برقرار کردن خیلی سخت بود اما حالا شرایط کاملا مطلوب است.

اسپانیا هم مثل تهران ترافیک دارد ؟

پامپلونا شهر زیاد بزرگی نیست، اما مادرید که پایتخت اسپانیاست و ازدحام بالایی هم دارد مثل تهران ما شلوغ و پرترافیک نیست. رانندگان؛ فرهنگ بالایی دارند و در بالاترین سطح ممکن حقوق شهروندی را رعایت می‌کنند.

برای آینده‌ات چه برنامه‌ای داری؟

فعلا که در لالیگا هستم و تا 2 سال دیگر با اوساسونا قرارداد دارم. اگر شرایط به همین منوال پیش برود، سال‌های بیشتری نیز در این کشور به فوتبال ادامه خواهم داد. در اوساسونا شرایطم خوب است و آنها می‌خواهند که قراردادم را دوباره تمدید کنم،‌ اما قطعا به پیشنهادات بهتر نیز توجه دارم.

همه چیز درباره نکونام

جواد نکونام (زاده 16 شهریور 1359 در شهر‌ری) بازیکن فوتبال ایرانی است. نکونام فوتبال حرفه‌ای را از بازی در تیم‌های پایه باشگاه سایپا آغاز کرد و سال 1377 به تیم پاس تهران پیوست.

با بازی‌های درخشانش در دو فصل نخست حضورش در پاس، به تیم‌های ملی جوانان و امید ایران دعوت شد و از آنجا به بازیکنی شناخته شده در فوتبال ایران تبدیل شد.

نکونام در 22 دی سال 1379 و در حالی که تنها 19 سال و 31 روز سن داشت، برای نخستین بار پیراهن تیم ملی ایران را در دیدار دوستانه برابر اکوادور برتن کرد. او 7 فصل را در تیم پاس با موفقیت سپری کرد و به کاپیتانی این باشگاه رسید.

اوج حضور نکونام در پاس بازی‌های درخشانش در جام باشگاه‌های آسیا 2005 بود؛ جایی که او همراه آرش برهانی و محمد نصرتی تیم را به مرحله بعدی بردند.

بازی‌های نکونام در این جام باعث شد تا باشگاه کایزرسلاترن آلمان به او پیشنهاد بدهد، اما با مخالفت مصطفی دنیزلی، سرمربی وقت پاس، این انتقال منتفی شد. نکونام در آخرین بازی اش با پیراهن پاس، بازی مقابل پرسپولیس در لیگ برتر، از داور کارت قرمز دریافت کرد.

پس از این بازی او به باشگاه الوحده امارات رفت. در میانه لیگ امارات، به باشگاه الشارجه رفت و پس از بازی در جام جهانی 2006، از میان 3 تیم هرتابرلین و کایزرسلاترن آلمان و اوساسونای اسپانیا، اوساسونا را برگزید.

او اولین بازیکن ایرانی است که در لالیگا بازی کرده است.

او در نخستین فصل حضور در لالیگا، به بازیکن ثابت تیمش تبدیل شد و توانست با گل طلایی که در جام یوفا به بوردو فرانسه زد، به بازیکنی محبوب در تیمش بدل شود.

بازی خوب او باعث شد تا اوساسونا به فکر جذب بازیکن ایرانی دیگری بیفتد و مسعود شجاعی را بخرد.

نکونام در این فصل هم با زدن 5 گل، یکی از بهترین گلزنان اوساسوناست و جالب آن‌که در تیم ملی هم یکی از بهترین گلزنان سال 87 بود و 5 بار با پیراهن این تیم گلزنی کرد.

او در حال حاضر بعد از کریم باقری و مهدی‌مهدوی‌کیا کاپیتان سوم تیم ملی فوتبال ایران به حساب می‌آید.

رضا پورعالی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: