روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 04 مرداد 1396 / 02 ذی القعدة 1438 / a 26 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه نوروز 88
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 27 اسفند 1387 - ساعت 14:58
شماره خبر: 100901725853
هدايتي انصاري، مولتي ميلياردرهاي فوتبال
دست‌‌به‌جيب، پا به توپ
می‌گویند اتوی کت و شلوارشان هندوانه را می‌برد. البته کت و شلوار یک میلیون تومانی باید هم خط اتویی همچون چاقو داشته باشد.

صحبت از پولدارهایی است که در سال رو به پایان 1387 جزو خبرسازترین چهره‌های فوتبالی کشور بودند و با حضورشان در هیات مدیره دو باشگاه پرسپولیس و استقلال، انقلابی بزرگ در عرصه بی‌پولی این 2 باشگاه ایجاد کردند تا پس از سال‌ها برای اولین بار کسی کاسه چه کنم دست مدیران سرخابی نبیند.

بله! حسین هدایتی و علی انصاری را می‌گوییم که لقب مولتی‌میلیاردرهای ورزش را با خود دارند. البته نوشتن در مورد اموال و دارایی‌های افراد حقیقی کار چندان درستی نیست و با خط قرمزهایی هم همراه است، اما برای آن‌که یک مطلب خواندنی برای ویژه‌نامه نوروز 88 خدمتتان تقدیم کنیم چاره‌ای نداشتیم جز این که تا حد امکان به این سوژه بپردازیم؛ سوژه‌ای که انصافا در میان اتفاقات ورزشی سال 87 ، اگر برجسته‌ترین نباشد، یکی از برجسته‌ترین‌هاست.

از حسین هدایتی شروع می‌کنیم؛ او که در سنین جوانی پدرش را از دست می‌دهد و با تلاش و زحمت خرج خانواده را در می‌آورد. هدایتی 45 ساله و متولد تهران از محله دولاب است.

مالک صنایع استیل‌آذین، مالک کارخانه‌های فولادسازی و ورق، دارنده بزرگ‌ترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج‌ساز و مالک زمین و املاک در ایران، برج‌ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمین‌های کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکت‌های تجاری در ایران و خاورمیانه و چندین و چند فعالیت تجاری دیگر عناوینی است که به حسین هدایتی نسبت می‌دهند. آغاز راه پولدار شدن او، درست از میانه این سن و سال بود. خودش می‌گوید: «22 سال است در کارخانه‌داری، کشاورزی و ساختمان‌سازی فعالیت می‌کنم. به عنوان مثال، بزرگ‌ترین مجموعه پرورش میگو را در ایران دارم. کارخانجات فولاد دارم. بخش عمده کارم متعلق به مرحوم پدرم بوده که مربوط به قبل از انقلاب است. به حول و قوه الهی و فضل خداوند، آدم خوش‌روزی هستم. در قرآن می‌فرماید گروهی از شما را خوش‌روزی قرار دادیم و فکر می‌کنم من آدم خوش‌روزی هستم. در این کشور یک بچه مسلمانم که وجوهات خود را می‌پردازم و یک ریال هم بدهی بیمه‌ای و مالیاتی ندارم.»

خودش که دراین‌باره حرفی نمی‌زد اما اطرافیانش می‌گویند آدم خیرخواهی است. یکی از مثال‌هایشان هم کمک‌های فراوان هدایتی در ساخت مسجد محلشان است. البته در مدرسه‌سازی، درمانگاه‌سازی، پل‌سازی و امور خیریه دیگر هم مشارکت داشته و چندین بار هم به فدراسیون‌هایی مثل والیبال، بسکتبال، وزنه‌برداری و چند فدراسیون دیگر کمک بلاعوض کرده‌ است.

در این میان همه هدایتی را با استیل‌آذین می‌شناسند، یعنی همان نامی‌که روی یک باشگاه دسته اولی گذاشته شد تا با هزینه 6 میلیاردی این مرد و همراهی دوست و بچه محلش، علی پروین، به لیگ برتر بیاید که این اتفاق نیفتاد. استیل‌آذین اولین و تنها تولیدکننده تزئینات ساختمانی است و به قول خود هدایتی با وجودی که کارکنان آن دو شیفت کار می‌کنند، باز هم مشتریان برای دریافت کالا باید یک ماه در نوبت باشند! استیل‌آذین یکی از 40 شرکتی است که سال گذشته به خاطر حضور مثبت در ورزش، از سازمان تربیت بدنی لوح تقدیر گرفت.

یکی از بچه محل‌های حسین هدایتی می‌گوید او ده‌ها کارخانه بزرگ در آسیا و خاورمیانه دارد؛ در یکی از حساب‌هایش در ایران بیش از 100 میلیارد پول دارد و بیش از 500 میلیارد هم در بانک دبی پس‌انداز کرده که البته راست و دروغش پای خودش.

بسیاری از منتقدان، هدایتی را شخصی می‌دانند که حاضر است در فوتبال هزینه کند تا به شهرت برسد. اما اگر پای صحبت‌های این مرد بنشینید خلاف آن را خواهید شنید. هدایتی معتقد است: «شهرت برای افرادی خوب است که می‌خواهند در انتخابات حضور داشته باشند و کار سیاسی بکنند. آدم سیاسی نیستم و نیازی هم به عکس، مصاحبه و حضور در رسانه‌ها ندارم. خودم را یک خدمتگزار ورزش می‌دانم و نگاه اقتصادی به ورزش دارم. ورزش یک نوع کار فرهنگی و خیر هم هست. جوانان را از مواد مخدر و هزار کار دیگر دور نگه می‌دارد و ....»

برخی هم معتقدند که هدایتی به ورزش آمده تا از کنار آن وام‌های کلان برای کارهای اقتصادی‌اش بگیرد. هدایتی این شایعه را هم این‌گونه تکذیب می‌کند: «هر بانک یا موسسه اقتصادی بابت ورزش به ما وام داده، این مساله را اعلام کند. طبق قوانین روی کارخانجات خود تسهیلات گرفته‌ام. بر طبق مقررات جاری، برای احداث هر کارخانه 20 درصد سرمایه را سرمایه‌گذار می‌تواند بیاورد و 80 درصد تسهیلات را دولت بدهد؛ اما در شرکت نایبند که بزرگ‌ترین تولیدکننده میگو است، 80 درصد سرمایه را خودم آوردم و 20 درصد هم وام گرفته‌ام.»

خلاصه کلام اینکه اهداف بزرگ ورزشی در سر حسین هدایتی است که یکی از آنها خرید سهام باشگاه پرسپولیس است. او معتقد است: «یک باشگاه می‌تواند بنگاه اقتصادی باشد و به این ترتیب، هم کار اقتصادی می‌توان انجام داد و هم کار فرهنگی و ورزشی. هنوز هم امیدوار و معتقدم که ورزش با خصوصی‌سازی می‌تواند درآمدزا باشد و پیشرفت هم بکند. همان‌طور که می‌دانید، کنفدراسیون آسیا نیز یکی از شرایطش برای حضور کشورها در لیگ قهرمانی آسیا این است که باشگاه‌ها یک بنگاه اقتصادی و تجاری و درآمدزا باشند...»

عابر بانک پرسپولیسی‌ها (لقب هدایتی) حاضر است 20 میلیارد تومان برای تصاحب این تیم پرطرفدار بدهد، اما هنوز بحث خصوصی‌سازی در ورزش ما آنچنان جدی نشده که کسی به پیشنهاد اغواکننده حسین هدایتی توجه کند.

****

علی انصاری. اگر چه رئیس گروه سرمایه‌گذاری تات بود و رئیس اتحادیه مبل‌سازان تهران، اما برای چهره شدن، او هم مثل هدایتی ورود به عرصه فوتبال را انتخاب کرد. علی انصاری با وجود داشتن سمت نایب رئیسی در فدراسیون دوچرخه سواری، تا همین چند ماه پیش چهره چندان معروف و شناخته شده‌ای نبود. اما با حضور در هیات مدیره باشگاه استقلال تبدیل به چهره خبرساز شد و حالا او را با حسین هدایتی رئیس هیات مدیره باشگاه پرسپولیس، مقایسه می‌کنند که ثروت چشمگیری دارد و برخی می‌گویند حتی از هدایتی هم ثروتمندتر است. انصاری برای آن‌که در بدو ورودش به هیات مدیره استقلال خودی نشان دهد پیشنهاد داد تا بازار مبل ایران به عنوان اسپانسر دو باشگاه استقلال و پرسپولیس انتخاب شود، اما از آنجایی که هدایتی هم برای خودش برو بیایی دارد، رفت سراغ یکی از رستوران‌های بین‌المللی آسیا و ماری براون را که تنها رستوران بین‌المللی طبخ غذاهای اسلامی‌ است با مبلغ 3 میلیارد تومان به عنوان اسپانسر پرسپولیس جذب کرد.

باید اعتراف کنیم به دست آوردن اطلاعات شخصی از علی انصاری دشوارتر از حسین هدایتی است، چون برعکس تاجر پرسپولیسی‌ها که عاشق روزنامه‌های ورزشی است، تاجر آبی‌ها اگر بداند مخاطبش یک خبرنگار ورزشی است حاضر به حرف زدن نمی‌شود و هیچ تمایلی به تیتر شدن ندارد. چنین آدمی‌ با چنین خصوصیت اخلاقی باید هم در حرف زدن محتاط باشد. مثلا وقتی از او در مورد مقایسه شدنش با هدایتی می‌پرسند یا او را هدایتی استقلال لقب می‌دهند، می‌گوید: «چنین مقایسه‌ای درست نیست و من هدایتی استقلال نیستم.» و بعد هم سکوت می‌کند.

انصاری برای آن‌که در بدو ورودش به هیات مدیره استقلال خودی نشان دهد پیشنهاد داد تا بازار مبل ایران به عنوان اسپانسر دو باشگاه استقلال و پرسپولیس انتخاب شود

انصاری با وجود آن‌که پشتوانه مالی استقلالی‌ها به شمار می‌رود حتی حاضر نیست در مورد کمک‌هایش حرفی بزند و فقط اشاره می‌کند یکسری طرح برای درآمدزایی باشگاه دارد: «برای درآمدزایی باشگاه استقلال باید با نگاه بلندمدت جلو آمد وقتی شما به فکر کار اقتصادی و درآمدزایی یک باشگاه هستید، نمی‌توانید با برنامه کوتاه مدت به نتیجه برسید.»

البته انصاری بر خلاف هدایتی که تمایل زیادی به خرید سهام باشگاه پرسپولیس دارد، در این باره نیز می‌گوید هنوز چنین بحثی مطرح نیست، اما اگر هم باشد آمادگی چنین کاری را ندارم!

با این حال علی انصاری را چاه نفت واعظ آشتیانی لقب داده‌اند، کسی که تا اینجای کار تمام مشکلات مالی را از جلوی پای مدیرعامل دوشغله استقلال برداشته است. گفته می‌شود بضاعت مالی علی انصاری چیزی از حسین هدایتی کم ندارد که البته کمی‌ تا قسمتی اغراق است، اما به هر حال این طور هم نیست که ثروت انصاری را بتوان با ماشین حساب معمولی برآورد کرد. این تاجر مبل، ثروت متحرکی است که آشتیانی ابتدا آن را به دوچرخه‌سواری کشاند و به کمکش آنجا را آباد کرد و حالا دست در دست یکدیگر در حال قهرمان کردن استقلال در لیگ هشتم هستند.

واعظ آشتیانی با این جیب پری که دارد علاوه بر دوچرخه‌سواری و استقلال می‌تواند مسوولیت‌های دیگری را هم پذیرا باشد و گل سر سبد کلوپ دوشغله‌های ورزش ایران باشد.

محله و خانه قدیمی ‌خانواده انصاری در مهرآباد جنوبی، 20 متری زاهدی (شمشیری فعلی) و دقیقا روبه‌روی مسجد امام جعفر صادق (ع) بوده است اما حالا دیگر آنجا نیستند و در شمال شهر تهران باید سراغ ایشان را گرفت. می‌گویند بخش کوچکی از اموال و دارایی‌های علی انصاری، بخش زیادی از زمین‌های یافت‌آباد است که الان بازار مبل ایران در آن بنا شده است. در مورد گروه سرمایه‌گذاری تات که انصاری بنیان گذار آن است باید گفت با برخورداری از زیر مجموعه‌های مختلف صنعتی و تجاری و پروژه‌های متعدد و عظیم ساختمانی و... یکی از بزرگ‌‌ترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری در کشور محسوب می‌شود که با ارائه در خواست تاسیس بانک خصوصی به بانک مرکزی توانست یک گام دیگر تا دریافت مجوز رسمی ‌و قانونی برای تاسیس بانک خصوصی نزدیک شود. از بانک مرکزی ایران کسب اطلاع شد مراحل اولیه کسب مجوز این بانک گذرانده شده و این بانک به‌زودی مجوز فعالیت خود را دریافت خواهد کرد. خود انصاری هم در این باره می‌گوید: « تات بانک، تمامی امور بانکی که در سایر بانک‌ها در جریان است را انجام خواهد داد.» گفتنی است این گروه سرمایه‌گذاری برای گرفتن مجوز رسمی ‌اولین بانک خصوصی در دولت نهم، بیش از 200 میلیارد تومان سرمایه ثبتی درنظر گرفته است.

بد نیست بدانید در سومین جشنواره قهرمان قهرمانان صنعت ایران که با حضور وزیر کار و امور اجتماعی و جمعی از بزرگان صنعت کشور در سالن همایش بین‌المللی سازمان صدا و سیما برگزار شد، علی انصاری، به عنوان بنیانگذار گروه سرمایه‌گذاری تات با دریافت تندیس زرین و لوح تقدیر به عنوان بهترین کارآفرین و یکی از قهرمان قهرمانان صنعت ایران معرفی شد.

از آنجایی که از قدیم الایام گفته‌اند کبوتر با کبوتر، باز با باز، بد نیست بدانید علی انصاری و حسین هدایتی از دوستان صمیمی‌ و نزدیک یکدیگر هستند. این‌که بخشی از سهام بازار مبل ایران در اختیار حسین هدایتی است، خود موجه‌ترین دلیل برای رابطه دوستی این دو بزرگمرد عرصه پول و تجارت است. البته باز هم به قول پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها، دارندگی و برازندگی.

حیف پول

تا به حال فکر کرده‌اید با پولی در حدود 2 میلیارد تومان چه می‌توان کرد؟ اصلا اگر همین الان اینقدر پول زیر بالشتان سبز می‌شد چه می‌کردید؟ یک ویلای نقلی تو شمال می‌خریدید؟ یک خونه دوبلکس تو محل زندگیتون؟ 5 ، 6 دهنه مغازه در مناطق پررفت و آمد شهر؟ 7، 8 و 10 تا مرسدس بنز آخرین سیستم یا...

هر جور راحتید. این پولی بود که اول فصل مدیرعاملان به سرمربیانشان دادند تا به اصطلاح تیمشان قهرمان لیگ برتر شود، اما...

افشین قطبی برای قهرمان کردن پرسپولیس 800‌میلیون گرفت، اینکر فیرات برای قهرمان کردن سپاهان 450 میلیون زد به جیب و بالاخره پیر لیت بارسکی برای قهرمان کردن سایپا 400 تا خواست با یک لیوان آب روش هر‌3 تا سرمربی هم وقتی داشتند پیشنهاداتشان را مطرح می‌کردند یک جمله مشترک داشتند؛ «آخه ما می‌خواهیم تیم رو تو آسیا قهرمان کنیم.»

این طور شد که مثلث گران‌ترین مربیان این فصل فوتبال با حضور یک ایرانی در راس، یک آلمانی ترک تبار و یک آلمانی اصیل شکل گرفت.

افشین قطبی که برای پرسپولیسی‌ها مثل یک خواب شیرین، اما کوتاه مدت بود، تابستان گذشته پیش خودش گفت چه کاریه که برنگردم ایران؟! برمی‌گردم، 700 800 میلیون تومان دیگر هم از پرسپولیسی‌ها می‌گیرم و این دفعه قول قهرمانی در آسیا را می‌دهم.

کی بدش می‌آید بیاد ایران، رو شونه هواداران هم راه بره، با سلام و صلوات هم بیاد، یه ماشین دو دیفرانسیل مدل کوراندوی 40 میلیونی هم بگذارند زیر پاش و یک خونه تو بهترین نقطه تهران و 2 خط موبایل که پول قبضش هم به حساب بیت‌الماله و آشپز اختصاصی و کلی امکانات دیگر. همین مال و منال دنیا بود که افشین قطبی را برای برگشتن به پرسپولیس وسوسه کرد. البته این وسط یوروم (همسر کره‌ای قطبی) یک خواسته کوچیک داشت: «افشین! به پرسپولیسی‌ها بگو یه ویلا هم تو دبی برامون اجاره کنند که هر وقت خواستیم بیایم اینجا ، مجبور نشیم کلی پول هتل بدیم.

این طور شد که خبر بازگشت افشین قطبی به پرسپولیس تیتر روزنامه‌های ورزشی کشورمان شد و کلی هواداران پرسپولیس را ذوق زده کرد.

جالب آن‌که مفاد قرارداد همان‌هایی بود که قطبی و یوروم دلشان می‌خواست. 800 میلیون تومان پول برای یک سال به همراه یک خونه با تمامی ‌امکانات در تهران، یک ویلا در نزدیکی ساحل جومیرا در دبی، یک ماشین شاسی بلند، 2 خط موبایل (یکی برای افشین و یکی برای یوروم) که قبض‌هاش به حساب باشگاه باشه، صبحانه، ناهار و شام مجانی، ماهی 2 بار پرواز به دبی و از همه مهم‌تر حق فسخ قرارداد با افشین قطبی! این آخری را نمی‌دانیم به فکر خود افشین رسید یا از سر بانو یوروم تراوش کرد، چون همین آخری بود که پیر پرسپولیسی‌ها را درآورد.

احتمالا مکالمه‌هایی شبیه به آنچه در بالا آمد (نه‌‌‌با آن زیاده خواهی خانواده قطبی)، میان خانم و آقای فیرات و خانم و آقای لیت بارسکی هم رد‌و‌بدل شد. این طور شد که نزدیک به 2 میلیارد تومان پول مفت از جیب گشاد این فوتبال بی‌حساب و کتاب رفت تو جیب حسابگر این 3مربی. آخرش که چی؟ هیچی!

لیت بارسکی هفته پنجم زد به چاک، فیرات هفته هفتم اخراج شد و افشین قطبی هم قراردادش از همه ترکمن چایی‌تر بود، در اقدامی ‌تاریخی شبانه از کشور خارج شد تا در فرودگاه دبی به ریش فوتبال ما بخندد.براستی حیف پولی که برای قراردادهایی اینچنینی پرداخت می‌شود. با پول‌هایی از این دست می‌شود دست کلی نیازمند را گرفت، ده‌ها زمین‌خورده را از زمین بلند کرد، صدها زندانی بیگناه را به آغوش خانواده‌هایشان فرستاد و هزاران کار خیرخواهانه دیگر انجام داد. اما حیف... حیف پول.

راستی الان این 3 مربی کجا هستند؟! زیاد لازم نیست شب عیدی به فکرتون فشار بیارید؛ به قول مهران مدیری در مرد هزار چهره یا تو خونتونن، یا تو خونشونن و یا پیش سوسمارها.

امیدواریم سال پر پولی در انتظار تک‌تک شما عزیزان باشد.

گروه ورزش


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: