روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
دوشنبه 02 ارديبهشت 1398 / 16 شعبان 1440 / a 22 Apr 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
قاب کوچک
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 07 شهريور 1388 - ساعت 19:01
شماره خبر: 100915992363
با سيدمحمد سادات اخوي، مجري برنامه پرپرواز
پرواز تا کوي دوست
دوباره ثانیه‌ها، عطر مهمانی گل گرفته‌اند تا تو، به شوق خانه دوست، پر گشایی؛ پرپرواز به سوی خدای ماه این ماه؛ به سوی ثانیه‌های به اجابت نشسته عاشقی ... ثانیه‌هایی برای پرواز در فصل معنوی انتخاب و نوجوانی لحظه‌ها و دقایق و پیوند با دل‌های لایق ... لحظه‌هایی رهاتر از قاصدک‌ها در آبی آسمان رمضان. لحظه‌هایی برای شنیدن «آواز پر جبرئیل» در نیمه شب‌های رویایی و پر ریحان شهر الهدی و الفرقان، همسفر با برنامه تلویزیونی پرپرواز که از پنجره اجرای سیدمحمد سادات اخوی، پرستوی نگاه شما مشتریان سپیداندیش دانش و بینش رسانه‌ای را در بیکران دل‌ها به ارتفاع اندیشه، اوج می‌دهد... .

سیدمحمد سادات اخوی متولد تهران، 36 ساله و دانش‌آموخته الهیات و معارف اسلامی است و در حوزه فرهنگ، ادب و هنر، تصویری آشنا و حضوری برجسته دارد؛ حضوری که از سال 1365 با مطبوعات کلید خورده و از حوالی 1373 به دعوت مجید یراقبافان (تهیه‌کننده وقت سلسله برنامه‌های مذهبی شبکه 3)‌ در اجرای برنامه‌های دینی و معارفی، همچنان تداوم یافته است.

انتشار بیش از 30 نشریه، روزنامه و هفته‌نامه با محتوای ادبی و مذهبی، نویسندگی و سردبیری بیش از 300 ساعت برنامه مستقیم رادیویی از شبکه فرهنگ، نویسندگی 4 مجموعه تله‌تئاتر 13 قسمتی مناسبتی ماه محرم، طراحی و نویسندگی 15 بخش برنامه ترکیبی در رادیو تهران، اجرای پلاتوهای برنامه سایه روشن شبکه 2، مشاور برنامه با حسین(ع)‌ برای همیشه، طراحی و اجرای خانه بهاری و خانه آسمانی شبکه قرآن، اجرا و نویسندگی برنامه‌های مهمانی (شبکه تهران)‌، حیاط خلوت (شبکه 2)‌، روز نورانی (شبکه قرآن)‌، کارشناس‌مجری برنامه‌های سلسله صالحان، الف، اتاق آبی، سایه‌بان، به شوق کعبه، سجدگاه عرش، تالیف و نویسندگی 53 عنوان کتاب در قالب شعر، داستان، نثر ادبی، مجموعه یادداشت، سفرنامه، طنز و ... بخش کوچکی از تلاش هنرمندانه‌ای است که او را در قاب تماشای مخاطبانش، خوش نشانده است... .


لحظه‌ها آسمانی است. پرپرواز برای پریدن دارید؟

هنوز نمی‌دانم. همه تلاش می‌کنند پرپرواز را در ماه مبارک رمضان به دست آورند.

در حال حاضر، ندارید؟

دوست دارم داشته باشم چون هر سال، پرپرواز را آخر ماه رمضان تقسیم می‌کنند، اما بعد از مدتی یواش یواش همه‌مان جشن پرسوزی می‌گیریم!

پس پرپرواز را به همه مهمانان می‌دهند؟

من معتقدم پرپرواز را از هفته اول بین آدم‌ها تقسیم می‌کنند. بعضی‌ها با شوق می‌گیرند و بعضی که تنبل‌ترند دیرتر اقدام می‌کنند تا آخر ماه، تقریبا همه مهمانان خدا پر را گرفته‌اند، اما ممکن است بعضی‌ها شوق پرواز نداشته باشند.

اوج می‌گیرید؟

[مکث] نمی‌دانم.... نمی‌دانم.

سال‌های قبل چطور؟

بله، این اتفاق رخ داده است. سال 1383، ویژه‌برنامه افطار را در سیمای مازندران اجرا می‌کردم و تمام ماه رمضان آن سال را تنهای تنها بودم و جز این اجرا در بقیه ساعات روز، فقط خودم بودم و خودم. احساس می‌کنم آن روز‌ها، این اوج گرفتن، واقعا اتفاق افتاد.

اگر بالی بشکند؟

دور از ذهن نیست. اگر دلی را بشکنیم حتما بال پریدن‌مان می‌شکند.

پرواز از کجا تا کجا؟

آدم‌ها سه تا هستند. من، خودم و خود خود خودم. این اتفاق از درون به بیرون رخ می‌دهد. فکر می‌کنم پرواز اصلی، از من تا خود خودم است.

چشم به راه مهمان شدن بودید؟

بله، 20 روز مانده به ماه مبارک رمضان از کربلا بازگشتیم. این سفر خیلی موثر بود. اغلب سال‌هایی که پیش از ماه مبارک رمضان، سفر زیارتی داشته‌ام یا دیدار آدم معنوی ویژه‌ای نصیبم شده؛ این حس انتظار و چشم به راهی، مدام و یکریز در من ایجاد شده است.

مهمان خوبی هستید؟

هیچ وقت مهمان خوبی نبوده‌ام.

چرا؟

مهمان خوب معمولا مراعات صاحبخانه و میزبان را می‌کند، اما من...

شما نمی‌کنید؟

نه. ماه مبارک رمضان حرمتی دارد که معمولا خود من در بخشی از این ماه نمی‌توانم آن را حفظ کنم. گاهی وقت‌ها غر زدن به روزه‌داری، عدم پذیرایی مناسب از مهمانان خدا که بر سفره افطار یا سحر خانه ما مهمان می‌شوند.

پس گاهی اوقات مصلحت و اجبار، شما را به اجرایی ناخواسته وادار می‌کند؟

البته همیشه این‌گونه نیست، اما گاهی آدم می‌ترسد حسی که در اجرای برنامه‌های مذهبی و معارفی دارد را واقعا با همان حال و هوا بروز دهد، زیرا ممکن است مخاطب احساس کند مجری، نمایش بازی می‌کند و همه اینها تصنعی است.

این اجبار خودخواسته را برخی اوقات، مخاطب به مجری تحمیل می‌کند. شاید هم مقصر به وجود آمدن این نوع نگاه و رویکرد در ذهن مخاطب، بعضی همکاران ما باشند که با اجرایشان این ذهنیت را ایجاد کرده‌اند... در هر حال علت هرچه باشد شما مجبور می‌شوید خودسانسوری کنید، حرف‌ها را به شیوه و ادبیات دیگری مطرح کنید و حتی چهره‌تان را که از شور شنیدن یا بیان نام یکی از معصومین(ع)‌ به وجد آمده، تغییر دهید و اینجاست که احساس می‌کنید خودتان نیستید. هر زمان چنین حسی در من به وجود آمده، بشدت اذیت شده‌ام.

تا به حال در اجرای برنامه‌ای، پرپروازتان را چیده‌اند؟

زیاد پیش آمده که آدم‌هایی قیچی به دست وارد شده‌اند و خواسته یا ناخواسته این کار را کرده‌اند. بینندگانی که برای نقد برنامه،‌ پیام کوتاه فرستاده‌اند، اما پیام‌هایشان بیش از نقد، رنگ و بوی غرض‌ورزی شخصی داشته است. منتقدینی که به دلیل برخی اتفاقات شخصی که بین من و آنها در گذشته رخ داده بوده است به جای برنامه‌ای که اجرا می‌کردم، خودم را در مطبوعات نقد کرده‌اند و ... البته افراد زیادی با نظرات سازنده‌شان، برنامه را اصلاح کرده‌اند و در واقع پرپرواز به ما داده‌اند.

با این پرها (موقعیت‌های خوب)‌ پرواز را به خاطر سپرده‌اید؟

این اتفاق آخرین بار در برنامه سجدگاه عرش که محرم سال گذشته از شبکه دوم سیما پخش شد، برایم رخ داد. فضای این برنامه به گونه‌ای بود که از حال و هوای همیشگی اجرا و استودیو خارج شده بودیم. برنامه برای همه ما به یک هیات رسانه‌‌ای تبدیل شده بود و با وجود این‌که همواره معتقدم مجری، مقابل دوربین باید احساسات خود را کنترل کند، در این 14 شبی که سجدگاه عرش پخش می‌شد اصلا نتوانستم این قانون را رعایت کنم. هر شب اتفاقی می‌افتاد که عنان و اختیار را از دست ما می‌گرفت.

هر پری، پر پرواز است؟

اگر پر باشد بله. گاهی وقت‌ها ما پر را اشتباه می‌گیریم.

مثلا؟

همین عرفان‌‌های کاذب و اداهای دروغینی که راه افتاده است. وقتی به اصل دین خدا نگاه می‌کنیم، هیچ یک از دشواری‌هایی که این جور مکاتب دارند را مشاهده نمی‌کنیم. خدا یک ماه رمضان 30 روزه را گذاشته تا آدم‌ها به راحتی با او ارتباط برقرار کنند؛ جز نماز و روزه و واجبات هم چیز دیگری از آدم‌ها نخواسته است اما مشاهده آدابی که در مکتب‌های عرفانی وجود دارد، ثابت می‌کند که اینها بیشتر برای اسارت آدم‌ها به وجود آمده‌اند تا پرواز دادن آنها.

مهم‌ترین تناسب مفهومی عنوان «پر پرواز» با موضوع و محتوای برنامه شما؟

گمان می‌کنم مهم‌ترین تناسب عنوان پر پرواز با برنامه ما این باشد که معمولا زمان پرواز معنوی همه آدم‌ها، سن نوجوانی است. پیش از ما حضرت امیرالمومنین علی‌(ع)‌ این‌گونه بودند و در اوج نوجوانی، اسلام را برگزیدند. هر بار که به این موضوع فکر می‌کنم بشدت افسوس می‌خورم که چرا از این نکته مهم غافلیم و نتوانسته‌‌ایم در برنامه‌های ویژه نوجوانان، ایشان را به عنوان نماد انتخاب در نوجوانی مطرح کنیم یا مثلا نماد مهمی مانند حضرت قاسم(س)‌ که نماد انتخاب بین مرگ و زندگی هستند. از این نمونه‌های شاخص در نوجوانی زیاد داریم.

در برنامه امسال می‌خواهیم بگوییم آسیب‌هایی که در این سن بروز می‌یابد ‌ و متاسفانه در جامعه ما نیز کم نیست باعث چیده شدن پر پرواز بچه‌ها می‌گردد.

اصلا نوجوانی به نتیجه نمی‌رسد و ثمر نمی‌دهد مگر آن که انتخاب مهم معنوی آدم‌ها در آن مقطع به درستی انجام شود اما این آسیب‌ها، حائل بین نوجوانان و انتخاب‌های معنوی درست هستند و سبب می‌شوند تا انتخاب‌های معنوی با تاخیر مواجه شده یا انجام نشود و در نتیجه عمر انسان‌ها تلف شود و در آن سن مشخص به مقصد مورد نظرشان نرسند و به لحاظ معنوی، ناکام گردند.

قبول دارید که اجراهای این ماه گل محمدی، رنگ خوب خدا می‌گیرد؟

طبیعی است. مثل اجراهای ماه محرم که هر قدر هم حس و حال مجری، مطابق نباشد، تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد و از این نسیم، بهره می‌برد.

خدا به اجراهای این ماه، رو می‌کند؟

پاسخ پرسش شما برای من خیلی شخصی است و از آنجایی که واقعا این را حس کرده‌ام معتقدم بله، رو می‌کند.

چه جوری؟

از آقای محمدمهدی عسکرپور که فیلم قدمگاه را درباره حضرت بقیه‌الله(عج)‌ ساخته‌اند پرسیدم قشنگ‌ترین نقد یا بازتابی که از این فیلم بین منتقدان یا مردم مشاهده کردید چه بود؟ ایشان گفتند خیلی‌ها فیلم مرا نقد کردند و به نوعی واکنش نشان دادند اما دلپذیرترین نقد و بازتاب، زمانی بود که یکی از تماشاگران هنگام خروج از سالن سینما به من گفت طیب‌‌الله.

برکتی معنوی که امیدوارید با اجرای پر پرواز در این ضیافت الهی، نصیب سفره اجرایتان شود؟

هنگام اجرای برنامه سجدگاه عرش، از مجموع رودررویی‌هایی که با مردم و مخاطبان داشتم، 3 برخورد خیلی به دلم نشست. پیرمردی گفت خدا عزتت بدهد.

خانمی دعا کرد انشاءالله خیر از جوانی‌ات ببینی و یک آقای جوان برایم آرزو کرد خدا عاقبت بخیرت کند. مهم‌ترین برکتی که همواره پس از یک برنامه در سفره اجرا و زندگی ما دیده شده، همین دعاهاست.

حلاوت ثانیه‌های این مهمان ناب را بیشتر در رودررویی با مردم و اجراهای این ماه حس می‌کنید یا در لحظه‌های معطر افطار و سحر؟

در اجرای ویژه برنامه‌های افطار. البته به لحاظ شخصی این احساس در لحظه‌های ناب سحر خیلی بیش از افطار است مخصوصا اگر پیش از اذان صبح بیدار باشید.

پس قاعدتا بدتان نمی‌آمد که به جای پر پرواز (با توجه به موضوع خاص، کارشناسی و تحلیلی بودن فضای برنامه و زمان پخش)‌ از اجرای ویژه برنامه‌های افطار یا سحر، سهمی داشته باشید؟

نه این طور نیست. معمولا تمام آدم‌ها در ماه‌های محرم و رمضان، حس بهتری دارند و من نیز مستثنا نیستم. اصلا حجم انرژی‌های مثبت و معنوی که در فضای این دو ماه نهفته است خود به خود حال آدم را برای اجرای برنامه‌های مذهبی،‌ مساعدتر می‌کند و من در این حال مساعد، اجرای برنامه‌های زنده را ترجیح می‌دهم زیرا واقعا پیش از ماه نمی‌توانم آن طور که باید و شاید حال و هوای خاص این روزها را در خودم ایجاد کنم. در تمام سال‌های اجرا نیز تلاشم بر این بوده که در این دو ماه، برنامه تولیدی اجرا نکنم لذا طبیعی است که با این شرایط به اجرای ویژه برنامه‌های افطار و سحر رغبت بیشتری نشان دهم.

البته به صورت شخصی و به عنوان کسی که اهل قلم است و بخش مهمی از زندگی‌اش را در تلویزیون، اجرا کرده نقدهای زیادی به برنامه‌های افطار و سحر دارم اما باز معتقدم با همه این کاستی‌ها،‌ برنامه زنده افطار و سحر به خاطر حس مجری اثرگذاری بیشتری بر مردم دارد. با این حال آنچه گفته شد به معنای نفی برنامه‌های اجتماعی آخر شب نیست. آنها معمولا اقتضائات خاص خودشان را دارند. در مورد اجرای ماه رمضانی امسالم نیز باید بگویم دو عامل واقعا مرا از پیشنهاد حضور در پر پرواز، خوشحال کرد. اول حضور آقای سید مصطفی موسوی به عنوان مجری و تهیه‌کننده و حس و حال ویژه ایشان در برنامه‌سازی و دیگری زمان پخش پر پرواز که در شامگاه ماه رمضان است. یعنی زمانی که مردم از افطار خارج شده‌اند، گفتگوهای معمول خانوادگی تمام شده و وارد نیمه شب گردیده‌اند. نیمه‌شب از قدیم‌الایام در ادبیات معارفی ما به عنوان پل ارتباطی مردم با خدا نقش و جایگاه ویژه‌ای داشته است. به نظر من این دو عامل، خواه ناخواه برنامه را از آن حالت خشک و رسمی یک برنامه تلویزیونی ساده اجتماعی که تنها قرار است در مورد اجتماع و مشکلاتش سخن بگوید، خارج می‌کند و در فضای ملکوتی این ماه قرار می‌دهد.

یعنی معتقدید برنامه‌هایی مانند پر پرواز که در ماه مبارک رمضان به تجزیه و تحلیل و طرح موضوعات مرتبط با نوع زندگی مردم می‌پردازند نیز می‌توانند مخاطبان زیادی را با خود همراه کنند؟

ما تجربه خوبی مثل میعاد شبانه را داشته‌ایم. میعاد شبانه که سال‌های سال با حضور آقای موسوی و مجموعه بسیار خوبی از همکاران ما مثل آقایان مدرس، شکیبا، رفیعی و... از شبکه اول سیما پخش می‌شد ثابت کرد که این‌گونه برنامه‌ها، قائم به مجری هستند یعنی اگر مجری برنامه، حال مساعد و به قول شما پر پرواز داشته باشد می‌تواند مخاطب را اوج دهد در غیر این صورت برنامه هر قدر هم که معارفی باشد چه صبح پخش شود و چه هنگام افطار یا سحر،‌ نمی‌تواند تاثیرگذار باشد. به نظر من برنامه‌‌های مذهبی، خیلی به حال و هوای نویسنده و مجری، متکی هستند.

با این حال نمی‌توان نقش موضوع را به عنوان عاملی مهم در ایجاد کشش لازم و جذب مخاطب، نادیده گرفت؟

حجت‌الاسلام شهاب مرادی در برنامه سجدگاه عرش، بحث درستی را مطرح نموده و گفتند نقد مداحی، منبر و نکات مرتبط با آن را به ماه محرم موکول نکنید زیرا این ماه، سرشار از انرژی است و طرح این بحث‌ها حداقل برای دهه اول محرم مناسب نیست. به نظر من با توجه به رویکرد میعاد شبانه، باید حساب ویژه‌ای روی مجریان باز کنیم. مجری و عوامل پشت دوربین با یکدیگر ارتباط مستقیم معنوی دارند و حس و حال هر یک بر دیگری موثر است و مجموعه اینها، مخاطب را به طور معنوی با برنامه درگیر می‌کنند لذا این قاعده به طور کلی صادق نیست و همه چیز به حال و هوای مجریان بازمی‌گردد. البته این را هم فراموش نکنید که برنامه‌های اجتماعی که در بطن خود رویکرد معارفی داشته و دارند بین مردم و مخاطبان از اقبال بیشتری برخوردارند؛ پر پرواز نیز از این ویژگی، مستثنی نیست و معتقدم به لطف خدا، برنامه خوبی خواهد شد.

آنقدر که دل سپارش شویم؟

معمولا تعداد مخاطبانی که از راه برنامه‌های اجتماعی، سراغ مفاهیم معارفی می‌روند بیشتر از افرادی است که به طور مستقیم با برنامه‌های دینی و مذهبی ارتباط برقرار می‌کنند. در ماه مبارک رمضان، مهمانان خدا خیلی گوناگونند و برنامه‌های معارفی معمولا برای گروهی ویژه از مخاطبان تلویزیون ساخته می‌شود؛ مخاطبانی که پیش از ماه رمضان هم ارتباط خوبی با خدا داشته‌اند؛ اما برنامه‌های اجتماعی با بن‌مایه‌های معارفی، این فضا را ایجاد می‌کند تا مخاطبان متنوعی که به اندازه مهمانان خدا، گوناگونند بتوانند ارتباط شخصی‌شان را با مفاهیم حس و حال مخاطب این ماه تغییر نکند، را حفظ کنند و هم فضای اجتماع را درک نمایند و بی‌شک، پیوند این دو مفهوم با یکدیگر دشوار است، اما با این همه، دلخواسته ما این است که در نهایت مردم راضی باشند. مردم، خانواده خداوند متعال هستند. وقتی آنها بپسندند خداوند هم خواهد پذیرفت. جلب رضایت مردم جز با تلاش شبانه‌روزی گروهی همدل و همراه، میسر نمی‌گردد. خوشبختانه یکی از ویژگی‌های اصلی تیم برنامه‌سازی آقای موسوی، اهل دل بودن و حالات معنوی همه اعضای گروه و عوامل فنی است. معمولا دو سه شب که از برنامه می‌گذرد، همه ما به یک خانواده تبدیل می‌شویم. تجربه‌های قبلی‌ام در این زمینه به من می‌گوید هرگاه مجری، تهیه‌کننده، عوامل پشت دوربین و... در یک برنامه، خانواده‌ای معنوی را تشکیل داده‌اند، حس و حال و تاثیرگذاری برنامه در مخاطبان بیشتر شده است. بنابراین وقتی چنین اتفاقی رخ دهد دلیلی برای عدم اقبال مخاطب، باقی نمی‌ماند و برنامه، مخاطب‌پسند می‌شود.

در اجرا بیشتر به دنبال برنامه‌نمایی هستید یا خودنمایی؟

اوایل اجرا، خودخواهی‌هایی دامن آدم را می‌گیرد و هر کس دلش می‌خواهد بیشتر دیده شود. این آفت در اجراهای مشترک، نمود بیشتری دارد و گاهی اوقات به پریدن‌های بی‌جا بین حرف همکار منتهی می‌شود. تعبیری که خود ما برای این شیوه نادرست به کار می‌بریم، دزدیدن دوربین است زیرا هنگامی که من وارد صحبت‌های همکارم می‌شوم، دوربین ناخودآگاه مجبور است مرا نشان بدهد. این حرکت‌های غیراخلاقی در اوایل اجرا، زیاد دیده می‌شود و در ابتدای اجرای من هم بوده است، اما به خاطر این که تاثیر منفی‌اش در مخاطب و اجرایم مشهود بوده است از سر ترس هم که شده سعی کرده‌ام این کار را نکنم.

ترس از خدا یا تهیه‌کننده؟

ترس از خدا که همیشه هست مخصوصا در این مورد که انسان می‌فهمد حق بنده خدایی را ضایع کرده است، اما ترسدیگر، ناشی از بد شدن برنامه در نگاه مردم است.

پس می‌توان به اجرای مشترکتان در پر پرواز امیدوار بود؟

به خاطر روحیه شخصی‌ام علاقه بسیاری به بزرگ‌ترها دارم و احترام ویژه‌ای برایشان قائلم در نتیجه اجرایم با این بزرگواران نیز همواره در سایه بوده و موردپسند مخاطب نیست. البته در پر پرواز، تجربه، شخصیت و روحیه آقای موسوی به گونه‌ای است که پیش از آن که مجری جوان‌تر در مقابلشان دچار اضطراب شود و بخواهد خودش را نفی کرده و از صحنه دور نماید او را در اجرا، درگیر می‌کنند نمونه بارزش هم اجرای سال گذشته ایشان با رسالت بوذری در برنامه «و‌‌‌خدایی که در این نزدیکی است» می‌باشد.

شوق رسیدن را با پر پرواز تجربه می‌کنید؟

امیدوارم.

به کجا؟

به حس و حال معنوی مردم در شب‌های احیا.

مگر با برنامه شما هم می‌توان این حس و حال را به تجربه نشست؟

همه شوق ما همین است. درست مثل برنامه محرم پارسال که پیش از آن که برنامه‌ای تلویزیونی باشد، مجال عرض ارادت به اهل بیت(ع)‌ بود.

شاید خالی از لطف نباشد اگر در انتهای این گفتگو، خوانندگان با ذوق ما را به شاخه گلی از گلستان سروده‌هایتان مهمان کنید؟

چیزی را درخواست کردید که من هیچ وقت حتی یک مصرعش را هم حفظ نیستم] !با خنده...[ یک مجموعه رباعی برای حضرت امیر(ع)‌ سروده‌ام که اگر اجازه دهید یکی از آنها را تقدیم کنم:

مانند کبوتر حرم، شادم کن

بشکن قفس مرا و آزادم کن

شایسته گنبد حریمت نشدم

گهگاه ز گوشه نجف، یادم کن

شیما و میلاد کریمی