روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 / 16 رمضان 1440 / a 21 May 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
گفتگو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
دوشنبه 27 مهر 1388 - ساعت 00:01
شماره خبر: 100920311429
با کريم انصاري فرد، مهاجم جوان سايپا
ثابت مي‌کنم جرقه نيستم
19 سال بیشتر ندارد، اما از وی به عنوان یکی از پدیده‌های لیگ نهم نام می‌برند. مهاجم جوان تیم سایپا که تا پایان هفته نهم 5 گله بود، مانند بسیاری از فوتبالیست‌های امروز ایران، الگویی مشترک دارد؛ الگویی که خود باعث اصلی شناخته‌شدنش بوده است. جالب است پسرکی جوان و جویای نام دنبال جمع‌ کردن عکس و فیلم‌های اسطوره‌اش باشد و یکباره همان آقای اسطوره سراغش برود، صدایش کند و دست بر سر و گوشش بکشد که بیا و بزرگی کن. مهاجم جوان امروز سایپا که از هر نظر فاکتورهای رسیدن به جایگاه الگویش را داراست، هرگز در رویاهایش هم نمی‌بیند که شاید روزی روزگاری بتواند پا جا پای اسطوره‌اش بگذارد. کسی که نه‌تنها در ایران بلکه به گواه اسناد موجود در نشریات ماهانه کنفدراسیون فوتبال آسیا، الگوی بسیاری از فوتبالیست‌های آسیایی و شاید دیگر قاره‌هاست. 2 گلی که کریم انصاری‌فرد برابر سپاهان زد و یک پنالتی که برای تیمش به دست آورد، بهانه‌ای شد تا سراغ پسر 19 ساله اردبیلی برویم و از این‌که چطور توانسته در این سن تحسین کارشناسان را برانگیزد بپرسیم.

چطور شد سراغ فوتبال آمدی؟

از دوران کودکی طرفدار این رشته بودم و دوست داشتم روزی فوتبالیست شوم. هروقت بازی‌های فوتبال را در تلویزیون می‌دیدم آرزو می‌کردم من هم بتوانم روزی مثل آنها در سطح اول فوتبال بازی کنم و همین تفکرات مرا تشویق کرد تا سرانجام سراغ فوتبال بیایم.

جرقه ابتدایی و اولیه از کجا زده شد؟

برادر بزرگ‌ترم که در تبریز دانشجو بود به من گفت اگر در پایان سال سوم ابتدایی با معدل 20 درسم را تمام کنم برایم یکدست لباس تیم‌ ملی ایران را خواهد خرید. من هم تمام تلاشم را کردم و حسابی درس خواندم تا به معدل 20 برسم. سپس وقتی آن یکدست لباس را از او هدیه گرفتم، تشویق شدم تا بیشتر از قبل دنبال فوتبال بروم.

خانواده تا چه حد به تو کمک کرد؟

پیش از هر چیز باید بگویم خانواده اعم از پدر و مادر و دیگر اعضای آن در رشد و نمو مطلوب و همچنین نامطلوب بچه‌ها تاثیر مستقیم دارند و اگر از همان دوران کودکی فرزندان خانواده‌ها مورد بی‌توجهی یا کم‌توجهی قرار گیرند، قطعا در آینده و ساختن آرزوهایشان به مشکل برخواهند خورد؛ اما در مورد خانواده خودم باید بگویم آنها هرگز از تربیت و هدایت من و خواهر و برادرانم غافل نبودند و در مورد من هم به بهترین شکل ممکن عمل کردند.

چه کاری انجام دادند؟

حدود 11 سال پیش (زمان ریاست محسن صفایی‌فراهانی بر فدراسیون فوتبال)‌ بود که مدارس فوتبال اینترکمپوس در شهرهای اردبیل، کرج و خرمشهر تاسیس شد و خانواده‌ام با توجه به علاقه فراوان من به فراگیری فوتبال، مرا در این مدرسه ثبت‌نام کردند و در اصل الفبای فوتبال را در این مدرسه آموختم.م

مربی ایتالیایی داشتید؟

خیر. اما نتیجه کار هفتگی ما و برنامه‌های تمرینی هفته‌ بعدمان توسط یک مدرس فوتبال ایتالیایی تحت نظارت و کنترل همیشگی بود و ما طبق دستورهای موسسان این مدارس، تمرین‌هایمان را پیگیری می‌کردیم.

از همان ابتدا هم مهاجم بودی؟

بله. همیشه دوست داشتم فوروارد باشم و استعدادم هم در این امر بیشتر از دیگر پست‌ها بود.

فکر می‌کنی چه تفاوتی میان آموزش‌های این مدرسه فوتبال با دیگر مدارس فوتبال کشورمان باشد؟

چون هرگز در آن مدارس حضور نداشته‌ام قطعا نمی‌توانم در مورد آنها اظهار نظر کنم.

در مورد حاصل کار مدرسه فوتبالتان که می‌توانی اظهار نظر کنی؟

در مسابقه‌های نوجوانان قهرمانی آسیا که عنوان نایب‌قهرمانی از آن ایران شد 6 نفر از بازیکنان آن تیم از مدرسه فوتبال اینترکمپوس اردبیل و 10 نفر دیگر هم از مدارس اینترکمپوس کرج و خرمشهر بودند. در ضمن از جمع دوستانم در آن مدرسه فوتبال مهرداد عزیزوند و نادر هوشیار همراه من به سایپا و لیگ برتر آمدند و شهریار شیروند هم همین حالا عضو باشگاه سپاهان است، بنابراین می‌توانم به جرات بگویم بیشتر نفرات این مدارس براحتی جذب تیم‌های باشگاهی می‌شوند.

پیش از سایپا در کدام باشگاه‌ها توپ زده‌ای؟

عضو ذوب‌آهن اردبیل بودم و در این تیم و در جام حذفی به تیم مس رفسنجان که در فصل گذشته استقلال را در جام حذفی حذف کرد، گل زدم و آنها را شکست دادیم.

چطور به لیگ برتر آمدی؟

واقعا خواست خدا بود. حدود 4 سال پیش بود که تیم سایپا به سرمربیگری علی دایی به اردبیل آمده بود تا اردوی آماده‌سازی‌اش را در این شهر برپا کند. در اردبیل 2 زمین چمن وجود داشت که قابلیت تمرین در سطح حرفه‌ای داشتند. آن زمان یکی از این دو زمین زیر کشت بود و زمین دیگر هم به تیم سایپا داده شده بود. آنجا بود که رئیس هیات فوتبال اردبیل با توجه به تمرین‌های ما که عضو تیم ذوب‌آهن اردبیل بودیم از علی دایی خواست شرایط تمرین ما در محل تمرین تیم‌شان را فراهم کند و او نیز بدون هیچ مشکلی با این موضوع موافقت کرد. همان‌جا علی دایی از نحوه تمرین کردن من ابراز رضایت کرد و خواست به سایپا بروم. من هم که همیشه آرزوی چنین شرایطی را داشتم با 16 سال سن راهی تهران شدم و به تیم سایپا پیوستم.

در کل نظرت در مورد علی دایی چیست؟

جدا از همشهری بودنم باید بگویم دایی یک اسطوره به تمام معنی است. این را چون به من کمک کرده است تا به چنین جایگاهی برسم نمی‌گویم، هرچند خودم را مدیون همیشگی او می‌دانم؛ اما او واقعا یک اسطوره است. از نظر اخلاقی، شخصیت فوتبالی و در کل می‌توانم بگویم او یک آقای به تمام معناست. او مرا به سایپا آورد و توانستم در اوج نوجوانی و جوانی در لیگ برتر و جام باشگاه‌های آسیا فوتبال بازی کنم. او تحت هر شرایطی به تمام نفرات تیمش احترام می‌گذارد و حتی گاهی اوقات وقتی یک بازیکن برای تست دادن به تمرین سایپا می‌آمد آنقدر با او دوستانه رفتار می‌کرد که وی هنگام ترک تیم به دلیل قبول نشدن در تست افسوس آن را می‌خورد که چرا نتوانسته نظر دایی را جلب کند.

فکر می‌کنی بتوانی روزی به عنوان دومین مهاجم سرشناس اردبیلی ایران پس از دایی لقب بگیری؟

علی دایی شدن برای هر فوتبالیستی مثل یک رویاست. او آقای گل جهان است و رکوردهایش در سطح ملی و باشگاهی او را به یک فوتبالیست دست‌نیافتنی بدل کرده است؛ پس این‌که کسی بگوید می‌خواهم علی دایی بشوم چندان با عقل جور در نمی‌آید!

... اما قبول داری که پیش از این هم فرانس پوشکاش مجارستانی چنین شرایطی را داشت و همگان بر این باور بودند که هیچ‌کس نمی‌تواند رکورد گلزنی او را در سطح ملی بشکند، اما