روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 24 مهر 1398 / 16 صفر 1441 / a 16 Oct 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
قاب کوچک
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 16 آبان 1388 - ساعت 19:00
شماره خبر: 100922042841
قاب خوانندگان
بازگشت «باغ گيلا‌س»
باغ گیلاس از مجموعه‌های تلویزیونی سالیان دور شبکه اول سیماست که این روزها در آخرین ساعات شب دوباره پخش می‌شود. این سریال در همان مقطعی که پخش شد توانست توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه با قصه‌ای روان، ساده و بدون حاشیه به موضوعی می‌پردازد که در آن سا‌ل‌ها اهمیت زیادی داشت؛ دغدغه گسست نسل‌ها و تغییر نگرش در افراد. باغ گیلاس بهانه‌ای بود تا قصه به سمت و سوی مشکلات اجتماعی، با رویکرد جوانان و برخی نگرانی‌های خانوادگی سوق پیدا کند. ارث و میراث که یکی از مهم‌ترین دستمایه‌ها برای بسیاری از نویسندگان و برنامه‌سازان تلویزیون است، محور در «باغ گیلاس» است.

 در محله‌ای از شهر تهران، باغی قرار دارد که درختان قدیمی و پر از میوه آن موجب طراوت آن محله شده است. صاحب اصلی باغ فوت کرده و اینک در این محل، همسر و فرزندان او زندگی می‌کنند. چنین برمی‌آید که نویسنده با جای دادن همه فرزندان در این باغ، هدف خاصی را دنبال می‌کند. کانونی که برای این باغ طراحی کرده، سبب شده نقاط گوناگونی در آن پدیدار شود. برای آن که قصه همواره سمت و سوی خاص و البته هدفمند به خود گیرد، دامنه حوادث از بحث ارث و میراث آغاز می‌شود. یکی از فرزندان با طرح موضوع فروش باغ، ماجراها را آغاز می‌کند. حوادث از جایی شروع می‌شود که مشخص می‌شود این باغ به نام مادرشان است. کج‌سلیقگی‌ها، تحریک حواشی و طمع رخ می‌نمایند و در نتیجه، قصه با روندی تندتر پیش می‌رود. بچه‌ها با هم درگیر می‌شوند و از هم مهم‌تر حوادثی نظیر توطئه حواشی و تنگ‌نظری‌ها، باعث می‌شود تا جدایی بین این خانواده سنتی و قدیمی، رقم بخورد. از این پس است که قصه در یک روند تخت، تنها به بیان و یا بهتر بگوییم بازتاب این اتفاقات می‌پردازد. این سریال داستانی ساده دارد که اگرچه در سال‌های دور نیز به آن پرداخته شده، ولی در حال حاضر نیز جای کار دارد و هنوز برخی از خانواده‌ها درگیر آن هستند.

به بیان دیگر، این قصه هیچ‌گاه تاریخ انقضا ندارد و طرح آن نیز بسیار ضروری است. در این مجموعه تلویزیونی، چند نکته حائز اهمیت است؛ نخست نوع داستان که تا حدودی درباره آن توضیح داده شد. دوم شخصیت‌پردازی است؛ آنچه در چنین سریال‌هایی بیش از هر چیز دیگر به چشم می‌خورد، وجود شخصیت‌های گوناگون است. گاه شخصیت‌های سیاه و سفید در چنین داستان‌هایی خیلی پررنگ می‌شوند که این شیوه پرداخت، اثر عکس خواهد داشت. چنین قصه‌هایی اگر خوب و بد را مطرح می‌کنند، باید حساسیت‌های ویژه‌ای داشته باشند. چه بسا اگر در پردازش یک شخصیت منفی بخوبی عمل نشود، نتیجه عکس شود. در این سریال فاصله میان خوبی و بدی کاملا منطقی بیان شده، اما در فصل جدایی نباید از این نکته غافل شد که کارگردان بر این امر تاکیدی ندارد و این خود مخاطب است که تحلیل و این فضا را ایجاد می‌کند. نکته قابل تامل در «باغ گیلاس» شخصیت‌های خاکستری آن هستند؛ شخصیت‌هایی که خود تبدیل به عامل مهمی در ایجاد گره‌های داستانی می‌شوند. نکته سوم، فضاسازی خاص این مجموعه تلویزیونی است. فضاها برگرفته‌ از شرایط جامعه در آن سال‌هاست. مشکلات، نگرانی‌ها، خرید، فروش، لباس و... کاملا از دل جامعه آمده و هیچ‌گاه بیننده با دیدن آن احساس تصنعی بودن نمی‌کند و به سرعت با متن و ماجرای قصه، همذات‌پنداری می‌کند. به هر حال، باغ گیلاس جزو آن دسته سریال‌های تلویزیونی است که تاریخ انقضا ندارد و در هر مقطع و زمانی قادر است به نیاز مخاطب پاسخ دهد.

علی تهامی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: