روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 04 فروردين 1396 / 25 جمادي الثاني 1438 / a 24 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه روز جهاني ايدز
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 10 آذر 1388 - ساعت 20:30
شماره خبر: 100924116850
مهتاب کرامتي و حرف‌هايي درباره مسووليت اجتماعي افراد مشهور
مردم توجه دارند ما هم مسووليت!
شهرت، جزو ارزش‌های خبری ما روزنامه‌نگاران است. اگر یک فرد گمنام، پیامی را با شیواترین و زیباترین حالت ممکن به دیگران منتقل کند، گستره زیادی نخواهد داشت. اما وقتی که یک فرد مشهور، همین پیام را حتی با شیوایی و زیبایی کمتری، به دیگران منتقل کند، در این صورت است که تبدیل به خبر خواهد شد؛ و این است راز تاثیر فعالیت‌های اجتماعی کسانی که شهرت اجتماعی خوبی دارند.

مهتاب کرامتی، بازیگر شناخته شده کشورمان، مدت‌هاست که با یونیسف فعالیت می‌کند و به‌عنوان سفیر حسن نیت این نهاد شناخته می‌شود. روز جهانی مبارزه با بیماری ایدز که فرا می‌رسد، همه این خانم بازیگر را به یاد می‌آورند که تبدیل به یک فعال اجتماعی موثر هم شده است و البته، حرف‌های خوبی هم برای گفتن دارد.

شما فرد مشهوری هستید و در حال حاضر، فعالیت‌های اجتماعی هم دارید. آیا افراد مشهور، لازم است که فعالیت‌های اجتماعی هم داشته باشند یا این‌که اختیاری است و بستگی به خود افراد دارد؟ یعنی اجباری است یا اختیاری؟

نمی‌توان افراد مشهور را مواخذه کرد که حتما این فعالیت‌های اجتماعی را انجام بدهند یا نه. وظیفه‌ای است که بر دوش هر انسانی است؛ چه شهرت داشته باشد چه نداشته باشد. وقتی شما شهرت دارید، این شهرت به مردم بر می‌گردد و در رابطه مستقیم با مردم است. این مردم هستند که به شما اهمیت می‌دهند و همه اینها، مسوولیتی به همراه می‌آورد. شخصا فکر می‌کنم که شما در قبال این توجه و محبت مسوول هستید. حالا این مسوولیت، یک جنبه‌اش به شخص شما و فعالیت‌ و زندگی شخصی شما بر می‌گردد که باید شکلش طوری تغییر کند که شایستگی الگو بودن را داشته باشید، یک جنبه دیگرش هم بر می‌گردد به مسوولیت اجتماعی شما.

فکر می‌کنید که افراد مشهور ما، این کار را به خوبی انجام می‌دهند؟

خیلی از دوستان، این کارها را انجام می‌دهند بدون این‌که مجبور باشند. جماعت ایرانی، خوشبختانه دوست دارد که در کارهای خیر و آموزشی‌ای که جنبه عمومی دارد، فعال باشد. در برنامه‌ها، سازمان‌های غیر دولتی و موضوع بیماری‌هایی که به سلامت جامعه برمی‌گردد، این دوستان را زیاد می‌بینید که از روی اجبار درونی و بیرونی هم نه؛بلکه از دل بر می‌آید. فکر می‌کنم این، حس خوبی به شما می‌دهد که در قبال مردمی که شما را دوست دارند، مسوولیت و تعهدتان را انجام بدهید. حس می‌کنم وجدان پاک‌تری دارید، وقتی که در قبال این محبت، چنین رفتاری می‌کنید.

پس سفارش شما به دوستان مشهور، شرکت موثر در فعالیت‌های اجتماعی است، درسته؟

خیلی خوب است که شرکت کنند، چرا؟ دلیل اول این‌که به مسوولیتی که در قبال مردم دارند، عمل می‌کنند. دلیل دوم این‌که حس شخصی خودشان که از درونشان می‌جوشد، حس مثبتی خواهد بود. دلیل سوم هم این‌که پیامی که باید به گوش جامعه برسد، راحت‌تر منتقل می‌شود. مردم افراد مشهور را می‌شناسند و حرف‌هایشان را بیشتر قبول می‌کنند.

یعنی به نوعی سرعت‌دهنده انتقال این پیام‌ها هستند به بدنه عمومی جامعه ما؟

هم سرعت‌دهنده هستند، هم گستره این پیام‌ها را بیشتر می‌کنند و در نتیجه، تاثیرگذاری‌اش بالاتر می‌رود.

خانم کرامتی! شما قبل از این‌که سفیر حسن‌نیت شوید، آیا فعالیت‌های اجتماعی مثبتی داشته‌اید؟ و این‌که فعالیت پر رنگ شما بعد از همکاری با یونیسف، دلیل خاصی داشته؟ مثلا چیزی شبیه به شنیدن جمله‌ای خاص، دیدن صحنه‌ای خاص یا افتادن اتفاقی خاص؟

همان‌طور که گفتید، یک مهتاب کرامتی قبل از سفیر شدن داریم و یک مهتاب کرامتی بعد از آن. قبل از آن هم بدون این‌که سمتی داشته باشم، دوست داشتم فعالیت کنم؛ کمک به بیماران خاص، سازمان غیردولتی نفس برای پیوند اعضا و انجمن عصای سفید برای نابینایان. در حد مقدور سعی می‌کردم حضور داشته باشم. ولی بعد از آن که سفیر حسن نیت شدید و شهرت اجتماعی هم کسب کردید، خیلی کارها را می‌توانید انجام دهید و خیلی درها به رویتان باز می‌شود، ولی باید از بین آنها انتخاب کنید چون فرصت رسیدگی به همه آنها نیست. این انتخاب من، یک مقداری زیادی هم می‌تواند شانس باشد، هم می‌تواند برآمده از دغدغه‌های فکری من، چون رشته‌ تحصیلی‌ام میکروبیولوژی است و علم ویروس‌شناسی هم دغدغه خاصی درباره ویروس عامل بیماری ایدز دارد. احساس می‌کنم کمتر به این بیماری پرداخته شده در حالی که روز‌ به روز، باید بیشتر به آن پرداخته شود. مسوولان، اقشار جامعه و جوانان ما باید به آن بیشتر بپردازند، مخصوصا جوانان ما. مساله، فراتر از آن است که گفتگو درباره ایدز/ اچ‌آی‌وی را به خاطر گستاخی دانستن آن، متوقف کنیم. باید در حدی که مقدور است، این محدودیت‌ها را کنار گذاشت و با تمام توان، به پیشگیری از آن برخواست.

شخصا چقدر به صورت روبه‌رو، با بیماران مبتلا به ایدز ارتباط داشته یا دارید؟

بر اساس همکاری‌ای هم که با یونیسف دارم، با آنها برخورد دارم. مشکل خاصی نیست، آنها هم افرادی هستند مثل ما. نباید فراموش‌شان کرد. پارسال برنامه‌ای داشتیم برای روز جهانی ایدز که پیام‌مان برای این روز، استیگما و انگ‌زدایی و جلوگیری از تبعیض بود از این بیماران. باید بیشتر به آنها توجه کنیم، با آنها مهربان‌تر باشیم و تسهیلات بیشتری برایشان فراهم کنیم؛ نه این‌که بخواهیم از ذهن‌مان پاک‌شان کنیم. حذف کردن، راه‌حل نیست، فقط موضوع را پیچیده‌تر می‌کند.

امید به زندگی را در این بیماران چطور می‌بینید؟

به این بر می‌گردد که آیا می‌توانند در یک جامعه امن، محیط امن و... به زندگی و کارشان ادامه بدهند یا نه، یا این‌که از شغل و حتی از خانواده خودشان هم طرد می‌شوند. در حالت اول، قطعا می‌توانند امیدوارتر باشند و این اتفاق، می‌تواند کمک زیادی هم به سلامتی‌شان کند و بیماری، آنها را دیرتر از پا در بیاورد. در مورد دوم، باید بگویم امید چیزی است که می‌تواند زندگی هر کسی را زیر و رو کند و ناامیدی باعث شود حتی یک فرد سالم هم، نتواند قدم از قدم بردارد.

فکر می‌کنید بزرگترین مساله این بیماران و این حوزه چیست؟

باید در جامعه، به عنوان یک عضو پذیرفته شوند و مورد حمایت قرار بگیرند، نه این‌که با آشکار شدن بیماری، از سوی جامعه طرد شوند. فکر می‌کنم بزرگترین مساله، این می‌تواند باشد. ما با همکاری چند همکار دیگر، فیلمی ساختیم درباره بیماری ایدز با عنوان سرخ. چند باری هم از سیما پخش شد و بازتاب خوبی هم داشت. اگر بیمار دچار ناامیدی شود، می‌تواند به طرف قرص‌های روانگردان و اعتیاد و رفتارهای پرخطر کشیده شود و اینها، می‌تواند خطر را بیشتر بکند.

شما بازیگر هستید و درگیر تصویر و سینما. سینما هم هنری است که می‌تواند نگاه مردم را عوض کند. از هنر خودتان، چقدر برای تغییر نگاه مردم به بیماران مبتلا استفاده کرده‌اید؟ فکر می‌کنید این هنری که شما دارید، چقدر می‌تواند باعث تغییر این نگاه شود؟

تقریبا 3 سال پیش بود که جشنواره‌ای برای تمام محصولات سینمایی، تلویزیونی، فیلم مستند و حتی تیزرهای مربوط به این بیماری برگزار شد، من داور بودم. آثار خوبی به دفتر جشنواره رسید. متاسفانه این جشنواره ادامه پیدا نکرد. فیلمسازان ما اگر بدانند که در صورت ورود به این حوزه، می‌توانند حمایت شوند، اگر بدانند که می‌توانند فیلمنامه‌هایی با اطلاعات درست بنویسند و بسازند، می‌توانیم در سال‌های بعد شاهد نگاهی مثبت‌تر باشیم. در پیام‌هایی که به مردم منتقل می‌شود، باید درست عمل کرد، نه این‌که افسانه‌ها و چیزهایی که شایعه است را منتقل کنیم.

مورد خاصی مدنظرتان است؟

الان خیلی‌ها فکر می‌کنند که این بیماری، ربطی به داخل کشور ندارد و از بیرون کشور می‌آید. امیدوارم این پیام‌ها کمتر شده باشد، الان مدت‌هاست که فیلمی درباره این موضوع ندیده‌ام. مثلا در فیلم یک نفر مبتلا شده، وقتی دیگران می‌پرسند که چطور مبتلا شده، جواب می‌شنوند که سفرهای خارج زیاد می‌رود. انگار کسانی که در داخل کشور باشند و رفتارهای پرخطر مرتکب شوند، مبتلا نمی‌شوند! بیماری، کنار گوش ماست. یک اتفاق، می‌تواند شما را مبتلا کند. این خطر، برای جوانان بیشتر احساس می‌شود، جوانانی که حتی خجالت می‌کشند در این زمینه،‌ سوال بپرسند. سینماگران، هنرمندان و صدا و سیما در این حوزه وظیفه دارند. دوست دارم این گونه جشنواره‌ها ادامه پیدا کند.

و اگر این اتفاق، برای خود شما بیفتد، چه کار می‌کنید؟

اگر خدای‌ ناکرده برای من هم چنین اتفاقی بیفتد، به دلیل آگاهی‌ای که دارم، خواهم پذیرفت که این بیماری، پایان زندگی نیست. می‌پذیرم که می‌شود همراه این بیماری، سخت‌تر زندگی کرد، ولی همچنان امیدوارانه.

چطور به خودتان امید و روحیه زندگی و مثبت خواهید داد؟

در این زمینه، هم خودم مهم هستم، هم اطرافیانم که می‌توانند این امید را به من منتقل کنند. رفع این مشکل به تنهایی، می‌تواند مشکل باشد. قبل از پایان مصاحبه، دوست دارم یک نکته دیگر را هم بگویم: درست است که هنوز در ایران، عامل اول ابتلا به بیماری ایدز، اعتیاد تزریقی است، ولی متاسفانه ابتلا از راه روابط پرخطر جنسی هم در حال زیاد شدن است. قبلا آمار مبتلایان از این راه، 4 درصد بود و حالا، به 8 تا 9 درصد رسیده. این، می‌تواند یک زنگ خطر برای ما باشد.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: