روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 01 مرداد 1396 / 28 شوال 1438 / a 23 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه روز جهاني ايدز
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 10 آذر 1388 - ساعت 20:30
شماره خبر: 100924118929
بيماران مبتلا به بيماري ايدز، خانواده‌هاي آنها و آسيب‌هايي که دچارش مي‌شوند
دردهايت را به من ببخش
درباره بیماری ایدز و مبتلایان آن، تحقیقات زیادی انجام شده است. پایان‌نامه‌های زیادی را هم به این موضوع اختصاص داده‌اند؛ پایان نامه‌هایی که ماه‌ها و بلکه سال‌ها وقت صرف شان شده تا نتیجه‌گیری‌هایشان، کاملا درست و مستدل از آب در بیایند. سراغ کتابخانه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران رفتیم تا این پایان نامه‌ها را زیر و رو کنیم. یکی از آن ها، چشممان را گرفت و خلاصه‌هایی از آن را انتخاب کردیم. موضوعش هم، بررسی آسیب‌های اجتماعی است که به خانواده‌های مبتلایان به بیماری ایدز و همچنین، خود آنها وارد می‌شود. البته نکته‌های مطرح شده در این پژوهش اجتماعی، کمی متفاوت است و با نگاه غالب ویژه نامه ما، که نگاهی مثبت و امیدوارانه است، در تناقض می‌باشد. اما فراموش نباید کرد که گاهی پذیرش وجود یک درد و همچنین درد جراحی آن، می‌تواند اوج خوشبینی یک بیمار و پزشک معالج او باشد؛ بیماری که شاید با فراموش کردن و نادیده گرفتن درد، وضعش بدتر می‌شد و پزشکی که با همین اتفاق، نمی‌توانست کارش را خوب انجام دهد.

این پایان نامه، به موضوعات برچسب زنی، انگ اجتماعی، تبعیض، سردرگمی و آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی می‌پردازد و آنها را، آسیب‌هایی اجتماعی می‌داند که به مبتلایان و خانواده‌هایشان، وارد می‌شود. حالا از دریچه این پایان نامه، این آسیب‌ها را باز می‌کنیم تا ببینیم قضیه از چه قرار است.

برچسب زنی

چه کسانی برچسب‌ها را می‌زنند و چه آسیب‌هایی دارد؟ نظریه برچسب می‌گوید این برچسب‌ها را کسانی می‌زنند که قدرت کافی اجتماعی دارند تا معیارهای خودشان را بر جامعه تحمیل کنند؛ کسانی مثل پلیس، قضات، زندانبانان، روانشناسان و... (ستوده، 1372) جمعیتی که ناقض قانون هستند، نمی‌توانند برچسب بزنند، چرا که زورش را ندارند و این، جمعیت واضع قانون هستند که می‌توانند هرگونه برچسبی را به افراد بی قدرت بزنند.

البته علاوه بر این نیروهای موثر اجتماعی که به نوعی منابع کنترل رسمی به شمار می‌روند، منابع کنترل غیررسمی مثل خانواده و... نیز در چنین ماجرایی دخالت می‌کنند. این برچسب ها، باعث می‌شود اتفاقاتی که به خاطرش این برچسب‌ها انتخاب شده‌اند، دوباره بیفتند و احتمال بروز انحرافات را دوبرابر می‌کند.

انگ اجتماعی

دیگران می‌ترسند ویروس و بیماری ایدز، از راه افراد درگیر با آن، به افراد سالم منتقل شود. به‌خاطر همین، با جلوگیری از دسترسی این افراد به‌خدمات اجتماعی روبه رو می‌شویم. همین نکته، یکی از مشخصه‌های عینیت بخش انگ اجتماعی است. مثلا پوشش‌های مخصوصی را داریم که بعضی از عوامل بهداشتی، موقع حمل بیمار به تن می‌کنند. این پوشش ها، یادآور جامه‌هایی است که پزشکان مولیر، نمایشنامهنویس مطرح فرانسوی قرن هفده، از بیماران طاعونی قرن هفدهم مراقبت می‌کردند. (فرهادیان، 1369)

تبعیض

گاهی وقت ها، بعضی از اعمال تبعیض آمیز اتفاق می‌افتد که روی اقتصاد خانواده‌های درگیر با بیماری ایدز، تاثیر منفی می‌گذارد؛ مثل فشار اجتماعی برای ترک شغل، از دست دادن مشتریان سابق سفارش کمتر برای دریافت کالاها و خدمات. بعضی وقت ها، این تبعیض‌های اجتماعی آن قدر شدید است که حتی بعد از مرگ عضو مبتلای یک خانواده هم احساس می‌شود. البته اعمال تبعیضآمیز دیگری هم هستند: عدم معاشرت، طرد از اجتماع، اخراج بچه‌های مبتلا از مدرسه و.... و نکته ناراحت کننده این که حتی دیده شده فوت شدگان این بیماری، از یک تشییع جنازه و به جا آوردن مراسم معمول هم محروم بوده‌اند. چرا؟ چون کارکنانی که باید این تشریفات اجتماعی را به جای آورند، دلشان نمی‌خواست این کار را بکنند. (فرهادیان، 1369)

سردرگمی

کسانی که حامل ویروس عامل بیماری ایدز هستند، دو مرحله را طی می‌کنند: دوره خفا که دوره رشد و مبتلا شدن به بیماری است. بیمار در این روزگار، می‌داند که بیمار است ولی زندگی عادی‌اش را می‌گذراند. دوره آشکار شدن بیماری هم، بعد از دوره خفا اتفاق می‌افتد. حالا تا بیماری که زندگی اش را طی می‌کند، به مرحله آشکار سازی بیماری برسد، زمانی لازم است. این زمان، یک جور سردرگمی ایجاد می‌کند، بیمار می‌داند که بیمار می‌شود، می‌داند که نشانه‌های بیماری را خواهد‌داشت و می‌داند که حتی ممکن است بمیرد، اما دارد زندگی عادیاش را می‌گذراند! این تضاد و دوگانگی و انتظار، بیمار را اذیت می‌کند. (آدام و هرتسلیک، 1385)

حالا همین آسیب‌های اجتماعی که از آنها حرف زدیم، در صورت بروز اتفاقات زیر، آسیب‌های بیشتری به خانواده‌ مبتلایان خواهد زد:

1- از دست دادن درآمد خانواده در صورت توقف کار نان آور که ناشی از بیماری می‌تواند باشد.

2- از دست دادن درآمد نان آور در صورتی که برای مراقبت از بیمار، موقتا محل کار و کارش را ترک کند.

3- ایجاد هزینه اضافه برای بهداشت و مراقبت از بیمار و چیزهایی شبیه این.

***

نویسنده پایان نامه، بعد از پرداختن مفصل به این ماجراها، این جور نتیجه گرفته که: بعضی از خانواده‌هایی که بیماری ایدز، باعث از دست دادن یا کم شدن درآمدشان شده، نمی‌توانند نیازهای اصلی‌شان را تامین کنند. نتیجه اش می‌شود افزایش خانواده‌های فقیر.

البته سجاد سهیلی، نویسنده و محقق این رساله، به نکته جالب دیگری هم اشاره می‌کند. او، به یک تضاد و دوگانگی در رفتاری که ما آدم‌ها با مبتلایان به بیماری ایدز داریم، اشاره می‌کند. نکته جالبش را می‌خوانیم:

«در جوامعی که برچسب زنی و انگ زدن عمومیت دارد، آسیب اپیدمی بیماری ایدز زیادتر می‌شود. علی منتظری، در سال 2005 تحقیقی انجام داده که عنوانش را گذاشته آگاهی و نگرش نسبت به بیماری ایدز در ایران. در نظرسنجی که انجام داده، 84 درصد مردم گفته‌اند که مبتلایان به ایدز، باید از حقوق اجتماعی برخوردار باشند؛ مثل ادامه تحصیل و کار کردن و.... یعنی مردم، نگرش مثبتی دارند. اما تحقیق دیگری که توسط طاووسی، زعفرانی و دیگران انجام شده، به نکته دیگری می‌رسد: 46 درصد معتقد بودند که مبتلایان، نباید در مدارس عادی درس بخوانند! یعنی نگرش منفی و متعصبانه‌ای نسبت به مبتلایان به بیماری ایدز در میان جوابگویان به این تحقیق که بیشتر دانش‌آموزان بودند، وجود دارد.

ساده ترش می‌شود این نکته که: مردم جامعه ما، در گفتار می‌گویند که نگرشی منفی به مبتلایان ندارند. اما همین مردم در عمل، کار دیگری می‌کنند. آنها حتی حاضر نیستند با بیماران مبتلا به بیماری ایدز، روی یک نیمکت بنشینند و....


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: