روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
جمعه 30 تير 1396 / 26 شوال 1438 / a 21 Jul 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 11:54
شماره خبر: 100933607262
حسين قندي‌
من از قاب پنجره سبز مي‌شوم
پنجره را بگشا، زمین نفس می‌کشد و نفس ترا تازه می‌کند. من از قاب پنجره سبز می‌شوم، سبز می‌بینم. درختان جوانه‌های سبز زده‌اند، از فرش زمین رویش سبزی ظاهر شده است. گنجشک‌ها به پرواز درآمدند و قناری‌ها آواز سر داده‌اند. من سرخوش می‌شوم، ما سرخوش می‌شویم. جهان شاداب می‌شود. جهان زیبا می‌شود و ما غرق می‌شویم در بهار. دل‌هایمان شاد می‌شود. آسمان آبی‌ترین رنگ آبی را پخش می‌کند.

خورشید رنگ می‌پاشد بر زمین، خورشید نور می‌پاشد بر زمین، خورشید گرما می‌پاشد بر زمین.

زمین گرم می‌شود، زمین سبز می‌شود، زمین نفس تازه می‌کند، زمین رنگ می‌گیرد، زمین سبز می‌شود، زمین جان می‌گیرد.  بهار با نوروز آمده است، نوروز با بهار آمده است و ما بهاری می‌شویم در نوروز. جشن ایرانیان، جشن نیاکان ما، جشن امروز ما، جشن همه سال‌های ما.

ما کنار سفره هفت‌سین می‌نشینیم و خیره به ظرف‌ها به ماهی‌ها به سبزی‌ها نگاه می‌کنیم. نوروز ما فرا رسیده است.  تاریخ ما تکرار شده است و تکرار می‌شود از هزاران سال پیش تا هزاران سال آینده.

تاریخ‌نویسان ما نیز درباره نوروز بسیار نوشته‌اند از فرودسی تا ...

به جمشید برگوهر افشاندند /  مرآن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین / برآسوده از رنج تن دل ز کین‌

به نو روز نو شاه گیتی فروز / برآن تخت بنشست فیروز روز

در دوران بسیار کهن اقوام مختلف آغاز فصل بهار را جشن می‌گرفتند زیرا که طبیعت زایش دوباره خود را آغاز می‌کند و دوره تازه‌ای شکل می‌گیرد و پس از سرمای زمستان و افسردگی طبیعت، در بهار دوباره جهان جان تازه‌ای می‌گیرد و زندگی دوباره آغاز می‌شود و از این رو ملت‌های کهن مانند ایران زمین آغاز فصل بهار را جشن می‌گرفتند. ایرانیان از دیر باز این جشن بهاری را آغاز سال و مبدا تقویم خود قرار داده بودند و آن را نوروز نام نهادند. ایرانیان در دوران کهن، سال را 360 روز به‌حساب می‌آوردند و ماه‌های آنها 30 روزه بود و پنج روز و چند ساعتی که از سال باقی می‌ماند، جزو نوروز به‌حساب می‌آمد و آن را «پنجه و ه» یا پنج روز نیک و خوب می‌نامیدند. این پنج روز را با پنج روز اول سال نو یعنی 10 روز جشن می‌گرفتند و برآن بودند که ارواح نیاکان آنها که در دنیای دیگری به‌سر می‌برند و همواره نگران خاندان خویش هستند. در این 10 روز که روز تولد دوباره طبیعت است بر زمین فرود می‌آیند و به‌ خاندان خود برکت و خوشبختی و شادی ارزانی می‌دارند. از این رو باید در خاندان‌ها صلح و صفا و آرامش و مهر و دوستی برجای باشد تا مهمانان آسمانی شادکام شوند و به خاندان برکت و فراوانی و فرزندان نیک بخشند.

پس این چند روز، روز جشن نیاکان، روز زایش و تولد بود و در این جشن می‌بایستی لباس نو بپوشند و خانه و کاشانه را تمیز کنند و با گل و گیاه زینت  دهند و خانه تکانی کنند و ظروف قدیمی را نو کنند و نیز اتاق را با گل و گیاه و سبزه و خوان نوروزی بیارایند و آن را برای آسایش مهمانان آسمانی از راه رسیده، آماده کنند.

پیش از نوروز، بذر هفت نوع غله سودمند را سبز می‌کردند و پیش از تحویل سال نو خوان نوروزی را می‌آراستند و به نشان عدد مقدس هفت، هفت قاب زیبا که در آن زمان‌های کهن سینی می‌نامیدند پر از سبزه و گل و میوه و شیرینی می‌کردند و برخوان نوروزی می‌‌نهادند و این خوان به همین سبب به هفت‌سین یا هفت‌سینی معروف گشت. همچنین ظرفی شکر و ظرفی سکه زرین و سیمین و ظرفی سبزی ‌خوردنی و پنیر و ظرفی پر از آب که در آن ماهی شناور بود و ظرف دیگری که در آن نارنج به نماد کره‌زمین در آسمان، می‌گذاشتند و خوان نوروزی را با آینه و شمعدان و کتاب مقدس و تخم‌مرغ‌های رنگین می‌آراستند و به هنگام تحویل سال در کنار سفره می‌نشستند و شادمانی می‌کردند و برای برکت خانه و خانواده و سلامتی و خوشبختی افراد خانواده دعا می‌‌خواندند. فردوسی نیز درباره انگیزه برپایی جشن نوروز می‌گوید: جمشید به فر کیانی تختی بساخت که بر آن گوهرها نشاخت، به شادی ساختن این تخت که دیوان آن را به هوا بر می‌افراشتند. جشن نوروز برپا شد.

به فر کیانی یکی تخت ساخت / چه مایه برو گوهر اندر نشاخت‌

که چون خواستی دیو برداشتی /  زهامون به گردون برافراشتی‌

چو خورشید تابان میان هوا / نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر تخت او /  از آن بر شده فره بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند/  مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین/  بر آسوده از رنج تن دل زکین‌

می‌گویند فردوسی شاهنامه را از روی بن نوشته‌های کهن سروده است. درباره واپسین گفته فردوسی یعنی رویدادی چون برافراشتن تخت در هوا که شاید ساختن گردونه باشد و یا رویداد بزرگ دیگری در آغاز فروردین جشنی بزرگ برپا می‌شود که آن را نوروز می‌نامند و پس از آن تن و دل از رنج و کین آسوده می‌گردد.

دکتر علی شریعتی، نوروز را با بیانی شیرین و لطیف و آن‌گونه که سزاوار این جشن ملی است به قلم آورده است: «... نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می‌شناسند که چیست. نوروز هر سال برپا می‌شود و هر سال از آن سخن می‌رود... نوروز که قرن‌های دراز است بر همه جشن‌های جهان فخر می‌فروشد از آن رو «هست» که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جوش شکفتن‌‌ها و شور زدن‌ها و سرشار از هیجان‌ هر «آغاز»».

منابع:  دکتر بهرام فره‌وشی،  دکتر حسین وحیدی ، شاهنامه فردوسی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: