روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 06 ارديبهشت 1396 / 29 رجب 1438 / a 26 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 12:02
شماره خبر: 100933762960
نقش «حاج‌يونس» مرا سرحال مي آورد
سال 1313 در تهران متولد شد. او تنها فرزند خانواده بود پدرش یک کارگر ساده بود، اما بعد‌ها که علی می‌خواست پا به عرصه نمایش بگذارد، با او هیچ مخالفتی نکرد. سال‌های کودکی و دبستان برایش سال‌های پرخاطره‌ای هستند. بخصوص ایامی که در مدرسه کارهای نمایشی می‌کرد.علی نصیریان زمانی به‌طور جدی توانست بازی و نمایش را به‌خوبی درک کند که وارد هنرستان شد.

 او می‌گوید: «شروع کار ما با تئاتر بود و فضای تئاتری که با حضور ما ایجاد شد، شکل جدیدی بود که با نمایش‌های مرسوم آن دوره فرق می‌کرد. ما نه به تئاتر‌های لاله‌زار دسترسی داشتیم و نه خیلی می‌توانستیم قاطی آنها شویم. تنها چیزی که در اوایل دهه 1330 برای ما علاقه‌مندان بازیگری جالب بود، کلاس‌های آموزش تئاتر و استادهایی بود که نام خیلی وسوسه‌انگیزی داشتند و همه دوست داشتیم شاگرد آنها باشیم. کسانی مثل استاد حاتمی، خیرخواه، مهرتاش، لرتا، سارنگ و ...»

برای علی نصیریان سال 86 با بازی در میوه ممنوعه رنگ و بوی دیگری داشت

علی نصیریان از سال 1329 وارد گروه تئاتر جامعه باربد شد واز سال 1331 نیز به عنوان شاگرد در تئاتر سعدی حضور داشت. البته در آن زمان به گفته خود استاد، بیشتر در این نمایش‌ها به‌عنوان سیاهی لشکر بوده یا نقش‌های خیلی کوتاه داشته است.

علاقه نصیریان به هنر نمایش اساسا از نمایش‌های عامیانه و سنتی آیینی خودمان مانند تعزیه، نمایش‌های روحوضی و حتی معرکه‌گیری شروع شد. خودش می‌گوید: «در محله‌ای که زندگی می‌کردیم (شاهپور و گمرک و بازارچه قوام‌الدوله) در قهوه‌خانه‌ها بساط نقالی‌های جذابی برقرار بود و معرکه‌گیری‌های زیادی در میدان گمرک برپا می‌شد. هنوز سینمای فارسی رواج نیافته بود و دوبله فیلم رونق نداشت و سرگرمی مردم محدود به تماشای همین نمایش‌های عامیانه بود.نیمه شعبان در آن محلات سیاه‌بازی راه می‌انداختند وکسی بانی کار می‌شد و نمایش را راه می‌انداخت و از این طریق مردم را سرگرم می‌کردند. همه اینها باعث شد که به هنر علاقه‌مند شوم تا این که بعد‌ها به هنرستان بازیگری راه پیدا کردم».اگر الان علی نصیریان به‌عنوان یک استاد مطرح در عرصه بازیگری شناخته شده است، تنها یک اتفاق نبوده است بلکه او در این راه رنج‌های بسیاری متحمل شده است تا خشت، خشت بنای این خانه را روی هم بگذارد.

او در مورد نمایش‌هایی که در گذشته با کمترین امکانات به نمایش‌در می‌آورده است، می‌گوید: «شاید باور نکنید، اما ما در خرابه‌های همین پارک شهر یا کنار خیابان‌های خلوت و ساکت تهران نمایش تمرین می‌کردیم. عاشقانه و بدون هیچ امکاناتی تلاش می‌کردیم و کارهای‌مان را برای نمایش آماده می‌کردیم و به میان مردم می‌بردیم. با نور آفتاب و بدون لباس، گریم و دکور. کار ما در آن سال‌ها بیشتر شبیه به یک جور دوره گردی یا به تعبیر امروزی، نمایش خیابانی بود. آن موقع دانشجوها و کارگرها و دیگران تورهای گردشی دسته‌جمعی داشتند که اغلب ابعاد سیاسی داشت. مثلا بیشتر چپی‌ها به‌دلیل ممنوعیت فعالیت حزب توده به‌صورت مخفی و در قالب فعالیت‌های تبلیغاتی صلح و دوستی از این تورهای دسته جمعی راه می‌انداختند و ما از این گروه‌ها به‌عنوان تماشاگر نمایش‌های‌مان استفاده می‌کردیم».

از نمایش‌های مطرح نصیریان در عرصه تئاتر می‌توان به نمایش‌هایی چون: شاه عباس و مرد پاره دوز، بازرس،  امیر ارسلان، خشم تابستان، عروس باقرخان و ... اشاره کرد، اما نمایشی که بعدها باعث شد او به سینما هم راه پیدا کند نمایش «گاو» بود که بعد‌ها داریوش مهرجویی با حضور علی‌نصیریان، عزت‌الله انتظامی، جعفر والی و ... سال 1348 آن را به‌صورت فیلم ساخت.

نصیریان به نکته جالبی درباره انتخاب کارهایش اشاره می‌کند :« واقعا از قبل، هیچ محاسبه‌ای برای خودم نمی‌کنم. معمولا ملاک اصلی‌ام برای انتخاب نقش، اولین برخورد حسی‌ام با متن و شخصیت است. این برخورد، یا انگیزه ایجاد می‌کند یا پس می‌زند. یک جور حالت حسی و غریزی است. اما پس از سال‌ها هنوز وقتی متنی برای بازیگری به دستم می‌رسد، خیلی شوق‌انگیز است. دوست دارم سریع بخوانم و ببینم کار چگونه است و نقش من چه وضعیتی دارد و چه تاثیری رویم می‌گذارد». او سال گذشته، با بازی در سریال میوه‌ممنوعه توانست بار دیگر توانایی‌هایش را به رخ مخاطبانش بکشاند. تا جایی که به عنوان بهترین چهره تلویزیون در سال 86 انتخاب شد.او به قدری در نقش حاج یونس فتوحی غرق شده بود که براحتی می‌‌توانستی باورش کنی و حتی شاید لحظاتی از خاطرمان می‌رفت که او دارد بازی می‌کند و به قول معروف، همه اینها فیلم است.بازیگر نقش حاج یونس فتوحی درباره اجرای این نقش و موفقیتی که این نقش برایش به همراه آورده است، می‌گوید: «اصلا تصور نمی‌کردم که کار تا این حد موفق بشود و هیچ تصوری از میزان استقبال مردم نداشتم».

جدال عاشقانه‌

نصیریان از قصه متفاوت این اثر و درگیری عشقی یونس و هستی به عنوان عامل مهم در موفقیت این کار یاد می‌کند و البته در کنار آن، نقش عوامل خوب میوه ممنوعه را فراموش نمی‌کند.

نصیریان در پاسخ به این سوال که انرژی و انگیزه برای بازی در این نقش، از کجا آمد، گفت: «جالب است بدانید موقع کار هیچ کدام از دشواری‌ها و خستگی‌ها را احساس نمی‌کردم. وقتی می‌رسیدم خانه و می‌خواستم بخوابم تازه متوجه خستگی‌هایم می‌شدم، آنقدر نقش را دوست داشتم و در دل این درام می‌غلتیدم که چیز دیگری احساس نمی‌کردم. این نقش مرا سرحال می‌آورد و به من نیرو می‌داد از بعضی صحنه‌ها و موقعیت‌های داستان، چنان تکان‌ می‌خوردم که همین تکان وادارم می‌کرد حرکت کنم و راهم می‌انداخت. وقتی می‌دیدم که کارگردان واقعا ذره‌ای کوتاه نمی‌آمد و وقتی می‌گفت: برای این پلان کرین لازم داریم، ازش نمی‌گذشتم و هر وقت شب و روز و هر چه گروه خسته بودند، باز هم از حرفش کوتاه نمی‌آمد، پس ما هم باید تا انتها همین طور جلو می‌رفتیم». سریال میوه ممنوعه در زمان پخش دچار حواشی زیادی شد تا جایی که حتی می‌گفتند قرار نبوده آخر سریال آن طور که شاهد بودید، تمام شود. علی نصیریان درباره پایان قصه خاطرنشان کرد؛ «پایان‌های مختلفی برای سریال نوشتند، اما بهترین پایان، همانی است که در خود حکایت شیخ صنعان هم هست. وقتی مریدان از شیخ دست می‌شویند و برمی‌گردند، یکی از کسانی که شیخ را می‌شناسد، آنها را مذمت می‌کند که چرا شیخ را رها کردید؟ حاج یونس نمی‌توانست بعد از قضیه جلال و شوک تصادف و کمای دختر، یکباره متحول شود و برگردد، او در واقع می‌رود و سر به بیابان می‌گذارد. همان گونه که در بیمارستان به هستی می‌گوید که باید بروم خودم را بسازم».

روزی روزگاری نصیریان

در سرزمینی که پر از قصه و اسطوره است، کم نیستند افرادی مانند نصیریان، انتظامی، کشاورز، مشایخی و... . اما مساله‌ای که وجود دارد، این است که تا چه حد توانسته‌ایم قصه این هنرمندان را به اندازه بزرگی خودشان روایت کنیم؟ آنها بخشی از خاطره‌های تصویری ما هستند. از زمانی که در تئاتر، نمایش‌های مختلفی را روی صحنه می‌بردند تا امروز که با موهای سفیدشان هنوز برایمان قصه می‌گویند و بازی می‌کنند. به هر حال، علی نصیریان سال گذشته به عنوان یک چهره تلویزیونی شناخته شد. اگرچه نصیریان‌ها همیشه چهره هستند و چهره خواهند ماند. آن هم به ماندگاری خاطره‌هایشان از سال‌های دور تا امروز.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: