روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 01 شهريور 1396 / 30 ذی القعدة 1438 / a 23 Aug 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 12:02
شماره خبر: 100933763937
سريال‌هاي طنز تلويزيوني‌ از نگاه نويسندگان اين نوع آثار
خنده‌ روي موج تصوير
طنز و طنزنویسی از قدیم‌الایام در فرهنگ ما ایرانی‌ها وجود داشته است. از نمایش‌های روحوضی گرفته تا تئاترهای خیمه ‌شب‌بازی رگه‌هایی از طنز داشته‌اند. تلویزیون در چند سال اخیر با توجه به علاقه مردم به طنز و کمیک، تولید سریال‌های طنز شبانه را در دستور کار خود قرار داده است. در این چند سال گاهی برخی از سریال‌های طنز موفقیت‌های خوبی کسب کرده و توانسته‌اند مخاطبان خود را راضی کنند و گاه نیز با شکست روبه‌رو شده‌اند.
برای آشنایی بیشتر با طنزهای تلویزیونی، در یک میزگرد صمیمانه پای صحبت‌های امیرمهدی ژوله، مهراب قاسمخانی، خشایار الوند ، سروش صحت، مهدی مظلومی، شقایق دهقان، پیمان عباسی و علیرضا فصیحی نشستیم تا با چند و چون تولید این سریال بیشتر آشنا شویم.

اول کارگردان را بشناس بعد بنویس ...

جنس طنز امیرمهدی ژوله در این چند سال اخیر چقدر با گذشته فرق کرده است؟ با توجه به این که او از مطبوعات به تلویزیون گرایش یافته است؟

خیلی با گذشته فرقی نکرده است، تنها سعی کرده‌ام اگر غریزه یا استعدادی وجود داشته است، آن را در مسیر درستی هدایت و به نوعی تربیتش کنم. البته این را قبول دارم که جنس طنز مطبوعات با جنس طنز تلویزیون فرق می‌کند.

منظورت چه نوع تفاوتی است؟

در مطبوعات همان چیزی را که تو می‌نویسی، خواننده می‌خواند. اما وقتی در تلویزیون متنی را می‌نویسی، مطمئنا از فیلتر ذهنی کارگردان، بازیگر، ناظرپخش و ... می‌گذرد و طبیعتا این روال روی متن اثر خواهد گذاشت و همه این جریان‌ها می‌تواند متن تو را بهتر یا بدتر کند.

آن تربیتی که به آن اشاره کردی، به چه چیزهایی برمی‌گردد؟

در وهله اول باید بلد باشی بخندانی و بعد باید دست بازیگر را باز بگذاری برای این که بتواند به خلاقیت برسد و از همه مهمتر این‌که باید بدانی که چه نوع کمدی‌ای را برای چه کارگردانی بنویسی. این مساله خیلی مهم است.

مهراب- تو کارت را با طراحی صحنه در تلویزیون شروع کردی، اما حالا یک نویسنده‌ای. چرا؟

در ابتدا اصلا قصد نداشتم بنویسم و طراحی صحنه برایم شیرین‌تر بود. ولی یکدفعه افتادم توی گود نوشتن. البته حضور پیمان (قاسمخانی) هم در کنارم چندان بی‌تاثیر نبود و همیشه سعی می‌کردم سلیقه‌ام را به سلیقه او نزدیک کنم، به‌هر حال برای این جریان از قبل برنامه‌ریزی نکرده بودم و بیشتر تجربی کار می‌کنم.

خشایار الوند به چه نوع سبکی در طنزنویسی اعتقاد دارد؟

نمی‌شود تقسیم‌بندی کرد. چون طنز سبک‌های زیادی دارد و من به سبک خاصی در این مورد فکر نمی‌کنم و بیشتر دلی و حسی می‌نویسم.

ضمن این‌که باید بگویم اساسا نوشتن کارهای نمایشی از متن تا اجرا فاصله زیادی دارد بنابراین تو نمی‌توانی خودت را به یک سبک خاص محدود کنی.

مساله‌ای که وجود دارد، این است که در یکی، دو سال اخیر کارگردان‌های طنزپرداز نویسنده‌های خودشان را دارند و نویسنده‌ای که برای یک کارگردان خاص می‌نویسد، برای کارگردان دیگر این‌کار را نمی‌کند. این موضوع چقدر برای هر دو طرف (نویسنده و کارگردان) خوب یا بد است!؟

سروش: اساسا این را که این موضوع چقدر خوب یا بد است، نمی‌دانم چون تجربه زیادی در این زمینه نداشتم.
ولی وقتی کارگردانان و برنامه‌سازان کار می‌کنند، گزینه‌هایی وجود دارند که می‌توانند آنها را به عنوان نویسنده انتخاب کنند در زمینه کارهای طنز هم چون تعداد نویسندگان ما محدود و معدود است، این مساله پیش می‌آید.

مهراب: آنچه الان باب شده، این است که نویسنده‌ها در کارهای طنز به جایگاه خوبی رسیده‌اند و به نوعی اهمیت آنها مشخص شده  است فکر می‌کنم بعد از «پاورچین» هم این اتفاق افتاد.

تا قبل از آن مخاطب خیلی به نویسنده اهمیت نمی‌داد، ولی الان حتی مخاطبان با سبک کاری نویسنده‌ها آشنا هستند. این مساله مرا خیلی خوشحال کرده است. اما این که نویسنده‌ها تقسیم شده‌اند، به دلیل نوع کار و البته کمبود نویسندگان طنز است.

ژوله: مساله دیگری که وجود دارد، این است که رقابت آن‌چنانی نداریم. مثلا مهران مدیری کار می‌کند و به محض این‌که کار او تمام می‌شود، سروش یا مهدی مظلومی کار می‌کنند.

هیچ وقت پشت سرهم دو کار طنز نداشته‌ایم. بنابراین عملا رقابتی هم وجود ندارد.

این که امیر مهدی ژوله را به‌عنوان یک طنز پرداز می‌شناسند، چقدر برای خودش خوب است؟ فکر نمی‌کنی در نوشتن این‌طوری خودت را محدود کرده‌ای؟

نه، خوبه، راضی هستم. کلا خودم هم آدم شوخ طبعی هستم.

مهراب: چرا دروغ می‌گی. تو که همش غر می‌زنی ! (می‌خندد)

ژوله: از این که بخواهم از این شاخه به آن شاخه بپرم، خوشم نمی‌آید؛ چون انرژی و وقتم هدر می‌رود. به همین دلیل این ژانر را برای خود برگزیده‌ام و آن را هم ادامه خواهم داد.

آقای معیری نژاد، شما فکر می‌کنید در این سال‌های اخیر چه هدفی پشت برنامه‌های طنزمان وجود دارد؟

اهداف طنز در این‌ سال‌ها به صرف خندیدن خلاصه شده است که البته هدف کمی نیست. اگر برنامه طنز بتواند فقط به قصد خنداندن مخاطب حرکت کند و موفق هم باشد، در جهت پالایش روان مخاطب درست عمل کرده است.
اما باید گفت که کمدی‌هایی مثل کاکتوس، شب‌های برره، که رویکردی نقد آمیزی داشته‌‌اند، کمتر تکرار شده است به‌هر حال خنداندن مخاطب از مهم‌ترین اهداف این‌گونه برنامه‌ها محسوب می‌شود.

آقای صحت، بیشتر مخاطبان تلویزیون از روی عادت این‌گونه برنامه‌ها را می‌بینند. این مساله به نفع برنامه‌سازان است یا به ضررشان؟

شاید اتفاق خوبی باشد از این نظر که مخاطب کارهای طنز را پیگیری می‌کند و بد باشد چون از روی عادت این کار را می‌کنند. به‌هر حال چون نسبت به این مساله مطمئن نیستم، نمی‌‌توانم نظر قانع کننده و قطعی بدهم.

خشایار الوند: به هر حال میزان شناخت مخاطب نسبی است و مخاطب شاید در ابتدا نسبت به کار شناختی نداشته باشد، اما پس از پخش چندین قسمت از یک سریال، کم‌کم به شناخت می‌رسد و با‌ آن عجین می‌شود.

آقای صحت، فکر می‌کنید طنز ما در این چند ساله چقدر حرکت رو به جلو داشته است؟

این موضوع نیاز به بحث جدی و اساسی دارد و نمی‌شود جواب کلی به آن داد فقط می‌‌توانم اشاره کنم که حتما در جاهایی پیشرفت داشته و شاید هم در بخش‌هایی دچار ضعف بوده است. البته این مساله هم در حوزه‌ها و شرایط متفاوت فرق می‌کند و باید کارشناسانه و دقیق به آن پرداخت.

آقای معیری‌نژاد، فکر می‌کنید طنز پردازان ما تا چه حد از نظر شوخی و طرح مسائل مختلف قدرت ریسک دارند؟

متاسفانه هر سال قدرت تحمل شوخی و نقد طنز‌آمیز کمتر می‌شود و از این نظر کمتر سریالی با رویکرد طنز سیاسی و اجتماعی تولید می‌شود و بخش اعظم شکایت‌ها از رسانه‌ها، مربوط به قسمت‌های طنز سیاسی یا اجتماعی می‌شود. بنابراین اگر نویسنده‌های ما هم قدرت ریسک داشته باشند، باز هم نمی توانند آن طور که باید نقد یا شوخی کنند.

زمانی که می‌نویسید چقدر به بازیگران فکر می‌کنید؟ در واقع به بازیگر خاصی در ذهنتان فکر می‌کنید؟

خشایار: بله، فکر می‌کنم چون برایم مهم است حتی گاهی به یک بازیگر فرضی فکر می‌کنم؛ چون برای من موقعیت خوبی است.

از چه نظر؟

از این نظر که آنچه را که در ذهنم است، می‌توانم ببینم. یادم می‌آید وقتی فیلمنامه مزاحم را می‌نوشتم، تمام مدت به امین حیایی فکر می‌کردم. حتی شب‌ها متن را برای او می‌خواندم بدون این که اصلا فکر کنم او را انتخاب خواهند کرد.

ژوله: برای من هم مهم است حتی دیالوگ‌هایم را براساس بازیگران می‌نویسم. مثلا دیالوگی را که برای سیامک انصاری می‌نویسم، هیچ‌وقت برای هادی کاظمی نمی‌نویسم. چون جنس بازیشان را می‌شناسم.

مهراب: ولی من این‌گونه‌ فکر نمی‌کنم. بیشتر درگیر خود داستان و قصه می‌شوم و بازیگر از ذهنم بیرون می‌رود. این طوری زودتر به نتیجه مورد نظرم می‌رسم.

نظرتان درباره خطوط قرمزی که وجود دارد، چیست؟

ژوله: خطوط قرمز موجب می‌شوند که به راه‌های جدیدی برسیم. به هر حال در کل آدم محافظه‌کاری نیستم.
مهراب: ولی من کمتر سمت کارهایی با خطوط قرمز می‌روم.

خشایار: خطوط قرمز چندان برایم مهم نیست؛ چون حالا دیگر به آنها عادت کرده‌ام.

اگر متن‌‌های شما دچار تغییر شده باشند، چه می‌‌کنید؟

مهراب: من قهر می‌کنم (می‌خندد). اگر قسمتی را که نوشتم خیلی تغییر کرده باشد، اصلا این قسمت را نگاه نمی‌کنم. چون تحملش را ندارم.

ژوله: من حالا دیگر این خطوط  را یاد گرفته‌ام.

از طرفی هم گاهی نویسنده‌ها فکر می‌کنند متنشان بهتر از چیزی بوده که به تصویر کشیده شده است. در هر حال آدم خونسردی در این مورد نیستم.

زمان نوشتن تا چه حد به مخاطبتان فکر می‌کنید؟

مهراب: مخاطبم را دوست دارم، اما به او باج نمی‌دهم و چیزی را که دوست دارم، می‌نویسم و ترجیح می‌دهم مخاطبم هم آن را دوست داشته باشد.

پس متن‌ات را تحمیل می‌کنی؟

مهراب: بله. این جوری درست است.

ژوله: ولی من این جوری فکر نمی‌کنم. دوست دارم با مردم و جامعه‌ام ارتباط داشته باشم. اتفاقا تحلیلم هم نسبت به آدم‌ها خیلی خوب است.

چقدر به تضاد بین شخصیت‌ها اعتقاد دارید؟

خشایار: اصلا از تضاد است که کمدی شکل می‌گیرد. مثلا یک نفر ماشین 80 میلیون تومانی می‌خرد و در صندلی عقب یک قالیچه پهن می‌کند.

به هر حال چون با جامعه‌ای مواجه‌ایم که دارد دوران سنت و مدرنیته را طی می‌کند، از این تضادها زیاد دیده می‌شود و این تضادها به نوعی فرم شخصیت‌های کار را شکل می‌دهند.

و اما سوال‌های نوروزی. اگر قرار باشد نقش یکی از سین‌های هفت‌سین را داشته باشید، کدام یک را انتخاب می‌کنید؟

ژوله: سیب بهتر از بقیه است. سکه را اصلا دوست ندارم، چون دستمالی می‌شود.

مهراب: دوست ندارم سبزه باشم، چون گره‌ام می‌زنند. ماهی باشم بهتر است. یک گوشه تنگ راحت برای خودم می‌نشینم.

الوند: سکه را دوست دارم؛ چون می‌خواهم کارم همیشه سکه باشد.

صحت: من هم سیب را ترجیح می‌دهم.

معیری‌نژاد: سبزه را به خاطر سبز بودنش ترجیح می‌دهم.

اگر قرار باشد 7 نفر از اعضای سینما و تلویزیون را برای لحظه سال تحویل دعوت کنید، چه افرادی را دعوت خواهید کرد؟

مهراب: پیمان قاسم‌خانی، بهاره رهنما، شقایق دهقان، سیامک انصاری، امیر ژوله، مهران مدیری و هادی کاظمی.

ژوله: حمید اعتباریان، چون از او عیدی بگیرم. گلزار، چون خوشگله. حمید و مجید آقاگلیان (باز هم به خاطر عیدی گرفتن)، هدیه تهرانی، داریوش مهرجویی و رضا کیانیان.

خشایار: سیروس الوند، پیمان قاسم‌خانی، امین حیایی، خسرو شکیبایی، جمشید هاشم‌پور، مهران مدیری و پژمان بازغی.

آقای صحت شما نمی‌خواهید جواب دهید؟

باید فکر کنم. قول می‌دهم تا لحظه سال تحویل حتما به شما خبر دهم.

آقای ناصر فصیحی فکر می‌کنید در این چند ساله تا چه حد طنز ما در سیما پیشرفت داشته است؟

به نظرم نسبت به گذشته خیلی بهتر شده و این نوع برنامه‌ها بین مردم با استقبال مواجه شده است؛ اما از طرفی دچار تکرار شده و اگر این روند ادامه پیدا کند، دیگر موثر نخواهد بود.

فکر می‌کنید چه باید کرد که این اتفاق نیفتد؟

مهم‌ترین کاری که می‌شود کرد، این است که از قالب‌های تکراری خارج شویم، مثلا لوکیشن‌های کارهای 90 شبی بسیار تکراری شده‌اند و تنها محدود هستند به فضاهای داخلی و از این نظر نویسنده‌ها هم مجبورند برای چهار تا لوکیشن و آدم‌های تکراری متن بنویسند که این مساله دیگر برای مخاطب جذاب نخواهد بود. بنابراین بهتر است فضا و فرم کارها را تغییر دهیم.

خانم دهقان چرا نویسنده‌های طنز ما محدود هستند؟

چون طنزنویس خوب که مقوله تلویزیون را هم بخوبی بشناسد، کم داریم و به همین دلیل نویسنده‌ها محدود هستند و چاره‌ای هم نداریم که با همین شکل و با همین آدم‌ها کارها را بسازیم و جلو ببریم.

پس لابد به همین دلیل دو سریال طنز همزمان از شبکه‌ها پخش نمی‌شود؟

نمی‌دانم، شاید سیاست خود شبکه‌هاست که هر کارگردانی در مقطع خاصی کار کند تا این کارها با یکدیگر تداخل نداشته باشند.

آقای مظلومی شما خیلی ساکت هستید. می‌خواهم بدانم چرا شما طی این سال‌ها تنها با گروه خودتان کار کرده‌اید؛ از نویسنده گرفته تا تصویربردار و نورپرداز؟

چون بعد از مدتی همه گروه با سلایق یکدیگر آشنا می‌شوند و این آشنایی سبب می‌شود در کارهای بعدی هم با یکدیگر همکاری داشته باشیم. اصلا خوب است هر کارگردانی گروه خودش را داشته باشد، چون این طوری کارها خیلی سریع‌تر و بهتر پیش خواهد رفت.

اما این خطر وجود دارد که به تکرار بیفتد.

بله، قبول دارم ولی اگر خودشان بخواهند می‌توانند از این تکراری شدن جلوگیری و طنزهای جدیدی ارائه کنند.

محبوبه ریاستی‌



نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: