روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
دوشنبه 07 فروردين 1396 / 28 جمادي الثاني 1438 / a 27 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 12:09
شماره خبر: 100933774467
چپ راست ويژه نوروزي‌
نت‌هايي‌ که نواخته نشد
دوستان سلام!
چپ راست نوروزی را تقدیمتان می‌کنیم با این امید که چپ راست این ایام به کامتان باشد.در این مجال خوش که احتمالا فرصت بیشتری برای مطالعه نشریات به دست آورده‌اید، می‌خواهیم به مهمترین وقایع موسیقایی سال کهنه نظری تند و سریع بیندازیم.

چهره‌های خبرساز

پیش از ورود به متن و طرح موضوعات موسیقایی سال 1386 اجازه بدهید خیلی کوتاه به مهمترین چهره‌های خبرساز این سال همراه با موضوع خبر اشاره کنیم و سپس به جزییات بپردازیم. بله، این حضرات عبارتند از: محمدرضا شجریان (عمل جراحی)، شهرام ناظری (شوالیه موسیقی)، لوریس چکناوریان (اجرای سمفونی رسول عشق و امید)، نادر مشایخی (برکناری خاموش از رهبری)، حسین علیزاده (دریافت سیمرغ بلورین فجر)، محمدرضا لطفی (موسیقیدان بحران‌زده)، محسن نامجو (عامل بی‌گناه برکناری مدیر موسیقی)، شاهین فرهت (مرد سمفونی ایران) و...

 اول و آخر موسیقی‌

صفحات و فضاهای اغلب رسانه‌ها در اول و وسط و آخر سال1386 از نام هنرمند پرطرفدار و محبوب  استاد شجریان  که هرکجا هست خدایا به سلامت دارش  مشحون بود؛ دوم فروردین، مصاحبه مفصل ایشان از رادیو سراسری ایران پخش شد؛ مهمترین سخن استاد در این مصاحبه این بود که 95درصد از مدرسان و استادان آواز صلاحیت تدریس ندارند و این دوستان عموما هنرجویان را گمراه می‌کنند؛ این سخن به مذاق بسیاری از اساتید خوش نیامد و البته ایشان هم آن 5‌‌درصد را برای این گذاشته بود که اگر کسی از او گله‌مند شد، بگوید شما جزو آن 5 درصد هستید.

اواسط سال (مرداد و شهریور)، کنسرت پرشور استاد در تهران و اصفهان انجام شد و برای نخستین‌بار فروش بلیت این کنسرت‌ها به صورت اینترنتی انجام شد، مشکلات عدیده این نوع عرضه بلیت همه دوستداران کنسرت را موقتا از بلیت، اینترنت، تکنولوژی و... منزجر کرد.

اواخر سال هم که بیماری و عمل جراحی شجریان و هجوم عاشقان صدای این استاد به بیمارستان و پیام تصویری و صوتی ایشان در سایت‌ها و... موجب شد نام و یاد استاد در این سال بیش از سال‌های پیش در رسانه‌ها استمرار داشته باشد. امیدواریم این استمرار، استمرار یابد.

چالش‌های مهم‌

همه گفتند و می‌گویند که سال 1386 برای موسیقی سال پرخیر و برکتی بود و جالب آن‌که برخی مسوولان محترم هم عمدتا برگزاری کنسرت‌های متعدد تابستان 86 را به صرف دادن اجازه فعالیت به هنرمندان موجه و قدیمی‌ جزو اقدامات اساسی و اهتمام خویش قرار دادند، اما کسی نگفت که درعین‌حال این سال یکی از پر چالش‌ترین سال‌ها برای موسیقی نیز بوده است؛ تشکیل شورای ارکستر سمفونیک و مخالفت و ستیز این شورا با رهبر ثابتش، شاخ و شانه کشیدن برگزارکنندگان کنسرت با اداره اماکن و علنی شدن اختلافات دفتر موسیقی ارشاد با واحد موسیقی حوزه هنری که در نهایت به پیروزی ارشاد انجامید، از مهمترین این چالش‌ها بود.

ماجراهای ارکستر سمفونیک‌

ماجرای این ارکستر 60 ساله بسیار خواندنی و عبرت‌آموز است؛ البته مطالعه کامل تاریخ آن در این تعطیلات نوروزی میسر نمی‌شود، اما همه آن سوابق یک طرف و این یکی دو ساله اخیر هم همان طرف!

نادر مشایخی بعد از فراز و فرودهای بسیار و بویژه بعد از علی رهبری، اوایل سال86   سکان رهبری ارکستر را به دست گرفت؛ تبعات حقوق پایین و بی‌نظمی‌ اعضا، مشکلات متعدد و زخم‌های کهنه این ارکستر بعد از یکی دو کنسرت دوباره رو آمد و... اما ارکستری که با بحران خو گرفته و هزار و یک جور بالا و پایین دیده و با انواع و اقسام ترفندها و...‌ که نوعی آموزش‌های ضمن خدمت است مواجه شده در نتیجه هریک از اعضایش توانایی‌های بالایی در رهبری و هدایت جریانات غیرموسیقایی ارکستر را به دست آورده و توان خوبی برای مقابله با روند خلاف نظرشان دارند و گذشته نشان داده که فقط دو سه نفر از آنها برای این امور کافی است؛ از سوی دیگر مدیران هم که نمی‌توانند از ارکستر عقب بمانند و این می‌شود که مدیران دفتر موسیقی برای هدایت (بخوانید کنترل) رهبر شورا تعیین می‌کنند و مشایخی شورا را قبول نمی‌کند و شورا هم او را و خلاصه اوضاع پیچیده‌ای درست می‌شود که آخرش به اینجا ختم شد که کسی ندانست مشایخی کی آمد کی رفت و اینک صهبایی آمده با همان مشکلات! او هم باید به سرنوشت محتوم رهبران سابق این ارکستر تن دهد یا نه، بزودی مشخص می‌شود.

تراژدی سال‌

شاید مهمترین ملودی درام موسیقی سال که سر به تراژدی زد داستان محمدرضا لطفی بود.

 انتقادات، مصاحبه‌ها، حرف‌ها و کنسرت لطفی همه را غافلگیر کرد؛ مطمئنا او خودش بیش از دیگران غافلگیر شده است چرا که همه چیز به سرعت برق و باد خراب شد! او در آغاز گفت من موسیقیدان بحرانم و هرجا که بحران باشد، منم هستم! سخنان او بحران ساخت؛ بحرانی سخت که مرد بحران را بی‌رحمانه به زیر کشید؛ اما از بین مصاحبه‌های این هنرمند پرآوازه، گفت‌ِوگویش با کیهان فرهنگی بی‌نظیر بود؛ اذان گفتن روی درخت بریده در امریکا و در نیمه‌های شب و خیلی نکات بکر دیگری که در این مصاحبه آمده بود به سرعت نقل محافل موسیقایی و حتی غیرموسیقایی شد.

خلاصه تراژدی: او آمد؛ لطفی بعد از 20سال آمد؛ مخاطبانش و دوستدارانش که بسیار هم بودند (شاید هم هنوز باشند) خاطرات شیرینی با ساخته‌هایش داشتند؛ او پتانسیل بالایی برای از بین بردن رخوت نسبی، تحرک بخشیدن به جریان موسیقی و ایجاد فضایی بالنده و روشن برای نسل جوان و... در دست داشت؛ همه چیز با آمدن او موقتا خوب شروع شد... اما لطفی با خطاب و عتاب و نقد بی‌رحمانه کمانچه‌نوازان (و نه تارنوازان!) شروع کرد و به یکباره همه هنرمندان و دوستانی که در 20 سال گذشته و با شرایط سخت کار کرده بودند را نادیده گرفت و از خود راند... و دست آخر کنسرت پرانتقادی را اجرا کرد که با اظهارنظر تند مشکاتیان شروع و به انتقادهای بسیار فراوان خبرنگاران و منتقدان رسانه‌ها ختم شد.

 کسی ندانست که چرا جناب لطفی این‌گونه خطر کرد؛ چرا چنین راه پر سنگلاخی انتخاب کرد و چرا با شلوغ‌کاری، اظهار نظرات متناقض و جنجال رسانه‌ای بی‌محابا تمامی ‌سرمایه ارزشمند خویش را به یغما داد. ای کاش چنین نمی‌شد.

عزل و نصب سال‌

گفته می‌شود ریشه برکناری مدیر موسیقی حوزه هنری در زمستان 86 که متعاقب چالش پیش‌آمده بین ارشاد و حوزه رخ داد در انتشار آلبوم ترنج اثر محسن نامجو بوده چرا که ارشاد مخالف انتشار این اثر بوده است اما به نظر می‌رسد نباید اینقدر ساده‌اندیش باشیم و با ساده‌انگاری خود سر نامجو هم منت بگذاریم؛ سال‌هاست که به علت بخشی‌نگری این واحد و انتقادهای رو به تزاید اهالی موسیقی و نقدهایی که در رسانه‌ها منعکس می‌شد، مسوولان حوزه تحت فشار بودند و گفته شده بود قرار است این مدیر عوض شود، ولی آنها می‌گفتند چون هنوز مدیر جایگزین مناسب پیدا نشده است این عزل به تعویق می‌افتد.

 وظیفه خانه موسیقی  فقط  برگزاری کنسرت نیست هرچند که این‌گونه فعالیت‌ها بسیار ارزشمند است؛ اما شرح وظایف خانه موسیقی مفصل‌تر از اینهاست

 به هر حال این گفته نوعی دفع‌الوقت و بیشتر به شایعه تعبیر می‌شد، اما پس از معرفی علی معلم دامغانی (مدیر موسیقی اسبق صدا و سیما) به عنوان مسوول موسیقی حوزه مشخص شد جدا آن خبر واقعیت داشته است و واقعا مدیر حوزه موسیقی از نگاه حضرات بسیار کمیاب می‌نماید.

اعتبار خانه موسیقی و شورای عالی‌

در این سال‌ها نمی‌شود از موسیقی گفت و نامی‌ از خانه‌اش نبرد؛ مهمترین اتفاق خانه موسیقی در سال 86 انتخاب اعضای شورای عالی‌اش بود که با ریاست استاد شجریان تشکیل شد؛ بعضی‌ها که به قول معروف نافشان را با مخالفت بریده‌اند، از ریشه با موجودیت این شورا مخالفت داشتند؛ ولی در مجمع عمومی‌ نتوانستند برای حذف این شورا از اساسنامه، رای جمع کنند؛ حال این‌که حذف این شورا چه کمکی و چه نفعی برای موسیقی و خانه دارد بر کسی معلوم نیست، به هر حال این شورا وجود خارجی پیدا و فعالیتش را آغاز کرد و باید بپذیریم که علاوه بر جایگاه ریاست شورا حضور و نام بزرگانی چون پورتراب، فخرالدینی، روشن‌روان، گنجه‌ای، فرهت و ظریف قطعا بر اعتبار این خانه افزوده است.

آشتی‌کنان دو استاد

حال که سخن از خانه موسیقی به میان آمد، بد نیست به فعالیت  خانه در برگزاری کنسرت‌های متعدد مثل برنامه‌های هم‌آوایان (حسین علیزاده) کامکارها، شمس و... در این سال اشاره کنیم؛ البته این انتقاد بجای اعضا و منتقدان از خانه موسیقی هم بود که فقط وظیفه‌اش برگزاری کنسرت نیست هرچند که این‌گونه فعالیت‌ها بسیار ارزشمند است؛ اما شرح وظایف خانه موسیقی مفصل‌تر از اینهاست.به هر حال باید از برگزاری جشن خانه موسیقی در مهرماه به عنوان یکی دیگر از مهمترین اتفاق‌های خانه یاد کنیم؛ زیرا بزرگترین اجتماع موسیقیدانان در تالار کشور بود که برای اولین بار در طول تاریخ موسیقی اتفاق افتاد. در این مراسم که حدود 3 هزار نفر حضور داشتند، پرویز مشکاتیان لوح تقدیر خود را از دست استاد شجریان دریافت کرد و رسانه‌ها از این مراسم به عنوان آشتی‌کنان دو استاد یاد کردند. گروه کامکارها هم در این مراسم تقدیر شدند.

درگذشتگان‌

در سال 86 متاسفانه هنرمندانی از بین ما رفتند که جایشان خالی است: طغانیان (کمانچه‌نواز لرستانی)، فاخره صبا (استاد آواز)، حاج قربان سلیمانی (دوتارنواز اسطوره‌ای شمال خراسان)، احمد عاشورپور(خواننده و بلبل گیلان) و فاطمه بهروزی‌نیا (خواننده گروه کر)؛ یاد و نام همه‌شان گرامی‌ باد.

آرزوها

برای سال آینده ما هم آرزو داریم، بله: آرزو داریم بالاخره این علی مرادخانی موزه نت را راه بیندازد؛ دو سال است که هی می‌گویند این هفته آن هفته!آرزو داریم رهبر ارکستر سمفونیک حداقل یک سال سر جایش بماند، با شورا کنار بیاید و نوار تکراری مسائل ارکستر گم شود و دوره جدیدی برایش رقم بخورد.اداره اماکن و برگزارکنندگان ارکستر در نبود قانون مدون برای تامین هزینه‌های نیروی انتظامی‌ خودشان کدخدامنشانه با هم کنار بیایند و قال قضیه را بکنند.جشنواره موسیقی واقعا متفاوت‌تر از گذشته برگزار شود؛ با توجه به این‌که کامبیز روشن‌روان برخلاف گذشته خیلی زود و به فاصله یک سال به عنوان دبیر جشنواره معرفی شده است این آرزو تاحدودی دست‌یافتنی است.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: