روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 07 ارديبهشت 1396 / 30 رجب 1438 / a 27 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 12:10
شماره خبر: 100933775668
شهرام ناظري در سال 86 هم شواليه شد و هم کلي جايزه گرفت‌
يک دهان خواهم به پهناي فلک
شهرام ناظری بی‌نیاز از تعریف است و نیست؛ سنتی می‌خواند و نمی‌خواند، نوآور هست و نیست؛ اخلاق خوش دارد و ندارد و خلاصه او مجموعه‌ای از باید‌ها و نبایدها، بودها و نبودها و مثبت‌ها و منفی‌هایی است که هر یک از این اضداد در جای خودش زیباست.
نوآوری و ذهن پویای او حتی در سنتی خواندنش مشهود و ملموس است، خط فکری‌اش و سیر زندگی شهرام ناظری به اعطای شوالیه و دریافت نشان فرهنگی شرق ختم نشده و نمی‌شود، بلکه او از آنها گذر کرده است و اینک ناطری را باید بر قله دیگری یافت و شرح وظیفه دیگری برایش متصور شد.
ناظری راه تازه‌ای در غروب و هوای روبه تیرگی باز کرد و با ایمانی که به راهش داشت، طی نزدیک به 4 دهه از پای نیفتاد و اینک ناظری جهان در ایران است و ما در برابرش... این‌که او چه دیدگاه‌های تازه‌ای پیدا کرده است و هنوز به این حرفش که مثل اژدها می‌خواند یا نه و... را در این گفتگوی نوروزی می‌خوانیم.

مهمترین و اولین فردی که در شهرام ناظری شدن شما نقش داشته چه کسی بوده است؟

مادرم.

علایق و سلائق آدم‌ها در مقاطع مختلف سنی دستخوش تغییر می‌شود؛ آیا این موضوع را قبول دارید؟

 تا حدی قبول دارم اما به کلیت آن یقین ندارم.

این را پرسیدم تا به این نکته برسم که در نوجوانی وجوانی چه نوع آثار موسیقایی را گوش می‌کردید؟

آواز قدما و بیشتر آثاری که جنبه‌های آموزشی داشتند.

موسیقی خارجی چطور؟

 به هرحال من موسیقی ملل را به طور کلی دوست دارم و به آثار خوب آنها گوش می‌دهم.

موسیقی ایرانی چطور؟ گوش می‌دهید؟

نه! در بیست، سی سال اخیر خیلی کم، مگر تکنوازی‌های بعضی از استادان قدیم؛ آثاری از نسل‌های قبل و هم نسلان ما.

مثل کی؟

جلیل شهناز، حسن کسایی و عبادی.

از نسل جوان امروزدر هنر موسیقی کسی بوده که توجه شما را جلب کند؟

تقریبا می‌توانم بگویم نه؛ هنرمندان این نسل غالبا برای این‌که اثر خوبی بسازند، از قدما تقلید می‌کنند و در هر صورت اثرشان باید شبیه به چیزی باشد تا مخاطب را جلب کند؛ انگار اکثرا یک نوع شبه هنرمند هستند، البته این را با قاطعیت نمی‌گویم، احساسم چنین است و از سوی دیگر باید اذعان داشت که استعدادهای خوبی وجود دارند و تلاش‌هایی صورت می‌گیرد، اما خیلی مسائل دیگری هم باید باشد و دست به دست هم بدهد تا از بین این جوانان مستعد عده‌ای به گوهر ناب هنر دست یابند؛ به هرحال گویی نسل غول‌ها به پایان رسیده است و عصر کوتوله‌ها فرا رسیده است؛ البته این نقیصه مختص موسیقی هم نیست و می‌توان آن را به ادبیات، شعر و... تعمیم داد.

آیا می‌توانیم این نقصان را به جهان امروز و به همه کشورها تعمیم بدهیم؟

بله؛ در دنیا هم تا حدودی این‌گونه شده است؛ اما در کشورهای جهان سوم این مساله حادتر است و مردم بیشتر تحت تاثیر روز و آفت‌ها قرار می‌گیرند؛ هنوز در کشورهای پیشرفته کارهای اساسی و استخوان‌داری انجام می‌شود اما اینجا این‌گونه نیست وجامعه معمولا تحت تاثیر تبلیغات مخرب قرار می‌گیرند و گویی آفت‌ها سریع‌تر نفوذ می‌کند.

اما تکنیک در نوازندگی و تکنوازان بالا رفته است؛ آیا قبول دارید؟

بله، اما بسختی می‌توان در نسل حاضر نام تکنوازی را به معنای واقعی آورد. در صورتی که در نسل ما تکنوازان برجسته بسیار بودند و در نسل‌های قبل از ما هم زیاد بودند تکنوازانی که هرکدام با صلابت و خلاقیت و جذابیت می‌نواختند. اما در حال حاضر اگر کسی بخواهد مثلا تار را به سبک قدما بزند شبحی از علی اکبر شهنازی و آقا حسینقلی را ارائه می‌دهد و اگر کسی بخواهد مدرن بزند شبحی از کلنل وزیری را به نمایش می‌گذارد.

در باره تکنیک آنها چه نظری دارید؟

تکنیک به تنهایی به کار نمی‌آید؛ تکنیک باید با پشتوانه عمیق هنری، فکری و اندیشه پیش برود تا به پختگی برسد وگرنه شما هر نوجوانی را بگذارید تا مثل یک ماشین کار بکند و ساز بزند قطعا بعد از مدتی بسیار تند و فرز می‌نوازند ولی اگر یک محتوای عمیق هنری پشت این‌گونه نوازندگی‌ها نباشد، ارزشی ندارد؛ این را هم مد نظر، داشته باشیم که هرکار نویی نو نیست و هرکار قدیمی‌ هم قدیمی‌ نیست؛ خیلی‌ها می‌خواهند مثل علی‌اکبر شهنازی تار بنوازند، اما نمی‌توانند و تنها تقلید سطحی‌ای بیش نیست.

با حسادت چه برخوردی داشته‌اید؟ آیا شنیده‌اید که می‌گویند حسادت بین موسیقیدانان و خواننده‌ها بیشتر است‌؟

بله‌؛ متاسفانه حسادت در بین موزیسین‌ها خیلی زیاد شده است؛ نه که قبلا نبوده ولی حقیقتا هیچ‌گاه به این شدت نبوده و این بسیار خطرناک است؛ در محیطی که زندگی می‌کنیم به دلیل مسائلی که هست و به علت فرهنگ دوگانه و چندگانه‌‌ای که داریم، متاسفانه این‌گونه مسائل شدت بیشتری دارد؛ بعضی‌ها از حضور افرادی که یک قدم از آنها جلوترند به وحشت می‌افتند؛ اساسا در ایران این اخلاق هست که وقتی می‌بینند کسی در حرفه و رشته خودش بالا رفته است، دوست دارند آن را پایین بکشند، کسی نمی‌خواهد خودش را به او برساند.

خود شما تاکنون به کسی حسادت کرده‌اید؟

من به خاطر این‌که همیشه آدمی‌خلاق و با جسارت بوده‌ام ‌  و آن جسارت هم از ایمان به کاری که داشتم نشات می‌گرفت ‌  فردی پیشرو بودم و همواره چند سال از زمانم جلوتر فکر می‌کردم، اگر طرح‌ها و فکرهایی که چند دهه قبل (35سال پیش) در موسیقی و آواز داشته‌ام مورد بررسی قرار بگیرد، متوجه می‌شوید که من چگونه می‌اندیشیدم و به دلیل آن طرز فکرهم بود که دست به کارهایی می‌زدم که همیشه با مخالفت مواجه می‌شد. ولی آرام آرام مخالفان هم ناگزیر به راه من آمدند؛ مثلا وقتی که من شعر مولانا را می‌خواندم، مورد انتقاد قرار گرفتم ولی بعدها همه یا اکثر آن منتقدان هم از اشعار مولانا استفاده کردند یا خیلی‌ها می‌گفتند دف چرا در گروه است و بعد دیدیم که همه از دف استفاده کردند یا موقعی که من شعر نو را با متر آزاد می‌خواندم، جزو نفرات اول بودم و بعدها خواننده‌های دیگرهم به این راه آمدند و... این است که خواننده‌های دیگر به دنبال من آمدند ومن هیچ‌گاه در قفای هیچ کس نبودم؛ بنابراین زمینه‌ای برای حسادت نبود و خوشبختانه به کسی هم حسادت نداشتم.

فقر را تا به حال احساس کرده‌اید؟ آیا زمانی بوده که با بی‌پولی شدید گرفتار شوید؟

چرا سال‌ها پیش مشکلی برای خانواده ما پیش آمد که در آن دوره من 18ساله بودم؛ مسائلی پیش آمد که دارایی خانواده ما به یغما رفت. ولی چون مادرم از نوادگان خانواده ریشه‌داری بود توانست با گردآوری منابعی بر این بحران فائق بیاید و پس از چند سالی ما به زندگی عادی برگردیم.

هیچ وقت به دنبال سیاست رفته‌اید؟

اگر منظور این سیاستی است که سیاستمداران به دنبالش می‌روند نه؛ هیچ‌وقت. اما یک هنرمند متعهد حتما به نوعی سیاسی هم هست؛ یعنی هنرمند واقعی به مردمش فکر می‌کند، به انسان، به تاریخ و به اجتماعش می‌اندیشد و به طورکلی دغدغه‌هایی در زمینه مسائل جاری مملکتش دارد.

اگر بخواهید از چهره‌های هنری یکصدسال یکی را انتخاب کنید چه کسی را نام می‌برید؟

رشته‌ها مختلف است، اما اگربخواهیم از رشته موسیقی بگویم، باید از الگو‌ها نام ببرم مثلا «صبا».

از چهره‌های هنری جهان از بدو خلقت تاکنون 3 نفر را انتخاب کنید.

میکل آنژ، پیکاسو، موتزارت یا بتهوون.

بیش از همه برای درگذشت کدام هنرمند مکدر و متاثر شدید؟

منصور صارمی، حسین منزوی، مهدی اخوان ثالث، سیاوش کسرایی و علی‌اصغر بهاری.

بعضی‌ها می‌گویند قیافه در موفقیت خوانندگان موثر است. شما در این باره چه نظری دارید؟

برای موسیقی‌های روز و موسیقی‌های سبک شاید موثر باشد؛ درحقیقت برای خوانندگانی که در این حوزه یک شبه می‌آیند و می‌خواهند ره صد ساله بروند و آنهایی که 3 ماه هستند و بعد فراموش می‌شوند، بله. اما برای خوانندگان و هنرمندان کلاسیک و رده بالا این طور نیست. خیلی‌ها در این زمینه آمده‌اندکه بسیار هم بی‌ریخت بوده‌اند اما همه عاشقشان شده‌اند.

درباره این‌که می‌گویند خواننده باید رژیم غذایی خاصی داشته باشد (ترشی، سیگار، انجیر و....) چه نظری دارید؟

این قاعده مشخصی ندارد و بنا بر ویژگی‌های فردی هر خواننده‌ای متفاوت است؛ بستگی به فیزیولوژی بدن خواننده، اقلیم جغرافیایی، فرهنگ خانواده و... خواننده دارد ولی به هرصورت نه فقط خواننده، بلکه هر کسی در حد متوسط و نه افراطی بلکه در حد تعادل همه چیز را رعایت کند خوب است؛ نباید تعصب زیاد داشته باشیم.

درباره ارثی بودن صدا چطور؟

بله؛ به هرحال جنس صدا و ویژگی آن (خوبی و بدی) به ژن و ارث بستگی دارد. ولی اگر صدایی خوب و دلپذیر باشد، برای خواننده شدن کافی نیست؛ مثل یک ساز خوب است که در صورت نبودن یک نوازنده توانا به درد نمی‌خورد.

پدر شما خوش صدا بود؟

بله هم پدر و هم مادرم.

تلخ‌ترین اتفاق زندگی‌تان چه بوده است؟

فوت مادر و مرشدم (عمو خراباتی).

خوش‌ترین اتفاق؟

برنده شدن در آزمون باربد (اولین کنکور آواز که درسال 1355 برگزار شد) که در آن  سال اول شدم.

بهترین هدیه‌ای که تاکنون گرفته‌اید؟

نشان شوالیه، نشان میراث فرهنگی شرق از سازمان ملل و نشان سماع طلایی از نواده مولانا در قونیه.

اکنون بهترین هدیه برای شما چه می‌تواند باشد؟

قدرشناسی از سوی مخاطبانم. این قدرشناسی می‌تواند از طریق برقراری ارتباط عاطفی و قلبی با هنرمند رخ دهد، این‌گونه تعامل بین ما و استمرار آن است که به من انرژی زیادی می‌دهد تا کار کنم.

در حال حاضر کدام اتفاق یا محقق شدن کدام آرزویتان می‌تواند شما را خیلی خوشحال کند؟

این‌که بتوانم نظرگاه‌هایم را در زمینه آواز اجرا کنم و آن را اشاعه دهم.

چه توصیه‌ای برای طرفدارانتان دارید؟

طبیعتا دوست دارم آنها به اصل و ذات هنرتوجه کنند و پیام هنرمند را بگیرند، او را حمایت کنند تا در راهی که انتخاب کرده است با استحکام بیشتری حرکت کند.

در چه زمینه‌هایی بیشتر مطالعه می‌کنید؟

رمان و کتاب‌های فلسفی.

بهترین کتابی که خوانده‌اید، کدام است؟

کتاب‌های مختلف. انتخاب آن سخت است. کتاب‌هایی از رومن رولان (ژان کریستف، جان شیفته)، جاودانگی و بار هستی از میلان کوندرا و...

چه اثر هنری از هنرمندان ایرانی (در شاخه‌های مختلف) بیش از همه شما را تحت تاثیر قرارداده است؟ کار چه هنرمندانی را دوست دارید؟

آثار زیادی بوده است، اما در کل در زمینه تئاتر آثارحمید سمندریان، بهرام بیضایی و پری صابری و در زمینه سینما هم که در چند سال اخیر خوش درخشیده است آثار کارگردان‌هایی چون کیارستمی، بهمن قبادی، مخملباف، بیضایی، جعفر پناهی و... را دوست دارم.

نام یک فیلم برتر از نظر شما؟

گفتنش مشکل است.

افتخار کرمانشاه چیست؟

خیلی افتخارات دارد؛ بیستون، دالاهو، طاق بستان و در کل مردم با صفایش.

از کشورهای اروپایی کدامیک را برای اجرای برنامه ترجیح می‌دهید؟

فرانسه، اسپانیا و ایتالیا.

ترس و وحشت را تجربه کرده‌اید؟ در هر دو معنای فیزیکی و درونی.

نمی‌دانم. فقط باید از حافظ مدد بگیرم که: از هرطرف که رفتم جز وحشتم نیفزود/ زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت‌

آیا تا به حال در حوزه موسیقی گول خورده‌اید؟

از نظر شخصیت هنری نه، ولی از لحاظ ارتباط عاطفی با دوستان هنرمندم خیلی زیاد.

چگونه؟

معمولا من در این ارتباطات عاطفی بیشتر سخی و بخشنده بوده‌ام، ولی از برخی‌ها پاسخ مناسبی نگرفتم.

آیا آدم انتقادپذیری هستید؟

خیلی زیاد. من همیشه وقتی کار جدیدی انجام می‌دهم یا بعد از هر برنامه‌ای دوستان نزدیکم را جمع می‌کنم و از آنها می‌خواهم انتقاد کنند به آنها می‌گویم نقاط قوت را می‌دانم، فقط ضعف‌ها را به من بگویید. متاسفانه یکی از بلاهایی که به خاطر پایین بودن سطح فرهنگی و رشد نیافتگی دچارش هستیم، این است که هیچ‌گونه انتقاد کوچکی را نمی‌پذیریم وهمه دوست داریم مدام از ما تعریف کنند. در صورتی که اگر انتقاد نباشد، نمی‌شود هیچ کاری کرد و هیچ پیشترفتی هم حاصل نمی‌شود اساسا رمز موفقیت غرب در بسیاری از حوزه‌ها انتقادپذیر بودن آنهاست.

آیا از مهمترین انتقادی که از جانب دوستان و همکاران به شما می‌شود، اطلاع دارید؟

خیر. آن چیست؟

اغلب این دوستان که بیشتر آهنگساز و نوازنده هستند، از ریتم کند شما گله دارند. آنها می‌گویند انتشار یک آلبوم با صدای شما گاهی به چند سال می‌رسد. اگر این انتقاد را می‌پذیرید چه پاسخی برایش دارید؟

بله. برای این‌که من فقط یک خواننده نیستم، در وهله اول من یک موزیسین هستم، اهل شعر و ادبیاتم و سابقه و خاستگاهم موجب می‌شود هر کاری را براحتی نپذیرم و تا دیدگاه و نظراتم در کاری که به من پیشنهاد می‌شود تامین نشود، نمی‌توانم با آن کار ارتباط برقرار کنم وگرنه اصلا آن کار را اجرا نمی‌کنم.

وقتی که من شعر مولانا را می‌خواندم، مورد انتقاد قرار گرفتم ولی بعدها همه یا اکثر آن منتقدان هم از اشعار مولانا استفاده کردند یا خیلی‌ها می‌گفتند دف چرا در گروه است و بعد دیدیم که همه از دف استفاده کردند 

مثالی برای این موضوع دارید؟

بله غالب کارها چنین بوده است. مثلا کار «یادگار دوست» که با موسیقیدان ارزشمند آقای روشن‌روان کار کردم  از آن جمله است. یا این‌که وقتی دوست آهنگسازم، آقای کامکار اثر درگلستانه را آوردند تا من بخوانم هیچیک از آوازهای «صدای پای آب» در آن نبود. می‌دانید چقدر سخت بود و من چقدر کار کردم تا در آن کار ارکسترال، تنظیم شده و منسجم  آوازها را گنجاندم و کار را کامل کردم؟ برای همین است که گاهی وقت‌ها کارها طول می‌کشد. اتفاقا اخیرا برخی دوستان کارهایی درباره مولانا ساخته بودند، اما در نهایت هیچکدام به بار ننشست. حتی کار هوشنگ کامکار که بر مبنای صدای من ساخته بود. به علت مسائلی از این دست و به خاطر نقطه نظراتی که داشتم و باید در کار لحاظ می‌شد و از سوی دیگر به علت عجله‌ای که ایشان داشت، علی‌رغم ‌این‌که من یکی از بهترین کارهایم را قبلا با هوشنگ انجام داده بودم، متاسفانه به توافقی ‌که من دلم می‌خواست نرسیدیم.

یکی از انتقادهای دیگر مربوط به صحبتی است که شما سال‌ها قبل کردید و گفتید من مثل اژدها می‌خوانم! آیا هنوز به آن حرف اعتقاد دارید؟

اولا این حرفی نبود که به این راحتی از دهان من بیرون بیاید. شرایطی بود و بحثی درگرفته بود. بعد از یکی از کنسرت‌هایم جمعی از خوانندگان آمده بودند و انتقاد و سوال درباره دست تکان دادن من در حین کنسرت مطرح بود. چون عادت خوانندگان سنتی این نیست که دستشان را تکان بدهند. از قدیم به آنها درس می‌دادند که انگار شما در مقابل سلطان و شاه آواز می‌خوانید و مبادا دستتان را تکان بدهید؛ چون ممکن است شاه از چرت بپرد و عصبانی بشود و بدهد سی و دو دندانتان را بکشند و سر از بدنتان جدا کنند! همان‌طور که اشاره کردم، چون من همواره سنت شکن بودم، فکر نمی‌کردم در مقابل شاه هستم و گفتم در مقابل مردم باید تمام حسم را بروز بدهم و با آنها ارتباط برقرار کنم. در نتیجه فکر کردم در موسیقی سنتی هم خواننده می‌تواند هم ایستاده آواز بخواند و هم دستش را تکان بدهد و در حدی که از شوون هنری خارج نشود، راحت باشدو  با مردم ارتباط برقرار کند. به هرحال، در پاسخ به این عده منتقد گفتم من اصلا خواننده کنسرتی هستم و فرم آواز و کنسرت من هم با دیگران متفاوت است این حماسه‌ای که در صدایم است و فضاهای سورئالی که با صدایم تصویر می‌کنم، در حقیقت صدا و فرم خاصی می‌خواهد و به قول مولانا: «یک دهان خواهم به پهنای فلک» و باید یک نهنگ یا اژدهایی باشی تا بتوانی این گونه داد بزنی و این طور با جامعه خودت ارتباط برقرار کنی. داستان این بود که برخی خبرنگاران به صورت لخت و با لعاب بیشتری این گفته مرا نقل کردند. به هرحال، اصل و ریشه این سخن من واقعا به همان مصرع شعر مولانا باز می‌گردد که یک دهان خواهم به پهنای فلک؛ من وقتی روی صحنه هستم کاملا این حس را دارم و فکر می‌کنم هنرمند وظیفه بزرگی به عهده دارد. من گاهی وقت‌ها روی صحنه که می‌روم، احساس می‌کنم خیلی خیلی بزرگ شده‌ام؛ مثل بودا، به همان بزرگی و به همان وزن. احساس می‌کنم وظیفه و پیام بزرگی برای مردم دارم که باید به همه جهان ابلاغ کنم و فکر می‌کنم دهان من الان به پهنای فلک است.

بالاترین فضیلت از نظر شما چیست؟

آزادگی و آدم بودن.

پس هنرمند و هنر به خودی خود فضیلتی نیست؟

بله در هر رشته‌ای حتی اگر بالاترین باشی اگر آدم نباشی به درد نمی‌خورد.

در میان آثارتان یکی را برگزینید.

اگر کار مولوی که هنوز منتشر نشده را حساب کنیم، همین را انتخاب می‌کنم ولی در میان آثار منتشر شده آلبوم سفر به دیگر سو (خط سوم) را بر می‌گزینم.

بهترین هدیه نوروزی‌تان چه بوده است؟

یک کتاب مثنوی که یک بار مادرم به من هدیه داد.

یک سخن نوروزی.

زنده باد ایران.

یک شعر نوروزی.

آمده نوروز هم از بامداد/ آمدنش فرخ و فرخنده باد  (از منوچهری دامغانی)

ایام مبارک‌

حمیدرضا عاطفی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: