روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 06 تير 1396 / 02 شوال 1438 / a 27 Jun 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 12:26
شماره خبر: 100933858686
sci-fi
سفر به فراسوي واقعيت
سینما وادی حیرت‌زای دنیای مدرن است. جهانی جدید از ذهن خلاقانه کارگردانان و نویسندگان و گروه بزرگی از متخصصان روی پرده بزرگ نقره‌ای جان می‌گیرند و یکباره اندیشه‌ها به تصویر تبدیل می‌شوند و ما را به دنیایی اعجاب‌آور و پر از شگفتی می‌برند. اگرچه سینما در تاریخ خود به سوژه‌های متعددی پرداخته و روایت‌های گوناگونی را توصیف کرده، اما شاید در یکی از این حوزه‌ها جایگاه متفاوتی کسب کرده باشد.

دنیاهای فانتزی، عرصه‌‌ای است که برخلاف دیگر سوژه‌های سینما، جز به مدد فناوری‌های پیچیده و قدرت بازآفرینی خیالی که سینما دارد، امکان بروزی در این گستردگی پیدا نمی‌کند. کیست که بتواند مجذوب دنیای ارباب حلقه‌ها نشود و از سفر به فضا و زمانی غیرواقعی که در عین حال بیانگر برخی از ژرف‌ترین مفاهیم است، لذت نبرد؟

حوزه‌ علمی  تخیلی نیز در این رده جای می‌گیرد. ایده‌های آینده‌نگرانه در پرده سینما جان می‌گیرند و سفر ما را به دنیای اعجاب‌آور فناوری و علم و نتایج آن در آینده و گذشته ممکن می‌سازد. گاه صرفا از تجربه رویدادی غیرعادی لذت می‌بریم و گاه در برابر آنچه آینده برای ما آماده کرده متحیر می‌شویم و گاه از خود می‌پرسیم آیا راه را درست می‌رویم.

فیلم‌هایی این‌چنین قابلیت‌های ذهن را افزایش می‌دهد و جهان تخیل مبتنی بر علم را پیش چشم ما می‌گستراند.اگرچه فهرست‌های متعدد و متنوعی از بهترین فیلم‌های علمی  تخیلی ارائه شده؛ اما نباید فراموش کرد که در نهایت سلیقه ماست که یک فیلم را مورد قضاوت قرار می‌دهد. بنابراین مجموعه فیلم‌هایی که در زیر می‌آید اگرچه درصدر فهرست برترین فیلم‌های علمی  تخیلی جهان جای دارند؛ اما بر مبنای سلیقه گروهی از افراد طبقه‌بندی شده‌اند. ممکن است فهرست شما موارد دیگری را شامل شود.

      زمانی دور در کهکشانی دوردست

جنگ‌های ستاره‌ای : می‌گویند در دوره سینما، مجموعه 6 گانه جنگ‌های ستاره‌ایstar wars)  )سنگ بنایی برای سینمای مدرن و تنها اسطوره جدیدی است که خلق شده است. جورج لوکاس این مجموعه را در دو بخش ساخت. بار اول 3 قسمت پایانی این مجموعه روانه پرده سینما شد و پس از آن و حدود 3 دهه بعد فناوری سینما تا جایی پیش رفت که لوکاس بتواند 3 قسمت نخست مجموعه خود را بسازد. جنگ‌های ستاره‌ای از نظر سینمایی اثری منحصر به فرد است، پیتر جکسون، کارگردان مجموعه پرفروش و دیدنی ارباب حلقه‌ها می‌گوید اگر لوکاس و جنگ ستارگان او نبود هرگز سینما نمی‌توانست محصولاتی مانند ماتریس و ارباب حلقه‌ها را بسازد، لوکاس برای ساخت این مجموعه، فناوری‌های جدیدی را ابداع کرد که از جلوه‌های ویژه تا صداگذاری را شامل می‌شد. داستان جنگ‌های ستاره‌ای با این جمله شروع می‌شود، در زمانی دور در کهکشانی بسیار دور دست و مشخص می‌شود این رویدادی مربوط به گذشته است و نه آینده و در کهکشانی غیر از راه شیری رخ می‌دهد. لوکاس برای ساخت این فیلم جلسات طولانی با جوزف کمبل اسطوره‌شناس برجسته امریکایی برگزار کرد تا بتواند بن‌مایه مشترکی از اساطیر جهان را گرد هم آورد و در فضایی مدرن دست به خلق داستانی بزند که نه‌تنها  اسطوره‌ای جدید است که اشاراتی جدی و عمیق به رویدادهای سیاسی و اجتماعی دوران ما دارد. در کنار این مهم لوکاس گروهی از دانشمندان و متخصصان فضایی را به خدمت گرفت تا آنچه از فضا نشان می‌دهد تا حدامکان با واقعیات موجود و آنچه ممکن است در آینده رخ دهد هماهنگ باشد، نمای سیارات، وضعیت قمرها، امکان سفر در پیچ و خم‌های فضا  زمان همه سعی شده تا بر مبنای جدی‌ترین دستاوردهای انسان مدرن صورت گیرد. به‌این ترتیب لوکاس داستانی پیچیده و چند لایه بر مبنای شخصیت قهرمانان اسطوره‌ای و بر مبنای تقابل دایم خیر و شر بنا می‌کند که نه تنها بر چند نسلی از علاقه‌مندان سینما تاثیر می‌گذارد که آن را در رده یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های جهان قرار می‌دهد و دستاوردهای بی‌بدیلی برای سینما به ارمغان می‌آورد. اینک که هر 6 قسمت مجموعه منتشر شده می‌توان با مرور کامل داستان روند تکامل شخصیت‌ها را به‌خوبی دریافت و در عین حال از آینده‌نگری‌های موجود مجموعه لذت برد.

یک هشدار جهانی

یک حقیقت نا خوشایند :‌ اگر فیلم «روز پس از فردا» به آینده گرمایش زمین می‌پردازد و رویدادهایی را تصویر می‌کند که ممکن است در آینده رخ دهد، اما خطر ناشی از فرآیند گرم شدن زمین خطری جدی و فوری است که حتی همین امروز تاثیر زیادی بر زندگی ما گذاشته است.

فیلم یک حقیقت ناخوشایند ، مستندی درباره محیط زیست و گرم شدن جهانی است که بر مبنای مجموعه فعالیت‌ها و سخنرانی‌های ال گور، معاون سابق ریاست جمهوری امریکا تنظیم شده است. ال گور در سال 2000 در رقابت با جورج بوش در حالی‌که آرای مردمی را در اختیار داشت با اعمال نفوذ هیات عالی رسیدگی قضایی و توقف باز‌شماری آرا در یکی از مهم‌ترین ایالات امریکا، ریاست جمهوری را به بوش واگذار کرد تا بسیاری بوش  را رئیس جمهور قلابی امریکا بدانند. ال‌گور از سال‌ها قبل در حوزه محیط زیست فعال بود و در سنای امریکا قوانین مالیات بر تولید گاز‌های گلخانه‌ای را وضع کرد و نقش فعالی در تدوین پروتکل کیوتو داشت، او پس از شکست در انتخابات بار دیگر به حوزه مورد علاقه خود بازگشت و با همکاری گروهی از دانشمندان و متخصصان جهانی تغییرات اقلیم، شروع به ترویج علمی در خصوص این پدیده کرد.

سمینارهای معروف او در 5قاره برگزار شد و موسساتی چون اتحاد حفظ محیط زیست و ... را بنیان گذاشت. فیلم «یک حقیقت ناخوشایند» که سال 2008 جایزه اسکار بهترین مستند را کسب کرد به توضیح و تبیین فرآیند‌های ناشی از گرم شدن زمین می‌پردازد.

ال‌گور که سال گذشته علاوه بر اسکار، جوایز امی و صلح نوبل را به خاطر تلاش برای ترویج علم و آگاهی دادن در‌خصوص خطرات گرمایش زمین دریافت کرد، در این نمایش، واقعیات تکان دهنده‌ای را درخصوص روند‌های تغییرات اقلیمی بیان می‌کند.

شاید شما هم با دیدن این مستند جذاب به این فکر بیفتید که نقشی کوچک در مبارزه با گرمایش زمین به عهده بگیرید.

نبرد با مریخی ها

جنگ دنیا ها: ‌اگر چه تئوری هوشمندان خردمند، نظریه دوست‌داشتنی‌ای است؛ اما توجه به این که نوع انسان هر چقدر که پیشرفته هم شده باشد، ولی اخلاقیات در صاحبان قدرت کاهش یافته که این باعث شکل گرفتن نظریه هوشمندان فرازمینی مهاجم شده است. کسانی که حضور آنها همراه با نابودی و به قصد از بین بردن تمدن ماست؛ فیلم‌هایی همچون روز استقلال و پیروزی یاV  نمونه‌هایی از این تقابل افزون‌خواهانه را به نمایش گذاشته‌اند. یکی از بهترین پرداخت‌ها به این‌گونه برخورد را می‌توان در فیلم دیگری از اسپیلبرگ یافت که همیشه منادی برخورد مهربانانه فرازمینی‌ها با انسان بوده است و بسیاری از کارشناسان، ساخت این فیلم از سوی اسپیلبرگ را تحت تاثیر رویداد 11 سپتامبر می‌دانند. جنگ دنیاها، که داستان آن را علمی  تخیلی‌نویس برجسته معاصر، اچ.جی، ولز نوشته، خود داستان جذابی را در تاریخ خلق کرده است.

داستان به آنجا باز می‌گردد که یک ولز دیگر، یعنی اورسون ولز که شاهکار او یعنی همشهری کین هنوز یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینماست، در یک نمایش رادیویی اقدام به روایت داستان جنگ دنیاها بدون هیچ خبر قبلی نمود و به حدی این داستان را واقعی روایت کرد که بسیاری از مردم آن را واقعی دانسته و از خانه‌های خود فرار کردند و نیویورک یکی دو روزی را در آشوب گذراند. همین داستان نشان‌دهنده میزان باورپذیری موضوع ملاقات با هوشمندان فرازمینی بین مردم است. اسپیلبرگ در سال‌های اخیر اقدام به ساخت نسخه جدیدی از روایت جنگ دنیاها کرده که با بازی استثنایی تام کروز و تیم رابینز همراه بود. در جنگ دنیاها ساکنان مریخ که در سیاره خود دچار مشکل تغییر اقلیم شده‌اند از قرن‌‌ها قبل ماشین‌‌های غول‌پیکری را در دل زمین پنهان کرده‌اند و در فرصتی مناسب به زمین و درون ماشین‌های ویرانگر خود می‌آیند و در برابر چشم حیرت زده مردم زمین شروع به کشتار آنها می‌کنند. آنها زمین را می‌خواهند تا سیاره جدیدی برای خود داشته باشند و متاسفانه در برابر آنها هیچ‌کاری از دست کسی بر نمی‌آید. در سرانجام فیلم آنچه به نجات جان زمینیان می‌آید خود سیاره‌‌‌ ما، زمین است. گونه مریخی فکر همه‌جا را کرده بود جز این که ممکن است در مقابل برخی موجودات میکروسکوپی و میکروب‌‌های زمینی که در هوا و جوها پراکنده‌اند، بدن آنها مقاومت نداشته باشد. این موضوع فوق‌العاده ظریف و بظاهر کم‌اهمیت باعث نابودی مهاجمان مریخی می‌شود. این نکته در واقعیت هم بسیار مهم است، به طوری که در آغاز عصر فضا، فضانوردانی که عازم ماه بودند دوره‌های قرنطینه طولانی را سپری می‌کردند تا مبادا گونه‌ای از میکروب‌ها و موجودات تک سلولی را با خود به ماه ببرند و باعث رشد آنها در محیطی شوندکه ممکن است بتواند منجر به تشکیل گونه‌های جدید حیات شود. هم‌اکنون که موضوع ماموریت آوردن بخشی از خاک مریخ به زمین مطرح است، یکی از نگرانی‌های جدی آن است که شاید این خاک حاوی گونه‌ای حیات میکروبی ناشناخته باشد که زمینیان در برابر آن ایمن نباشند و هنگام باز گرداندن آن خاک، اگر سفینه حمل‌کننده‌ آن به هر دلیلی در جو زمین منفجر شود این خاک به همراه میکروب‌های احتمالی در جو زمین پراکنده می‌شود و می‌تواند منجر به اتفاق بسیار ناخوشایندی شود.

بازگشت دایناسورها

پارک ژوراسیک:‌ سرآرتور سی کلارک، نویسنده برجسته علمی  تخیلی چندی پیش و در آستانه آغاز قرن 21، نگرش های علمی را در مورد جهان پیش‌رو در قرن 21 ارائه کرد و در یکی از فرازهای آن، به این موضوع پرداخت که در آینده‌ای نه چندان دور، با استفاده ازDNA ‌های به جامانده در فسیل‌های دایناسورها، می‌توان آنها را به شکل مصنوعی باز تولید کرد و روزی فراخواهد رسید که بسیاری در خانه‌های خود به جای حیوانات دست‌آموز، دایناسورهای خانگی نگاه می‌دارند و می‌توان در پارک‌‌های بزرگی به تماشای زندگی سلاطین غول‌پیکر باستانی زمین نشست.

این ایده در فیلم پارک ژوراسیک مورد توجه قرار گرفته و به فناوری کلونینگ و کپی‌برداری ژنتیک از نمونه‌های منقرض شده به شکل جدی پرداخته است. اما در مقابل، بیان نسبتا دقیق فرآیند احیای دایناسورها  که دانشمندان را مجبور کرد رسما اعلام کنند هنوز موفق به دستیابی به این روش نشده‌اند  در این فیلم، انسان با خطری بسیار مرگ‌آفرین‌تر از دایناسورهای گوشتخوار مواجه می‌شود و ‌آن طمع انسان و حرص او برای مال‌‌اندوزی است که باعث می‌‌شود پارک ژوراسیک که می‌توانست محلی برای آموزش و یادگیری باشد،‌ تبدیل به جزیره‌ای جهنمی شود؛ جزیره‌ای که در‌آن، برای جدا نگاه داشتن دایناسورها از انسان، همه موارد پیش‌بینی شده بود، غیر از این که انسان موجودی طماع و افزونه‌خواه است و همین طمع باعث می‌شود همه حصارها نا کارآمد گردد و انسان قربانی شود. این فیلم که باعث علاقه نسل جدیدی از جوانان به تحقیقات سلول‌های بنیادی و ژنتیک شد، به بحث اخلاق در علم توجه جدی کرده است و این سوال مهم را مطرح می‌کند که انسان تا چه حد حق ایجاد تغییر در محیط اطراف خود را دارد؟

پوریا ناظمی‌


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: