روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
دوشنبه 07 فروردين 1396 / 28 جمادي الثاني 1438 / a 27 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 12:27
شماره خبر: 100933859857
ژنرال در ‌هزار‌‌تو
نام پسر دوم خانواده‌ای در خانی‌آباد اردشیر بود؛ سال 1342 برایش شناسنامه گرفتند. «اردشیر قلعه‌نویی، فرزند محمد، تاریخ تولد 1342، ش ش 4431» خانواده‌ای پرجمعیت یعنی 7 خواهر و برادر به علاوه پدر و مادر، جمعا 9 نفر. پدرش یک «ولوو» داشت و با آن کار می‌کرد و خرج زندگی خانواده پرجمعیتش را تامین می‌کرد، اما روزهای عادی خیلی دوام پیدا نکرد. اردشیر 7 ساله بود که خبر دادند پدرش فوت کرده. از 13 سالگی شروع کرد به کار کردن.

 روزی 50 تومان حقوق می‌گرفت. در کنارش فوتبال را فراموش نمی‌کرد. اردشیر لارودی و ابوطالب اولین کسانی بودند که او را برای تیم‌های پایه‌ای راه‌آهن انتخاب کردند و بعد ناصر ابراهیمی، نخ را گرفت و او را به تیم بزرگسالان راه‌آهن برد.  سال 1360 به تیم ملی جوانان دعوت شد که نمایش قابل قبولی هم از خود ارائه کرد، اما چند ماه بعد، دست تقدیر طور دیگری به حمایت او آمد. ناصر ابراهیمی  اسفند 1360 از راه‌آهن به شاهین رفت. ابراهیمی از میان تمام بازیکنان نخبه‌ای که در راه‌آهن داشت تنها امیر قلعه‌نویی را به شاهین برد.

اما زمان بازیگری قلعه‌نویی به اندازه سرمربیگری‌اش خبرساز نبود. پس از قهرمانی استقلال در فصل سوم حضور قلعه‌نویی، شانس بار دیگر به او رو کرد. همین یک‌سال پیش بود که تیم ملی ایران با پست خالی از آلمان برگشت و آنقدر بد بازی کرد که خیلی‌ها دادشان به هوا رفت و خیلی‌ها تا مدت‌های مدیدی فوتبال زده شدند. یک‌سال پیش بود که همه شمشیرها را از غلاف بیرون کشیدند تا به برانکو و کسانی که از او حمایت می‌کردند، بفهمانند  یک من ماست چقدر کره دارد. یک‌سال پیش بود که همه برای این که دردی از دردهای بی‌درمان فوتبال ما را دوا کنند دور هم نشستند و عقلشان را یک کاسه کردند تا این بار به جای خرد فردی، خرد جمعی وارد میدان شود و مشکلات فوتبال ملی ما را حل کند. یک‌سال پیش بود که حاصل خرد جمعی شد حذف مربی غیروطنی از فوتبال و نشستن امیر قلعه‌نویی روی نیمکت تیم ملی ایران. یک‌سال بعد از تمام این اتفاقات تیم ملی باز هم با دست خالی از مالزی بازگشت تا یک حسرت دیگر به حسرت‌های فوتبالی‌ ما اضافه شود. امیر قلعه‌نویی کنار رفت تا تمام محبوبیت از دست رفته‌اش را با یک تیم باشگاهی در لیگ برتر بازیابد تا جایی که خیلی‌ها دوباره امیدوار به بازگشت او روی نیمکت تیم ملی باشند. کاش در این مدت امیرخان حداقل ادبیاتش خوب شده باشد.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: