روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 07 ارديبهشت 1396 / 30 رجب 1438 / a 27 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 12:29
شماره خبر: 100933862368
با حميد سوريان قهرمان 3 دوره متوالي کشتي فرنگي جهان
براي فوتباليست‌ها کُري مي‌خوانم‌
قهرمان 3 دوره پیاپی مسابقه‌های جهانی کشتی فرنگی در فاصله کمتر از 6 ماه مانده به المپیک پکن خود را برای گرفتن مهمترین مدال زندگی ورزشی‌اش آماده می‌کند.
او که در این 3 سال ثابت کرده 55 کیلویی بهتر از او در کشتی فرنگی جهان وجود ندارد، فقط مدال المپیک را در ویترین افتخارات خود کم دارد. وقتی با وجود وقت قبلی به خانه کشتی رفتم تا مصاحبه با حمید سوریان را ترتیب دهم، مجبور شدم یک ساعت منتظر بمانم.
یک گروه فیلمساز چینی برای ساختن یک فیلم مستند از زندگی حمید سوریان قبل از المپیک پکن به تهران آمده بودند و از آنجا که ما ایرانی‌ها همیشه میهمان‌نوازیم، نوبتم را به چینی‌ها دادم. انگار خارجی‌ها هم منتظر مدال المپیکی اعجوبه ایرانی کشتی فرنگی جهان هستند. البته هم خود سوریان و هم سیم‌خواه سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی با آسودگی خیال از مدال المپیک پکن صحبت می‌کنند:

رمز موفقیت تو چه بود؟

از زمانی که به تشک کشتی پا گذاشتم تا امروز خیلی از مشکلات خواسته و ناخواسته سد‌راه پیشرفت من بوده‌اند، اما انگیزه و علاقه به من نیرویی داد که این مشکلات را از سر راه بردارم. بدون زحمت کشیدن هیچ کس نتیجه نمی‌گیرد. به نظر خودم یکی از نقاط قوتم این بود که در این چند سال هر روز تمرین کرده‌ام. هرگز به یاد ندارم که چند ماه یا حتی چند روز از کشتی دور باشم. حتی وقتی ناامید بوده‌ام تمرین را رها نکرده‌ام یکی از رموز موفقیت یک ورزشکار همین پیوستگی در تلاش و تمرین است. من حتی بعد از قهرمانی در مسابقه‌های جهانی باز هم به تهران برمی‌گشتم و تمرین می‌کردم.

رها نکردن تمرینات را از کسی یاد گرفتی یا نه روحیه‌ات از اول همین‌طوری بود؟

مربی‌های خوب این راه را نشانم دادند و خودم هم، چون هدف داشتم این راه را ادامه دادم. الان هم تصمیم ندارم این روند را متوقف کنم. تا وقتی بتوانم، به تمرین و تلاش ادامه می‌دهم.

اولین تورنمنتی که در آن چهره شدی کجا بود؟

در تهران فکر می‌کنم سال 1379 مسابقه‌های کشتی فرنگی رده نوجوانان با عنوان جام جهانی کودک 46 کیلو بودم که قهرمان آن مسابقه‌ها شدم. البته پیش از آن در مسابقه‌های قهرمان کشوری مسابقه قهرمانی داشتم، اما این نخستین تورنمنتی بود که من درآن با کشتی‌گیر خارجی کشتی گرفتم. عضویت در تیم ملی نوجوانان برایم خیلی شیرین بود. از آن موقع مزه طلا زیر دندانم رفت.

و افتخارات با تیم ملی نوجوانان ...

چند ماه بعد در مسابقه‌های آسیایی نوجوانان در تهران در همان اولین کشتی به نماینده قزاقستان باختم و حذف شدم. آن مسابقه‌ها نخستین مسابقه‌ جدی در سطح قاره‌ای بود و شکست در آن کشتی ضربه روحی وحشتناکی به من وارد کرد. مجبور شدم دوباره از صفر شروع کنم. قبل از شروع مسابقه‌ها فکر می‌کردم صد درصد طلا می‌گیرم، اما شکست در آن درس بزرگی به من داد. فهمیدم که بیشتر باید زحمت بکشم.

ولی مثل این که با وجود سن کم از آن شکست درس خوبی گرفتی؟

بله، آن شکست یک شوک مثبت در زندگی ورزشی من به وجود آورد. هرگز آن دوره را فراموش نمی‌کنم. خوشبختانه از آن تورنمنت تا امروز هرگز پیش نیامده به مسابقه‌ای اعزام شوم و بدون مدال برگردم. تازه آن موقع فرق مسابقه‌های قاره‌ای و جهانی را با مسابقه‌های کوچک داخلی فهمیدم.

چه شد که ناامید نشدی؟ خیلی از ورزشکاران بعد از یک شکست در دوران کودکی و نوجوانی عطای ورزش را به لقایش می‌بخشند.

در سن 15 سالگی این شکست ضربه شدیدی به من وارد کرد، اما چون در خانواده، برادرم این تجربه را داشت راهنمای خوبی برای من بود. نکته جالب این بود که در آن مسابقه‌ها تمام کشتی‌گیران ایران در وزن‌های مختلف مدال آوردند، جز من. در حالی که من خودم را از تمام حریفان هم‌وزنم سرتر می‌دانستم. در آن مسابقه‌ها من عضو تیم اول ایران بودم، اما کسی که در انتخابی به من باخته بود و عضو تیم دوم شده بود، طلا گرفت. در آن زمان تمام آرزوهایم را بر باد رفته می‌دیدم اما مربی و برادرهایم (محسن و مرتضی) خیلی زحمت کشیدند تا به شرایط عادی برگردم و دوباره برای موفقیت تلاش کنم.

و دوباره برای پوشیدن پیراهن تیم ملی نوجوانان تلاش  کردی.

سال بعد در انتخابی کشور اول شدم، اما چون هندوستان، میزبان مسابقه‌های آسیایی، درگیر جنگ شد، این مسابقه‌ها لغو شد و تیم ما هم اعزام نشد. البته این اتفاق هم ضربه روحی شدیدی به من وارد کرد. نه تنها من، بلکه بقیه بچه‌های تیم هم از این اتفاق خیلی ناراحت شدند.

انگار از بچگی در گوش تو خوانده بودند باید قهرمان جهان شوی؟

واقعا همین طور بود. این جمله‌ای که شما گفتید، بیشتر در خانه ما تکرار می‌شد. سال 95 که برادرم در امیدهای ایران در تهران طلا گرفت من 10 سال بیشتر نداشتم اما همیشه با این آرزو به آینده نگاه می‌کردم که روزی من هم مثل او باعث افتخار شوم.

در فاصله نوجوانان و بزرگسالان عضو تیم ملی نبودی؟

در رده سنی جوانان هم عضو تیم ملی کشتی فرنگی بودم. با جوانان در مسابقات آسیایی قزاقستان نقره گرفتم و در مسابقات جام ناطق نوری هم سوم شدم. اولین روزهایی که محمد بنا به ایران برگشته بود، او در سالن بود و کشتی مرا از نزدیک دید. سال 2004 بعد از المپیک آتن با تیم بزرگسالان ایران با 18 سال سن در مسابقه‌ها حاضر شدم و با هدایت بنا به مدال نقره رسیدم.

جرقه قهرمانی‌هایت با محمد بنا از همان موقع زده شد؟

بعد از آن مسابقه‌ها به این باور رسیدم که می‌توانم عضو تیم ملی اصلی ایران باشم. در سال 2005 در مسابقه‌های جوانان آسیا و جوانان جهان طلا گرفتم و به تیم ملی بزرگسالان دعوت شدم. بنا به من اعتماد کرد و مرا به مسابقه‌های جهانی برد. من هم در بوداپست نخستین مدال طلای جهانی‌ام را گرفتم.

فکر می‌کردی به این زودی قهرمان جهان شوی؟

نه خودم و نه کسانی که مرا می‌شناختند چنین باوری نداشتیم. در اولین حضورم در تیم ملی کشتی فرنگی ایران قهرمان جهان شدم. آن موقع فقط 20 سال داشتم.

اما محمد بنا می‌دانست که تو را با خود به بوداپست برد؟

وجود شخصی مثل محمد بنا در کنارم خیلی به من کمک کرد. روحیه‌ای که او به من داد مرا به این باور رساند که برای قهرمانی و اول شدن چیزی کم ندارم.

قبل از مسابقه‌های جهانی بوداپست رنگرز در مسابقه انتخابی مقابل تو حاضر نشد؟

زمانی که مسابقه‌های انتخابی در ایران برگزار شد، من روی تشک جوانان جهان کشتی می‌گرفتم و چون موفق شدم در آن مسابقه‌ها طلا بگیرم، قرار شد مسابقه انتخابی درون اردویی بین من و رنگرز برگزار کنند. رنگرز قهرمان انتخابی بود اما مقابل من حاضر نشد و این موضوع باعث شد من را به مسابقه‌های جهانی بوداپست اعزام کنند.

سال بعد هم قبل از مسابقه‌های جهانی، انتخابی برگزار نشد؟

سال 2006 از ناحیه کمر آسیب دیده بودم و حتی بعد از مسابقه‌های جهانی و بازی‌های آسیایی دوحه را از دست دادم. قبل از مسابقه‌های جهانی در جام یادگار کشتی نگرفتم. البته این غیبت به خاطر مصدومیت بود، اما من را به مسابقه‌های آسیایی نفرستادند. بعدا هم قبل از اعزام به گوانگ‌جو انتخابی برگزار نشد.

و این شروع انتقادات به محمد بنا بود که گفتند اعزام کشتی‌گیران به مسابقه‌های جهانی انتصابی است نه انتخابی!

بنا زمانی که سرمربی شد، فرصت زیادی تا مسابقه‌های جهانی نداشت. به همین دلیل مسابقه‌های انتخابی برگزار نکرد، اما خیلی خوشحال شدم که با طلای گوانگ‌جو جواب تمام این انتقادات را دادم.

می‌گفتند حضور محمد بنا کنار تشک خیلی در طرز کشتی گرفتن تو تاثیر دارد، اما سال 2007 هم بدون او قهرمان جهان شدی.

بنا واقعا برای من زحمت کشید. او خیلی به من کمک کرد، اما وظیفه من کشتی گرفتن بود. سیم‌خواه هم که در مسابقه‌های جهانی باکو سرمربی تیم بود برای من زحمت کشید. تمام کشتی‌گیرانی که با بنا کار کرده بودند، اعتقاد خاصی به او داشتند. اما من این را آموخته‌ام که هر کس سرمربی باشد هدفش ایجاد بهترین شرایط برای ورزشکار است.

حالا در آستانه المپیک 2008 توقع مردم بعد از 3 طلای جهانی از تو خیلی بالا رفته است.

خیلی کارم سخت شده، چون حریفان هم شناخت خوبی از من پیدا کرده‌اند. توقع مردم هم بالا رفته، اما بیشترین زحمت را می‌کشم تا پس از موفقیت در 3 دوره مسابقه‌های جهانی این بار در المپیک موفق باشم. دوست دارم اگر در المپیک شرکت می‌کنم، طوری نباشد که حسرت بخورم و حتی اگر نتوانستم قهرمان شوم، وجدانم راحت باشد که کم‌کاری نکرده‌ام چون اگر سنگ تمام نگذارم هیچ‌وقت خودم را نمی‌بخشم.

شرکت نکردنت در جام یادگار حرف و حدیث زیادی ایجاد کرد.

چون دوران بدنسازی را پشت سر می‌گذاشتم، شرایط وزنی مناسبی نداشتم. البته خودم تصمیم داشتم در 60 کیلو کشتی بگیرم. روز قبل از وزن‌کشی در خانه کشتی با سیم‌خواه صحبت کردم. او گفت باید در 55 کیلو کشتی بگیری. من یک روز کامل رژیم گرفتم. در قم هم به سونا رفتم تا وزن کم کنم، اما نتوانستم سر وزن برسم. فشار وزن کم کردن شرایطی پیش آورد که نتوانستم در 60 کیلو هم کشتی بگیرم البته نظر کادر فنی هم این بود که چون بدنم تحلیل رفته در 60 کیلو کشتی نگیرم.

پس برای برگزاری مسابقه انتخابی هم حاضری؟

من از کسانی بوده‌ام که همیشه از برگزاری مسابقه انتخابی طرفداری کرده‌ام. طرز فکرم این است که اگر نتوانم در ایران همه را شکست دهم، چه لزومی دارد به مسابقه‌های بین‌المللی اعزام شوم. اگر هم روزی احساس کنم کسی در ایران در 55 کیلو از من بهتر است یا حتی شرایطش به من نزدیک شده، به او این فرصت را می‌دهم تا خودش را ثابت کند. چون هدف کسب افتخار برای ایران است و فرقی نمی‌کند چه کسی به این مهم برسد.

در لیگ کشتی فرنگی شرکت نکردی. با زمان برگزاری‌اش مشکل داشتی یا نفس برگزاری‌اش؟

در شرایط فعلی برگزاری مسابقه‌های لیگ تبدیل به یک معضل شده. به دلیل حضور در باشگاه با بچه‌هایی که برای مسابقه‌های آسیایی و جام جهانی انتخاب شده‌اند نمی‌توانند با تیم ملی تمرین کنند. چون هدف من امسال فقط موفقیت در المپیک پکن بود، تصمیم گرفتم در لیگ شرکت نکنم به نظر من شرکت تیم ملی در مسابقه‌های آسیایی و گرفتن سهمیه‌های باقیمانده بیشتر در اولویت قرار دارد تا نظم در برگزاری لیگ.

از نظر مالی هم نیازی به شرکت در لیگ نداشتی؟

به هر حال باید به مسائل مالی هم توجه شود. وقتی یک ورزشکار تمام زندگی و هدفش را در ورزش خلاصه می‌کند، باید از نظر مالی هم تامین شود. ولی برای من که الان نسبت به گذشته خودم را بیشتر به المپیک نزدیک‌تر می‌بینم، مسائل مالی در اولویت نیست. الان آرزویم رسیدن به مدال المپیک است.

غیر از ورزش هم کاری می‌کنی؟

البته زندگی من در ورزش خلاصه شده است و خیلی به مسائل مالی نمی‌رسم. کارمند شرکت پتروشیمی ایران هستم، اما در آنجا هم رعایت می‌کنند و خیلی به من فشار نمی‌آورند.

نوروز 87 کنار خانواده‌ای؟

متاسفانه بازهم عید نوروز کنار خانواده نیستم. 26 اسفند راهی کره می‌شویم تا در مسابقه‌های قهرمانی آسیا شرکت کنیم، به همین دلیل تا 5 فروردین در تهران نیستیم.

در این چند سال عید نوروز هیچ وقت در خانه نبوده‌ای؟

به غیر از پارسال تمام نوروزهای اخیر در اردو و مسابقه بوده‌ام.

خیلی کسل‌کننده است؟

البته یک سال که محمدبنا سرمربی تیم ملی بود، سفره 7 سین را روی تشک کشتی پهن کردیم که خیلی لذت‌بخش بود. هرچند  کنار خانواده نبودم، اما تجربه جدید کنار ملی‌پوشان کشتی فرنگی خیلی به من چسبید.

کدام‌یک از سین‌‌های 7 سین را بیشتر دوست داری؟

سیب را، البته خودم هم با توجه به حرف اول نام فامیلی‌ام می‌توانم یکی از سین‌های 7 سین‌ باشم.

اگر در تعطیلات مرخصی داشته باشی به مسافرت می‌روی؟

اگر وقت آزاد داشته باشم، می‌روم شمال. من 5 برادر دارم که معمولا باهم به مسافرت می‌رویم.

غیر ازکشتی به ورزش دیگری هم علاقه داری؟

فوتبال خیلی بازی می‌کنم. فوروارد هستم و مثل بعضی‌ها گلزن نیستم! برای فوتبالیست‌ها کری می‌خوانم.

 امیرحسین متقی‌


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: