روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 04 مهر 1396 / 05 محرم 1439 / a 26 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 12:34
شماره خبر: 100933873234
خداحافظ رفيق‌
فیدل کاسترو، رئیس‌جمهور افسانه‌ای کوبا پس از نیم قرن حکمرانی بر این جزیره خوش‌آب و هوای دریای کارائیب عاقبت از قدرت کناره‌گیری کرد.
کاستروی همیشه انقلابی نه پس از مقاومت تا آخرین قطره خون در برابر دشمنان کوبا و نه با نشستن گلوله خائنی تروریست بر قلبش که به علت ضعف و ناتوانی ناشی از کهولت که او را اسیر تخت بیمارستان کرده است از دنیای سیاست کناره‌گیری کرد.

کاسترو که با داعیه تغییر سرنوشت کوبا قدرت را در دست گرفت خیلی زود ناچار شد برای جلوگیری از بروز قحطی و مبارزه با گرسنگی فراگیر غذای مردم را جیره‌بندی کند. اگرچه برنامه سوادآموزی کوبا در سال 1962 و به مدد کمک‌های مالی بلاعوض شوروی در سال 1962 پایان یافت لیکن شاخص‌های زندگی در این کشور کوچک و فقیر هیچگاه در دوران زمامداری او به شکلی چشمگیر بهبود نیافت.

 

کاسترو طی نیم‌قرن گذشته 638 بار هدف عملیات ناکام ترور که توسط سیا ترتیب داده شده بود، ‌قرار گرفت‌

کودکی کاسترو

نام کامل فیدل کاسترو در واقع فیدل الخاندرو کاسترو  متولد 13 اوت 1926 است او فرزند آنخل کاسترو، زارع شکری به نسبت ثروتمند و لینا رز گونزالس، مستخدمه‌ای کم سواد بود. پدرش مردی هوسباز بود و همسران متعددی اختیار کرد و همین مساله موجب شد کاسترو در دوران کودکی و نوجوانی روزهای دشواری را تجربه کند.

کاسترو که مردم کوبا ترجیح می‌دهند او را با نام کوچکش فیدل صدا کنند صاحب استعدادی خدادادی بود. او دوران تحصیلات متوسطه را در مدرسه‌ای شبانه‌روزی پشت سر‌گذاشت و در سال 1945 از دبیرستانی در هاوانا، پایتخت که توسط کلیسای کاتولیک مدیریت می‌شد موفق به اخذ دیپلم شد.

فیدل بر خلاف سال‌های بعد که به یکی از دشمنان پروپاقرص ایالات‌متحده تبدیل شد در دوران کودکی و نوجوانی عشقی بی‌حد و حصر به ینگه‌دنیا داشت تا آنجا که در سن 12 سالگی نامه‌ای برای فرانکین روزولت، رئیس‌جمهور وقت امریکا در پایان دهه 1930 میلادی نوشت و از او خواست اسکناسی 10‌‌دلاری برایش بفرستد.

سال 1945 بود که فیدل وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاوانا شد. او خیلی زود جذب فعالیت‌های سیاسی شد و با توجه به حال و هوای سیاسی حاکم بر جامعه آن روز کوبا در زمانی کوتاه به یکی از فعالان سیاسی دانشگاهی تبدیل شد.
کوبا پس از سقوط دولت جراردو ماچادو، رئیس‌جمهور این کشور در دهه 1930 تحت حاکمیت فولنسیو باتیستا، دیکتاتور کوبا سال‌های پر‌التهابی را پشت سر‌می‌گذاشت.

مبارز خیابانی

دولت باتیستا برای کنترل دانشگاه‌ها اقدام به ایجاد گروه‌هایی متشکل از اوباش سرسپرده از بطن دانشجویان کرده بود که وظیفه اصلی‌شان سرکوب فعالان سیاسی مخالف در مراکز آموزش عالی کوبا بود. فیدل جوان پس از آن که مدت کوتاهی از حضور در کلاس‌های درس خود‌داری کرد با این دیدگاه که باید به مصاف گروه‌های آلت‌دست دولت برود به دانشکده محل تحصیل‌اش بازگشت. او در قامت رهبر دانشجویان معترضی که هر از چند گاهی به زد و خورد با عوامل نفوذی دولت باتیستا در دانشگاه می‌پرداختند، ظاهر شد.

سال 1947 بود که فیدل مجذوب سیاست به جمع ‌هواداران حزب ارتودکس به رهبری ادواردو چیباس، سیاستمداری کاریزماتیک پیوست که به عنوان رقیب رامون سن‌مارتین، رئیس‌جمهور وقت وارد کارزار انتخابات ریاست جمهوری شده بود. چیباس پایان دادن به فساد دستگاه حاکم، انجام اصلاحات اجتماعی و دستیابی به استقلال اقتصادی را به عنوان شعارهای انتخاباتی خود برگزیده بود.

اگر چه چیباس در انتخابات مغلوب سن‌مارتین شد لیکن فیدل در کنار او ماند. چیباس در سال 1951 دوباره کاندیدای ریاست جمهوری شد. وقتی او در ضمن مصاحبه‌ زنده رادیویی در روزهای منتهی به انتخابات از کوره در رفت وگلوله‌ای به شکمش شلیک کرد فیدل او را تا بیمارستان جایی که بر اثر شدت جراحات وارده جان باخت، همراهی کرد.

حادثه بوگوتا

آوریل سال 1948 میلادی فیدل به بوگوتا، پایتخت کلمبیا سفر کرد تا در همایش دانشجویان امریکای لاتین که همزمان با نهمین اجلاس اتحادیه پان‌امریکن برگزار می‌شد، شرکت کند. دانشجویان به همین مناسبت جزوه‌هایی را در مخالفت با مداخله امریکا در امور کشورهای امریکای لاتین آماده کرده بودند تا در محل برگزاری اجلاس اتحادیه پان‌امریکن توزیع کنند.

چند روز پس از شروع اجلاس بود که خورخه جیتان، رهبر حزب لیبرال کلمبیا و کاندیدای ریاست‌جمهوری این کشور هدف گلوله ضاربی ناشناس قرار گرفت و کشته شد. این ترور به درگرفتن موجی از ناآرامی‌های خیابانی در کلمبیا منجر شد که صدها کشته و مجروح برجای گذاشت.

دانشجویان که برای شرکت در همایش امریکای‌لاتین به بوگاتا رفته بودند به جمع معترضان پیوستند. فیدل به دلیل نقشی که در بروز ناآرامی‌ها ایفا کرده بود تحت تعقیب قرار گرفت و به همین دلیل به سفارت کوبا پناهنده شد و با همکاری کارکنان سفارت به هاوانا بازگشت.

روزهای عصیان

به فاصله کوتاهی پس از بازگشت به هاوانا بود که فیدل با میرتا دیاز بالات، دانشجویی از خانواده‌ای ثروتمند ازدواج کرد. او در سال 1950 با درجه دکترای حقوق فارغ‌التحصیل شد و همکار دفتر حقوقی کوچکی در هاوانا شد.

او تا همین مقطع هم به دلیل رویکردهای ملی گرایانه و مواضع ضد امریکایی‌اش به چهره‌ای شناخته شده برای کوبایی‌ها تبدیل شده بود. مقارن با کودتای ژنرال باتیستا در سال 1952 بود که فیدل نامزد انتخابات پارلمانی شد اما با پیروزی کودتاگران انتخابات ملغی شد.

فیدل که همچنان عضو حزب ارتدوکس بود در حالی که حدود سی سال داشت از این حزب جدا شد و در اقدامی جسورانه علیه ژنرال باتیستا به اتهام نقض قانون اساسی کوبا اعلام جرم کرد. دادگاه قانون اساسی کوبا از پذیرش دادخواست او خودداری کرد و همین مساله فیدل را به این استنتاج رساند که مسیر رهایی کوبا از حاکمیت باتیستا از جاده انقلاب می‌گذرد.

فیدل با افزایش نارضایتی عمومی از دولت کودتا کار خود به عنوان وکیل دعاوی را رها کرد و گروهی زیرزمینی را تشکیل داد. این گروه اندک اندک گسترده شد و فیدل و نزدیکانش نقشه سرنگونی باتیستا را تهیه کردند. آنها به جمع‌آوری سلاح و مهمات پرداختند تا به پادگان مونکادا که مقر اصلی نظامیان وفادار به باتیستا بود، حمله کنند.

طراحان این عملیات برای منحرف کردن ذهن هواداران باتیستا حمله‌ای ایذایی به یک پادگان دیگر را نیز ترتیب دادند. این عملیات که شامگاه 26 ژوئیه 1953 اجرا شد شکستی بزرگ از کار درآمد و در آن 60 تن از 135 نفری که برای اجرای آن با فیدل همراه شده بودند، جان باختند.

فیدل و سایر افرادی که زنده مانده بودند به کوهستان‌های اطراف شهر سانتیاگو در شرق کوبا فرار کردند اما نیروهای دولتی آنها را یافته و دستگیر کردند. بخت با فیدل و برادرش رائول یار بود که فرمانده عملیات دستگیری شورشی‌ها، فیدل را که زمانی در دانشگاه همکلاسی‌اش بود، شناخت و برخلاف دستورات مرکز برای قتل‌عام تمامی فراری‌ها از کشتن این دو و تعدادی دیگر از همراهانشان اجتناب ورزید.

کاستروها در پاییز همان سال محاکمه شده و هر یک به تحمل 10 سال حبس محکوم شدند. در جلسات دادگاه فیدل دفاعیه تاریخی خود [تاریخ در مورد من قضاوت می‌کند] را قرائت کرد.

در حالی که فیدل کمتر از 2 سال از محکومیت خود را در زندان جزیره پینوس پشت‌سر گذاشته بود باتیستا تحت فشار سیاسی داخلی و خارجی اعلام عفو عمومی کرد. فیدل از زندان آزاد شد و بلافاصله به مکزیک رفت.

جنبش 26 ژوئیه‌

پس از استقرار در مکزیک او همراه تعدادی از کوبایی‌های در تبعید جنبش 26 ژوئیه که نامش را از حمله نافرجام به پادگان مونکادا به عاریه گرفته بود به وجود آوردند.

هدف این جنبش سرنگونی باتیستا بود. فیدل دریافته بود برای خلاص شدن از وجود باتیستا باید به دنبال تاکتیک‌هایی جدید باشد. او این بار به جنگ‌های چریکی روی آورد. در مکزیک با ارنستو چه‌گوارا، از مبارزان آرژانتینی‌تبار رهایی امریکای‌لاتین و خالق شیوه‌های نوظهور جنگ‌های چریکی آشنا شد که به جنبش 26 ژوئیه پیوست. چه‌گوارا مدت‌ها بود به این استنتاج رسیده بود تنها راه پایان دادن به مشکلات امریکای لاتین دست‌بردن به سلاح است.

بعد از آن که کاسترو و چه‌گوارا پس از برقراری تماس با یکی از عواملKGB  در مکزیک به نام نیکولا لئوتوف از مساعدت اتحاد جماهیر شوروی برای تامین منابع مالی و سلاح مورد نیاز برای شورش مسلحانه خود ناامید شدند به امریکا رفتند تا شاید بتوانند نیازهای خود را با مساعدت مخالفان جلای‌وطن کرده باتسیتا ازجمله کارلوس سوکراس، رئیس‌جمهور منتخب کوبایی‌ها که پیش از به قدرت رسیدن توسط باتیستا عزل شد، تامین کنند.

پس از بازگشت به مکزیک اعضای جنبش 26 ژوئن تاکتیک‌ها و جنگ‌های چریکی را با کمک یکی از افسران پیشین ارتش اسپانیا فرا گرفتند. 26 نوامبر 1956 بود که فیدل و 81تن از همقطارهایش از جمله برادرش رائول سوار بر شناوری به نام گرانما با هدف مبارزه مسلحانه با حاکمیت باتیستا راهی کوبا شدند.

گروه طغیانگر در یکی از شهرهای کوچک کوبا از کشتی پیاده شدند اما در اولین درگیری با نیروهای ارتش اکثرشان کشته شده، به اسارت درآمده یا ناچار به فرار شدند. تنها 20 نفر از جمع 82‌‌نفری گروهی که عازم کوبا شده بودند، زنده ماندند که متفرق شده و بعدا در منطقه کوهستانی سیرامائترا به یکدیگر پیوستند.

از همین پایگاه جدید بود که جنگ چریکی فیدل و یارانش علیه دولت شروع شد و کم‌کم با پیوستن افراد جدید به جمع شورشیان، دامنه عملیات مسلحانه جنبش 26 ژوئن به سراسر کوبا تسری یافت. در تمامی این دوره چه‌گوارا نزدیک‌ترین یار کاسترو بود.

عملیات ورانو

ماه می سال 1908 میلادی باتیستا فرمان آغاز عملیات ورانو با هدف پاکسازی کوبا از وجود گروه‌های شبه‌نظامی شورشی را صادر کرد. فیدل به رغم کم‌شمار بودن نیروهایش به دفعات واحدهای نظامی ارتش را شکست داد.

پس از این عملیات بود که فیدل با هدف به حداقل رساندن آسیب‌پذیری شبه‌نظامیان تحت امرش آنها را به 3 گروه تقسیم کرده و برای هر گروه فرماندهی تعیین کرد. این گروه‌ها به 3‌‌نقطه از کشور گسیل شدند تا مانع از تمرکز نیروهای دولتی در یک منطقه شوند. نیروهای تحت امر فیدل عاقبت پس از درگیری‌های مسلحانه طولانی روز هشتم ژانویه سال 1959 وارد هاوانا شدند و دولت باتیستا را ساقط کردند. باتیستا چند روز قبل از ورود ارتش فیدل به پایتخت گریخته بود.

خوزه میروکاردونا، استاد حقوق دانشگاه هاوانا 3 روز قبل از ورود فیدل و ارتش‌اش به هاوانا دولت جدیدی معرفی کرده بود که خود او ریاستش را به عهده داشت. فیدل پس از ورود به پایتخت به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح معرفی شد اما روز 16 فوریه به عنوان نخست‌وزیر سوگند یاد کرد. فرمان او برای ملی شدن مایملک شرکت‌های خارجی فعال در کوبا عامل آغاز تنش‌ها با امریکا بود.

تا این مقطع فیدل هنوز به کمونیسم روی نیاورده بود. او و گروهی از مقامات جدید کوبا در سفری 12 روزه به امریکا حدفاصل 15 تا 26 آوریل سعی کردند توجه امریکایی‌ها را به دولت جدید کوبا جلب کنند. درخواست فیدل برای دیدار با آیزنهاور، رئیس‌جمهور وقت امریکا از سوی وزارت خارجه این کشور رد شد و او با نارضایتی به کوبا بازگشت.

سال‌های طولانی زمامداری‌

فیدل در 17 می 1959 اولین اصلاحیه زارعی را تصویب کرد که در چارچوب آن حق مالکیت زمین به حداکثر 4 کیلومتر مربع محدود شد و خارجی‌ها از خرید زمین در کوبا منع شدند. اندکی بعد لئو والدس، ‌رئیس دایره اطلاعات ارتش انقلابی کوبا به مکزیک رفت و با عوامل سازمان جاسوسی شوروی(KGB)   ارتباط برقرار کرد. در ادامه روس‌ها یکصد مستشار نظامی اسپانیولی‌زبان را به هاوانا اعزام کردند تا به تجدید ساختار ارتش کوبا کمک کنند.

فوریه سال 1960 کوبا قراردادی برای خرید نفت از شوروی از مسکو امضا کرد اما پالایشگاه‌های تحت تملک شرکت‌های امریکایی در خاک کوبا از قبول محموله‌های نفتی شوروی‌ خودداری کردند. فیدل این پالایشگاه‌ها را ملی اعلام کرد و مدتی بعد روابط دیپلماتیک امریکا و کوبا قطع شد.
هنوز سال 1960 به پایان نرسیده بود که سیا برای متزلزل کردن دولت کاسترو وارد عمل شد. حمایت ایالات‌متحده از اقدام مسلحانه کوبایی‌ها مقیم خارج مخالف فیدل برای سرنگونی دولت او که به حمله خلیج خوک‌ها معروف شد دشمنی کاسترو و امریکا را وارد مرحله تازه‌ای کرد. فیدل رابطه خود با مسکو را نزدیک‌تر کرد و در اول می سال 1961 کوبا را کشوری سوسیالیستی  مارکسیستی خواند. یک‌سال بعد امریکا تحریم‌هایی را علیه کوبا وضع کرد که هنوز هم ادامه دارد.

بحران موشکی کوبا

سال 1962 میلادی بود که براساس توافق کاسترو و خروشچف، رهبر وقت شوروی مقرر شد موشک‌های شوروی در خاک کوبا استقرار یابند. استدلال خروشچف این بود که اگر امریکا محق به استقرار موشک‌هایش در ترکیه است شوروی هم می‌‌‌تواند برای حفاظت از کوبا به عنوان متحدش در این کشور سایت موشکی دایر کند. امریکا که استقرار موشک‌های روس به فاصله 145 کیلومتر خاک این کشور را خطری جدی می‌دید اقدام به محاصره کوبا کرده و از تصمیم خود برای تجسس کشتی‌‌هایی که به کوبا می‌‌روند، پرده برداشت. در ادامه خروشچف در ازای تعهد امریکا به خودداری از حمله به کوبا و برچیدن سایت‌های موشکی امریکا در کوبا  با عدم استقرار موشک‌‌های شوروی در خاک کوبا موافقت کرد. این بحران که دو ابرقدرت وقت جهان را در آستانه جنگ هسته‌ای تمام عیاری قرار داده بود برای مدت‌ها در کانون توجه جهانیان قرار داشت.

مردی با هزار جان‌

فابیان اسکالانته، از محافظان کهنه‌کار فیدل معتقد است او طی نیم‌قرن گذشته 638 بار هدف عملیات ناکام ترور که توسط سیا ترتیب داده شده بود، ‌قرار گرفته است.

این اقدامات الهام‌بخش مستندی تحت عنوان «638 راه برای کشتن کاسترو» بود. فیدل در این مورد به طنز گفته اگر المپیکی برای کسانی که هدف ترور قرار گرفته‌اند، برگزار شود قطعا او اول خواهد شد. 

فیدل روز 2 دسامبر 1976 به عنوان رئیس‌جمهور کوبا معرفی شد و تا 24 فوریه سال‌جاری میلادی عهده‌دار این مقام بود و پس از آن عملا‌ قدرت را به برادرش واگذار کرد.

 شیما خیری‌


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: