روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
دوشنبه 08 خرداد 1396 / 03 رمضان 1438 / a 29 May 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 13:11
شماره خبر: 100933948915
مي‌خواستم ‌خلبان شوم، قاضي شدم‌
بازپرس شعبه هفتم‌دادسرای‌جنایی و معرفی‌شناسنامه‌ای‌
محمد شهریاری هستم، متولد 1354 صادره از شهرکرد
قاضی بی‌آزار یعنی چه؟
یعنی محمد شهریاری (خنده)

چرا قضاوت را سخت می‌دانند؟

من قبول ندارم، انسان اگر به شغل خود علاقه‌ نداشته باشد، در هر شغلی که باشد، آن را سخت می‌داند.

به شغل خود علاقه داری؟

خیلی زیاد

اگر قاضی نبودی؟

راستش از کودکی علاقه خاصی به شغل خلبانی داشتم، اما به یکباره سر از قضاوت در آوردم.

حالا چرا خلبانی؟

پرواز در‌ آسمان لطف خود را دارد. از بالا می‌توان راحت‌تر وسعت دید خود را گسترش داد. آدم وقتی از بالا نگاه می‌کند، آن گاه قفس تن خود را می‌بیند.

چند خواهر و برادر هستید؟

8 نفر، پدر و مادرم هم در قید حیات هستند.

آشپزی بلدی؟

حسابی، همه چیز می‌پزم، ماکارونی، پلومرغ، لازانیا.

پس در خانه آشپزی هم می‌کنی؟

همسرم اجازه نمی‌دهد.

لابد دستپخت خوبی نداری؟

نمی‌دانم، شاید، ولی هر کس خورده، تعریف کرده.

شغل همسر؟

ایشان ماما هستند.

حرف اول و آخر در خانه؟

طبق معمول بنده و با واژه جادویی «چشم»

شیطنت‌های دوران بچگی؟

با تیر و کمان سیمی در کلاس درس بچه‌ها را کتک می‌زدم.

بازپرس ویژه قتل چگونه آدمی است؟

او هم انسانی است مانند همه مردم با احساسات و عواطف خود، در این بخش باید عاشق بود و اگر علاقه نباشد، قطعا کار بسیار سخت و طاقت فرسایی خواهد بود.

جنایتی که شما را خیلی ناراحت کرد؟

یکی قتل کودک 9 ساله‌ای که به دلیل نرفتن به مدرسه، قربانی عصبانیت مادرش شد و دیگری ماجرای گروگانگیری در یک دفترخانه در جنت‌آباد که پس از 6 ساعت در حالی که مرد گروگانگیر، گروگان را کشته بود، مدام تهدید به خودکشی می‌کرد و سرانجام نیز با شلیک سلاح شکاری خودکشی کرد و ماجرای دیگر مربوط به قتل مرد جوانی بود که همسرش با همدستی فردی او را کشته و سپس جسدش را به آتش کشیده بود.

به مرگ فکر می‌کنی؟

خیلی و از‌آن نمی‌ترسم.

دوست داری روی سنگ قبرت چه جمله‌ای بنویسند؟

کوزه‌گر خود در کوزه افتاد.

میانه شما با موسیقی؟

موسیقی سنتی و اصیل را ترجیح می‌دهم.

رابطه شما با فیلم و سینما؟

سینما نمی‌روم یعنی فرصت ندارم، ولی خبرهای سینمایی را از طریق نشریات دنبال می‌کنم.

تا به حال در صحنه قتل گریه کرده‌ای؟

باید پاسخ دهم؟

بله‌

در همین حادثه اخیر گروگانگیری وقتی صدای شلیک بلند شد، سراسیمه با شکستن در ورودی وارد دفترخانه شدیم و من که از 6 ساعت پیش مدام با مرد گروگانگیر صحبت می‌کردم، با مشاهده جسد او که گلوله به سرش اصابت کرده بود، گریستم.

می‌شود محتویات جیب خود را خالی کنید؟

می‌خواهید بنویسید.

صمیمی‌ترین دوست شما؟

شاملو بازپرس جنایی، ارمغان و صبوری از «جام‌جم»

عیدی می‌دهی؟

ترجیح می‌دهم عیدی بگیرم‌

از چه کسانی؟

از کسانی که دوستشان دارم، پدر و مادرم و مادر همسرم که ایشان را مانند مادر خود دوست دارم، مادر همسرم، خود همسر شهید است و برای ایشان احترام فوق‌العاده‌ای قائل هستم، بنویسید تا شاید با خواندن این همه تعریف امسال عیدی خوبی به من بدهد (خنده)

یک بیت شعر که به آن علاقه داری؟

باغبان غنچه نچیدم ز من آزرده مشو

پاره‌های جگر است این که به دامن دارم‌

مطالعه می‌کنی؟

تقریبا، اگر تلفن ویژه کشیک قتل زنگ نزند، کلی کارهای عقب‌افتاده دارم. اگر فرصتی پیدا شود، کتاب‌های حقوقی می‌خوانم و روزنامه‌ها را ورق می‌زنم.

روزنامه می‌خری؟

اگر در دادسرا آقای لشکری روزنامه نیاورد، مجبورم دست به جیب شوم.

کدام بخش روزنامه را می‌خوانی؟

حوادث و سینمایی‌

حوادث کدام روزنامه را ترجیح می‌دهی؟

اگر شما به خودتان نگیرید و غرور شما را برندارد، حوادث جام‌جم را ترجیح می‌دهم، روزنامه‌های دیگر هم خوب هستند.

پیام نوروزی؟

امیدوارم مردم خوب کشورمان لحظات خوبی داشته باشند و سالی پربرکت در انتظار آنها  باشد.

کلام آخر.

ان‌شاءالله موفق باشید.

خاطره‌ای ‌که ‌فراموش‌ نمی‌شود

 افسر نگهبان یکی از کلانتری‌ها از کشف جسد مجهول‌الهویه جوانی خبر داد. پس از حضور در محل دستور شناسایی بستگان مقتول صادر شد و چند روز بعد مردی با مراجعه به دادسرا عکس‌های فرزندش را ارائه کرد که با مطابقت آن، جسد به وی تحویل و برای دفن به خوزستان منتقل شد.

با برگزاری مراسم هفت، یک روز والدین این جوان فرزند خود را در مسجد دیدند و پس از بررسی، معلوم شد آنها جسد را اشتباهی تحویل گرفته‌اند و فرد فوت شده با پسر خانواده هر دو در زندان بوده‌اند و شماره تلفن کشف شده از جیب مقتول، باعث شده بود تا چنین تصور شود که فرد فوت شده پسر این خانواده است. خانواده این جوان، همچنان بر سر قبر جوان فوت شده  که هویت وی هنوز کشف نشده ‌ حاضر می‌شوند و برای او خیرات می‌کنند.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: