روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
سه شنبه 06 تير 1396 / 02 شوال 1438 / a 27 Jun 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه سال نو
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
يكشنبه 04 فروردين 1387 - ساعت 14:29
شماره خبر: 100933953616
تخيلي که مرز نداشت‌
هنوز یک ماه به مرگ ژازه طباطبایی مانده بود که عادل ابراهیم‌پور، پزشک معالج و از دوستان نزدیک او برای تشریح وضعیت مردی که به شاعر زباله‌ها معروف بود این جملات را به ‌کار برد؛ اما یک ماه بعد دیگر نه نیازی به توجه دوستان و آشنایان بود و نه نیازی به مراقبت‌های پزشکی.
 دکتر ابراهیم‌پور می‌گفت او در یکی دو ماه آخر که در بیمارستان بستری بود با پزشکان همکاری نمی‌کرد. انگار اشتیاق خود را از دست داده بود. دیگر هیچ میلی به زنده‌ ماندن نداشت. نوشتن این‌که فلانی میلی به زنده ماندن ندارد کار ساده‌ای است، اما وقتی جمله‌ای که نوشته شده است را بخوانید خودتان می‌فهمید چقدر بی‌معنی است این نوشته. حکایت ژازه همان حکایت تکراری است. انگار متنی از پیش آماده برای این مرگ‌ها وجود دارد که فقط به جای نام در این متن، سه نقطه گذاشته شده تا به تناسب حادثه، نامی به جای آن نوشته شود.

ژازه کارهای زیادی کرد: شعر گفت، رمان نوشت، داستان‌های عامیانه را جمع‌آوری کرد، نقاشی کشید، مجسمه ساخت، نمایشگاه برگزار کرد، زمانی که هنوز نقاشان سرد و گرم چشیده کشور چندان مورد توجه مردم نبودند، او نمایشگاهی از نقاشان کودکان ایرانی را به کشورهای دیگر برد، در سال‌های دهه 1330 یکی از نخستین گالری‌های خصوصی کشور را به راه انداخت و... هنرمندی که سال گذشته در سن 77 سالگی درگذشت یکی از برجاماندگان نسل غول‌های هنر مدرن ایران بود. نسلی که تعداد بازماندگان آن حالا دیگر به تعداد انگشتان یک دست می‌رسد و آنها نیز در سکوت به سر می‌برند. از سال 84 حرف‌هایی درباره برپایی نمایشگاه بزرگی از آثار او در موزه هنرهای معاصر تهران شنیده می‌شد، اما این نمایشگاه هیچ وقت برپا نشد تا شاید دلخوشی کوچکی برای هنرمند باشد. پس از مرگ او گفتند که قصد دارند برای آثارش موزه‌ای دائمی برپاکنند. ما چه خوب قدر مرگ را می‌دانیم.

خسرو سینایی که دو فیلم درباره ژازه طباطبایی ساخته در گفتگویی درباره او گفت: هنرمندانی هستند که وزنه احساسشان به زور به عقلشان می‌چربد. عده‌ای دیگر وزنه تخیلشان بر این هر دو می‌چربد. عده‌ای دیگر هم عقل و احساسشان در یک توازن قرار می‌گیرد. به نظر من ژازه هنرمندی است که تخیلی بی‌نهایت دارد. گاهی این تخیل مرزهای عقل و احساس را در هم می‌شکند. درباره ژازه با قاطعیت می‌گویم او تخیل محض است و شاید او این عقلانیت را هم نداشته باشد که میراثش را برای نسل‌های بعدی حفظ کند.

نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: