روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 25 مهر 1398 / 17 صفر 1441 / a 17 Oct 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
قاب کوچک
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 07 ارديبهشت 1387 - ساعت 15:43
شماره خبر: 100936895618
گفتگو با افسانه ناصري به بهانه حضورش در سريال سرنوشت‌
از تکرار خسته‌ام
هیچ زندگی‌ای بدون اتفاق نیست. گاهی اتفاقات آنقدر گسترده و بزرگ هستند که جریان تازه‌ای را در زندگی آدم‌ها رقم می‌زنند. افسانه ناصری و ورودش به دنیای بازیگری هم یک اتفاق بوده است. اتفاقی که موجب شد حالا او کارهای سینمایی و تلویزیونی بسیاری را در پرونده هنری‌اش ثبت کند. کارهایی مانند زن بدلی، گناه من، ما چند نفر، راه‌شب و ...
اگر چه پس از گذشت 13 سال از این اتفاق نتوانسته به حرفه‌اش عشق بورزد اما اشتیاق تجربه‌های متفاوت هنوز در او موج می‌زند.
حضورش در مجموعه سرنوشت بهانه‌ گفتگوی ما با او شد.

چگونه آغاز شد؟ بازیگری را می‌گویم.

خیلی اتفاقی وارد این کار شدم. برای بستن قرارداد پسرم برای بازی در سریال گروه نجات -به کارگردانی علی عبدالعلی‌زاده- رفته بودم که به پیشنهاد یکی از عوامل  آن کار قرار شد نقش مادر را ایفا کنم. آن موقع هیچ ذهنیتی در مورد بازی و فضای آن نداشتم. البته همیشه به کارهای هنری فکر می‌کردم، بخصوص گویندگی. اما بازیگری خیلی برایم  دور از ذهن بود. به‌هرحال در ابتدا تستی گرفته شد و بازیگری برایم از همانجا آغاز شد.

این ماجرا مربوط به چه سالی می‌شود؟

سال 74.

این ماجرا را به حساب شانس می‌گذارید یا یک مسیر تازه در زندگیتان؟

نمی‌دانم. آن موقع تنها بعد مالی این کار برایم مهم بود. چون شناخت کافی‌ای نسبت به دنیای بازیگری نداشتم و برای همین تنها سعی می‌کردم دیالوگ‌هایم را حفظ کنم. اما رفته‌رفته تجربه‌های تازه، نویدی دیگری به من می‌داد و حس کنجکاوی‌ام را هم برانگیخته‌تر می‌کرد. به‌هر‌حال به‌طور جدی خیلی پیگیر این کار نبودم اما خوشحالم از این‌که تجربه‌های متفاوت‌تری را توانستم در طول این مدت به‌دست آورم.

در واقع می‌توان گفت بازیگری به نوعی به کمک شما آمد؟

بله. البته من از سال‌ها قبل داستان می‌نوشتم و شعر می‌گفتم اما الان بازیگر هستم.

خانم ناصری من احساس می‌کنم، شما به نوعی به دنیای بازیگری آمدید، چون نقش واقعی خودتان را دوست نداشتید؟

شاید. البته بخشی از وجودم را  در نوشتن جستجو می‌کردم و با بازیگری توانستم نیمه گمشده دیگر خودم را بشناسم.

الان به تعریف خاصی در مورد بازیگری رسیدید، یا هنوز در حد همان کسب تجربه برایتان باقی مانده است؟

این سوال را با گفته‌ای از مارلون براندو پاسخ می‌دهم. او می‌‌گوید: ما با بازیگری خیلی اوقات مخاطب را مدیتیشن می‌کنیم و کسی که دیگران را مدیتیشن می‌کند، خودش هم به یک پالایش می‌رسد. بازیگری من را از هر لحاظ پالایش و تصفیه می‌کند.

اگر نیمه گمشده‌ی‌تان را در نوشته‌های‌تان پیدا می‌کردید، چرا ‌آن را ادامه ندادید؟ چرا نویسنده نشدید؟

ببینید همیشه صرف خواستن نمی‌توان به آن هدف نزدیک شد. چرا که شرایط هم مهم است. به قول بزرگی آفرینش هنری 25 درصد استعداد است و 75 درصد تکرار و تمرین، به‌هرحال روند زندگی‌ام به‌گونه‌ای نبود که بتوانم راکورد نوشتن را ادامه بدهم و حتی بعد‌ها خیلی از دستنوشته‌هایم را گم کردم.

ولی ورود شما به دنیای هنر می‌توانست خیلی به شما در این زمینه کمک کند. مثلا می‌توانستید فیلمنامه‌نویس شوید؟

بله. اما نوشتن داستان با فیلمنامه کاملا متفاوت است. ضمن این که می‌خواستم به واسطه بازیگری نیمه دیگرم را پیدا کنم بنابراین در بازیگری خودم را رها کردم.

اما شما هنوز نتوانستید آن لذت را از بازیگری ببرید؟

بله. همیشه هم گفتم که بازیگری چندان برایم جذاب نیست و صرفا برایم یک شغل است. در صورتی که نوشتن برایم یک کار دلی است.

در بازیگری به مرحله انتخاب رسیدید؟

انتخاب کردن به خیلی از اتفاقات و شرایط بستگی دارد. بنابراین در مورد این مساله همه چیز نسبی است.

برای انتخاب نقش‌‌هایتان، چه مسائلی را لحاظ می‌کنید و برایتان مهم است؟

خود نقش برایم اهمیت زیادی دارد. این که شخصیتی که قرار است آن را ایفا کنم چه حرفی برای گفتن دارد و بعد کارگردان و عوامل کار.

مساله‌ای که در مورد شما وجود دارد این است که بسیار پراکنده کار کرده‌اید. چرا؟

چون اصولا در بازیگری به سبک خاص معتقد نیستم و مایل نیستم که با قرار گرفتن در یک سبک خاص بازی خودم را کانالیزه کنم. بنابراین نقش های مختلف را انتخاب و اجرا کردم  تا به ژانرهای مختلف دسترسی پیدا کنم. بزرگی می‌گوید: باز آفرینی بازیگری تجربه‌ای ملموس است که حضور بازیگر را در صحنه توجیه می‌کند بنابراین رسیدن به این مرحله برایم اهمیت بیشتر و والاتری دارد.

متفاوت‌ترین نقشی که بازی کرده‌اید؟

نقش‌هایم را در فیلم پیشنهاد 50 میلیون دلاری و سریال راه شب از این نظر می‌پسندم.

برویم سراغ مجموعه سرنوشت. چرا بازی در آن کار را پذیرفتید؟

چون یک بازیگرم و خیلی نمی‌‌توانم منتظر بمانم تا یک کار خوب و متفاوت پیشنهاد می‌شود، بازی در سرنوشت را قبول کردم. البته خوشبختانه سرنوشت فضای مناسب و خوبی داشت.

نقش‌تان را دوست داشتید؟ حس هنری‌تان را ارضا کرد؟

خیر. چون آن طور که باید نقش پیش برنده‌ای نبود و معمولا این گونه نقش‌ها رضایتی را هم در پی ندارد.

معمولا در نقش‌هایتان یک رگه از منفی بودن دیده می‌شود. چرا؟

بخش بیشتر آن برمی‌گردد به نوع فیزیکم. خیلی نمی‌توانم نقش‌های طنزگونه را ایفا کنم و کارگردان‌ها هم کمتر این ریسک را در مورد من می‌کنند. به هر حال خودم دوست دارم منعطف‌تر بازی کنم، اما شرایط خیلی بسته و سخت است.

پس نقش‌های طنز را هم دوست دارید؟

بستگی به نوع طنزش دارد البته با توجه به شرایط موجود، جدیت را به نقش‌های بی‌اساس و لق ترجیح می‌دهم.

از کدام کارگردان بیشتر آموختید؟

کیانوش عیاری و ایرج طهماسب.

کارهای آینده...؟

در سریال خانه اجاره‌ای به کارگردانی پرویز حسن‌پور بازی کرده‌ام که برایم تجربه جالبی بود.

از چه نظر؟

طنز و قصه متفاوتی داشت.

تجربه‌هایی که می‌خواهید به دست آورید؟

بشدت دوست دارم با کارگردان‌های مطرح سینما کار کنم و نقش‌های چندبعدی را بازی کنم. چراکه نقش‌های تخت و یکنواخت خسته‌ام می‌کند.

محبوبه ریاستی‌


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: