روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 05 فروردين 1396 / 26 جمادي الثاني 1438 / a 25 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه تداوم آفتاب
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 17 اسفند 1387 - ساعت 19:42
شماره خبر: 100944852335
رهبر جواني که بي‌بديل شد
زمانی که روح خدا به خدا پیوست، دلبستگان به انقلاب اسلامی در داخل و آن سوی مرزها، نه‌تنها اندوهگین که بشدت نگران هم بودند و دغدغه آینده انقلاب، آنان را مضطرب می‌ساخت، دغدغه‌ای که اوایل پیروزی انقلاب اسلامی هم سابقه داشت و مجلس خبرگان را واداشت که آقای منتظری را به قائم‌مقامی امام خمینی (ره)‌ برگزینند، انتخابی که سال‌ها بعد یعنی فروردین سال 68 و در واپسین روزهای حیات امام، ایشان نارضایتی خود را از آن اعلام کردند و در نامه تاریخی خود، خطاب به آقای منتظری نوشتند: «من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند و من هم نمی‌خواستم در محدوده قانونی آنها دخالت کنم».

سایه این دغدغه بار دیگر در خرداد 68 و همزمان با وخامت حال بنیانگذار انقلاب اسلامی بر کشور سنگینی کرد اما دیری نپایید و مجلس خبرگان رهبری، اولین آزمون سخت و تاریخی خود را با موفقیت پشت‌سر گذاشت و تنها چند ساعت پس از ارتحال امام (ره)‌ و در شرایطی که بخصوص تحلیلگران خارجی، جدال مسوولان ایران بر سر قدرت را پیش‌بینی می‌کردند، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را برای تداوم بخشیدن به راه امام برگزید. انتخابی که خود امام بیشترین نقش را در آن داشتند چراکه از مدتی قبل و در چند مناسبت ازجمله پس از عزل آقای منتظری، امام، به شایستگی و لیاقت ایشان برای این مسوولیت تصریح کرده بودند. شهادت عده‌ای از اعضای مجلس خبرگان در این باره، موجب شد ذهنیت اعضا که قبل از این هم نسبت به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مثبت بود تقویت شود.

پس از این مرحله، اگرچه به لحاظ قانونی، تکلیف رهبری نظام روشن شده بود و آحاد مردم نیز از این انتخاب استقبال کردند و هر روز گروه گروه با حضور در حسینیه امام خمینی با رهبر جدید بیعت می‌کردند، اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شد و رهبر 50 ساله (آن موقع)‌ با موانع و محدودیت‌هایی روبه‌رو بود. موانع و محدودیت‌هایی که پشت‌سر گذاشتن آنها جز با شرح صدر، درایت و هوشمندی، تقوا و اتکال به خدای بزرگ ممکن نمی‌شد.

شاید مهم‌ترین عامل محدودیت‌ساز برای رهبر جدید انقلاب اسلامی، قرار گرفتن بر مسندی بود که پیش از این، شخصیتی بی‌نظیر و غیرقابل رقابت مثل روح‌الله الموسوی الخمینی آن را عهده‌دار بود؛ رهبری که بزرگ‌ترین رویداد قرن را به وجود آورده بود و نظام ستمشاهی با پیشینه 2500 سال را سرنگون کرده و دو ابرقدرت شرق و غرب را با اندیشه الهی خویش به چالش کشانده بود. مرجعی طراز اول که در عرفان و فلسفه و تفسیر نیز دستی قوی داشت و فحول حوزه، کمتر قدرت عرض اندام در برابر او داشتند. شخصیتی کاریزما که طی بیش از 3 دهه قبل و بعد از پیروزی انقلاب بتدریج از حاج آقا روح‌الله به حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی تبدیل شده بود و دل میلیون‌ها ایرانی و غیرایرانی را تسخیر کرده بود.

رهبری 88 ساله که شاگردان تربیت شده به دست وی از جمله آیت‌الله خامنه‌ای، هر یک مبلغی بزرگ برای او بودند و تقریبا تمام آنها به نوعی در پیروزی انقلاب نقش داشتند و پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی نیز با حضور در قوای سه‌گانه و نهادهای مختلف، مطیع و گوش به فرمان او بودند. امام خمینی، بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی بودند. لذا هم به دلیل تازه بودن نظام و نهادینه نشدن آن، ‌هم به دلیل بنیانگذاری و هم بعضا سکوت یا ابهام قانون اساسی، این امکان را داشتند که گاهی فراتر از قانون تصمیم بگیرند و آن را اجرا کنند و کسی هم نه تنها آن را مذموم نمی‌‌دانست، بلکه حمل بر قاطعیت و برش رهبری می‌کرد. (البته امام نیز در سال‌‌های آخر عمر خویش به انجام امور از مسیر قانونی تاکید داشتند و اقدامات موردی خارج از این روال را براساس ضرورت دانسته بودند.)‌

آیت‌الله خامنه‌ای در چنین شرایطی سکاندار کشتی انقلاب اسلامی شدند. رهبری جوان که عنوان «آیت‌اللهی» ایشان نیز در ابتدا با احتیاط بکار برده می‌شد. ایشان نه بنیانگذار انقلاب که یکی از مبارزان دوران انقلاب بودند. نظام، استقرار یافته بود،‌ ابهامات قانون اساسی در بازنگری حل شده بود و امور کشور می‌بایست از مجرای قانونی حل و فصل شود. شاگردان امام که غالبا در اداره کشور نقش داشتند، هم دوره‌ای ایشان و بعضا حتی بزرگ‌تر بودند و کسانی که تا دیروز چه‌بسا با ایشان در مسائل کشور به نوعی در رقابت بودند، امروز باید حرف شنوی می‌کردند. شاید از همین روی بود که ایشان در آن اجلاس تاریخی خبرگان و هنگامی که دیگران ازجمله مرحوم آیت‌الله آذری قمی به ایشان اصرار می‌کردند و معظم‌له امتناع، (بنا به نقلی) خطاب به آیت‌الله آذری گفتند: آقای آذری! اگر من به‌عنوان رهبر انتخاب شوم، آیا شما حاضرید حرف‌ها و دستورات مرا گوش کنید؟ که البته مرحوم آذری پاسخ داده بود: بله، من به‌عنوان وظیفه شرعی بر خود واجب می‌دانم که به دستورات شما عمل کنم. بزرگان حوزه علمیه نیز اگرچه با پیام‌های تبریک خود از این انتخاب استقبال کردند اما به رهبر جدید نگاهی متفاوت داشتند.

محدودیت‌ها و موانع رهبر جدید انقلاب به اینجا ختم نمی‌شد. شرایط کشور نیز تفاوت‌های اساسی کرده بود. جنگ تمام شده بود و دوران سازندگی، آغاز. مطالبات مردم روبه افزایش گذاشته بود، رقابت‌های سیاسی بتدریج وارد مرحله جدیدی می‌شد و چرب و شیرین‌های دنیا‌طلبانه، فضا را بر روحیه انقلابی و اصالت دادن به ارزش‌های انقلاب تنگ می‌کرد. در سطح منطقه نیز تحولات مهمی در شرف وقوع بود. آری! حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در چنین شرایطی عهده‌دار راهبری انقلاب اسلامی شدند و امروز از آن روزگار حدود دو دهه می‌گذرد و طی این مدت کشور با تدبیر و درایت ایشان اداره شده و اکنون جزو باثبات‌ترین، مقتدرترین، باانگیزه‌ترین و پیشرفته‌ترین کشورهای منطقه به شمار می‌آید.

امروز دیگر نه‌تنها از آن محدودیت‌ها تقریبا اثری نیست، بلکه به اعتراف همه، حتی جریا‌ن‌های سیاسی منتقد، آیت‌الله خامنه‌ای رهبر بلامنازع و بی‌بدیل انقلاب است.

و این تحقق همان وعده الهی است: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» تنها خداوند می‌داند که مسوولیت رسالت دین خویش را به عهده چه کسانی قرار دهد. (انعام  124)‌

مهدی فضائلی‌


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: