روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 01 مهر 1396 / 02 محرم 1439 / a 23 Sep 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه تداوم آفتاب
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 17 اسفند 1387 - ساعت 19:48
شماره خبر: 100944855165
اشتراکات امام و رهبري‌ در مقابله با چالش‌ها و بحران‌ها
یکم) از انتخاب قاطع حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله العالی) توسط مجلس خبرگان در روز 14 خرداد 1368 بیش از نوزده سال می‌گذرد. این انتخاب فرخنده، ضمانت‌بخش و تداوم‌دهنده آرمانهای انقلاب، ارزشهای اصیل اسلامی، استمرار خط امام خمینی(ره) و بالندگی و پویایی و اقتدار انقلاب اسلامی بوده است.

درباره معمار کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی که با «انقلاب اسلامی» به «مرد قرن» و «پدیده خمینی» معروف گردید، گفتنی فراوان است. حضرت امام(ره) سه جلوه از یک رهبری در انقلاب را برخوردار بود؛ مرجعیت دینی، فرماندهی کل قوا و رهبری سیاسی. این سه مولفه از او یک رهبر فراکاریزما ساخته بود. اندیشه سیاسی او متکی بر سه محور نفی سلطنت، تبیین نظریه ولایت فقیه و نقد مشروطیت در حوزه کنار گذاشتن روحانیت، استوار بود.

مردمی کردن مبارزه سیاسی، مذهبی کردن مبارزه، حفظ اتحاد و انسجام و پرهیز از اختلافات و بالاخره پرهیز از اعمال مشی مسلحانه را باید از مهمترین روش‌ها و استراتژی‌های مبارزه سیاسی حضرت امام(ره) برشمرد. امام در مقام تئوریسین و نظریه‌پرداز انقلاب، استاد بسیاری از رهبران انقلاب از جمله حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالی) بود. امام با انقلاب اسلامی شناخته شد و جهان را تکان داد و به مشهورترین چهره جهانی در سالهای پایانی قرن بیستم تبدیل شد. اگر تحولات نظام جمهوری اسلامی را از ابتدا تاکنون به چهار دوره: (1) دوران انتقال قدرت از 1362-1357، (2) دوران تثبیت 1368-1362، (3) دوران بازسازی 1376-1368 و بالاخره دوره توسعه سیاسی از 1376 تاکنون تقسیم کنیم، رهبری و حیات حضرت امام(ره) در دو دوره اول و دوم بوده است.

درگیریهای داخلی، تجزیه‌طلبی‌ها، کودتاها، آغاز جنگ تحمیلی، رفراندوم قانون اساسی، همه‌پرسی جمهوری اسلامی، تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان 1358 و بحران گروگانگیری، تشکیل شورای انقلاب، تشکیل دولت موقت بازرگان و استعفای آن، عزل بنی‌صدر به عنوان اولین رئیس جمهور، ترورهای منافقین و حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی و ریاست جمهوری، شهادت سران انقلاب از جمله استاد شهید مرتضی مطهری، تعطیلی دانشگاهها و آغاز انقلاب فرهنگی، پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس ایران و عراق، محاصره اقتصادی ایران، عزل آیت‌الله منتظری از قائم مقامی رهبری و... را می‌توان از مهمترین حوادث و رخدادهای دوران رهبری حضرت امام خمینی(ره) برشمرد.

در حالی که حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای(مدظله العالی) از پیشگامان انقلاب اسلامی و نهضت اسلامی 15خرداد به رهبری حضرت امام بود اما به هنگام رهبری، شاگردی حضرت امام(ره) را از بزرگترین افتخارات حیات خود می‌داند . معظم‌له در زمان حیات امام(ره) نماینده ایشان در شورای عالی دفاع و با حکم حضرت امام(ره)، امام جمعه تهران بودند . انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای که با رای قاطع مجلس خبرگان رهبری در 14خرداد 1368 به جانشینی حضرت امام برگزیده شد، بدلیل درس‌آموزی استکبار از جایگاه و شان حضرت امام بوسیله امپراطوری رسانه‌ای و بنگاههای سخن‌پراکنی و شبکه‌های ماهواره‌ای در بایکوت خبری جهانی قرار گرفت تا اندیشه‌ها، افکار و نظریات این رجل الهی چون سلف صالح، بنیاد استکبار را نلرزاند. در حالی که الطاف الهی همواره شامل حال رهبر بوده و هست و امروز مردم جهان، تشنه افکار و اندیشه‌های ایشان هستند.

ازسوی دیگر دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای مقارن با دوران بازسازی اقتصادی و نیز توسعه سیاسی بوده است. ریاست جمهوری 8 ساله هاشمی رفسنجانی و سیاست‌های تعدیل اقتصادی، ریاست جمهوری 8 ساله سید محمد خاتمی و سیاست‌های توسعه سیاسی، عملیاتی کردن صلح ایران و عراق، تشکیل رسمی مجمع تشخیص مصلحت نظام و نهایی کردن فعالیت‌های شورای بازنگری قانون اساسی که براساس آن قید مرجعیت از شرایط رهبری حذف شد، تمرکز اختیارات به رئیس جمهور اعطا شد، پست نخست وزیری حذف و شوراها چون شورای عالی قضایی، منحل گردید. حادثه یازده سپتامبر در آمریکا، حوادث 18تیر 78 دانشگاه، اشغال عراق و افغانستان، جنگ آمریکا علیه صدام در خلیج فارس و بحرانها وچالش‌های متعدد دیگر را باید در زمره رخدادهای این دوران یاد کرد.

دوم) حضرت امام(ره) بدلیل ناکارآمدی برخی دستگاههای اجرایی و لزوم سرعت بخشیدن به عمران و آبادانی روستاها، «جهاد سازندگی»، برای دفاع از انقلاب و دستاوردهای آن، «سپاه و بسیج»، برای پاسداشت ایثارگران و خاندان معظم شهدا، «بنیاد شهید» و... را تشکیل داد. ستاد انقلاب فرهنگی برای ساماندهی دانشگاهها شکل گرفت. فرمان 8 ماده‌ای امام(ره) برای ترمیم خرابی‌ها و رفع بی‌عدالتی‌ها در حوزه قضا صادر شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تقویت سیاست راهبردی امام(ره) به حمایت از نهادهای انقلاب اهتمام ورزید و  متناسب با شرایط زمان و نیازهای جهانی، «مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی» را برای ارتباط و تعامل اهل سنت و تشیع در جهان، «مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام» را تشکیلاتی برای جوامع شیعی و دفاع و معرفی صحیح شیعه، «ستاد راهبردی در امور دیپلماسی» را برای سامان‌بخشی به عرصه دیپلماسی و بین‌الملل، «ستاد اقامه نماز» را برای اشاعه و گسترش فرهنگ نماز تشکیل داد.

سوم) حضرت امام(ره) جمهوری اسلامی را بر پایه نظریه «ولایت فقیه» تبیین کرد. حفظ نظام را از اوجب واجبات خواند. فقه پویا و سنتی را نه در برابر و تقابل هم که مقوم یکدیگر برشمرد. توجه به مکان و زمان در صدور فتاوی یا همان احکام ثانویه و اولیه را که نقشی بی‌بدیل در حل مشکلات داشت، باید از دیگر دیدگاههای نظری امام برشمرد. آیت‌الله خامنه‌ای مبدع نظریه «مردم‌سالاری دینی» است که همان ترجمان جمهوری اسلامی است. ایشان این مدل را بهترین الگو برای اداره جوامع بشری می‌دانند. نهضت آزاداندیشی و برپایی کرسی‌های نظریه‌پردازی، اصلاحات اسلامی در برابر اصلاحات آمریکایی و تبیین دکترین سیاست خارجی بر پایه سه مولفه عزت، حکمت و مصلحت و لزوم اتحاد ملی و انسجام اسلامی در بحران را باید از ارکان و بنیادهای نظری آیت‌الله خامنه‌ای برشمرد.

چهارم) اشتراک در گفتمان امام و رهبری نقش بی‌بدیل در فرهنگ‌سازی، رفتارسازی و نهادینه کردن ارزشها و مقابله با چالش‌ها و بحرانها داشته است. گفتمان اصولگرایی رهبری همان گفتمان انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) است. اگر محور گفتمان انقلاب اسلامی در حیات حضرت امام خمینی(ره)، «دفاع مقدس و ارزشها» بود، محور گفتمان اصولگرایی رهبری، «عدالت‌خواهی و فسادستیزی» بوده است. در میان عناصر و مولفه‌های مشترک این گفتمان‌ها، مواردی چون: آخرت‌گرایی، دنیاگریزی، خداباوری، مردم‌سالاری، شهادت‌طلبی، ایثارگری، شجاعت، خرد جمعی، مخالفت با استبداد رای و یکه‌سالاری، شایسته‌سالاری امور، تقدم منافع جمعی بر منافع فردی و باندی، بیگانه‌ستیزی و استکبارستیزی، تولی و تبری (دوست و دشمن‌شناسی) توکل، اخلاص، توانستن، مقابله با جمود و تحجر و تجدیدنظرطلبی و... را باید مورد تاکید قرار داد.

پنجم) در راهبردها واستراتژیهای امام(ره) و رهبری، اشتراکات جالبی وجود دارد. امام راهبرد جنگ را با نامگذاری دفاع مقدس، بعد ارزشی و اعتقادی و جهادی داد. آن را جنگ کفر و باطل، و حق و باطل نامید و نبرد را صبغه کاملاً ایدئولوژیک بخشید. اگر چه امام، سالها را چون رهبری نامگذاری خاص نمی‌کرد اما در طول 8 سال جنگ ظالمانه، اولویت را به آن داد و همه نیروها، امکانات و ظرفیت کشور را به سمت آن بسیج کرد.

هر چند در نگاه راهبردی امام «روز جهانی قدس» برای بسیج اسلام و جهان بشریت علیه اسرائیل بود اما با این همه هنگامی که برخی نغمه‌ها در دوران جنگ در راستای بسیج مردم جهت دفاع از قدس و جنگ با اسرائیل مطرح شد، امام فرمود: «راه قدس از کربلا می‌گذرد».

شک نباید کرد دستاوردهای بزرگ کنونی انقلاب مرهون نگاه راهبردی امام و رهبری است. امام تکیه بر نیروهای خودی، تبدیل هر ناممکن به ممکن و اینکه «ما می‌توانیم»، لزوم چاره‌اندیشی برای اقصاد بدون نفت، تاکید بر هوش و استعداد ایرانی و توانایی رسیدن به مدارج و قله‌های رفیع علم و دانش، اهتمام بر نظم و انضباط، وجدان‌کاری، آزادی، مردم‌سالاری، جمهوری اسلامی و... را باید از عناصر و مولفه‌های مشترک در استراتژی و راهبرد امام و رهبری برشمرد. اگر امام جنگ را نبرد حق و باطل می‌دانست و نبرد تا رفع فتنه در جهان و نابودی صدام را مقصد نهایی برمی‌شمرد، مقام معظم رهبری با سقوط صدام و روی کار آمدن حکومت مردمی در عراق حمایت از ملت مظلوم عراق و همکاری برای سازندگی را راهبرد سیاست خارجی قرار داد.

جنگ‌33 روزه که مصاف نفس‌گیر حزب‌الله لبنان و ارتش اسرائیل با حمایت استکبار بود، رسانه‌های غربی اعتراف کردند که اینها از ثمرات انقلاب اسلامی و سیدحسن نصرالله که شاگرد آیت‌الله خامنه‌ای است، حاصل شده است.
امام و رهبری هر دو بر مقوله «فرهنگ» به عنوان اولویت‌ها تاکید داشتند. امام «فرهنگ را پایه شقاوت و سعادت یک ملت» می‌دانست و رهبری «فرهنگ را فضای تنفس برای جامعه» برشمرد. این اقدام در برابر چالش‌های نظری که فرهنگ را عنصری دست چندم در برابر توسعه اقتصادی و سیاسی برمی‌شمردند، ارائه گردید.

ششم) اوج بحرانها و چالش‌های داخلی دوره امام در کودتاها، تجزیه‌طلبی‌ها، خودمختاری‌ها، ترورهای سازمان منافقین، بحران‌سازی لیبرال‌ها و فتنه باند مهدی هاشمی و ارتباط با آیت‌الله منتظری که قائم مقام رهبری بود، قرار داشت.

تدبیر و طراحی امام برای مقابله با این بحرانها و خنثی کردن آن، اطلاع‌رسانی، روشنگری و دعوت با موعظه بود. آنگاه که پاسخ مناسب دریافت نکرد، نکوهش و هشدار بود. در مرحله سوم، دعوت و فراخوان از مردم برای مقابله با توطئه‌ها بود. امام بارها و بارها منافقین را نصیحت و موعظه کرد که به دامن اسلام برگردند. آنگاه که منافقین دست به اسلحه بردند، مبارزه مسلحانه و ترور مردم و مسئولان را پیشه کردند، امام فرمود: «خطر منافقین از کفار بدتر است» و یا هنگامی که جبهه ملی لایحه مجازات اسلامی یا همان «قصاص» را غیرامروزی، غیربشری و اجراناپذیر برشمرد، امام جبهه ملی را «مرتد» اعلام کرد و مردم را برای مقابله با آنها به خیابان فرا خواند. در جریان آقای منتظری، بارها و بارها با نصیحت و موعظه و تذکر مبنی بر «اصلاح بیت» و لزوم «جداسازی مرزها» سخن گفت و هنگامی که مشاهده کرد منتظری راه دیگری را در پیش گرفته است، «فرمان عزل» وی را صادر کرد و به برخی از سران نظام فرمود: «این غائله را باید من در زمان خودم حل کنم وگرنه ده سال بعد مشکلاتی ایجاد خواهد کرد». به رغم این دوراندیشی، درست ده سال پس از عزل منتظری از قائم مقامی رهبری توسط حضرت امام خمینی(ره)، شاهد غائله دیگری از وی بودیم که رهبری با سرپنجه تدبیر و حضور مردم آن را حل کرد.

علاوه بر این باید از مسئله هسته‌ای، رادیکالیسم سیاسی برآمده از دوم خرداد 76  از جمله حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 78 که رهبری آن را «جفا به دانشجو و ضربه از پشت بر خود» تعبیر کرد، یاد کنیم. فراموش نکنیم رادیکالیسم سیاسی، محصولی تلخ از حماسه دوم خرداد بود. تحصن نمایندگان مجلس ششم، استعفای استانداران، وزراء و مقامات دولتی در حمایت از تحصن نمایندگان، کنفرانس برلین  و حضور جمعی از سیاسیون و باصطلاح روشنفکران و همراهی با ضدانقلاب علیه جمهوری اسلامی را به عنوان شاهد مثال می‌توان بیان کرد. رهبری تلاش کرد چون مقتدای خویش حضرت امام (ره)، با نصیحت و موعظه، رادیکالیسم و افراطی‌گری را به حاشیه براند اما افسوس که گوش شنوایی در کار نبود.

کار به جایی رسید که حجت الاسلام والمسلمین کروبی رئیس مجلس ششم در اعتراض به افراطی‌گری‌های دوره اول شورای اسلامی شهر تهران که همگی از عناصر دوم خردادی بودند و هر روز با هم جنگ و دعوا داشتند و در طول 4 سال بیش از 5 رئیس عوض کردند، گفت: «شورای شهر تهران آبروی اصلاح‌طلبان را برده است».

رویکرد رهبری در برخورد با این چالش‌ها و بحرانها علاوه بر ارشاد و موعظه، دعوت از مردم چون همیشه برای حضور در صحنه بود. تظاهرات و راهپیمایی بزرگ و با شکوه 23 تیرماه 78 در سراسر کشور را که نماد پیوند رهبری و امت بود، همگان بیاد دارند.

هفتم) یکی از چالش‌ها و بحرانهایی که در عرصه بین‌المللی در دوره امام(ره) برای کشور بروز  کرد، مسئله سلمان رشدی و کتاب آیات شیطانی بود که حکم دائمی و تفسیرناپذیر حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر مرتد بودن رشدی و اعطای نشان شهادت به کسی که وی را از بین ببرد، اوج آن محسوب می‌شود. صدور فتوای امام، پیامدهایی برای کشور داشت اما امام؛ با اقتدار و صلابت پای هزینه‌های آن ایستاد و مردم را به حمایت از اسلام، قرآن و پیامبر اسلام(ص) فرا خواند.

«سقوط کمونیسم» در دوران گورباچف هم از جمله مسائل مهم جهان در عصر امام خمینی(ره) بود. امام این سقوط را قبلاً پیش‌بینی کرده بود و با اعزام هیأتی به سرپرستی آیت‌الله جوادی آملی، رهبر وقت شوروی را به اسلام فرا خواند. از شگفتی‌های انقلاب است که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، سقوط و شکست لیبرال دموکراسی را نوید داد و مردم‌سالاری دینی را بهترین مدل برای اداره جهان برشمرد.

تشکیل دادگاه میکونوس در آلمان و صدور احکامی مبنی بر اتهامات واهی به ایران و برخی مسئولان و فراخوان سفرای کشورهای اروپایی از تهران به کشورهایشان که به بحران میکونوس معروف شد، در خاطر همه هست. در این زمان مقام معظم رهبری با قاطعیت و صلابت در صحنه  به همراه مردم ایستاد، افشاگری و روشنگری کرد و به هنگامی که کشورهای اروپایی تصمیم به بازگشت به ایران گرفتند، این رهبری مقتدر و با صلابت ایران اسلامی بود که شرایطی برای آمدن سفیران تعیین کرد که از جمله آنها، آمدن سفیر آلمان به عنوان آخرین فرستاده اروپا به ایران بود.

اشغال عراق و افغانستان و لشگرکشی آمریکا و متحدانشان پس از حادثه 11 سپتامبر را همه به یاد داریم. زمانی که نفس‌ها در سینه‌ها حبس شده بود و دنیا برای ساعاتی در سکوت و عدم تصمیم فرو رفت، این موضع‌گیری مقتدرانه و حکمت‌آمیز رهبری بود که انگشت اتهام استکبار به سمت کشورهای اسلامی را به خودشان برگرداند و در عین همدردی و ابراز تسلیت به بازماندگان و حادثه‌دیدگان جنگ، استکبار را مورد سرزنش و نکوهش قرار داد.

از لشگرکشی آمریکا به خلیج فارس در جریان اشغال کویت توسط صدام هم باید یاد کرد. جنگی که برخی از سردمداران بعدی جریان دوم خرداد، در آن روزها اعتقاد داشتند که صدام، خالد بن ولید است و باید ایران در برابر آمریکا به کمک صدام بشتابد. این جریان که همان چپ گذشته بود و اکثریت قاطع را در زمان جنگ آمریکا در مجلس سوم در دست داشت، بدلیل تحلیل غلط و بحران در تحلیل می‌رفت که جنگ دیگری را برای مردم ایران به دست خود تحمیل کند اما رهبری با قاطعیت آن را رد کرد و به بازشماری جنایات صدام و آمریکا پرداخت و بدین سان این بحران را به فرصتی برای جمهوری اسلامی مبدل ساخت.

هشتم) رویکرد حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری در بن‌بست‌شکنی و خروج از بحران‌ها نیز اشتراکات فراوانی دارد. امام و رهبری اثبات کردند که برای زمانه، باید فرزند زمان خویشتن بود. هر دو بزرگوار قاطعانه معتقد به تجربه و حضور پیشگامان انقلاب در اداره جامعه بودند اما به وقت خطر و دفاع از انقلاب باید به جوانان شجاع و مومن اعتماد کرد و کارهای بزرگ را به آنان سپرد. تصدی مسئولیت نخست وزیری از سوی میرحسین موسوی در طول 8 سال جنگ  و نیز فرماندهی سپاه پاسداران در طول دفاع مقدس توسط محسن رضایی، دو نمونه از انتخاب‌های امام(ره) بود که در اولی به صورت غیرمستقیم و در دومی به صورت مستقیم، توسط امام صورت گرفت. این دو، جوانان 23 و 25 ساله‌ای بودند که در مکتب امام پرورش یافته بودند. جوان‌گرایی یک تاکتیک در نزد امام و رهبری نبود. به همین ترتیب، مقام معظم رهبری برای آنکه نشان دهد رسانه ملی باید دانشگاه شود، فرهنگ سازی کند و با ناتوی فرهنگی مقابله کند، سید عزت‌الله ضرغامی را به ریاست این سازمان منصوب کرد و برای گسترش امنیت اجتماعی، مبارزه با مواد مخدر و قاچاق، نهادینه کردن نظم و قانون، محمد باقر قالیباف را به فرماندهی نیروی انتظامی منصوب کرد.

نهم) از مشابهت‌های مهم و بی بدیل امام و رهبری، مراقبت از مرزهای عقیدتی بود. امروزه در عصر جهانی شدن که بحران معنا بروز کرده است و مرزهای جغرافیایی در نوردیده و مفاهیم در فضا، معنا و مفهومی دیگر یافته‌اند و به عبارت دیگر مکان، زمان، فضا و جغرافیا به نوعی چون گذشته نقش‌آفرین نیستند و نه تنها واژگان و مفاهیم و فرهنگ بومی و ملی، میدان‌داری نمی‌کنند بلکه کشورها، داوطلبانه بخشی از استقلال ملی خود را به نهادهای فراملی واگذار می‌کنند و این تأثیر جهانی شدن است، دراین هنگامه اهتمام حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری بر حفظ هویت خودی، استقلال و حل چالش‌های نظری در راستای پاسداری از سنگر‌های ایدئولوژیک، مثال زدنی است.

امام خمینی، جمهوری اسلامی را به عنوان بهترین الگو و مدل حکومتی معرفی کرد و تن به جمهوری دمکراتیک حتی جمهوری دمکراتیک اسلامی که برخی آن را رژیم مطلوب حکومتی معرفی می‌کردند، نداد بلکه فرمود: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم». امام برای نشان دادن توانایی و کارایی جمهوری اسلامی با تلفیقی از فقه سنتی بر پایه اجتهاد پویای فقها، به بن‌بست‌شکنی مشکلات با تکیه بر احکام اولیه و ثانویه پرداخت  و مبتنی بر مقتضیات زمان و مکان، جامعیت و توانایی اسلام در اداره جامعه را نشان داد  و از سوی دیگر با هرگونه التقاط، تجدیدنظرطلبی و واپسگرایی نیز مخالفت داشت. رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره به تبیین این خط امام خمینی(ره) به عنوان مسیر جمهوری اسلامی تاکید نموده و مردم‌سالاری دینی را که ترجمان جمهوری اسلامی امام است، به عنوان بهترین مدل در مقایسه با سایر مدلهای حکومتی به خصوص دمکراسی لیبرال، برای اداره جوامع معرفی کرده است.

رهبری برای حفظ مرزهای عقیدتی از واژه «خودی و غیرخودی» در ادبیات سیاسی استفاده کرد و معتقدان و ملتزمان به اسلام، انقلاب، امام و ولایت فقیه و رهبری را خودی نامید و دایره محدود ذوب‌شدگان در ولایت را به کنار زد و چتر فراگیر رهبری را برهمه گستراند. رهبری همواره تاکید کرد که «اصلاح‌طلبی و اصولگرایی» توامان لازم و ملزوم یکدیگرند و از لوازم آن پای بندی به قرائت اسلامی نه آمریکایی اصلاحات است . بی‌گمان حفظ خط، جهت و زاویه انقلاب اسلامی را که دغدغه مشترک امام و رهبری بوده است، باید از بزرگترین اشتراکات این دو بزرگوار برشمرد.

دهم) از جمله بحران‌ها و چالش‌های کشور ترور فیزیکی سران و شخصیت‌های انقلاب بوده است. استکبار و ضدانقلاب وابسته به آن خیلی تلاش کردند که میان مردم و سران انقلاب بی‌اعتمادی ایجاد کنند. شایعه‌سازی، دروغ‌گویی، برچسب‌های ناچسب، اتهامات بی‌اساس هنگامی که اثر نکرد ترور سران انقلاب در دستور کار قرار گرفت. در زمان حضرت امام خمینی(ره)، گروهک منحرف فرقان که به دنبال تز اسلام منهای روحانیت بود، اقدام به ترور استاد مطهری کرد. امام پس از آن فرمود: «مطهری پاره تن من بود. آثار او بدون استثناء آموزنده است» و بدین سان نقشه دشمنان را خنثی کرد و آثار و اندیشه‌های این استاد فرزانه و معلم بزرگ انقلاب، تداوم بخش انقلاب اسلامی گردید.

به هنگام حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی و شهادت 72 تن از یاران انقلاب و در را‡س آنان شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی که مورد هجوم تهمت‌ها و افتراها قرار گرفته بود، امام چه زیبا فرمود: «بهشتی به تنهایی یک امت بود. مظلومیت او بالاتر از شهادت او بود.»

ده‌ها مورد دیگر از این حوادث چون ترور آیت‌الله خامنه‌ای، ترور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و .... را امام با حکمت و تدبیر اداره و بحرانها را تبدیل به فرصت کرد و شرایط را برای خدمتگزاران مساعد ساخت.

رهبر عزیز انقلاب اسلامی نیز به تأسی از امام عظیم‌الشأن در چالش‌هایی که برای سران انقلاب و نظام بوجود آمد، با تدابیر خویش راهگشایی داشته‌اند.

وقتی جریان افراطی و رادیکالیسم برآمده از دوم خرداد، بشدت بدنبال تخریب روشنگر زمانه آیت‌الله مصباح یزدی بود، ایشان فرمودند: «اگر شخصیت‌هایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری نیستند این شخصیت عزیز و عظیم‌القدر (مصباح یزدی) خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر کرده است».

همچنین حافظه تاریخی ملت ایران فراموش نکرده است که همین افراطیون، چگونه شخصیت تاریخی و ارزشمند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را به تعابیری رازآلود و ابهام‌آمیز  چون عالیجناب سرخپوش و عالیجناب خاکستری، مشوه  جلوه دهند  اما رهبری با  اقتدار  از جایگاه و شخصیت هاشمی دفاع کرد همان گونه که امام فرموده بودند: «بدخواهان بدانند هاشمی زنده است تا انقلاب زنده است».

یازدهم) غیرسیاسی شدن دانشجویان از جمله چالش‌هایی بود که برخی تفکرات متحجرانه و واپسگرایانه آن را دنبال می‌کردند. امام در برابر این تفکر که دانشجویان نباید فهرست انتخاباتی بدهند و کار سیاسی کنند، بشدت ایستاد و با آن برخورد کرد. امام پس از شهادت استاد مطهری، آیت‌الله خامنه‌ای را به نمایندگی خود برگزید تا در مسجد دانشگاه تهران با دانشجویان سخن بگوید و به پرسشهای آنان پاسخ دهد. این  نگاه و رویکرد امام بود که از دانشجویان، کادری برای اداره انقلاب در جهاد  سازندگی، سپاه پاسداران  انقلاب اسلامی و در خطوط  مقدم دفاع مقدس ساخت و همین نگاه و رویکرد حضرت رهبری بود که به بازتعریف نهاد نمایندگی در دانشگاهها و تقویت آنها پرداخت و با دیدارها و ملاقاتهای مستمر با دانشجویان، حلقه اتصالی درست کرد  تا میان رهبر و دانشجو، فاصله‌ای نباشد. ایشان به هنگام شنیدن زمزمه‌هایی مبنی بر عدم مداخله دانشجویان در امور سیاسی فرمودند: «خدا لعنت کند کسانی را که نمی‌خواهند دانشجویان ما سیاسی باشند».

دوازدهم) فضای باز سیاسی و  تکثر مطبوعات، در هر مقطعی داستان خود را داشته است. با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 و رهایی کشور از ظلم و استبداد و سانسور و فضای باز سیاسی که به برکت انقلاب اسلامی بوجود آمد، شاهد چاپ و انتشار مطبوعات و نشریات گوناگون و مختلفی بودیم.

بسیاری از گروههای تجزیه‌طلب و مدعی خودمختاری هم نشریه داشتند و بسیاری از گروهک‌های ضدانقلاب هم از امتیاز روزنامه برخوردار بودند. اکثر نشریات آن زمان علیه اسلام و انقلاب و نظام نو پای جمهموری اسلامی فعالیت می‌کردند. امام بارها آنها را موعظه و نصیحت کرد و قاطعانه اعلام کرد: «ما موافق آزادی هستیم اما اجازه توطئه نمی‌دهیم» و پس از اتمام  حجت، امام بود که از مسئولان قضایی و سایر مسئولان قاطعانه خواست برخورد با مخالفان آزادی و کسانی که توطئه می‌کردند را در دستور کار قرار دهند و پس از آن بود که بسیاری از آن مطبوعات تعطیل شد و بدین سان شبکه رسانه‌ای ضدانقلاب از کار افتاد.

مقام معظم رهبری نیز در فضای خاص بوجود آمده پس از دوم خرداد 76 که تکثر مطبوعات و نشریات مختلف و ضد نظام از جمله ویژگی‌های آن شرایط بود، بارها تلاش کردند که با موعظه و نصیحت، متجاوزان به حقوق مردم را به وظایف قانونی و رسالت تاریخی رهنمون سازند اما براندازان خاموش و شبکه رسانه‌ای در اختیار آنان، جز هجمه به ارزشهای اسلامی، ارکان نظام، شایعه و ایجاد بدبینی میان مردم و مسئولان هدفی نداشتند. رهبری آنگاه تصمیم به افشاگری گرفت و از این دسته از مطبوعات به عنوان «مطبوعات زنجیره‌ای» که «پایگاه  دشمن» هستند و «تیترهای واحد» می‌زنند، یاد کرد و قوه قضائیه نیز بنا به وظایف خود، اقدام به توقیف این نشریات کرد. بدین گونه، توطئه بزرگی که علیه ملت ایران مشغول فعالیت بود، خنثی گردید.

سیزدهم) آمریکا و سیاست‌های استکباری آن از گذشته و حال در ادبیات امام و رهبری جایگاه خاصی داشته است. «امام آمریکا را ام الفساد قرن» و «شیطان بزرگ» نامید. هنگامی که آمریکا تهدید به قطع رابطه با ایران کرد، امام فرمود: «ای کاش این رابطه زودتر قطع شود» و زمانی که آمریکا اقدام به تحریم اقتصادی و سیاسی ایران نمود، باز امام خروش برآورد که: «ما فرزندان محرم و رمضان هستیم. ما را از محاصره اقتصادی  نترسانید».  بالاخره وقتی آمریکا تهدید علنی علیه ایران کرد، امام فرمود: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند».

رهبری که شاگردی خلف برای استاد خویش (حضرت امام) بود نیز راهبردی مشابه در برابر آمریکا اتخاذ کرد. رهبری بارها آمریکا را «مظهر فساد و خودخواهی» معرفی کرد. هنگامی که آمریکا از تهدید علیه ایران سخن گفت، رهبری فرمود: «ما در برابر متجاوزان رفتاری حسینی خواهیم داشت». زمانی که برخی از مذاکره  و رابطه با آمریکا در داخل ایران سخن می‌گفتند، رهبری گفت: «مذاکره و رابطه با آمریکا تا زمانی که این کشور دست از خباثت برندارد، به مثابه کوچه بن بست است».

این گونه بود که در سایه راهبرد استکبارستیزی امام و رهبری، ابهت و هیمنه پوشالی آمریکا شکست، مقابله با سیطره و استیلای آمریکا بر جهان در سرتاسر  جهان به یک نهضت  عمومی مبدل شد، بسیاری از مظلومان و مستضعفان جهان علیه استکبار به پا خاستند و امروزه مقابله با تک‌صدایی و یک‌جانبه‌گرایی که آمریکا بدنبال آن است، تبدیل به یک خواست جهانی شده است.

* * *

درباره مشابهت‌های امام و رهبری در بحران‌ها وچالش‌ها، سخن فراوان و فرصت محدود است. امام و رهبری هیچگاه شائبه «توهم توطئه» را پذیرا نشدند و همواره بر نقش عوامل و دشمنان خارجی تأکید کردند. «حفظ اتحاد مسئولان» و «وحدت مردم» را بزرگترین راه مقابله با توطئه‌ها و دفاع از انقلاب و نظام برشمردند.

امام و رهبری توطئه سازمان یافته «جدایی دین از سیاست» را رسوا و بر «جدایی حوزه و دانشگاه» خط بطلان کشیدند. مردم‌سالاری دینی که جمهوریت و اسلامیت آن در قالب جمهوری اسلامی تبلور یافت، مدل تام و تمام اداره کشور شد و هیچ نسخه‌ای چون «سلطنت شیعی»، «خلافت اسلامی»، «حکومت اسلامی»، «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را برنتابیدند.

امام و رهبری در خط مقدم مبارزه با خرافات و عرفان‌های دروغین، تجدیدنظرطلبی، واپسگرایی و تحجرگرایی بوده و هستند. هر دو از خط انجمن حجتیه یا نسخه‌های مشابه آن چون‌‌‌حجتیه جدید، نگران بودند و اعلام خطر کرده و می‌کنند. امام و رهبری همواره «حوزه و روحانیت» را برای پاسخ به شبهات دینی و لزوم نظریه‌پردازی دینی فرا می‌خواندند و بر مقتضیات زمان در صدور فتاوی تأکید داشتند.

اگر رهبری فرمود: «این انقلاب بی نام خمینی(ره) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست»،  امام هم فرمودند: «آقای خامنه‌ای برای رهبری صلاحیت و شایستگی دارد».

دکتر علی دارابی‌


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: