روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
يكشنبه 03 ارديبهشت 1396 / 26 رجب 1438 / a 23 Apr 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه تداوم آفتاب
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 17 اسفند 1387 - ساعت 19:51
شماره خبر: 100944937316
نوآوري و نخبه‌پروري دغدغه بزرگ رهبر انقلا‌ب‌
در بهمن ماه سال 1384 اجلاس منطقه‌ای سیاستگذاری علم و فناوری از سوی یونسکو و ایسسکو و با شرکت سیاستگذاران علمی از کشورهای مختلف در ایران برگزار شد و اینجانب به عنوان یکی از سخنرانان کلیدی اجلاس، تجربه جمهوری اسلامی ایران را در ارزیابی علم و فناوری و دستاوردهای مربوط بیان کردم که مورد توجه حاضران از جمله آقای دکتر الطیب مدیر دانشمند و پرنشاط دفتر سیاستگذاری علم یونسکو قرار گرفت و مقدمه آشنایی و ملاقات با ایشان شد.

در این ملاقات اولین سخن دکتر الطیب پس از تعارفات معمول این بود که در مدت اقامت در ایران چند سخنرانی رهبری انقلاب را شنیده است که به تفصیل به مباحث توسعه علم و پژوهش پرداخته‌اند و بر ضرورت آن تاکید فراوان ورزیده‌اند و این مایه تعجب زیاد او شده است که چگونه شخص اول یک نظام سیاسی این گونه به پیشرفت علم اهتمام دارند و به دقایق امور آن واقفند. در پاسخ گفتم اگرچه این موهبتی است که قدر آن را می دانیم اما برای ما جای تعجب ندارد زیرا اولاً مقام رهبری یک شخصیت علمی درجه اول در تخصص خود هستند و این ویژگی از شرایط رسمی رهبری است. ثانیاً ایشان همه عمر با علم، تحقیق، دانشجو و دانشگاه سر و کار داشته‌اند و عالیترین شورای سیاستگذار و تصمیم‌گیر در حوزه علم و فرهنگ کشور تحت نظر و عنایت مستقیم ایشان است و حتی هیئتی که ارزیابی کلان علم و فناوری کشور را انجام می‌دهد وابسته به آن شورا است. بعد هم فرصت را مغتنم شمردم و مطالبی را در خصوص موقعیت علمی امام راحل و رهبری علمای دین در انقلاب اسلامی بیان کردم.

در اینجا می‌خواهم در حدود اطلاعات و خاطرات خود، تفصیل پاسخی را که به آن مقام یونسکو دادم بیان کنم. یعنی گوشه‌هایی از نقش بی‌بدیل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را در راهبری حوزه وسیع علم و تحقیق در کشور و حضور و موقعیت ایشان را در جریانهای دانشجویی و دانشگاهی قبل و بعد از انقلاب به طور فشرده ذکر نمایم.

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی‌

در یکی از اولین جلساتی که قبل از انقلاب در حدود اواخر سال ‌1355 و یا اوایل سال 1356 در منزل ایشان در مشهد که سادگی‌اش جلب توجه می‌کرد خدمتشان رسیدیم تا از ایشان به عنوان یکی از چهره‌های مبارز روحانی که مطابق تقسیمبندی درست یا غلط آن زمان به داشتن مشی رادیکال در مبارزه با رژیم شاه شناخته می‌شدند، در خصوص فعالیتهای مبارزاتی دانشجویی کسب مشورت کنم. ایشان دو راهنمایی کردند که هر دو معطوف به تقویت زیربنای فکری و اعتقادی بود. اول آن که معلومات قرآنی خود را افزایش دهیم و دقیقاً بخاطر دارم که واژگانی نظیر بغی، مترف و طاغوت را برشمردند و خواستند که آیات مربوط به این واژگان را در قرآن بیابیم و دسته‌بندی کنیم و معنی و تفسیر آنها را مطالعه نماییم که با استفاده از المعجم المفهرس و برخی تفاسیر به آن پرداختم. توصیه دوم ایشان به بنده که در تهران دانشجو بودم این بود که با آیت‌اله دکتر بهشتی مرتبط باشیم و از محضر ایشان استفاده کنیم. دانشجویان مبارز مذهبی اگر چه آیت‌الله دکتر بهشتی را به عنوان یک شخصیت روحانی روشن و دارای خط اصیل می‌شناختند اما در فضای تند و ملتهب مبارزات مخفیانه سالهای بعد از 1350 ایشان با مشی عمیق و اساسی که داشتند در صدر چهره‌های مطرح در فضای روشنفکران مبارز مذهبی در دانشگاه شناخته نمی‌شدند و اینکه حضرت آیت‌اله خامنه‌ای فقط از ایشان نام بردند برای من بسیار مغتنم بود اما قابل انتظار و عادی نبود. البته وقتی جرقه‌های انقلاب در گرفت و نقش اساسی هدایتی و مدیریتی شهید دکتر بهشتی در انقلاب اسلامی آشکار شد رمز تاکید بر نام ایشان برای من بهتر مشخص شد.

خاطره جالبی را که از همان ملاقات دارم این بود که آیت‌اله خامنه‌ای به عنوان میزبان شخصاً از ما پذیرایی کردند و وقتی از اتاق خارج می‌شدیم کفشهای ما را جلو پایمان جفت کردند که مایه شرمندگی ما شد.

خاطره دیگر اینجانب از قبل انقلاب مربوط به درسهای نهج البلاغه مقام معظم رهبری است که از تابستان 1353 و به مدت حدود یکسال شب‌های شنبه در مسجد امام حسن (ع) در مشهد ارائه می‌شد و عمدتاً دانشجویان از آن فیض می‌بردند. البته من اگرچه از سال دوم متوسطه نظام قدیم به مطالعه کتب ساده انقلابی و بعضاً ممنوعه علاقمند شده بودم اما کوچکتر از آن بودم که توفیق شرکت در آن درسها را بیابم. لیکن وقتی که در سال 1355 در هفده سالگی در دانشگاه پذیرفته شدم و به تهران آمدم نوار کاست سخنرانیهای ایشان را از مشهد تهیه می‌کردم و به دقت و بارها گوش می‌دادم و به برخی دانشجویان می‌رساندم. هنوز عبارات رسای ایشان در شرح فرازهای خطبه امیرالمومنین (ع) که «انّ مَن صّرحت له العبر عمّا بین یدیه مِن المثلات حجزته التّقوی عن تقحّم الشّبهات» در خاطرم هست و اینکه تقوا، عمل آن کسی است که در حال عبور از بیابان پرخار و خاشاک چنان دامن فراخ و بلند خود را مواظبت می‌کند که به خس و خار بر نخورد. شنیدم که تدوین و انتشار آن درسها در دستور کار قرار دارد. چه خوبست هرچه زودتر این کار انجام شود و این مباحث عمیق که به زبان روز و جوان پسند ارائه شده است در اختیار عموم قرار گیرد تا هم محتوای آن و هم شیوه ارائه و بیان آن ترویج شود.

در همان سال‌ها کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی به قلم ایشان انتشار یافت که مورد توجه دانشجویان مسلمان قرار گرفت. این کتاب بنا به نقلی مبتنی بر درسهای تفسیر قرآن ایشان بود که از اواسط سال 1351 آغاز شد و تا اواسط سال 1352 که از سوی ساواک تعطیل شد ادامه یافت.

یکی دیگر از مناسبتهای حضور آیت‌اله خامنه‌ای در جمع دانشجویان دانشگاههای کشور در قبل از انقلاب که من شاهدش بودم در جریان کمک رسانی به زلزله‌زدگان طبس در سال 57 بود. اردوگاه امداد رسانی پیروان و امام خمینی (ره) به همت اهالی یزد و به سرپرستی شهید آیت‌اله صدوقی در طبس دایر شد و دانشجویان انقلابی زیادی به همراه گروههایی از دیگر اقشار مقلد امام راحل از تهران و سایر شهرها برای کمک رسانی به زلزله‌زدگان در این اردوگاه مشغول به خدمت شدند. آیت‌اله خامنه‌ای که به اردوگاه آمدند نظم و ترتیب محسوسی در اردوگاه برقرار شد و نیز فرصتی فراهم شد که دانشجویان حاضر در ارتباط مستقیم با ایشان قرار گیرند. در مدت کوتاهی که اینجانب در اردوگاه بودم و به عنوان دانشجوی مهندسی برق در کنار شهید محمد منتظرقائم به برق‌رسانی به چادرهای امدادی می‌پرداختم شاهد این ارتباط صمیمی بودم. شهید عزیز منتظرقائم پس از انقلاب در سمت فرماندهی سپاه استان یزد در بمباران لاشه هواپیما و بالگردهای آمریکائی در صحرای طبس به شهادت رسید.

همین ارتباط و رفتار صمیمانه و آثار روشنگر و زیبا از سوی آیت اله خامنه ای و روحانیان انقلابی و شناخته شده در قبل از انقلاب بود که انتظارات نسل جوان قبل از انقلاب را از عموم روحانیت بنحو غیر قابل پاسخی بالا برده بود و مثلاً انتظار داشتند همه فضلا و روحانیونی که پس از انقلاب در محیطهای دانشگاهی حضور می‌یافتند هم از نظر سطح علمی و آگاهیهای اجتماعی وسیاسی و هم از نظر وارستگی و تواضع چنان باشند؛ غافل از اینکه شخصیتهایی مثل آیت‌اله خامنه‌ای در زمره حلقه اول یاران امام بودند و به لحاظ همین ویژگی‌ها در ردیف رهبران انقلاب درآمدند و انتظار مشاهده این ویژگیها و این رفتار از عموم فضلا و علما نه تنها عملی نیست بلکه شاید معقول هم نباشد. اما اینجانب هنوز هم این توقع را دارم که آن شیوه‌های هدایتی و تعلیمی و آن نحوه بیان و قلم و رفتار که ریشه در آموزه‌های دینی و شیوه بزرگان علمی این مرز و بوم باید تبیین و تحلیل شود و با توجه به مقتضیات زمان و بسط ارتباطات مورد نظر و بلکه راهنمای عمل، نه تنها برای روحانیون بلکه برای عموم استادان و مربیان که با جوانان سر و کار دارند قرار گیرد.

دوران حیات امام امت‌

سابقه ممتد حضرت آیت‌اله خامنه‌ای با محیط های دانشجویی و روشنفکری مذهبی موجب گردید که حضرت امام (ره) مقام تبیین معارف اسلامی در دانشگاهها و ارشاد دانشجویان در دانشگاه تهران را به ایشان محول نمایند. از اینرو نزد انجمن‌های اسلامی دانشجویان و مرکزیت آن یعنی دفتر تحکیم وحدت موقعیت ویژه و ممتازی یافتند. ارتباط دانشجویان اسلامی با ایشان پس از انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها همچنان ادامه یافت و بلکه تقویت شد.
بخاطر دارم که علیرغم اشتغالات فراوان و حساسی که داشتند حتی دعوت ما را برای حضور در جلسه مجمع عمومی انجمن اسلامی دانشگاه خودمان پذیرفتند و علاوه بر ایراد سخنرانی به استماع سایر برنامه‌ها نیز نشستند. در دوران ریاست جمهوری وقتی نیاز دانشجویان به کسب مشاورت از محضر ایشان زیاد شد و فرصت ایشان کم، علاوه بر جلساتی که بعضاً شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را به حضور می‌پذیرفتند برخی از روحانیون و فضلای حوزه را نیز برای همراهی و ارشاد دانشجویان معرفی کردند که دانشجویان از آنها بهره‌مند می‌شدند؛ البته همواره دانشجویان به بهره‌مندی از شخص ایشان بیشترین علاقه را داشتند.

در آن زمان دفتر تحکیم وحدت هم از نظر اعتقادی وسیاسی و از نظر جایگاه و گستردگی تشکیلاتی بسیار متفاوت از آن چیزی بود که در سال‌های اخیر بوده است و به عنوان تنها تشکل اسلامی دانشجویی فراگیر پیرو امام چتر خود را بر سر همه دانشجویان اسلامی باز کرده بود. در یکی از نشستهای دفتر تحکیم وحدت که با حضور نمایندگان انجمنهای اسلامی دانشجویان سراسر کشور برگزار می‌شد به عنوان عضو شورای مرکزی ماموریت یافتم که پیام افتتاحیه نشست را از محضر ایشان که رئیس‌جمهور بودند تقاضا نمایم و دریافت دارم. محتوای آن پیام حقیقتاً تاریخی است. زیرا در شرایطی صادر شد که به علت انحراف دانشجویانی که به گروههای ضد انقلاب پیوسته بودند پایه‌های اعتماد بنفس عموم دانشجویان پیرو امام راحل برای فعالیتهای سیاسی و اجتماعی تضعیف شده بود و بخاطر برخی وسوسه‌های سوء که از گوشه و کنار می‌شد گروهی از این دانشجویان به چنان تفریطی دچار شده بودند که هرگونه مشارکت سیاسی را آبستن لغزش و انحراف تصور می‌کردند و تایید مقامی روحانی را برای آن لازم می‌شمردند.

در این شرایط ایشان با قلمی رسا و انگیزاننده ویژگیهای فاخر دانشجویی را ناشی از عناصر شور و نشاط و تحرک جوانی، تیزهوشی و استعداد برتر و علم‌جویی و آگاهی‌های فزونتر برشمردند و نقش پیشگامی و پیشتازی دانشجویان را در انقلاب و تا زمانی که در دل امواج خروشان مردم جای گرفتند ستودند و آنانرا به ایفای مجدد این نقش در حرکتهای سیاسی و اجتماعی فراخواندند. این رهنمود در آن فضای سنگین بقدری بدیع و جو شکن بود که حتی برخی از دانشجویان پر وسواس که حسن نیت نیز داشتند باور نمی‌کردند که پیام را شخص ایشان صادر کرده باشند.

این پیام موجی از شادی و شعف ایجاد کرد و اینجانب را به فکر فرو برد که چگونه می‌شود این نقش را احیا کرد. تشکیل جهاد سازندگی، تسخیر لانه جاسوسی و انقلاب فرهنگی را که همگی با نقش‌آفرینی دانشجویان به وقوع پیوسته بود در ذهن مرور کردم اما کاری متفاوت و از نوعی دیگر لازم بود.

بناگاه ایجاد یک حرکت هماهنگ اسلامی - دانشجویی بین‌المللی به خاطرم خطور کرد. طرحی را تهیه کردم و آنرا با دیگر اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در میان گذاشتم که مورد استقبال قرار گرفت. بلافاصله هیئت‌های دانشجویی را به کشورهای اسلامی متعدد و برخی کشورهای دیگر اعزام کردیم و با کمک انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا و آمریکا و هند از سران تشکل‌های اسلامی دانشجویی بسیاری از کشورها دعوت بعمل آوردیم و بدین طریق و با حمایت مؤثر دولت وقت مجمع جهانی حرکت اسلامی دانشجویی در قالب یک کنگره باشکوه و مصادف با ایام دهه مبارک فجر در تهران برگزار شد.

مجمع با پیام روشنگرانه ایشان افتتاح شد که در آخرین لحظات قبل از مراسم افتتاحیه آنرا از دفتر ایشان دریافت نمودم و در بین راه از دفتر ریاست جمهوری تا محل برگزاری مجمع که هتل انقلاب واقع در خیابان آیت‌اله طالقانی بود بازخوانی کردیم. مجمع با ترتیب خاصی برگزار شد و به بررسی مباحث سیاسی و اعتقادی متعدد پرداخت. دانشجویان خارجی در طی اقامت در ایران به دیدار امام (ره) شتافتند و اگرچه امکان ترجمه همزمان فراهم نبود بشدت تحت تاثیر شخصیت روحانی و عظمت و ابهت امام در حسینیه ساده و نیمه تمام جماران قرار گرفتند و بعضاً در هنگام سخنرانی امام می‌گریستند. امروز شماری از آن دانشجویان در کسوت سران احزاب و جمعیتهای پر نفوذ اسلامی در منطقه به خدمت مشغولند. این مجمع چند سال فعال بود و دو سال بعد هم نشست دوم خود را با حضور شمار بیشتری از مسئولان تشکل‌های اسلامی دانشجویی کشورهای مختلف در تهران برگزار کرد. قبل از برگزاری نشست دست‌اندرکاران اصلی مجمع را خدمت حضرت آیت‌اله خامنه‌ای بردیم و ایشان با اشرافی که بر مسائل فرهنگی و دانشجویی و اوضاع بین‌المللی و فعالیتهای ذیربط در کشور داشتند راهنمایی‌های ذیقیمتی ارائه کردند که مورد استفاده قرار گرفت.

حضرت آیت‌اله خامنه‌ای در زمان حضرت امام و در مقام ریاست جمهوری در پیشبرد امور مربوط به دانشگاهها نقش اساسی ایفا کردند. از جمله در تکمیل و ارتقاء ستاد انقلاب فرهنگی که در وحله اول نخست وزیر و شماری از وزیران و دو تن از نمایندگان دانشجویان به اعضای اولیه آن افزوده شدند. بویژه عضویت دو تن نمایندگان دانشجویان از سوی ایشان به حضرت امام پیشنهاد شد که اینجانب توفیق آنرا یافتم که به عنوان یکی از آنان از سوی جهادهای دانشگاهی سراسر کشور انتخاب و در ستاد حضور یابم. عضویت دانشجویان کم سن و سال در ستاد انقلاب فرهنگی و در کنار نخست وزیر و شخصیتهای دانشگاهی و فرهنگی و مقامات ارشد اجرایی کشور در آن زمان اقدامی انقلابی، نوآورانه و جوان پسند تلقی ‌شد و حاکی از اهمیتی بود که جمهوری اسلامی ایران در عمل به نسل جوان دانشجو می‌دهد. در یک مرحله بعد حضرت امام (ره) روِسای سه قوه را هم به جمع اعضای ستاد انقلاب فرهنگی افزودند و بدین‌ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست رئیس‌جمهور حضرت آیت‌اله خامنه‌ای، شکل گرفت و سطح مباحث و مصوبات و اعتبار و جایگاه امور مربوط به دانشگاهها و فرهنگ کشور ارتقاء یافت.

در آن زمان جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی بطور منظم هر هفته یا هر دو هفته یکبار برگزار می‌شد و عمدتاً به مسائل آموزش عالی، آموزش و پرورش و فرهنگ عمومی می‌پرداخت. شماری از مصوبات اساسی شورا که هم اکنون نیز از امّهات مستندات قانونی کشور در این حوزه به شمار می‌رود در این دوره که از سال 1363 شروع شد و تا آغاز دوران رهبری ایشان به طول انجامید تدوین و تصویب شد. در همین دوره بود که با استفسار حضرت آیت‌اله خامنه‌ای در مقام ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، حضرت امام امت اعتبار قانونی مصوبات این شورا را رسماً اعلام کردند و به برخی مناقشات در خصوص جایگاه شورا و مصوبات آن خاتمه دادند. روش حضرت آیت‌اله خامنه‌ای در اداره جلسات کم نظیر و مبتنی بود بر استماع دقیق و از سر حوصله سخنان اعضاء، یادداشت نکات اصلی سخنان، استخراج مشترکات آنها به عنوان جمع‌بندی اجماعی جلسه یا نظر غالب برای اخذ رای بر روی آن، آنگاه پرداختن به نظرات غیر مشترک و منفرد. بطور کلی جمع‌بندی ایشان از جلسه روشن و بدون ابهام و بی‌طرفانه بود و پس از بحث و بررسی کافی حاضران در جلسه استخراج و ارائه می‌شد.

یک شعار اساسی که قبل از تبدیل ستاد انقلاب فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی و پس از آن از سوی مقام معظم رهبری مطرح شد و هنوز به تحقق جدی و عمیق آن نیازمندیم شعار مدیریت علمی در دانشگاهها شامل حضور شخصیتهای عالم و برجسته در مقام و مسند مدیریت دانشگاهها بود و البته فقط به این امر خلاصه نمی‌شد و ناظر بر سازوکارهای مدیریتی هم بود. این شعار در زمانی که شخصیتهای علمی جامع الشرایط برای اداره دانشگاهها خیلی زیاد نبود یک سیاست نوگرایانه و جلوتر از زمان بشمار می رفت. در آن شرایط فقط از جایگاه اجرایی و فرهنگی رفیعی مثل جایگاهی که ایشان به عنوان رئیس جمهور و به عنوان یک شخصیت برجسته روحانی و فرهنگی داشتند امکان داشت که این سیاست را مطرح کرد، اگر چه اهمیت و ضرورت آن از سوی خیلی‌ها از جمله ما جوانترها بقدر کافی درک و هضم نمی شد.

از سال 1362 تا یکسال پس از اتمام جنگ تحمیلی که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتم همچنان عضو ستاد و سپس شورای عالی انقلاب فرهنگی و نیز نماینده شورای عالی در شورای مرکزی جهاد دانشگاهی و مدتی نیز رئیس شورای مرکزی بودم. همچنین از بدو تاسیس به عضویت شورای عالی برنامه ریزی درآمدم که با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در وزارت فرهنگ و آموزش عالی سابق تشکیل می‌شد لذا در جریان مباحث و مذاکرات و تصمیمات کلان در این حوزه قرار داشتم وشاهد این بودم که حضرت آیت‌اله خامنه‌ای این مجموعه وسیع علمی و آموزشی و فرهنگی را مدیریت کلان و راهبری می‌فرمودند. حتی در مواردی نسبت به امور اجرایی حائز اهمیت که با خط مشی و جهت گیری حرکت مربوط بود راهنمایی می کردند. مثلا در مدتی که اینجانب رئیس شورای مرکزی جهاد دانشگاهی بودم برخی اشکالات را گوشزد و نسبت به رفع آن تذکر می دادند یا با تشویق و ترغیب دانشجویان و مسولان شاغل در جهاد دانشگاهی افقهای جدیدی را در مقابل آنها باز می‌کردند.

دوران رهبری‌

پس از انتخاب حضرت آیت‌اله خامنه‌ای به مقام رهبری؛ هدایت امور کلی مربوط به جریان علم در جامعه ایران را بنحو بارز و مشخص در دست گرفتند و افقهای هرچه بلندتری را برای آن ترسیم کردند. از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی را تحت راهبری و نظارت مستقیم قرار دادند و هر ساله چشم‌انداز جدیدی را در برابر آن گشودند و ایفای مسئولیتهای مهمی را از آن مطالبه کردند. اگرچه، شورا به لحاظ عظمت و دشواری کار و نیز به لحاظ نقاط ضعف و مشکلات خود علیرغم تلاشها و موفقیتهای خوبی که داشته‌ هنوز نتوانسته است بطور شایسته به این مطالبات پاسخ کافی بدهد. اما رهبری بطور مداوم با تکمیل و تقویت شورا و با ارائه رهنمودهای خاص مسیر تعالی آن را روشن و هموار کرده‌اند.

رهبری در سالهای اخیر مجموعه‌ای از امور مهم شامل ترسیم چشم‌انداز، هدف‌گذاریها، نهادسازی‌ها و دیگر ابتکارات و حرکتهای اساسی درخصوص پیشبرد شتابنده علم و فناوری در کشور را بنیان‌گذاری و هدایت کرده‌اند. این همه مبتنی بر یک تحلیل عمیق و اساسی از نقش محوری علم در دنیای امروز است. رهنمود عام و شامل ایشان که علم‌گرایی و علم‌محوری در همه بخشها باید گفتمان مسلط جامعه بشود نتیجه همین دیدگاه به علم است. براساس این دیدگاه ایشان ضرورت نهضت تولید علم را اعلام داشتند که خوشبختانه آغاز و در سطح جامعه فراگیر و نتایج آن به تدریج نمایان شده است. غایت این نهضت، موسس شدن در علوم است یعنی جوشش علوم جدید در محافل علمی کشور و گسترش مرزهای دانش جهانی با فکر و تلاش دانشمندان و دانش‌پژوهان ایرانی. این مفهوم در کلام رهبری با نظریه‌پردازی بیان شده است که در حقیقت اشاره به فرآیند تولید علم دارد. حداقل مطابق یک تحلیل؛ فرایند تولید علم با جستجو برای یافتن مسئله آغاز می‌شود. سپس به تدوین فرضیه‌ها و آنگاه اثبات آنها در نظر یا عمل و در نهایت تدوین نظریه منتهی می‌شود. نظریه‌ها اگر نزد دانشمندان دنیا مقبولیت بیابند مرز دانش را در مقیاس جهانی گسترش می‌دهند. بنابراین نهضت علمی هنگامی به بلوغ خود خواهد رسید که نظریه‌های نوین علمی از پایگاه ایران در مقیاس وسیع و بطور مستمر به جهان عرضه شود.

چشم‌انداز این نهضت را مقام رهبری در دو موعد زمانی تعیین نموده‌اند. یکی چشم‌انداز بیست ساله است که بر طبق آن ایران باید به رتبه اول علمی و فناوری در منطقه آسیای جنوب غربی دست یابد و از نظر علمی در جهان اسلام الهام بخش گردد. چشم‌انداز دورتر را در افق پنجاه ساله ترسیم کرده‌اند و آن ایستادن بر قله علمی جهان و در ردیف کشورهای درجه اول در تولید علم و فناوری و بهره‌مندی از آن است. رسیدن به این چشم‌اندازها با استفاده از امتیازات ملت ایران، بویژه هوش و استعداد برتر و انگیزه و ولع زیاد آنان برای علم آموزی و پیشرفت که هزار و چهار صد سال پیش پیامبر اکرم(ص) در سیمای سلمان و هم میهنانش خواند و تحقق آنرا وعده داد، میسر است.

مقام رهبری به درستی اشاره کرده‌اند که رسیدن به موقعیت مطلوب علمی در منطقه و جهان به "حرکت کیفی و صیرورت" احتیاج دارد. به عبارت دیگر "رشد علمی کشور یک فرایند است" که از زمان حال تا موعد چشم‌انداز باید تداوم یابد و از ابتدایی‌ترین مراحل آموزشی تا عالی‌ترین سطوح آموزش و پژوهش کشور را در بر گیرد. از همین‌رو از حدود دو سال قبل ایشان تهیه نقشه جامع علمی کشور را از مسئولان مطالبه کردند تا چشم‌انداز بیست ساله را در حوزه علم که زیر بنای سایر حوزه‌ها است به طور تفصیلی ترسیم و راه رسیدن به آنرا تعیین نماید و گامهای اساسی برای پیمودن راه را تعریف و برنامه‌ریزی کند. جالب آنست که بسیاری از روِس این نقشه را ایشان خود بیان کرده‌اند. هنگامیکه تهیه این نقشه با ابهام پیش رفت ایشان در یک ابلاغ کتبی کار را به شورای عالی انقلاب فرهنگی محول فرمودندکه متعاقباً با تشکیل شورای تخصصی نقشه جامع علمی کشور در اوئل پائیز سال 1386 و محول شدن کار به آن شورا، تهیه نقشه در هفت ماه اخیر سرعت مطلوبی یافته و اخیراً پیش‌نویس اولیه آن تهیه شده و انشاءاله بزودی نهایی خواهد شد.

تئوریهای جدید توسعه، سرمایه انسانی به طور عام و نیروهای برگزیده و نخبه را به طور خاص عامل اصلی تحول و توسعه اجتماعی می‌دانند. رهبر معظم انقلاب اسلامی نه‌تنها بسترسازی برای رشد و بالندگی این سرمایه را مورد تاکید قرار داده‌اند بلکه اساساً رهبری تحولات کشور را بر عهده نخبگان دانشگاه و حوزه دانسته‌اند. از اینرو بنیاد ملی نخبگان حسب دستور موکد رهبری برای تامین رشد و شکوفایی استعدادهای برترنخبگان و هموار ساختن راه و توانمند سازی لازم برای آنکه رهبری تحولات را بدست بگیرند تشکیل شد. تشکیل این نهاد یک نوآوری در سطح بین‌المللی است. اخیراً‌ در کنفرانسی که از طرف سازمان کنفرانس اسلامی در قاهره و برای بررسی مسائل مربوط به مهاجرت مغزها برگزار شد و معاون بنیاد نیز حضور فعال داشت در یافتیم که ایران با تاسیس بنیاد ملی نخبگان قوی‌ترین حرکت را در بالاترین سطح اجرایی یک کشور برای برنامه‌ریزی و اقدام جهت رسیدگی به امور نخبگان در دست اجرا دارد. پیشرفت فعالیتهای این بنیاد همچون اصل تاسیس آن مورد نظر رهبری است و رهنمودهای اساسی و ارجاعات خاص را به بنیاد ابلاغ و احاله می‌فرمایند که در تحرک و شتابگیری امور مربوط بسیار مؤثر است. دفتر مقام معظم رهبری نیز بنحو شایسته پیگیر تحقق پیشنهادهای نخبگان است که همه ساله در چند نوبت در دیدار با معظم‌له بیان می‌شود.

مقام معظم رهبری از سال‌های دور علاوه بر تاکید بر توسعه علوم پایه و علوم انسانی و افزایش نقش و اعتبار آن‌ها، بر اثر بخش شدن پژوهشهای علمی در بخش‌های مختلف کشور، حل مشکلات و مسائل به کمک یافته‌های علمی و تولید ثروت از علم و فناوری تاکید خاص داشته‌اند و این خواسته را از جمله در قالب ارتباط و همکاری دانشگاه و صنعت بیان کرده‌اند. به راه تحقق این امر هم مکرراً اشاره فرموده‌اند. در جلسه‌ای اظهار داشتند که قبلاً به دو رئیس‌جمهور محترم یادآوری نموده‌اند برای برقراری این ارتباط و همکاری تلاش و کوشش وزارتخانه‌ها و دستگاههای علمی و اجرایی کفایت نمی‌کند بلکه ریاست جمهوری که اشراف بر همه دستگاهها دارد باید اقدام نماید. حتی پس از تغییر ساختار وزارت فرهنگ و آموزش عالی سابق که انتظار می‌رفت گره‌ای از کار این ارتباط و همکاری بگشاید نیز بر این امر و نیز بر نقش ریاست جمهوری تاکید ورزیدند. در واقع معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در پاسخ به مطالبه قبلی و مکرر ایشان و با همان جایگاهی که ایشان مشخصاً معین فرموده بودند در دولت نهم تاسیس شد. پس از تشکیل معاونت که به حضور ایشان رسیدم وظیفه اصلی معاونت را ساماندهی و هماهنگی و راهبری امور علمی، فناوری و پژوهشی کشور برای استفاده درست از منابع انسانی و مالی موجود و پیشگیری از اتلاف این سرمایه‌های ارزشمند بیان فرمودند و در جلسه هیات دولت با معظم‌له بر حمایت قوی دولت از آن معاونت تاکید کردند که تاکنون بویژه از سوی رئیس محترم دولت پیگیری شده است.

نکته ما قبل آخر یادآوری توجه رهبری به نتایج ارزیابی‌های علم و فناوری کشور و ارائه رهنمود درخصوص رفع مسائل و مشکلات موجود و تذکر به مسئولان بودجه وبرنامه کشور برای تامین منابع لازم بر طبق پیش‌بینی‌های برنامه توسعه چهارم است. در این مورد ایشان از حمایت کلی فراتر رفتند و با ذکر عدد و رقم نسبت به تامین نشدن درصد مقرر از تولید ناخالص داخلی کشور برای هزینه‌های پژوهشی هشدار دادند و تامین شدن درصد مندرج در برنامه را خواستار شدند.

در پایان باید به نام گذاری سال جاری بنام نوآوری و شکوفایی اشاره نمایم. این نام گذاری آغاز یک حرکت مبارک برای جبران غفلت از عنصر نوآوری در همه شئون زندگی مردم این مرز و بوم است که از حدود چهارصد سال قبل دچار آن شدیم. درست در زمانی که نوخواهی بعضا افراطی در مغرب زمین به مطلوب طبع همه اقشار تبدیل می‌شد ما میراث روشی ملاصدراها، شیخ بهائی‌ها و بنوموسی‌ها را کنار نهادیم و عمدتاً به دستاوردهای آنان اکتفا کردیم. لذا محصولات و خدمات و فرآیندهای ملی ما کهنه ماند و در برابر رقیبان وارداتی خود تاب مقاومت نیاورد و صحنه را به آنها واگذار کرد. از اینرو به مقام مقلد و کاربر ساده تنزل یافتیم. اکنون نیز اگرچه اندکی به این غفلت واقف شده‌ایم اما متاسفانه هنوز همان رویه تقریبا در همه رشته‌های علمی و سطوح کاری از علوم نظری همچون فلسفه و ریاضی محض تا علوم کاربردی و ابزارسازی‌ها و فرآیندها به استثنای برخی جنبه‌های سیاست عملی و مقولات فرهنگی منبعث از انقلاب اسلامی همچنان ادامه دارد که علل و پیامدهای آن خود داستانی مفصل است.

همین قدر اشاره نمایم که نام گذاری سال جاری از یک جنبه ارتقاء محسوس و مهمی در سلسله نام‌گذاری‌های سالانه نیز هست زیرا توجه به نوآوری علاوه‌ بر آنکه یک نیاز عاجل در همه شئون کشور است یک مفهوم علمی جدید نیز هست که درک و هضم و تحقق عمومی آن قدری دشوار و مستلزم تلاش مجدانه و طولانی مدت عالمان و معلمان است که خوشبختانه زمینه آن با گسترش سطح سواد و آموزش و ارتباطات در کشور فراهم شده است.
ذکر شکوفایی نیز تاکیدی است بر به ثمر رسیدن ایده‌ها و تلاش‌ها و بهره‌برداری عملی و عینی از آنها با استمداد از سختکوشی و پیگیری و استمرار که خود نیاز حقیقی مردم باهوش و پراستعداد ماست.

این نوشته نسبتاً طولانی فقط مروری شتابزده و بدون مراجعه به اسناد و شواهد مکتوب است تا اجمالاً گوشه‌ای از یک عمر حضور مؤثر و تعیین کننده مقام معظم رهبری انقلاب را در عرصه‌های مختلف پیشبرد امور دانشگاهی و علمی بازگویی کند و بدون تردید چون با اتکاء به حافظه و با عجله نگارش یافته است احتمالاً خالی از اشتباه و عدم دقت نیست که از محضر ایشان و خوانندگان گرامی پوزش می‌طلبم و از تذکر نکات اصلاحی پیشاپیش سپاسگزارم.

دکتر صادق واعظ زاده‌


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: