روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 05 فروردين 1396 / 26 جمادي الثاني 1438 / a 25 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه تداوم آفتاب
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 17 اسفند 1387 - ساعت 20:30
شماره خبر: 100945184902
يادداشت شفاهي دکتر احمد مسجد جامعي
راهبري در عرصه فرهنگ‌
طبق قرار قبلی با احمد مسجد جامعی، بنا مصاحبه با وی را بر پایه بررسی سیاست‌های رهبری در عرصه فرهنگ گذاشتیم اما در مواجهه حضوری، مسجد جامعی ترجیح داد که در قالب یادداشتی شفاهی به بیان دستاوردهای فرهنگی 30 سال اخیر بپردازد. تلقی وی از این گفتگو این بود که این شیوه بهترین مدل دفاع از رهبری امام راحل و حضرت آیت‌الله‌خامنه‌ای و نحوه هدایتگری ایشان در عرصه فرهنگ است.

ما در حوزه فرهنگ، نزدیک به سه دهه فعالیت تقریباً به هم پیوسته داریم. این نگاه با انقلاب اسلامی آغاز می‌شود. براساس دیدگاه  ویژه‌ای که امام داشتند تعاریفی را مطرح کردند و بواسطه  شجاعتی که در اعمال این دیدگاه داشتند مبانی فرهنگ و هنر ما شکل گرفت. وضعیت فرهنگ و هنر در کشور ما به نحوی بود که بعد از انقلاب دچار رکود و رخوتی  در فعالیت‌‌های رایج هنری شدیم. اعتبارات دستگاه‌های هنری بشدت کاهش پیدا کرد. در زمینه‌های سینما، موسیقی و تئاتر با نوعی بدبینی با عموم این فعالیت‌ها برخورد می‌شد. به خاطر همین، شما در کتاب آمار آن سال‌ها شاهد هستید که اساساً این مقوله‌ها حذف شد و ما دیگر این عناوین را در کتاب برنامه و بودجه نداشتیم. موضعگیری‌هایی که مرحوم امام در دفاع از حوزه فرهنگ کردند منجر به شکل‌گیری  فرهنگ و هنر ما در سال‌های بعد شد. می‌دانید که امروز ما بیش از هزار جایزه بین‌المللی فقط در عرصه سینما داریم. این محصول نگاه و  شجاعت امام بود.

ما در باب هنرهای معاصر سه راه حل در پیش رو داشتیم. یا این‌که بگوییم جامعه اسلامی بدون هنرهای معاصر هم تحقق پیدا می‌کند. کم و بیش این سبک در کشورعربستان وجود دارد. در آنجا  سینما به این معنا نیست. راه حل  دوم این بود که ما از همان وضعیت معمول استفاده کنیم که این هم طبعاً با نگاهی که نسبت به انسان و جهان داشتیم سازگار نبود و راه دیگر این بود که ما با استفاده از ظرفیت‌های جدید عالم و ذخائر فرهنگی اسلامی و ایرانی خودمان هنر جدیدی را در این قالب پایه‌ریزی کنیم و کم‌کم طرحی نو دراندازیم. راه سوم البته دشوار بود و علاوه بر ایده روشن، نیاز به تعیین استراتژی، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی داشت و این نکته از نخستین روزهای تاسیس نهاد شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد تاکید آقای خامنه‌ای بود. طبعاً ما این راه را انتخاب کردیم و در این  تجربه، آزمون و خطا هم داشتیم و آثار و فرصت‌های خوبی بدست آمد و امروز هنر ایران حتی در همین صورت‌های جدید از هنرهای ممتاز در جهان است که نگاه اخلاقی و انسانی به مسائل پیرامونی دارد و با ایده‌های نو که ریشه در خلاقیت فرهنگی و هویت اسلامی و ایرانی  دارد حرفهای جدیدی را در عرصه چهانی مطرح کرده است. این روند در قالب نظام برنامه‌ریزی کشوری از سال 68 شروع شد. در این دوره موفق شدیم که نخستین بار از ظرفیت‌های فرهنگ و هنر که یک دهه را پشت سر می‌گذاشت بصورت سازمان یافته  استفاده کنیم. در نخستین برنامه پنج ساله  بود که  به طور مشخص اعتبار ویژه حمایتی در اختیار هنرهای معاصر قرار گرفت و حمایت از سینما و تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی، کتاب و مطبوعات شکل قانونی به خود پیدا کرد و در برنامه تدوین شد و به  تصویب مراجع ذیربط رسید.

روالی که در آن سال‌ها بود با توجه به عدم شکلگیری بخش خصوصی قدرتمند یا بنا به قولی بخش خصوصی قابل اعتماد، سیاست بیشتر بر مبنای حمایت از فعالیت‌های دولتی شکل گرفت و این اعتبارات هم جذب و هم مصرف و هم محصولش توسط سازمان‌های دولتی  ساماندهی می‌شد و نقطه آغاز و نخستین تجربه برنامه‌ریزی مدون کشوری در بخش فرهنگ بود.

در برنامه دوم این روند ادامه پیدا کرد و در این سال‌ها مساله دیگری به برنامه اضافه شد که مقام رهبری از آن تحت عنوان مقابله با تهاجم فرهنگی یاد کردند و  تعریفی هم از آن ارائه دادند. به دنبال این قضیه گروه کاری برای تبیین هرچه بیشتر این موضوع شکل گرفت که افرادی از جمله آقایان خاتمی، روحانی، جنتی، جواد لاریجانی و برخی از شخصیت‌های دیگر و از جمله این جانب  عضو آن بودیم. این مباحث جلسات نسبتاً زیادی را بخود اختصاص داد و هرچند در پایان جمع‌بندی از مجموع دیدگاه‌ها ارائه نشد اما به روشن شدن جوانب موضوع کمک کرد و در روند و روال سیاست‌های اجرایی تاثیر گذاشت.

  اگر بخواهیم به این روند 20 ساله  در چارچوب برنامه به سیاست‌های کلان فرهنگی نگاه کنیم، حوزه فرهنگ و هنر از سال 68 و 69 اولا جنبه قانونی و رسمی پیدا کرد و در طول این سال‌ها به افزایش کمی و کیفی تولیدات فرهنگی منجر شد و جایگاه آن در برنامه رشد پیدا یافت. بگونه‌ای که در برنامه اول و دوم  نگاه به حوزه فرهنگ و هنر صرفا بخشی بود در صورتی که در برنامه سوم و چهارم  حوزه  فرهنگی در بخش، میان‌بخش و فرابخش و در ساختار سیاسی، افتصادی، اجتماعی وعلمی بیشتر حضور داشت و مجموعه برنامه‌ها و نظام اجرایی را تحت تاثیر قرار می‌داد

ما در این حوزه دو زاویه نگاه داشتیم. نگاه اول، نگاه سلبی و نگاه دوم، ایجابی بود و در مجموع این دو نگاه در کنارهم قرار گرفتند و مکمل یکدیگر شدند.

در حوزه برنامه‌ریزی عملاً این روش انتخاب شد که ما نمی‌توانیم تنها با نگاه سلبی به این قضیه توجه کنیم و برای حضور موثر در عرصه‌های فرهنگی نیاز به تولیدات فراوان، ارزان و متنوع و در دسترس داریم که با رویکرد به ذخائر ارزشمند ایرانی و اسلامی بتوانیم با استفاده از ظرفیت‌های جدیدی که ایجاد شده این فعالیت‌ها را ساماندهی کنیم. این مساله به روند شکل‌گیری تاسیسات جدیدی در حوزه فرهنگ و هنر انجامید که  رویکرد آن تولید کالای فرهنگی ارزان  با توزیع گسترده و عمدتاً مبتنی بر تولیدات داخلی کشور بود و بر این اساس نهادهایی شکل گرفت. افزایش تولیدات داخلی موجب اتخاذ تصمیماتی در سطح کلان شد از جمله استفاده از ظرفیت‌های بیشتر سمعی و بصری را در فضای کشور دامن زد. پس از آن در همین راستا برای ظرفیت‌سازی و توانمندسازی مخاطبان و دستگاه تولیدکننده فرهنگی و هنری توجه به افزایش شبکه‌های رسانه‌ای برنامه‌ای منظم تهیه و تدوین شد  و به عنوان یک رویکرد جدید توانمندی‌سازی و حمایت از مصرف‌کننده محصولات فرهنگی در دستور کار قرار گرفت.

 در این سال‌ها  شاهد شکل‌گیری  موسسات رسانه تصویری بودیم که وظیفه ارائه تولیدات جدید را به عهده داشت. تغییراتی هم در سیاست‌های فرهنگی در این راستا بوجود آمد. مثلاً سیاستی که در برنامه اول در باب ممنوعیت ویدئو وجود داشت در این دوره به رفع ممنوعیت استفاده ویدئو منجر شد.

در زمینه تولیدات بیشتر دو راهکار دیگر نیز مطرح شد. یکی آنکه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برای ایجاد یک شبکه تلویزیونی با همکاری صدا و سیما اقدام کند و از طرف دیگر دولت هم در حوزه رسانه‌های تصویری یک شبکه را طراحی کند. هدف از این کار در مجموع حمایت از تنوع تولید وتکثر محصول فرهنگی بود و در زمره برنامه‌های ایجابی به شمار می‌آمد. چون  نمی‌توانستیم صرفاً در جایی قرار بگیریم که به نفی دیگران بپردازیم  و خودمان قادر به پرکردن خلاها نباشیم. شرایط ایجاب می‌کرد که  حضور موثر و گستردهای در عرصه فرهنگ در سطح ملی و جهانی داشته باشیم. که این روند به تغییراتی در نظام مدیریت کلان فرهنگی و بعضاً اجرایی انجامید و اتکا به هویت فرهنگی برای خلق معانی جدید در این حوزه را تقویت کرد و  در عرصه صدا و سیما  به افزایش کمی شبکه‌های رادیو و تلویزیون در سطوح ملی و استانی منجر شد. در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز تغییراتی صورت گرفت و برای نخستین بار در سال 75 افراد جدیدی از جمله آقایان میرحسین موسوی، خاتمی، جنتی، حدادعادل، مصباح یزدی به ترکیب شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه شدند.

رویکرد برنامه سوم به نحوی بود که به پاسخگویی به نیازهای گسترده و ماندگاری فرهنگی  توجه ویژه داشت و در این زمینه علاوه بر دولت نقش بیشتر برای تشکل‌ها و نهادهای مردمی قائل شد. این  رویکرد با توجه به نسلی که دو دهه در دامن انقلاب اسلامی رشد کرده بود صورت گرفت و  سیاست افزایش تولید از طریق این راهبرد ادامه یافت. در حقیقت در شرایطی بودیم که نسل جوان و تحصیل کرده وارد عرصه اجتماع شده بود و ما ملزم به پاسخگویی به نیازهای علمی، فکری و فرهنگی  متکثر و جدید بودیم. مصرف محصولات فرهنگی بشدت افزایش پیدا کرده بود و در این مرحله بود که همکاری جامعه فرهنگی و بخصوص پدیدآورندگان و هنرمندان با مدیریت فرهنگی گسترش پیدا کرد. حضور موثر پدیدآورندگان آثار فرهنگی باعث شد که آنها در قرابت و نسبت نزدیکی با سیاست‌های توسعه نظام قرار گیرند. این یک اتفاق مهم بود و جنگ سردی که بعد از کودتای 28 مرداد تا سقوط سلطنت  بین جریان روشنفکری و حکومت ایجاد شده بود و ضرورتاً جریان روشنفکری در تقابل با  نظام سیاسی تلقی می‌شد کم و بیش رنگ باخت و جریان غالب فکری و فرهنگی در چارچوب اهداف و دیدگاه دفاع از هویت ایرانی و اسلامی قرار گرفت. در اواخر این دوره  در نشست طولانی و در فضای صمیمانه اهالی فرهنگ و هنر و سینما که با مقام رهبری داشتند و گروههای مختلف هنری به بیان دیدگاه‌های خود پرداختند. جلسه‌ای که از طرف ایشان به عنوان یک فرصت با ارزش یاد شد و مباحثی در حوزه هنر، اقتصاد هنر، سیاست و هنر و نظائر آن پیش آمد. در این جلسه ایشان در فرازی از سخنان خود تعریفی از هنر دینی ارائه کرد و صراحتاً اظهار داشتند که هنر دینی به معنای تظاهرهای ریاکارانه نیست. به معنای قشری گری نیست و اضافه کردند که این هنر لزوما با واژگان دینی هم بوجود نمی‌آید. مطالبی که در آن دوره بازتاب گسترده‌ای در بین اصحاب فرهنگ و هنر بوجود آورد و فصل الخطابی برای روشن شدن دیدگاه‌های معارضی شد که  سالیان قبل  نسبت به هنر نگران و بدبین بود. برای نخستین بار عمده‌‌ترین تشکل‌های هنری به چاپ و نشر مطالب این جلسه اقدام کردند و خانه سینما و خانه هنرمندان گروه کاری برای بررسی مباحث تشکیل داد و محورهای استخراج شده در برنامه چهارم مورد استفاده قرار گرفت.

برنامه چهارم در ادامه برنامه سوم با رویکرد صیانت از هویت و فرهنگ اسلامی و ایرانی و با هدف توسعه فرهنگی شکل گرفت. در فضای ناشی از اعتماد و تعامل و همکاری و مشارکت اصحاب فرهنگ و هنر نظریه‌پردازان پدیدآورندگان و مدیریت فرهنگی ابزار لازم برای برنامه‌ریزی با رویکرد توسعه‌ای فراهم شد و برای نخستین بار شاخص‌ها و معیارهای اندازه‌گیری توسعه و پیشرفت فرهنگی امکان اجرا و ارزیابی پیدا کرد. در همین روند بر اساس نیازهای فرهنگی بجایی رسیدیم که در برنامه سوم و  چهارم برای اقتصاد فرهنگ و هنر، حضور بین‌المللی، ایثار و شهادت، زبان فارسی، یاد و نام امام، مسائل مستحدثه در حوزه مباحث معرفتی زبان فارسی، بستر ورود به بازار جهانی، تقویت نقش زنان و جوانان و رونق اقتصاد فرهنگ و هنر برنامه‌ریزی‌های لازم صورت گرفت و به عنوان سند توسعه فرهنگ و هنر به تصویب رسید.

اگر بخواهیم به این روند 20 ساله  در چارچوب برنامه به سیاست‌های کلان فرهنگی نگاه کنیم، حوزه فرهنگ و هنر از سال 68 و 69 اولا جنبه قانونی و رسمی پیدا کرد و در طول این سال‌ها به افزایش کمی و کیفی تولیدات فرهنگی منجر شد و جایگاه آن در برنامه رشد پیدا یافت. بگونه‌ای که در برنامه اول و دوم  نگاه به حوزه فرهنگ و هنر صرفا بخشی بود در صورتی که در برنامه سوم و چهارم  حوزه  فرهنگی در بخش، میان‌بخش و فرابخش و در ساختار سیاسی، افتصادی، اجتماعی وعلمی بیشتر حضور داشت و مجموعه برنامه‌ها و نظام اجرایی را تحت تاثیر قرار می‌داد تا جایی که بحث صیانت از هویت و فرهنگ ایرانی و اسلامی به عنوان یکی از محورهای اصلی اسناد فرادستی مصوب و ابلاغ  و اجرای آن نیز تعریف و تصویب شد. این مباحث در مرحله بالاتر در سند چشم‌انداز بیست ساله انعکاس یافت و به عنوان محوری‌ترین موضوعات مورد توجه قرار گرفت و پس از تایید مقام رهبری ابلاغ شد. 
این نوع نگاه با  تلقی امام و رهبری از فرهنگ ایرانی و اسلامی تطابق دارد که حوزه فرهنگ را چیزی فراتر از خدمات و کالای فرهنگی می‌دیدند.


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: