روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 05 فروردين 1396 / 26 جمادي الثاني 1438 / a 25 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه تداوم آفتاب
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 17 اسفند 1387 - ساعت 20:32
شماره خبر: 100945186468
يک کتاب در يک مقاله‌
تجربه‌کارآمدي حکومت ولايي‌
آنچه می‌خوانید؛ چکیده‌ای از کتاب «تجربه کارآمدی حکومت ولایی» نوشته محقق ارجمند حجت‌الاسلام والمسلمین آقای علی ذوعلم است. این مختصر نوشته، خوانندگان گرامی را از مطالعه اصل کتاب بی‌نیاز نمی‌سازد، اما تلاشی است برای معرفی یک کتاب در یک مقاله؛ با این امید که مفید افتد.

از گذشته‌های دور که متفکران و اندیشه‌ورزان جامعه بشری درباره انواع نظام‌های حکومتی به بحث، نقد و تحلیل پرداخته‌اند تا امروز، نظام سیاسی در هر جامعه، مهم‌ترین و برجسته‌ترین موضوع اجتماعی است که توجه نخبگان و گروه‌های فعال اجتماعی را به خود جلب می‌کند. در دوران جدید به دلیل گستردگی و عمق تاثیرات نظام حکومتی بر سرشت و سرنوشت جامعه و وابستگی شدید و اجتناب‌ناپذیر سعادت، رفاه و امنیت امروز و فردای اقشار و آحاد جامعه به نوع ساختار و شیوه‌های حکومتی، این موضوع در راس مباحث اجتماعی جای گرفته، همچنین شاخه‌های مختلفی از علوم انسانی را به خود اختصاص داده است.

بی‌تردید میان صحت و اتقان یک اندیشه و نظریه سیاسی و کارآمدی نظام سیاسی برآمده از آن در پاسخگویی به مسائل موجود و مشکلات جامعه، ارتباط مستقیمی برقرار است.

حجت‌الاسلام والمسلمین آقای علی ذوعلم، عضو شورای علمی گروه مطالعات انقلاب اسلامی در این اثر ارزشمند به دنبال مطالعه و بررسی این سوال عمده است که آیا این سیستم که در آن، ولی‌فقیه رئیس کشور و مقام اول رسمی است، در طول 25 سال پس از پیروزی انقلاب، چگونه و به چه میزان توانسته است به این اهداف و آرمان‌ها دست یابد؟ از این طریق، نقش مثبت و احیانا منفی نهاد ولایت فقیه و شخص رهبری در کارآمدی و ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می‌شود.

بی‌شک این اثر می‌تواند برای محققان و دانش‌پژوهان علوم اجتماعی، مفید و قابل استفاده باشد.

نویسنده اثر درباره چگونگی شکل‌گیری و مباحث آن می‌نویسد: «مبدا و جرقه موضوع این پژوهش، مقاله کوتاهی بود که در سال 1378 نگاشته شد و به نام کارنامه 20 ساله انتشار یافت. ولی برای بسط و تعمیق آن، از 2 سال پیش، کار این تحقیق آغاز شد و سال 1383، سالی که به عنوان سال پاسخگویی دستگاه‌ها و مسوولان و نقد و ارزیابی عملکرد آنان نام گرفته بود، به پایان رسید. قرابت موضوع این اثر با عنوان این سال از سر حسن اتفاقی است که باید به فال نیک گرفته شود؛ چرا که این اثر به نوبه خود می‌تواند سرفصل‌های اصلی کارنامه رهبری ولایی در دوران پس از پیروزی انقلاب تلقی گردد و برای توفیق و حقانیت ساختار نظام جمهوری اسلامی  که امتیاز اصلی و برجسته آن با استناد به منابع اصیل اسلامی در عنصر ولایت فقیه به عنوان تکیه‌گاه و ضامن اصلی مردمسالاری دینی است  دلیلی عینی و آشکار شمرده شود.»

نویسنده درباره مباحث کتاب می‌گوید: مباحثی که در بخش نخست این تحقیق مطرح شده، می‌تواند به منظور تعریف چارچوب مناسب برای نقد و ارزیابی عملکرد دستگاه‌ها و نهادهای کلان کشور و تبیین و تعیین شاخص‌ها و ملاک‌های مورد نیاز به کار آید.

این تحقیق در 3 بخش سامان یافته است:بخش اول به مباحث نظری در باب نقش و جایگاه رهبری ولایی و وظایف و اختیارات او در فلسفه سیاسی اسلام و نیز در قانون اساسی و بررسی مقوله کارآمدی و شاخص‌های آن برای سنجش میزان کارآمدی عنصر ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی پرداخته و این مباحث را در 5 فصل مطرح کرده است.

البته این بخش تمهیدی است برای بخش دوم که اگر چه حاوی نکات و یافته‌های تازه‌ای در موضوعات مطرح شده است، ولی برای این تحقیق جنبه مقدمه‌ای داشته است. بخش دوم به بررسی‌های عینی و تجربی پرداخته و به طور مصداقی، کارآمدی و نقش عنصر ولایت فقیه در طول دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی را با استناد به نمونه‌ها و موارد عینی تبیین و ارزیابی کرده است. این بخش نیز در 6 فصل سامان یافته است.
بخش سوم به اشکالات و راهکارها اختصاص داده شده است.

بی‌سابقه بودن نظام مبتنی بر رهبری ولایی، نقدها و نقض‌هایی که در کارکرد آن مطرح شده، قسمتی از مباحث این بخش را تشکیل می‌دهد. در یک فصل مستقل، با توجه به نتایج بخش دوم و با تامل و بررسی این نقدها و نقض‌ها، راهکارهایی برای ارتقای کارآمدی رهبری ولایی ارائه شده است.

در این تحقیق، این پرسش درباره ولایت فقیه مطرح است که: «صرفنظر از مباحث نظری درباره ولایت‌فقیه و به فرض این‌که هیچ دلیل یا رهنمود عقلی و نقلی برای اثبات این نظریه نداشتیم و با این فرض که این عنصر در نظام سیاسی و قانون اساسی جمهوری اسلامی، تنها حاصل اندیشه و ابتکار تدوین‌کنندگان قانون اساسی بوده است، آیا در طول سال‌ها پس از پیروزی انقلاب، از کارآمدی لازم برخوردار بوده یا خیر؟»

این تحقیق درصدد اثبات این فرضیه است که: «علی‌رغم کاستی‌ها و ناکامی‌هایی که نظام جمهوری اسلامی ایران برای نیل به اهداف آرمانی و کلان خود داشته است، و با توجه به مجموعه شرایط،‌ امکانات و محدودیت‌ها و با ملاحظه تفاوت در میزان کارآمدی عناصر و نهادهای مختلف نظام، عنصر رهبری ولایی و نهاد ولایت‌فقیه در این مجموعه، از کارآمدی قابل قبول و بسیار موثری برخوردار بوده و همین کارآمدی  علاوه بر ادله نظری  خود دلیلی بر درستی ساختاری است که خبرگان منتخب ملت در تدوین قانون اساسی طراحی و تصویب کرده‌اند.

نویسنده معتقد است روش تحقیق به منظور اثبات  فرضیه فوق، همچون هر مقوله جامعه‌شناختی دیگری، بر مشاهده مبتنی است و بنا به اقتضای این تحقیق، روش مشاهده‌ای کنترل‌ نشده با رعایت چندبعدنگری باید به کار گرفته می‌شد و نیز باید مراقبت کافی به عمل می‌آمد که استنباط‌ها و نتیجه‌گیری‌ها، متکی بر داده‌ها و مستندات قابل قبول باشد. گرچه نمی‌توان دخالت دیدگاه‌های مشاهده‌گر و محقق را در این استنباط‌ها به صفر رساند، ولی تلاش می‌شود با استناد به آنچه عینا در جامعه ما برای اهل‌نظر و تامل، مشهور بوده است، این دخالت تا حد ممکن کاهش یابد.

مقدمه کتاب با این جمعبندی، استدلال خود را به پایان می‌برد که:

«به هر حال کسانی که با اعتقاد به اصول و مبانی اسلامی به انتقاد از نظریه ولایت‌فقیه پرداخته و به گمان خود، استدلال‌های کلامی و فقهی این اصل را قابل مناقشه دانسته‌اند،‌ هرگز مدعی نشده‌اند که این نظریه خلاف شرع است و مخالفت و مبارزه با آن واجب می‌باشد، بلکه حداکثر ادعایشان این است که این نظریه مورد اجماع همه فقها نبوده و به عنوان یک امر واجب شرعی اجماعی، تلقی نمی‌شود». ]عبدالله جوادی آملی، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، صص 406405]

صرف‌نظر از نقد این ادعا و به فرض قبول چنین نتیجه‌ای، آیا نظریه بدیلی ارائه شده است که متکی بر مأخذ و منابع دینی بوده و با ولایت‌فقیه تعارض داشته باشد؟ تامل در استدلال‌ها و آثار این گروه، نشان می‌دهد که به نظر آنان امر حکومت و یا ساختار آن در زمان غیبت معصوم(ع) به عهده خود مردم نهاده شده و شرایط یا ضوابطی فراتر از آنچه عقلا و نخبگان جامعه تشخیص می‌دهند، از دیدگاه اسلام تعیین شده است. [ر.ک: محسن کدیور، حکومت ولایی].
اگر چنین است، بنابر این شرعا منعی وجود ندارد که نخبگان جامعه به عنوان خبرگان منتخب مردم در زمینه تدوین قانون اساسی، نظام سیاسی‌‌ای را طراحی کنند که در آن عنصر ولایت فقیه وجود داشته باشد و به منظور تامین مصالح جامعه، شرایطی را برای راس هرم قدرت سیاسی، لحاظ کنند. این گروه باید به این پرسش پاسخ دهند؛ آیا نظریه جایگزین و بدیلی  که کارآمدی و کارسازی آن برای سعادت و رشد همه‌جانبه جامعه بیش از ولایت‌فقیه باشد  سراغ دارند که ارائه کنند یا نه؟

بنابر این برای این گروه هم بحث اصلی، حداکثر مساله کارآمدی است نه مبانی نظری و مناقشات کلامی و فقهی.
به بیان دیگر، مناقشه و خدشه در مبانی و منابع ولایت‌فقیه، حداکثر نتیجه می‌دهد که این اصل، به عنوان یک اصل واجب شرعی مورد اجماع همه فقها ثابت نمی‌شود، ولی گنجاندن آن را توسط نخبگان منتخب ملت در قانون اساسی و نظام سیاسی، ممنوع غیرشرعی نمی‌سازد. بنابراین اگر وجود این اصل منشا افزایش کارآمدی نظام سیاسی بوده است، چرا آن را تحکیم و تقویت ننماییم و از این عنصر برای سعادت جامعه استفاده نکنیم؟ چرا این عنصر را که  به فرض  تنها حاصل ابتکار نخبگان ایران اسلامی است، به سایر جوامع عرضه نکنیم؟ چرا در طراحی نظام سیاسی، مقلدانه و چشم و گوش بسته، خود را تنها به تجربیات و قواعد دیگران پایبند کنیم؟ چه لزومی دارد که چون غربی‌ها چنان کردند ما نیز چنان کنیم؟ آیا نخبگان و فرهیختگان منتخب ملت ما حق نداشته و ندارند که نظام سیاسی‌ای طراحی کنند که هم از تجربیات دیگران و هم از ابتکارات خود  متناسب با نیازها و اقتضائات فرهنگی و اجتماعی بومی  در آن بهره گرفته باشند؟

بنابراین بررسی و درک توفیق عنصر «ولایت فقیه» در نظام جمهوری اسلامی و تاثیر این عنصر در تحقق اهداف و مقاصد ملی ، باید این گروه را متقاعد سازد که لااقل به عنوان یک ایرانی وطن‌دوست و دلسوز برای مردم و میهن، از این نظام حمایت و آن را تقویت کنند. علاوه بر این که این الگو به استناد توفیق و کارآمدی آن در ایران، برای سایر کشورها و جوامع اسلامی  و حتی جوامع غیراسلامی پایبند به ارزش‌ها و باورهای معنوی و الهی  می‌تواند کارساز باشد.

در فصل پایانی این تحقیق، نویسنده کتاب برخی راهکارها و پیشنهادها را برای ارتقای کمی و کیفی کارآمدی رهبر ولایی تقدیم کرده است. او معتقد است بخشی از این راهکارها، توجه و اقدام رهبری بزرگوار انقلاب و مسوولان محترم نهاد رهبری را می‌طلبد، بخشی دیگر نیز ناظر به وظایف و مسوولیت‌هایی است که دیگر نهادها، مراکز، مدیران عالی و نخبگان جامعه به عهده دارند. این بخش مهم‌ترین نقدها و شبهاتی را که اغلب به طور تلویحی در باب رهبری مطرح می‌شود، بصراحت مطرح کرده و به پاسخ و تبیین آنها  پرداخته است. همچنین برخی از مهم‌‌ترین دغدغه‌ها را بیان کرده و راهکارهایی کلی و کلان را هم در حد تشخیص نویسنده پیشنهاد کرده است. نکته پایانی و مهم از نظر نویسنده این است که در نظام جمهوری اسلامی ایران که مفتخر و مزین به استمرار امامت و استقرار رهبری ولایی و حاکمیت فقیه عادل است، این گونه مباحث باید فارغ از تنگ‌نظری‌ها، تعصبات و واهمه‌های بیجا و به گونه‌ای منصفانه و منطقی در فضایی صمیمی و خیرخواهانه بصراحت و با آزادی کامل توسط صاحب‌نظران و دلسوزان مطرح شود و به عنوان یکی از ویژگی‌های نظام اسلامی و مردم‌سالاری دینی به دیگر جوامع معرفی شود.

نقد، بررسی و سنجش کارآمدی نظام و عناصر آن  از جمله عنصر رهبری  قطعا براساس تحقق اهداف نظام و مقدمه‌ای لازم برای پیشرفت و تعالی جامعه است و نه تنها با اعتقاد به نظام و ارادت به رهبری منافاتی ندارد، بلکه اساسا باید مقتضای ضروری آن شمرده شود در عین حالی که ژست‌های به ظاهر روشنفکرانه یا مقدس مآبانه نباید مانع دفاع صریح و حقیقی از نظام و رهبری باشد و نباید این گونه تلقی شود که مقوله رهبری مصون از نظارت، نقد و ارزیابی است، چون در غیر این صورت این ظلم بزرگی به اسلام، نظام و رهبری خواهد بود.
شفافیت و برجستگی رهبری الهی در همین نکته نهفته است و جامعه ما از چنان ظرفیتی برخوردار است که می‌تواند به داوری منصفانه‌ای در این باب بپردازد و با معرفت و ارادت عمیق‌تر، تعهد و وفاداری خود را به نظام و رهبری ابراز کند.

قطعا جامعه امروز و نسل‌های آینده ما با باور عمیق به اصول و ارزش‌های الهی و پایبندی به وظیفه و نقشی که به عهده دارند، شاهد ظهور و بروز تجلیات عمیق‌تر و متعالی‌تر نظام رهبری ولایی خواهند بود و شیرینی مردم‌سالاری دینی را در کارآمدی منحصر به فرد آن بیش از پیش تجربه خواهند کرد. به آن امید که این تجربه، زمینه ظهور دولت یار را فراهم کند و عدالت جهان‌گستر مهدوی را نوید دهد.... ان شاءالله.

 م . ریاضی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: