روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
شنبه 05 فروردين 1396 / 26 جمادي الثاني 1438 / a 25 Mar 2017
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
ويژه نامه تداوم آفتاب
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 17 اسفند 1387 - ساعت 20:36
شماره خبر: 100945188136
رهبري و مديريت راهبردي علم‌
کسانی که در عرصه مراودات حوزه و دانشگاه ورودی دارند با نام حمید پارسانیا آشنا هستند، وی از جمله حوزویانی است که درس‌های دانشگاهی را فرا گرفته و در وادی بررسی مقولاتی چون اسلام و غرب، تحقیقات و تتبعات مهمی داشته است. او از جمله پژوهشگرانی است که نامه‌ای در دفاع از آزاداندیشی خطاب به رهبر انقلاب نگاشته‌اند.

 علم در دنیای امروز به صورت یک کالای اجتماعی دیده می‌شود که در بازارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی نقش راهبردی و استراتژیک نیز پیدا می‌کند، علم با معنای توسعه نیز قرین دانسته می‌شود.

این برداشت از علم محصول عقلانیت مدرن است که همان عقلانیت ابزاری است. علم در این معنا ابزار تسلط بر طبیعت، لازمه توسعه طبیعی و دنیوی، کنترل‌کننده فرآیندهای اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی است و این معنای از علم، خالی از ارزش‌های مدرن و ایدئولوژی‌های مربوط به آن زمینه و  نسبت آن مهم با ارزش‌ها، عقاید و ایدئولوژی‌های ملازم با آن به این صورت است که در چارچوب عقاید و ارزش‌های حاکم بر خود شکل می‌گیرد یا آن که در خدمت آنها عمل می‌کند بی آن که توان داوری نسبت به آنچه را که بر آن حکم می‌راند،
داشته باشد.

معنای مدرن علم گرچه مدت مدیدی کوشید خود را گسسته از هنجارها ، ارزش‌ها و عقاید بنمایاند، ولکن در خدمت ایدئولوژی‌هایی است که به صورت کاربست‌های درونی یا اهداف برونی قائد و سائق آن هستند.

جمهوری اسلامی ایران اگر بتواند در تولید این معنا از علم کارآمد و توانمند باشد، به یکی از مهمترین کالاهای راهبردی جهانی امروز دست یافته است و البته دستیابی به چنین کالایی نیازمند سیاست‌های راهبردی متناسب با فرد است.

توجه به نقش راهبردی علم از دوران پس از جنگ همواره مورد توجه مدیران ارشد بوده و نظام آموزشی جامعه ایران براساس همین توجهات در برخی عرصه‌های جهانی راهبردی علم مدرن نظیر فناوری هسته‌ای کارنامه موفقی نیز داشته است.

برنامه چهارم توسعه حضور نگاه فوق را به علم بخوبی نشان می‌دهد. فصل چهارم برنامه مربوط به علم است و عنوان توسعه دانایی‌محور دارد. ‌این عنوان بخوبی نشان می‌دهد که برنامه‌ریزان دقیقاً به معنای مدرن علم توجه داشته‌اند و آن را همان کیمیای توسعه مدرن دانسته و به همین دلیل نام توسعه را بر جبین آن نگاشته‌اند.

جمهوری اسلامی ایران اگر در تولید این علم نتواند موفق شود در نظام جهانی موجود به صورت کشوری حاشیه‌ای خواهد ماند و اگر بتواند موفق شود، به مرکز نزدیک خواهد شد و همان‌گونه که در بخشی از چشم‌انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران آمده است، به صورت کشوری توسعه یافته و یا فراتر از آن، یکی از قدرت‌های جهانی با قدرت تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و یا دست‌کم قدرت چانه‌زنی بالا حضور خود را تثبیت خواهد کرد.

پرسش بنیادین و مهم این است که آیا جمهوری اسلامی ایران در حرکت علمی و مسیر تولید دانش خود بر سر یکی از دو راه فوق قرار دارد و رفتن در مسیر دوم، او را به اهداف انقلاب اسلامی نایل می‌گرداند و یا آن که راه سومی نیز وجود دارد که با متروک ماندن آن راه انقلاب از مسیر خود باز می‌ماند؟

حرکت در مسیر دوم، جمهوری اسلامی را فراتر از نظام جهانی موجود نخواهد برد و آن را در ابعاد مربوط به همین جهان محصور خواهد ساخت، تصویری که از جمهوری اسلامی ایران در این حرکت نشان داده می‌شود، کشوری نظیر یکی از کشورهای اروپایی است و کم نیستند مدیرانی که ایران آرمانی خود را به صورت یکی از آن کشورها ترسیم کرده و یا دست‌کم با یکی از کشورهای خاور دور مقایسه می‌کنند.

به نظر می‌رسد حرکت دوم اگر هم به نتیجه برسد، مسائل جامعه ایران را حل نخواهد کرد، زیرا این هدف هم با قید اسلامیت جمهوری ناسازگار است و هم با هویت انقلاب اسلامی که نظام جمهوری اسلامی را به ارمغان آورد.
راه دوم همان گونه که بیان شد از آفاق جهان موجود که با مرکزیت فرهنگ و تمدن غرب شکل گرفته است، خارج نیست، توسعه در این مسیر صورتی سکولار، دنیوی و این جهانی دارد و برنامه‌ریزی و شتاب در مسیر آن بی‌ثمر نبوده و امکان تحقق اهداف آن وجود دارد. هر چند با سختی‌ها و دشواری‌های فراوانی نیز همراه است، زیرا همان‌گونه که مشاهده می‌شود، رقیبان این حرکت که اهرم‌ها و ابزارهای سلطه این جهان را در دست دارند، بیکار و بدون برنامه نبوده و بلکه از انگیزه‌های کافی و قوی برای پیشگیری و بازدارندگی برخوردارند، کشوری که برای رسیدن به اهداف مربوط به این جهان اقدامی کند، ناگزیر در چارچوب قواعد و سنت‌های مربوط به آن قرار می‌گیرد و قواعد و ساختار حاکم بر نظام جهانی موجود، با همه شواهد و دلایل خود از سختی‌ها و دشواری‌های راه دوم حکایت می‌کند.

خداوند سبحان نیز با آن که سعی و تلاش انسان‌ها نسبت به اهداف و اغراض دنیوی و این جهانی را بی‌ثمر ندانسته است، ولی تحقق آن را برای همیشه تضمین نکرده و تنها جهد و کوشش کسانی را مشکور و نتیجه‌بخش خوانده است که با نگاهی وسیع‌تر از زندگی این جهانی تلاش می‌کنند و با اهدافی فراتر گام برمی‌دارند.

من کان یرید العاجله عجلنا له فیها نشاء لمن ترید ثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموما مدحورا و من اراد الاخره و سعی لها و هو مؤمن فاولئک سعیهم مشکورا. (اسرا/ آیات 19 تا 18)‌

هرکس فقط دنیای زودگذر و این جهان را می‌خواهد، ما آنچه را که مشیت‌مان اقتضاء ‌کند، برای هرکس بخواهیم شتابان می‌دهیم، سپس جهنم را برای او قرار می‌دهیم، در حالی که نکوهیده و رانده شده به آن وارد می‌شود.

خداوند سبحان در این بخش، رسیدن به هر آنچه را که اهل دنیا می‌خواهند، وعده نمی‌دهد ضمن آن که رسیدن به همه آن را نیز نفی نمی‌کند؛ بلکه بخشی از آن را مطابق مشیت خود، برای بعضی از آنان وعده می‌دهد؛ ولی در آیه بعد، سعی مومنان را که با اهدافی اخروی اقدام می‌کنند، به طور مطلق مشکور می‌خواند و می‌فرماید: هرکس آخرت را بخواهد و برای آن کوشش کند؛ در حالی که ایمان داشته باشد، پس سعی او مشکور است.

توسعه اگر بر مبنای اهداف معنوی و الهی شکل بگیرد و در چارچوب عقلانیت مدرن صورتی صرفا این جهانی و دنیوی داشته است، همان گونه که بیان شد، با اسلامیت جمهوری و با اهداف انقلاب ایران ناسازگار است و این ناسازگاری از جمله موانع درونی است که در کنار موانع بیرونی و جهانی آن قرار می‌گیرد، چه این که توسعه مدرن بدون بسترهای فرهنگی و تاریخی آن، تحقق‌پذیر نیست و جامعه‌ای که از یک فرهنگ و تاریخ معنوی و دنیوی برخوردار است، با مدیریت مکانیکی و انضمانی نمی‌تواند به سوی اهداف دنیوی توسعه، سبقت و شتاب گیرد.

انقلاب اسلامی ایران، کانون عصیان تمدنی امت اسلام در قبال سلطه دنیای غرب بر مقدرات جهانی اسلام بوده و به همین دلیل بسرعت با ظرفیت‌های دینی دنیای اسلام و بلکه با نیازهای معنوی و دینی جهانی معاصر پیوند خورده و‌ آرایش جهانی را که در پوشش تمدن و فرهنگ سکولار غرب به صورت بلوک شرق و غرب قطب‌بندی می‌شد، به سوی قطب‌بندی نوین تمدنی درهم ریخت و اهداف این انقلاب چیزی نیست که با عقلانیت علم و مدیریت راهبردی ناظر به دنیای موجود تامین شود.

معرفت و آگاهی عنصرمحوری و بنیادین هر فرهنگ و تمدن است و هر تمدنی بر مدار معرفت و آگاهی مناسب و همسطح خود سازمان و تحقق می‌یابد و انقلاب اسلامی که از زمینه‌های معرفتی اسلامی و حافظه تاریخی و بلکه امدادهای معنوی و ظرفیت‌های روحی و فطری انسانی بهره می‌برد، در استقرار و تداوم خود، نیازمند بازتولید و گسترش نظام معرفتی، عقلی و علمی مربوط به خود است.

انقلابی که اهداف فرهنگی و تمدنی نوینی را تعقیب می‌کند؛ جایگاه مطلوب خود را بیرون از مرکز یا حاشیه فرهنگ و تمدن رقیب جستجو می‌کند. این انقلاب به دنبال آن است که جهانی را به وجود آورد که در آن بتواند دست‌کم در کنار رقیب فرهنگی و تمدنی خویش، از حق حیات و زندگی برخوردار باشد. انقلاب اسلامی ایران به دلیل هویت تمدنی خود در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی و از جمله در مسیر علمی رویکردی تمدنی دارد و به همین دلیل جمهوری اسلامی ایرانی که مولود این انقلاب است، مدیریت راهبردی علم و دانش خود را در قلمرو یکی از دو راهی که در حاشیه  و مرکز فرهنگ و تمدن غرب سازمان می‌یابد نمی‌تواند قرار دهد، بلکه این مدیریت با رویکرد تمدنی به علم باید با تکیه بر عقلانیت دینی به دنبال درهم شکستن مرزهای دانش و مسلط بر جهان امروز بوده و با اعتماد به الهیات و متافیزیک اسلامی، افق‌های نوین معرفت و علم را بگشاید.

راه سومی را که انقلاب اسلامی فراروی حرکت علمی قرار می‌دهد، راهی است که ضمن نظر و گفتگو با حرکت علمی رقیب تمدنی خود ریشه در سرمایه علمی دنیای اسلام داشته و از ذخایر عظیم نقلی و عقلی، تفسیری، حدیثی، کلامی، فلسفی و عرفانی آن بهره ‌برده و به همین دلیل این راه از مسیر تعامل فعال دو نهاد علمی موجود یعنی حوزه و دانشگاه عبور می‌کند. حوزه‌های علمیه مهم‌ترین مسیر ارتباط با ذخایر علمی تمدن اسلامی است و دانشگاه‌ها در شرایط فعلی وسیع‌ترین عرصه عرضه دانش تمدنی رقیب هستند.

راه سوم که تامین کننده اهداف انقلاب اسلامی  و تضمین‌کننده اسلامیت جمهوری است  با عبور از مرزهای حرکت دوم و گام گذاردن در مسیر توسعه دینی، سیاست‌های اصلی خود را متوجه تعامل فعال دو نهاد علمی حوزه و دانشگاه کند و مسوولیت این مدیریت متوجه مدیران ارشد نظام و مسوولان برنامه‌های جمهوری اسلامی، شورای انقلاب فرهنگی و رهبری انقلاب است.

3 دهه نخست انقلاب نشان‌دهنده توجه شایسته رهبری در عالی‌ترین سطح مدیریت به معضل و مساله محوری علم بوده است، امام خمینی در دهه نخست انقلاب بخش قابل‌توجهی از هشدارها و تاکیدات خود را متوجه حوزه و دانشگاه و کیفیت تعامل و وحدت آن دو نمودند، تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی و تفویض برخی اختیارات ویژه رهبری به این شورا، نمونه‌ای از اهتمام ایشان به این مساله است نظام علمی کشور و مسائل مربوط به دانشگاه و حوزه در وصیت‌نامه سیاسی  الهی امام خمینی نیز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، ایشان در متن وصیت‌نامه دو بار به این امر مهم پرداخته و به این ترتیب تاکید مضاعف بر آن می‌نمایند.

رهبر معظم انقلاب نیز در دو دهه رهبری با تاکید بر تعامل حوزه و دانشگاه و تایید و تقویت جایگاه شورای انقلاب فرهنگی و تصریح بر ضرورت گشودن مرزهای دانش و علم و تعقیب و پیگیری نسبت به نهضت نرم‌افزاری تولید علم، کارنامه درخشانی را در تداوم  حرکت امام به جای گذارده‌اند، ولکن به رغم تولیدات و حرکت‌های علمی‌ای که در جهت تحقق آرمان‌های علمی انقلاب در دو محیط حوزه و دانشگاه،‌ صورت گرفته، مدیریت راهبردی علم هنوز نتوانسته است تکوین علم تمدنی دنیای اسلام را تدوین کند.

برنامه چهارم توسعه نشان داد که نگاه مدیران ارشد نظام به مساله علم بیشتر در مسیر و حرکت دوم قرار دارد، یعنی نگاه غالب به مدیریت علمی کشور حرکت از ناحیه پیرامونی علم مدرن به ناحیه مرکزی آن است. و به همین دلیل برنامه‌های علمی جمهوری اسلامی ایران فارغ از هویت تمدنی علم و معرفت با رویکردی فناورانه،‌ اغلب ناظر به ابعاد سخت‌افزاری و توسعه کمی مراکز دانشگاهی بوده است.

غفلت مدیران ارشد از اهداف علمی انقلاب اسلامی ایران دلایل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی خاصی دارد که در جای خود باید به بحث گذارده شود و لکن پیامد این مساله موجب شده است تا توجهات و پیگیری‌های رهبری انقلاب در مدت سه دهه بیشتر هزینه فرهنگ‌سازی نسبت به ضرورت مدیریت راهبردی برای تکوین علم و دانش تمدنی اسلام شود و در حد بازتاب و انعکاس تمنیات انقلاب باقی بماند و در نتیجه تحرکات جامعه علمی در دو بخش دانشگاه و حوزه تاثیر از سازماندهی و مدیریت متناسب با خود محروم بماند.

حمید پارسانیا


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: