روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
پنجشنبه 02 اسفند 1397 / 15 جمادي الثاني 1440 / a 21 Feb 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
قاب کوچک
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
شنبه 02 شهريور 1387 - ساعت 21:13
شماره خبر: 100947194808
با لادن رضاجويي،‌ مجري مسابقه تلويزيوني مثبت يک
دوست دارم به شهر بستني‌ها برگردم‌
بچه‌ها، او را در لباس شاد کودکی دنیای خوشمزه بستنی‌ها می‌شناسند. دنیای خنده‌ها و بازی‌های به یادماندنی قیفی و چوبی. دنیای بهاری و رنگارنگ «خانم بهار» در شهر بستنی‌ها. دنیایی که لادن رضا‌جویی، بشدت دلتنگ لحظه‌ها و ثانیه‌های از دست رفته‌اش می‌باشد و برای دیدار دوباره‌اش، لحظه شماری می‌کند...

رضاجویی، سال 1348 در آبادان به دنیا آمده است و فارغ‌التحصیل تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران می‌باشد. آغاز فعالیت تلویزیونی او به 20 سال پیش و برنامه «بازی، شادی، تماشا» که به تهیه‌کنندگی مرحوم فریماه فرهی از شبکه دوم سیما پخش می‌گردید، باز می‌گردد.

قصه‌های خاله عنکبوت، پنجره‌های شادی، لی‌لی‌حوضک، باطراوت، صبح‌بخیر کوچولو، شهر بستنی‌ها، هدیه‌های آسمانی، به‌به چه روز خوبی، امید‌های ایران، مسابقه تلویزیون آذرخش، تئاتر شوخی و روایت بیش از 1000 قصه در برنامه شاپرک (شبکه جام‌جم)‌ تنها بخشی از کارهای او در عرصه اجرا، صداپیشگی و بازیگری است...

برای مجری شدن، دعا کردید؟

از کار اصلی‌ام یعنی صداپیشگی و جان بخشی به عروسک، راضی و خرسند بودم. فعالیت در مجموعه‌های عروسکی را نیز خیلی دوست داشتم و اصلا به فکر اجرا نبودم که بخواهم برای رسیدن به آن، دعا کنم. خیلی اتفاقی، سرنوشت من با این حرفه گره خورد و به پیشنهاد برخی دوستان، آمدم و مجری شدم.

بهانه‌ای برای اجرا؟

عشق و علاقه به بچه‌ها. می‌خواستم در کسوت یک مجری، نقشی را تجربه و اجرا نمایم و ارتباطم با بچه‌ها را محک بزنم و ببینم مرا خواهند پذیرفت یا نه، خوشبختانه بد هم نبود. تنها دو سه روز اول برای اجرای نقشم در شهر بستنی‌ها و صبح‌بخیر کوچولو با مشکل مواجه بودم و بعد از آن همه چیز، خوب تمام شد.

فکر نمی‌کنید در طول این سال‌ها، گاهی از قافله اجرا، عقب مانده‌اید؟

تقریبا سالی یک‌ یا دو کار را داشته‌ام. تلاش کرده‌ام تا هم به کارهای خانه و خانواده‌ام برسم و هم بیکار نباشم لذا ممکن است تعداد کارهایم به نسبت گذشته کم‌تر شده باشد اما عقب نمانده‌ام. در حال حاضر بیش از 3 سال است که در شبکه برون مرزی جام جم 1 و 2، مجری خردسال هستم و در برنامه شاپرک، برای بچه‌ها قصه می‌گویم. در مجموع نمی‌خواهم زیاد کار کنم تا از خانواده دور شوم و از سوی دیگر در انتظار پیشنهاد‌های بهتری هستم که بتوان از هر نظر بر روی آنها حساب باز کرد.

‌ چه چیزی سبب شد تا بر روی مسابقه مثبت یک، حساب باز کنید و اجرایش را بپذیرید؟

مسابقه مثبت یک، فرصت بسیار خوبی برایم بود تا از طریق آن، نشان بدهم که می‌توانم از عهده اجرای بزرگسال هم به خوبی برآیم. ثابت کردم که صرفا کار کودک، انجام نمی‌دهم و قابلیت‌های دیگری نیز دارم.

  پس دیگر به کار کودک، باز نمی‌گردید؟

حضور همزمان در عرصه کودک و بزرگسال، دو شخصیت متفاوت را می‌طلبد، اما من علی‌رغم توانایی در هر دو عرصه، کار کودک را بیشتر دوست دارم لذا دوباره به کار کودک، باز می‌گردم. ارتباط با مخاطب کودک، خیلی راحت‌تر، صادقانه‌تر و صمیمانه‌تر است.

به نظر خودتان، اجرای لادن رضاجویی در مسابقه مثبت یک برای مخاطب دلنشین و جذاب است؟

در این مدت که از عمر اجرایم می‌گذرد، کمتر کسی به نحوه اجرایم در برنامه‌های مختلف کودک و بزرگسال، اعتراضی داشته است. این نشان‌دهنده آن است که مردم، طالب اجرایم بوده‌اند. البته سلیقه‌ها متفاوت است؛ بعضی نیز ممکن است از طرز بیان، قیافه و کار من خوششان نیاید. بسیاری از مخاطبان مسابقه مثبت یک از شرکت‌کننده‌ها شاکی هستند که آن هم، دست ما نیست، به هر حال، سطح معلومات و دانش افراد، متفاوت است.

بنابراین باور کرده‌اید که برای اجرای مسابقه، گزینه مناسبی هستید؟

فکر می‌کنم بتوانم از عهده کار برآیم. خوشبختانه تا الان، خدا همراهم بوده و کمکم کرده است. همواره کارهایم را به خدا می‌سپارم و از او می‌خواهم راهنمایم باشد.

نوع برخورد شما با شرکت‌کنندگان مسابقه مثبت یک به گونه‌ای است که به نظر می‌رسد می‌‌خواهید آنها را به جان هم بیندازید؟

اتفاقا بسیاری این سوال را از من می‌پرسند. قطعا چنین هدفی را دنبال نمی‌‌کنم. هر مسابقه، روند و قانون مخصوص خودش را دارد. در مسابقه مثبت یک در هر مرحله، ضعیف‌ترین فرد گروه با رای دیگر شرکت‌کنندگان از مسابقه حذف می‌شود. من در رای شرکت‌کنندگان، دخیل نیستم. رای هر فرد میزان صداقت یا کینه‌توزی او را نسبت به دیگر رقبا مشخص می‌کند. برنامه ما تولیدی است لذا قبل از مسابقه و در فاصله‌ای که برنامه قطع می‌شود تا برای ضبط مراحل بعدی آماده شویم، شرکت‌کنندگان، فرصت می‌یابند تا با هم مشورت کنند و به گفتگو بپردازند. گاهی خود من شنیده‌ام که با یکدیگر مشورت می‌کنند تا یک نفر را از مسابقه حذف کنند، بنابراین طبق قانون مسابقه، باید بپرسیم تا دلایل کنار گذاشته شدن هر شرکت‌کننده، مشخص گردد. متاسفانه گاه، برخی از شرکت‌کنندگان، احساسی رای می‌‌دهند و به ناحق یا اشتباه، دیگری را از مسابقه حذف می‌کنند؛ بنابراین برخی پرسش‌های ما به دلیل مسائلی است که در پشت صحنه، شاهد هستیم وگرنه قصد توهین به کسی را نداریم.

مسابقه مثبت یک، الگوی خارجی داشته است؟

بله، اکثر مسابقات بزرگ که در کشورهای مختلف، پخش می‌شوند الگویی از یکدیگرند اما کاملا شبیه یکدیگر نیستند. در مورد مثبت یک نیز صرفا نمی‌توان گفت، کپی تمام عیار یک مسابقه خارجی است.

گلایه شما از شرکت‌کنندگان مسابقه؟

متاسفانه برخی بدون اطلاعات و معلومات عمومی لازم به مسابقه می‌آمدند و با وجود آن که در هوای سرد از راه‌های دور با خانواده یا بچه کوچک، مهمان ما بودند، در همان مرحله اول حذف می‌شدند که این خیلی ناراحت‌کننده بود. برای شرکت در مسابقه قطعا باید مطالعات جانبی فراوان و اطلاعات گسترده‌ای داشته باشی تا بتوانی به سوالات پاسخ دهی.

چرا فضای حاکم بر مسابقه، تا این حد سرد و بی‌روح است و شور و هیجانی را که لازمه یک مسابقه تلویزیونی است، در اجرایتان نمی‌بینیم؟

سبک این مسابقه به گونه‌ای است که مجری آن باید خیلی جدی و رسمی، اجرا کند و حتی گاهی اوقات، بداخلاق باشد! البته سعی کرده‌ایم تا لبخند و شوخی هم در برنامه داشته باشیم اما فشردگی بیش از حد و روند پرشتاب کار، مانع می‌شود تا مجری بتواند به راحتی با شرکت‌کننده‌ها یا بیننده، گپ و گفتی داشته باشد. شاید تنها اشکال کار، جو سنگین حاکم بر آن باشد.

چقدر این جمله را که «اجرای مسابقه به نوعی تکرار خود است» قبول دارید؟

نمی‌توانم صددرصد این جمله را قبول داشته باشم زیرا هر روز به بهتر بودن، می‌اندیشم. اجرای مسابقه، تکرار است اما تلاش می‌کنم تا خودم، تکرار نشوم.

می‌شود با «مثبت یک» ماندگار شد؟

اگر ادامه پیدا کند و تغییراتی در آن حاصل شود، این اتفاق خواهد افتاد. فراموش نکنیم که تنوع در این نوع مسابقات، حرف اول را می‌زند. شاید اگر رشته‌ها را تخصصی‌تر کنیم و یک در میان، مسابقه را با یک رشته و موضوع خاص، روی آنتن بفرستیم، جذابیت کار، بیشتر شود.

بعد از 20 سال فعالیت، به نقطه‌ای رسیده‌اید که خداحافظی شما از این عرصه، برای مخاطب، بحث‌برانگیز باشد؟

اگر اجرای شما بر دل مخاطب بنشیند، حتی در صورت نداشتن سابقه طولانی نیز در ذهن‌ها، ماندگار خواهید شد و مردم دوست دارند کارهای بیشتری از شما ببینند. بنابراین رفتنتان حتما بحث‌برانگیز خواهدشد. من بعد از اجرا در قالب شخصیت «خانم بهار» بجز چند برنامه محدود تا 3  2 سال، حضور پررنگی نداشتم و هر کس مرا می‌دید، می‌پرسید چرا نیستی؟

فکر نمی‌کنید روند به‌کارگیری مجریان جوان در برنامه‌های مختلف، با آزمون و خطا همراه است؟

البته این سوال را باید از برخی مسوولان خودمان بپرسیم. گاه می‌بینیم یک مجری مطرح که بنا به گفته خودشان، طالبان بسیاری هم دارد، دوباره به کار دعوت نمی‌شود. نمی‌دانم تا کی می‌خواهیم تجربه کسب کنیم و آزمون و خطا داشته باشیم و تازه بعد از ضبط تعدادی برنامه و هدر دادن سرمایه، متوجه ضعفمان شویم.

با این حال با توجه به رقیبان سرسختی که هم‌اکنون در این حرفه حضور دارند و کارهای خوبی که ارائه می‌شود، می‌توانید بار دیگر به روزهایی که «خانم بهار» تقریبا بی‌رقیب بود، بازگردید؟

بله، حتما زیرا نوع کار هر یک از ما با دیگری متفاوت است. بچه‌ها، هر کدام از مجریان کودک را یک جور دوست دارند، اما حرف من این است که ما سال‌های سال، نمی‌توانیم جوان بمانیم و کار کنیم و به طور دائم، اجرا داشته باشیم.

بنابراین روند جایگزینی مجریانی که از توانایی‌های لازم برخوردارند و مردم و مخاطبان، آنها را پذیرفته‌اند، نباید به سرعت اتفاق افتد. شاید بگویید مردم، تنوع را دوست دارند. حق با شماست، این قضیه را رد نمی‌کنم، اما لازم است تا از تمام ظرفیت‌ها و قابلیت‌های یک مجری تا جایی که در توان دارد، کمال استفاده را ببریم زیرا چهره‌هایی که هنوز انرژی دارند و جوانند، با ایده‌های خوبی که در ذهن دارند،‌ آثار ارزشمندی را خلق خواهند کرد. پس چرا جلویشان را بگیریم. اینها باید کار کنند و فراموش نکنند که قبلا چه کسانی در این عرصه، زحمت کشیده‌اند.

مجری مسابقه زندگی‌تان هم خودتان هستید؟

می‌شود گفت بله، بیشتر مسوولیت‌های زندگی با خودم است، البته همسرم هم در کنارم هستند، اما بالاخره آقایان آنقدر درگیر هستند که باید قبول کرد، 80 درصد مسوولیت‌ها بر دوش خانم‌هاست.

به چشم آمدن در اجرا، راحت است؟

بستگی دارد، در کار کودک، گاه بچه‌ها و مخاطبان، مجری را بیشتر دوست دارند و گاهی عروسک برایشان مهم‌تر است و بهتر دیده می‌شود و برخی اوقات، هر دو در کنار هم. اما در مجموع، برنامه را بیشتر به اسم مجری می‌شناسند. هنوز که هنوز است، بسیاری مرا به نام «خانم بهار» می‌شناسند و در بسیاری از برنامه‌ها نیز ابتدا به اسم خانم بهار، معرفی شدم و بعد اسم اصلی خودم را گفته‌اند.

از روزگار اجرایتان راضی هستید؟

بد نیست، البته ناشکری هم نمی کنم. با توجه به توقعی که از خودم دارم شاید بهتر باشد بگویم، از خودم راضی نیستم.

اجرا، بوی پول می‌دهد؟

نه والله! کجا بوی پول می‌دهد [می‌خندد] شاید فکر کنید می‌توانیم از اینجا تامین شویم در حالی که اصلا این‌طور نیست.

پس چرا ادامه می‌دهید؟

اگر این کار را یک‌دفعه کنار بگذاریم، افسرده می‌شویم، در نتیجه مجبوریم برای این‌که بیمار نشویم، باشیم و کار کنیم و با شرایط موجود کنار بیاییم.

یعنی عشق و علاقه‌ای در کار نیست؟

هر کاری مرا راضی کند و دوستش داشته باشم، انجام می‌دهم مثلا: من قصه‌گویی برای بچه‌ها را دوست دارم اما قصه‌هایی را که خودم انتخاب کنم نه آنهایی را که مجبور باشم تعریف کنم.

چند فرزند دارید؟

2 فرزند دختر به نام‌های درسا (5/8 ساله)‌ و دریا (5/3 ساله)‌.

در اجرا، نامدارید یا نامجو؟

دلم می‌خواهد که ان‌شاءالله نامدار باشم.

فکر می‌کنید در مسابقه مثبت یک، انرژی شما بیشتر است یا شرکت‌کنندگان؟

سعی کرده‌ام با تمام وجود کاری کنم که این کمبود انرژی مشخص نشود زیرا در طول ضبط مسابقه، چند روزی بیمار شدم. صدایم بشدت گرفته بود و ضعف داشتم، اما اجازه ندادم اجرایم با مشکل مواجه شود و کوشیدم تا انرژی از طرف من کم نباشد و احتمالا موفق بوده‌ام که می‌گویند شما خوب اجرا کرده‌اید. در مورد شرکت‌کننده‌ها نیز باید گفت، استرس و اضطراب بالای برخی از آنها در کنار سرعت عمل در پاسخگویی، تقریبا چیزی از انرژی‌شان باقی نمی‌گذاشت.

معمولا مجریان مسابقات تلویزیونی از عدم انرژی و نشاط لازم شرکت‌کنندگان، گله‌مندند. چطور می‌توان در رفع این خصیصه کوشید؟

اصولا ایرانی‌ها محجوبند و شما اگر خودت را بکشی، وقتی شرکت‌کننده، خجالتی است نمی‌توانی به نتیجه مطلوب دست یابی.

خانم بهار، دلتنگ دنیای شیرین بستنی‌ها نیست؟

بشدت دلم برایشان تنگ شده است، حتی با تهیه‌کننده و کارگردان آن نیز صحبت کرده‌ام که اگر امکان داشته باشد، دوباره ادامه دهیم خاطرات خوبی که از ضبط این برنامه داشتم در کنار محبوبیت این دو بستنی، آنقدر شیرین و فراموش ناشدنی است که دلم می‌خواهد هر چند وقت یک‌بار تکرار شود.

قیفی یا چوبی؟ حالا که روزهاست از فضای شهر بستنی‌ها دور شده‌اید، دوست دارید در این تابستان داغ، کدام را میل کنید؟

آخی! نه، این را نگویید. [خنده توام با دلسوزی و افسوس]

یعنی شما اصلا بستنی نمی‌خورید؟

بستنی را خیلی دوست دارم، اما هیچ وقت فکر نمی‌کنم کدام قیفی و کدام چوبی است چون اگر یادم بیاید هرگز نمی‌توانم بستنی بخورم.

و طرحی برای فردا؟

ان‌شاءالله اگر عمری باقی باشد دوست دارم یک کار تمام عروسکی سریالی برای بچه‌ها بسازم طوری که نسل در نسل ماندگار شود و هرگز فراموشش نکنند.

شیما و میلا‌د کریمی‌


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: