روزنامه جام جم
صفحه اصلی روزنامه درباره ما ارتباط با ما پیوندها راهنمای سایت بورسبورس آب و هواآب و هوا انتشاراتانتشارات اشتراکاشتراک آرشیو روزنامهآرشیو روزنامه
چهارشنبه 01 اسفند 1397 / 14 جمادي الثاني 1440 / a 20 Feb 2019
صفحه اول روزنامه
سياسي
راديو و تلويزيون
اقتصاد
فرهنگي
جامعه
ورزش
دانش
جهان
حوادث
ايران زمين
گفتگو
سلامت
انديشه
صفحه آخر
جستجوی پیشرفته
ضمائم
ویژه نامه ها
راديو و تلويزيون
نسخه چاپی فرستادن با پست الکترونیک
سه شنبه 12 آذر 1387 - ساعت 00:12
شماره خبر: 100955756145
با توليد و پخش سري دوم مجموعه يک فيلم يک تجربه
بار ديگر فيلم‌هايي که دوست داريم
رویکرد شبکه 4 به تولید مجموعه‌هایی با عنوان «یک فیلم ‌ یک تجربه» رویکرد جالب و جذابی است. اصولا هر رویکرد جدیدی می‌تواند جذاب باشد. سری اول این مجموعه به تهیه‌کنندگی رضا میرکریمی از شبکه 4 به نمایش درآمد و سری دوم به تهیه‌کنندگی ناهید دل‌آگاه. اگر یادتان باشد، مجموعه «20 شب» به تهیه‌کنندگی ارد عطارپور به تولید فیلم‌های مستند اجتماعی پرداخت و مورد استقبال قرار گرفت. مخاطب تلویزیون نیز با آن ارتباط برقرار کرد، چون شاهد تماشای فیلم‌های مستندی بود که برای او ساخته شده بود. از نگاهی دیگر، تولید این مجموعه فیلم‌ها نشانگر توجه تلویزیون به این بخش سینماست.

سری جدید این مجموعه فرق اساسی دارد و آن هم این که 30 فیلم مطرح شناخته‌شده سینمای ایران با دید کارگاهی در معرض تماشای مخاطبان قرار می‌گیرد. اولین و سطحی‌ترین نگاه این است که چرا این همه نیرو برای ساخت مستندی درباره فیلمی که سال‌ها از ساختش گذشته صرف می‌شود؟ اگر آن فیلم حرفی برای گفتن داشت تاکنون حرفش را زده بود! اما نگاه حرفه‌ای و آینده‌نگرانه‌تر می‌گوید که اگر فیلمی مثلا در دهه 60 و 70 مورد توجه کارشناسان سینمایی قرار گرفته و خوش‌درخشیده، باید دلایل موفقیت آن بررسی شود تا دیگران از دلایل موفقیت آن استفاده کنند. به گفته دل‌آگاه، این سری با این هدف ساخته شده است. چه‌بسا ممکن است پیش‌فرض‌هایی اینچنینی نیز مطرح شود که اگر مخاطبی فیلم مادیان یا جاده‌های سرد را ندیده باشد، تکلیفش چیست؟ این فیلم‌ها کمکی به او خواهند کرد یا نه؟ پاسخ این است که این فیلم‌ها باید مستقل عمل کنند و حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشند. از منظر رسانه‌ای نیز ما با رسانه تلویزیون روبه‌روییم و ناچاریم اگر مخاطب هیچ آرشیو ذهنی هم نداشته باشد، با آن فیلم همذات‌پنداری کند.

جوانمرگی هنری

پرداختن به فیلم مستند و ساختار و شیوه روایتی آن به ذوق و سلیقه کارگردان و نویسنده فیلمنامه آن بستگی دارد. این نگاه روایت‌گونه جذاب می‌تواند دلایل علی ژکان را مطرح کند که چرا پس از موفقیت فیلم مادیان کمتر شاهد حضور پررنگ او بوده‌ایم! این نگاه آموزنده است و پوریا رفیعی از تیتری با عنوان جوانمرگی هنری که در یکی از نشریات مطرح شده بود استفاده می‌کند و درباره این فیلم می‌گوید: از طریق این تیتر و با این نگاه که چرا ژکان نتوانست موفقیتش را تکرار کند و این که چرا این فیلم ماندگار شد؟ به ساخت این فیلم روی آوردم. به نظر او، شاخصه اصلی این فیلم سوژه جسورانه و کارگردانی طاقت‌فرسای آن است. اما به نظر ما شاید همین دلیل باعث شد که پس از آن ژکان شرایط آسان‌تری را برگزیند.

خاصیت فیلم رفیعی این است که برای ساخت فیلمش ژکان را به همان روستای فیلم مادیان (بورخانی)‌ برده و از نگاه مدیر تولید (اصغر هاشمی)‌ و بازیگران از جنبه‌های مختلف این فیلم را بررسی کرده است. فیلم مادیان با بازی‌های درونی سوسن تسلیمی در نقش رضوانه و حسین محجوب در نقش رحمت دارای یکی از سکانس‌های بی‌نظیر درگیری این زن و شوهر است. مادیان قصه زن و مردی روستایی را روایت می‌کرد که به دلیل فقر دخترشان را با یک مادیان عوض می‌کنند.

در نقطه کناری این فیلم و این‌گونه فیلم‌های بومی و قبیله‌ای می‌توان به فیلم شیرسنگی ساخته مسعود جعفری جوزانی اشاره کرد که کارگردانی آن با یوسف نیک‌فام است. او نویسنده و داستان‌نویس است و همکاری او با سازمان امور عشایر باعث شده است با فضای فیلم‌های جوزانی ارتباط نزدیک‌تری برقرار کند. بردشیر یا همان شیرسنگی به زبان عشایری‌ها به گفته نیک‌فام فیلمنامه‌ای است که بخوبی توانسته فرهنگ عشایری را بازتاب دهد و جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره پنجم فیلم فجر از آن خود کند. نکته‌‌ای که کارگردان مستند بردشیر به آن اشاره می‌کند، این است که اگر از دهه 60 و اوایل دهه 70 به عنوان اوج شکوفایی سینمای ایران نام برده می‌شد، شما در یک فیلم می‌توانستید فرهنگ ایران را ببینید، اما الان این اتفاق در سینمای ما رخ نمی‌‌دهد!‌ او نکته ظریفی را بیان می‌کند، نکته‌ای که امروزه با عنوان سینمای ملی نیز مطرح می‌شود!  وی مستندش را با نمایی از جوزانی در پشت صحنه سریال در چشم‌ باد آغاز می‌کند. از ویژگی‌های دیگر این فیلم تیتراژ پایانی آن است که تورج زاهدی آن را خوانده است. «در مسیر تندباد» نیز بعد از شیرسنگی در هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر جایزه بهترین فیلم ملی را نصیب جوزانی می‌کند. نیک‌فام در این فیلم با اشاره به کلاسیک بودن فیلمنامه آن، سعی کرده چالش میان عوامل فیلم با منتقدان را بر سر تعدیل شخصیت‌ها و قصه‌های فرعی فیلم به نمایش بگذارد. فیلم در مسیر تند‌باد به ایل قشقایی می‌پردازد. خود جوزانی درباره این فیلم گفته است: «فیلم من قصه ایران است و شما می‌توانید قصه‌‌های مختلفی را در فیلم ببینید....»

فرصت دیگری برای حضور

یکی از ویژگی‌های ساخت فیلم‌های تجربه‌گرایانه این است که فرصت حضوری دیگر را در اختیار کارگردانان و فیلم‌هایی قرار می‌دهد که به دلایلی در زمان خودشان فرصت دیده شدن پیدا نکردند یا به چشم نیامدند. همیشه این دلایل هم سیاسی یا دولتی نیستند، باید دید فیلم در چه سالی تولید و در چه شرایطی ساخته شده است؟ «یاد و یادگار» فیلم مستندی است که تحقیق و فیلمبرداری آن به همت مصطفی رزاق کریمی و فرهاد ورهرام 10 سال به طول انجامیده است.

این مستند با نگاه دقیق به ایران با مدت زمان 97 دقیقه بدون نریشن و البته هیچ ستاره سینمایی ساخته شده است. پیمان نهان قدرتی مستندی با نام «یادی از یادگار» را برای پرداختن به این ویژگی‌ فیلم ساخته است و این که در این مجموعه هیچ فیلم مستندی به غیر از یاد و یادگار وجود ندارد.

نهان قدرتی به تلفیق حضور این دو کارگردان و سفر آنها به یکی از لوکیشن‌های فیلمشان پرداخته است. او اضافه می‌کند: تلاش کردم فیلم مانند یک کلاس آموزشی با نمایش زاویه دوربین و نور مناسب و دکوپاژ تعیین شده باشد تا نشان داده شود فیلم مستند چیزی از داستانی کم ندارد.

پشت صحنه‌ جذاب

ساخت فیلمی از چگونگی مراحل تولید فیلمی دیگر گاه به مذاق تهیه‌کننده و کارگردان آن خوش نمی‌آید،‌ اما همیشه صحنه‌های تولید یک فیلم برای مخاطب جذابیت زیادی دارد و قطعا پشت صحنه فیلمی چون کلاه‌قرمزی و پسرخاله جالب خواهد بود. امیرحسین حیدری به سراغ این فیلم و همین‌طور فیلم «قرمز» رفته. او برای پرداختن به سینمای کودک سراغ برنامه‌های تلویزیونی و عروسک‌گردانان رفته و برای او جالب است که آنچه بیشتر در ذهن عوامل و مردم باقی‌مانده، اشعار این فیلم است؛ همچنین این‌گونه فیلم‌ها راه تحقیقات تازه‌تری را باز می‌کنند. حیدری معتقد است: طبق آمار کسانی که در قسمت‌های پایین شهر زندگی می‌کردند با پسرخاله ارتباط بیشتری برقرار کردند و قسمت‌های بالاتر شهر با کلاه‌قرمزی! و این خود از ویژگی دیگر ساخت این‌گونه فیلم‌هاست.

اما قرمز جزو فیلم‌هایی است که طی سال‌های بعد از انقلاب تمام قواعد ژانر را رعایت کرده است. حیدری که این فیلم را با پرده آبی کار کرده، درباره انگیزه تولید مجموعه یک فیلم  یک تجربه می‌گوید: ساخت این‌گونه فیلم‌ها پرداختن به حاشیه‌هاست؛ اتفاقی که در تمام دنیا در رابطه با فیلم‌های مطرح رخ می‌دهد. مثلا این که قرار بوده امین حیایی ابتدا بازیگر قرمز باشد، نه محمدرضا فروتن و 15 دقیقه‌اش نیز از این بازیگر باقیمانده است.

 حیدری در پایان اشاره می‌کند: از مشکلات ما همکاری نکردن عوامل این فیلم‌هاست، در حالی که بیشتر این فیلم‌ها هیچ جذابیتی ندارند مگر آن که پشت صحنه‌شان نشان داده شود. این در حالی است که به تازگی جبلی و طهماسب فیلم جدید خود را با عنوان «کلاه‌قرمزی در فرنگ» کارگردانی کردند. قصه این فیلم درباره آقای مجری است که در فرنگ برنامه اجرا می‌کند و کلاه‌قرمزی باید یک بسته پستی را به او برساند. در این فیلم کاراکتر جدید عروسکی به نام جیمی نیز حضور دارد.

به فیلم‌ها سلیقه‌ای نگاه نشود

بعد از گذشت 17 سال از ساخت فیلم موفق پرده آخر (واروژ کریم‌‌مسیحی)‌، آزاده بیزارگیتی به سراغ این فیلم رفته تا علاقه واروژ به جهان شکسپیری (نامشخص بودن مرز واقعیت و حقیقت)‌ را نشان دهد. این فیلم که در بیست و پنجمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه نیز به نمایش درآمد، به بازنگری پروسه تولید پرده آخر می‌پردازد. این کارگردان که تاکنون در برنامه‌های پیشگامان علمی ایران، مجله فرهنگی و هنری و مشاهیر به عنوان پژوهشگر و نویسنده حضور داشته، درباره فیلم اصلانی (آتش‌ سبز)‌ نیز فیلم ساخته است. او می‌گوید: فیلم‌های ما جای نقد ندارد. ما در فیلم‌هایمان به پروسه تولید فیلم نگاه می‌کنیم. آن فیلم می‌تواند خوب باشد یا نه! او در فیلمش با عزت‌الله انتظامی، مهدی احمدی و مرتضی پورصمدی (فیلمبردار)‌ نیز صحبت کرده است. با این که آتش سبز مورد توجه منتقدان قرار نگرفت، بیزارگیتی می‌گوید: به نظرم به این فیلم سلیقه‌ای نگاه شد. این فیلم نمونه‌ای از اقتباس ادبی خوب از سینمای ایران است که به ادبیات کهن ایران می‌پردازد. او برای واقعی‌تر جلوه دادن تصاویر فیلمش به شهر بیرجند سفر کرده تا فضای نزدیک‌تری به شهر یزد داشته باشد. آتشکده ورهرام، ارگ سریز و نارین‌قلعه میبد نیز از مکان‌های دیگر این فیلم مستند است.

«کافه ترانزیت» نیز در جشنواره فیلم کوتاه امسال به نمایش درآمد؛ فیلمی ساخته و نوشته کامبوزیا پرتوی. بابک بهداد، کارگردان این مستند مراحل شکل‌گیری فیلمنامه توسط پرتوی و همین طور حضور کارگردان در آذربایجان و یونان را نشان می‌دهد. بهداد می‌گوید: نکته جالب این است که پرتوی در این فیلم به پیشنهاد یک تهیه‌کننده آمریکایی که از او خواسته فیلمنامه‌ای مانند «شکلات» یا «خانه اسپاگتی» بنویسد، فیلمنامه کافه ترانزیت را می‌نویسد که محوریت آن پرداختن به غذاهای ایرانی است.

ای کاش ساخت این فیلم‌ها در مجموعه‌های جداگانه به موضوعات مختلف نیز دسته‌بندی می‌شد. مثلا در سری دوم یک فیلم  یک تجربه به ساخت فیلم‌های مستند با موضوعاتی چون بررسی زیبایی‌شناسانه فیلم‌های ماندگار یا بررسی بعد رعایت ژانر در آنها و... پرداخته می‌شد. تهیه‌کننده این برنامه می‌گوید: ما تاریخ سینما را مرور می‌کنیم و درباره کارگردانی و فیلمنامه آنها بازنگری صورت می‌گیرد، چون حالا که سال‌ها از ساخت آن فیلم‌های گذشته راحت‌تر می‌توان درباره‌شان صحبت کرد و موفقیت و عدم موفقیت آنها را سنجید.

قرار است در برنامه‌های آینده به تهیه‌کنندگی فیلم‌هایی با محوریت سریال‌های فاخر تلویزیونی و فیلم‌شناسی کارگردانان برتر سینما پرداخته شود. این در حالی است که تولید 3 فیلم مستند در حوزه مسائل شهری با همکاری موسسه توسعه تصویر شهری و شبکه 4 در حال نگارش و آماده‌سازی است. موضوعاتی چون آگهی‌های استخدام، قهرمانان ملی، هنر در میان جوانان و... .

مریم درستانی


نظر خوانندگان:
لطفاً نظرات را فارسی وارد کنید
نام:    پست الکترونیک: