JameJamOnline.ir

راديو و تلويزيون

دوشنبه 02 آبان 1384 - ساعت 10:50 شماره خبر: 100004153318

 
ماآخرين بازمانده ايم!
سازنده برنامه هایی چون راویان اخبار، این قافله عمر و شمایل با کوله باری از تجربه گردپیری صورت و موهایش را سپید کرده است و مثل برنامه هایش خاص و مطنطن کلمات را ادبی ادا می کند.
 

او را به عنوان مجری شاخه طوبی باید به یاد داشته باشید. مهدی علی احمدی چهره نام آشنایی است که 4سری برنامه شاخه طوبی را با موفقیت تولید و اجرا کرد. برنامه ای که هنوز هم نام او را با آن برنامه می شناسند.
بعد از چند سال توقف اکنون مجری ، تهیه کننده و کارگردان قند و پند است. برنامه ای که هر چند زمان خاصی برای پخش نمی طلبد، اما از ابتدای ماه رمضان از شبکه 2در حال پخش است ، اما خانه اصلی اش شبکه یک است و درصدد است به خاطر این که عدد 5عدد خوش یمن است ، سری پنجم شاخه طوبی را در شبکه یک بسازد.
مهدی علی احمدی تهرانی است و 7پشت او هم تهرانی بوده اند. 52ساله است و 3سال است به عنوان تهیه کننده ارشد تلویزیون بازنشسته شده.


چطور شد که در شبکه یک و گروه فرهنگ و ادب و هنر آغاز به کار کردید؛
من فارغ التحصیل هنرهای نمایشی رشته کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم که سال 56فارغ التحصیل شدم و یک دوره تکمیل تولید برنامه های اجتماعی تلویزیون در تلویزیون NHK ژاپن گذراندم.
علاقه داشتم در زمینه ساخت نمایش های تلویزیونی فعال باشم و به خاطر علایق شخصی ام به گروه فرهنگ و ادب و هنر کشیده شدم.
حدود سالهای 60فعالیتم را شروع کردم و تا آخرین روزهای بازنشستگی هم در همین شبکه یک بودم و هیچ وقت نه گروه کاری ام را عوض کردم نه شبکه ام را ولی بنا به دلایلی برنامه قند و پند را کار کردیم که شاهد پخش آن در شبکه دو از اول ماه رمضان هستیم.

آیا برنامه قند و پند فصل یا زمان خاصی برای پخش می خواست که بعد از گذشت سالها از پخش شاخه طوبی با نام قند و پند از ابتدای ماه رمضان روی آنتن رفته است؛
مثل آن چیزی که به دوستان می گفتم به شما هم می گویم این کاری که در قند و پند کردیم ، مثل قصه های زیر کرسی است و باید در آن فضا پخش شود. یعنی فضای سرد بیرون با این برنامه ها در داخل خانه گرم شود.
خودم یادم هست از بچگی با مادربزرگ ها و پدربزرگ ها زیرکرسی می نشستیم و در شبهای بلند و سرد زمستان قصه می شنیدیم ؛ چون آن زمان هم تنها رابط جوانها رادیو بود که برنامه های مورد توجهی هم نداشت.
قند و پند من را یاد بچگی ، بزرگ شدن و سنت می اندازد.

پس جرقه اصلی آن از قصه های زیرکرسی پیش آمد؛
بله ، پیشینه ای که همراه خودم و از بچگی ام در آن دوران بود در ساخت این برنامه ها اثر گذاشت. ممکن بود کسی پیشینه ورزشی داشته باشد یا پیشه اش داد و ستد باشد که مربوط به گروههای اقتصادی است و... بالاخره اینها همه در جهت گیری افراد در اشتغال موثر است و به هم ربط دارد.

شما هم زمان گذشته با خانواده از کتابهای حافظ و سعدی و امثال الحکم و ضرب المثل ها استفاده می کردید؛
بله. یادم هست. وقتی پدرم به اقتضای شغلش به ماموریت می رفت ، وقتی آمدن ایشان دیر می شد، چون مثل امروزه رابطی مثل تلفن همراه نبود، در آن زمان به حافظ رجوع می کردیم و از حافظ مدد می گرفتیم که ببینیم مسافر ما کی می آید.

ما شاهد پخش 4سری از برنامه شاخه طوبی بودیم. چرا اینقدر فاصله تا تولید برنامه قند و پند؛
بله تقریبا فاصله زیاد شد. شاید لازم باشد راجع به شاخه طوبی توضیح دهم که اولین سری ساخت این برنامه سال 67شروع شد.
قبل از آن راویان اخبار را براساس متون ادب و کهن فارسی داشتیم که تله تئاتر بود. اما شاخه طوبی ، از سری اول برنامه هایی بود که به حالت جنگ ساخته می شد و آیتم های مختلف داشت آن زمان تلویزیون هم چندین شبکه نبود. ساعت 4پخش آغاز و 11تعطیل می شد.
اما الان انواع برنامه ها و تعدد شبکه ها را داریم. به همین خاطر آن برنامه دیده شد و حدود 78قسمت 45دقیقه ای با وقفه هایی چند ساله تولید کردیم که پخش هم شد، اما همیشه مسائل فرهنگی و ادبی مظلوم و مهجور می مانند و این شامل شاخه طوبی هم می شود.
به این دلیل می گویم که بالاخره هر قدر مسوولان بها دهند، می توانند توقع داشته باشند که برنامه اثرگذار باشد.

امکانات شما برای تولید قند و پند چگونه بود؛
به ما خوب بها داده شد، چون مدیر محترم شبکه خواستند کاری را بنده در گروه فرهنگ و ادب انجام دهم ولی درواقع هرچی پول بدهیم ، آش می خوریم و این همیشه بوده و هست.
کسی که بیننده تلویزیون است ، نمی داند چقدر خرج برنامه شده ، اما این تهیه کننده برنامه است که نقاط قوت و ضعف آن برنامه را می فهمد.
هر چند که پخش آن مصادف شده با پخش برنامه طنز شبهای برره یا این که دیر پخش می شود. در هر حال یک مقدار از مخاطبان خود را از دست می دهد.

بعد از چندین سال تجربه در زمینه برنامه سازی آیا شبکه 2سیما پذیرایی خوبی از شما به عمل آورد؛
به قول شما مشورت کردن با این بنده حقیر بازنشسته نباید ضرر داشته باشد. خیلی از مدیران تراز اول هنوز ما را قابل می دانند و کسانی که در رده اول هستند باید الگو بردارند، متاسفانه این همکاری تجربه اول ما با شبکه 2بود.
ما فقط برنامه را تحویل دادیم و این که چه زمانی پخش می شود و ساعت پخش آن کی است را نمی دانستیم. احساس می کنم شبکه 2ما را غریب گیر آوردند. 11صبح زنگ زدند و گفتند 10شب امشب قرار است قند و پند پخش شود. برای خودم با 28سال سابقه خیلی جدید بود. البته شاید برنامه ما آنقدر قابل نیست که بخواهند به آن بپردازند.

و این که شاید هر شبکه ای مختص پخش برنامه ای خاص در نظر گرفته شده است؛
درست است ، اما شبکه 2هم یکی از اهدافش پرداختن به مسائل فرهنگی و اجتماعی است.

شاید حجم زیاد برنامه ها در این ماه هم بی تاثیر نباشد؛
این برنامه را هر زمانی می توانستند پخش کنند، اما برنامه با مخاطبش معنا پیدا می کند، جسته و گریخته نمی توان مخاطب جمع کرد. لابد فکری پشت این قضیه است که با این مسیر به نتیجه ای با مخاطب برسیم.
وقتی این مسیر طی نمی شود، آن نتیجه را نمی دهد. حتی ما برای اولین بار آمدیم زمان 20دقیقه ای برای برنامه گذاشتیم یعنی حتی کنداکتور پخش را در نظر گرفتیم که زیاده گویی نباشد و سعی کردیم معجزه کنیم تا در زمان کوتاه به دل مخاطب بنشیند، ولی این زمان خوبی است برای برنامه هایی که می خواهند عبرت و نکته داشته باشند.

با توجه به این که اجرای شما خاص است ، چرا در برنامه های دیگر اجرا را به عهده نمی گیرید؛
من غیر از برنامه ای که برای خودم باشد، در هیچ شرایطی به عنوان اجراکننده حضور نداشتم و فقط در برنامه های خودم بودم. حتی اگر 4سال هم بیکار باشم این کار را نمی کنم.

چرا؛
چون من اجراکننده حرفه ای نیستم. بیشتر این اجرا کردن یک نوع هنرپیشگی است. بعضی از دوستان پیشنهاد می دادند در برنامه زنده اجرا کنم ، اما من قبول نکردم.
اگر من این کار را جلوی دوربین می کنم ، فقط مختص خود من است و یک نوع شیطنت هنرپیشگی در آن است.

اسم این شیوه را چه می گذارید. هم اجرا و هم بازی که فقط مختص خود شماست و جایی هم چاپ نشده است؛
من یادم هست در سال 67در زمان تولید سری اول شاخه طوبی یکی از مدیران به من می گفت آقا شما می خواهید بایستید و اجرا کنید؛ یعنی حتی تا آن زمان ایستادن یک مجری جلوی دوربین باب نبود و عجیب و غریب می نمود.
تا آن زمان یک مجری باید فقط می نشست و دوستان تئاتری هم ایراد می گرفتند که مگر هنرپیشه هم اجرا می کند؛ شکر خدا بعدها دیدیم خیلی خیلی بزرگتر از ما هم اجرای برنامه می کنند. برنامه هایی که من شاید اصلا اجرای آنها را نمی پسندم ، ولی شروع آن سخت بود و به قول اطبا بعدها ژنریک آن زیاد شد اما اصولا چون این برنامه ها جذابیت های دنیوی کمی دارد و همه اش تقریبا دردسر است و جذابیت ندارد.
مثلا اگر شما از یک شعر فتحه و ضمه آن را بالا و پایین نگویید مقصر هستید. به جرات می توانم بگویم که تنها بازمانده این برنامه ها که در شرایط و با سختی و مشقت دوام آورده ، بنده حقیر هستم.

تا حالا به این موضوع فکر کرده اید که ممکن است جوانها از این نوع برنامه خوششان نیاید؛
عرض کردم شاخه طوبی در 26قسمت با این که هر اپیزود هم به اپیزود دیگر ربطی نداشت ولی چون در مسیر خودش پخش شد، مخاطبش را پیدا کرد.
اما همین دیشب ساعت 22/8 دقیقه شبکه 2آنونس برنامه قند و پند را پخش کرد و زیر آن حک کرد هر شب ساعت 45/20، جمعه ها ساعت 45/19.الان 10 روز است که این برنامه دارد 30/21دقیقه پخش می شود و هیچ کس هم دقت نمی کند که این اشتباه است. خب مردم هم مثل من بیکار نیستند که از 6بعد از ظهر پای تلویزیون بنشینند تا 12شب که برنامه پخش شود یا اگر فرضیه ای باشد که بگویند این برنامه را در فرصت مناسب دیگری پخش می کنیم عیبی ندارد.
ما این برنامه را برای چند بار پخش ساختیم ولی همیشه یک برنامه ، در شروعش هویت می گیرد. از آن به بعد اگر 20روز به 20روز پخش شود، همه می گویند آهان این همان برنامه است ، یعنی ما باید ابتدا برادری مان را ثابت کنیم بعد سراغ کدخدا را بگیریم!

چقدر سعی کردید نمایش ها یا شیوه اجرای شما شبیه شاخه طوبی نباشد؛
خیلی ، در زمان تولید این را مدنظر داشتیم. البته به 2شکل ؛ اولا این برنامه در لوکیشن های واقعی ضبط شده آن هم با یک دوربین و نقش راوی (قصه گو) در قند و پند با نقش من در شاخه طوبی فرق دارد.
به خاطر این که من در شاخه طوبی در موضوع دخالت می کردم ، ولی اینجا من فقط پیش زمینه هستم تا آخر که فقط می آیم و خداحافظی می کنم. ما در لوکیشن هایی مثل اصفهان ، کاشان ، قزوین و تهران کار کردیم و تکنیکی به کار بردیم که وقتی نمی توانستیم چیزهایی را به شکل تصویر در آوریم ، با ندیشن مطرح کنیم.
در صورتی که اگر پرود اکشن قوی داشتیم بهتر بود. مثلا راه رفتن را در بازار می گرفتیم و آهنگی هم روی آن می گذاشتیم که صدای من هم نباشد، اما متاسفانه نشد.

نمایش های برنامه شما هم از شاخه طوبی تا قند و پند خاص است؛
گاهی در نمایش های سنتی خودمان یعنی نمایش های روحوضی برای اجرای این روش از کار استفاده کردیم. چون ما در 20دقیقه نمی توانستیم شخصیت پردازی کنیم ، پس برای این که منظورمان را بگوییم ، مجبوریم از طریق دیگری وارد شویم.

مسلما این نوع از نمایش ها هنرپیشه های خاص خود را هم می طلبد؛
بله ، هنرپیشه هایی از پس این کار برمی آیند که این شناخت را داشته باشند، مثل داریوش مودبیان و... این یک نوع شیوه بازیگری درشت نمایی است.
یعنی اغراق ، یعنی درشت بازی کردن ، مثلا صادقانه می گویم از این 26برنامه اگر دست من باشد 6قسمت آن من را راضی نمی کند. شاید هنر پیشه هایی که برای آن اپیزود انتخاب شدند نتوانستند آن شیوه را پیاده کنند.

شاید هم تعدد بازیگران است که شما نظارت کمتری بر بازی آنان دارید؛ ما در شاخه طوبی بازیگران کمتری می دیدیم ، این حضور بیشتر شاید به این دو دستگی کمک کرده است؛
بله کاملا درست و حرفه ای اشاره می کنید. بعضی بازیگرها در یک اپیزود جواب نداده اند و بعضی ها جواب داده اند، شکر خدا 90درصد موفق شدیم و 10درصد هم به قول جوانها سوتی دادیم. اما من نیامدم برنامه ای را اجرا کنم و بروم. اصلا کجا بروم؛
حرفه اصلی من این کار است و به جرات می گویم که در سری بعد یک قدم جلو می رویم ، قند و پند هنوز نوپاست.

چرا جدای از تجربه تئاتر که دارید تنها یک تجربه تصویر آن هم در سریال «لبخند زندگی» داشتید؛
کم و بیش علاقه ای به بازیگری هست ، منتها بازیگری روال خودش را دارد که من هنوز در آن روال قرار نگرفتم و گرایشم این است که انرژی و وقتم را در برنامه سازی بگذارم.
حتی اگر با برنامه ای مثل قند و پندی مواجه شوم و دو سه سال وقت من را بگیرد و خیلی هم مسائل آنچنانی نداشته باشد، ترجیح می دهم این کار را بکنم که به نتیجه فرهنگی برسم.

نگفتید از کجا به اسم برنامه (قند و پند) رسیدید؛
ما دو هدف را دنبال می کردیم. یکی این که برنامه شیرینی باشد و بی هدف نباشد؛ چون برنامه ای که براساس متون فرهنگ و ادب ساخته می شود بی هدف نمی شود و به زعم ما یک نکته ای ، اشارتی یا شیرینی ای دارد و شکر خدا با مشورتی که با دوست عزیزم آقای میثمی کردیم ، به قند و پند رسیدیم.
اسم بدی هم نیست ، چون خودم روی اسم حساس هستم و احساس می کنم خود اسم کاراکتر یک برنامه و هویت آن را تشکیل می دهد. هدفمان این بوده که یک چیز عبرت آموز را در قالبی شیرین عرضه کنیم.

مریم درستانی