JameJamOnline.ir

قاب کوچک

شنبه 11 مهر 1388 - ساعت 19:00 شماره خبر: 100919018262

درباره فيلم سرب ساخته مسعود کيميايي 
مرد امروز در دنياي سربي
چه از سینمای مسعود کیمیایی خوشمان بیاید یا نه، سایه سنگین او بر سر سینمای ایران امری انکارناشدنی است و راهی را که او با ساخت آثاری همچون رضاموتوری و گوزن‌ها جزو پیشگامان موج نو قرار گرفت، هرگز نمی‌توان از یاد برد و به تحسینش ننشست. به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران البته در سال‌های بعد از انقلاب، سینمای کیمیایی نتوانست دوران اوج مقطع پیشین را احیا کند و روندی نه‌چندان درخشان را طی کرد که اگر هم بحثی را برمی‌انگیخت نه از حیث خود آن فیلم‌ها، بلکه از جهت اهمیت خود فیلمساز بود.
 

 اما در مجموعه آثار 3 دهه اخیر این سینماگر، نام یک فیلم درخشش بیشتری دارد. کیمیایی زمانی در توصیف این اثر گفته بود که در آن بشدت خودش است. شاید در ضعف و قوت این شدت اگر و اماهایی بتوان مطرح ساخت، اما در این که این فیلم در قیاس با کارهای دیگر بعد از انقلاب کیمیایی بیشتر در حال و هوای سینمای او است، شکی نیست. این فیلم، سرب نام دارد. این فیلم 132 دقیقه‌ای محصول سال 1367 است و داستانش در دهه 1330 می‌گذرد: در تهران سال‌های 1330 یک زوج جوان یهودی به نام‌های دانیال و مونس همچون بسیاری دیگر از یهودیان خواهان عزیمت به سرزمین موعود (اسرائیل) هستند. اما از آنجایی که عمویشان یعقوب مخالف جریان صهیونیسم است با مخالفت سازمان ‌هاگانا که یک گروه بسیج‌کننده یهودیان می‌باشد مواجه می‌شوند. چندی بعد یعقوب به دست یزقل که عضو سازمان است کشته می‌شود و پلیس، میرزا محسن، همسایه یعقوب را که فردی متدین و خوشنام است و در واقع قصد کمک به یعقوب را داشته، به جرم قتل دستگیر و روانه زندان می‌کند. دانیال و مونس که از هویت قاتل آگاه هستند برای نجات جان خود مجبور به فرار و زندگی مخفیانه شده و درصددند تا هر طور شده از کشور خارج شوند. نوری، برادر میرزامحسن که یک روزنامه‌نگار است و‌‌‌بر‌‌اساس پاره‌ای مسائل خانوادگی و عاطفی، رویه منزوانه‌ای را در زندگی‌اش پیش گرفته است، برای اثبات بی‌گناهی برادر خود به دنبال آنان است تا در دادگاه شهادت دهند، ولی غیر از او یزقل نیز در پی آنان است تا شاهدی بر قتلش باقی نماند. سرانجام نوری موفق به بازگرداندن دانیال می‌شود در حالی که مونس از او جدا و ناخواسته راهی خارج شده است. در روز دادرسی دانیال مورد ترور واقع می‌شود، اما نوری با انداختن خود در جلوی او مورد اصابت گلوله قاتل قرار می‌گیرد و دانیال سرانجام در دادگاه حاضر می‌شود تا علیه سازمان تروریستی صهیونیستی و در راستای بی‌گناهی میرزامحسن شهادت دهد.

فیلم سرب چه در مواجهه با منتقدان و چه در رویارویی با تماشاگران از استقبالی نسبی برخوردار شد و البته این جدا از موفقیت‌های جشنواره‌ای فیلم در داخل و خارج از کشور است. فهرستی از موفقیت‌های جشنواره‌ای سرب به شرح زیر است:

1367 - نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از هفتمین جشنواره فیلم فجر ‌هادی اسلامی

1367 - نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد از هفتمین جشنواره فیلم فجر فتحعلی اویسی

1367 - نامزد سیمرغ بلورین بهترین صحنه‌آرایی از هفتمین جشنواره فیلم فجر ایرج رامین‌فر

1367 - برنده دیپلم افتخار نقش اول زن از هفتمین جشنواره فیلم فجر فریماه فرجامی

1367 - برنده سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی از هفتمین جشنواره فیلم فجر جلال‌الدین معیریان

1367 - برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از هفتمین جشنواره فیلم فجر محمود کلاری

1368 - نامزد جایزه بهترین عکس بخش مسابقه مواد تبلیغاتی فیلم‌ها از هشتمین جشنواره فیلم فجر اکبر اصفهانی

1368 - نامزد جایزه بهترین آنونس بخش مسابقه مواد تبلیغاتی فیلم‌ها از هشتمین جشنواره فیلم فجر مسعود کیمیایی

1383 - برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از چهل و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم نیویورک ‌هادی اسلامی

اما همان‌طور که گفتیم فیلم سرب از نظر منتقدها هم کم و بیش به خوبی یاد شد. هوشنگ گلمکانی، سردبیر ماهنامه سینمایی فیلم، در همان ایام جشنواره یادداشتی آکنده از احساسات مثبت و ستایش برانگیز برای آن در مجله سروش نوشت که در ابعاد خود هنوز یادداشتی خواندنی و البته به یادماندنی است. اگرچه ایرادهای فیلم از نگاه دقیق منتقدانی هم مانند ایرج کریمی پنهان نماند و درباره‌اش مفصل نوشتند، اما به هر حال فیلم برای بسیاری که به اتمسفر سینمای کیمیایی علاقه‌مند بودند امتیازهای کمی نداشت و ابعاد مختلفی را برای حسن‌جویی در بر می‌گرفت. رفاقت و برادری، سیاست، حرکت فردی در جامعه‌ای عدالت‌کش، خلق فضای گنگستری، تعقیب و گریز، خشونت شهری، ادای دین به سینما، تنهایی و انزوا، ناکامی در عشق، شخصیت‌پردازی بوگارتی مرد اول فیلم و... هریک مواردی متعدد است که می‌تواند در تحلیل مضمونی و سینمایی سرب مورد توجه قرار گیرد.

متن اولیه فیلم البته از روی فیلمنامه‌ای از تیرداد سخایی نگاشته شده بود. مسعود کیمیایی در جایی (جلسه نقد و بررسی فیلم سرب در شب کانون فیلمنامه‌نویسان) ابراز داشته است: «در حقیقت 18 سال از این ماجرا می‌گذرد و من بسیاری از جزئیات را به یاد ندارم. فقط 3 راننده موتورسیکلت در فیلمنوشت ‌هاگانا به یاد دارم که تیراندازی می‌کردند و این در فیلم وجود نداشت و جز این، چیز دیگری را از تفاوت‌های این دو فیلم به یاد ندارم. محمد بهشتی (مدیرعامل وقت بنیاد سینمایی فارابی) بعد از خط قرمز و تیغ و ابریشم که حدود 30 دقیقه آن حذف شد، 3 سناریو برای ساخت به من پیشنهاد کرد که سرب در میان آنها قابلیت سینمایی شدن را داشت.»

سرب آغازبندی زیبایی دارد: ابتدا تصاویری مستند از یهودیانی که منتظر عزیمت به سرزمین موعودند و سپس حرکت انبوه مورچه‌ها از کنار جسدی در تصویری درشت که تا روی دیوار مقابل حرکت می‌کنند تا استعاره‌ای هوشمندانه از ماهیت این مهاجرت اجباری و پرتحقیر باشد. فیلم اگرچه در بستر این رویکرد سیاسی درامی را خلق می‌کند که هم‌محور با دلمشغولی‌های خاص سازنده‌اش است، اما به هر حال لحن سیاسی آن هم از اهمیتی بسزا برخوردار است و به عنوان اولین فیلم جدی ایران در باب صهیونیسم و رواج و تبلیغات آن و پرده‌برداری از ماشین ترورش برشمرده می‌شود. در این زمینه فیلم ارجاع به مستندهایی تاریخی دارد. تشکیلات‌ هاگانا موجودیتی واقعی در تاریخ داشت و حاصل تخیل فیلمنامه‌نویس نبوده است. این دستگاه نظامی که تأسیس‌اش در 1920روی داد، رفته‌رفته ماهیتی تروریستی برای مقابله با مخالفان صهیونیسم پیدا کرد که در ممالک دیگری غیر از اراضی فلسطین هم گسترش یافت از جمله در ایران که مورد توجه روزنامه‌نگاران دقیق زمانه خودش هم بود کما این که مثلا روزنامه «مرد امروز» در همان بحبوحه تأسیس رژیم صهیونیستی در سال 1948 این سازمان را چنین تعریف می‌کند: «سازمان آدم‌کشی یهود که مرکز آن در فلسطین و شعبه آن در تهران می‌باشد.» کیمیایی در فیلم سرب ارجاعات شاخصی به این روزنامه و مرد معروف آن محمدمسعود دارد و شخصیت‌پردازی آدم اول داستان (نوری) بی‌ارتباط با برخی از شناسه‌های شخصیتی این روزنامه‌نگار نیست. بازی به یادماندنی زنده‌یاد ‌هادی اسلامی در نقش نوری در یادآوری و تداعی این همسانی بی‌تأثیر نیست. البته بازی بسیاری از بازیگران فیلم سرب پس از گذشت سال‌ها همچنان قابل توجه است: بویژه فریماه فرجامی در نقش مونس که یکی از ماندگارترین شخصیت‌های زن در سینمای ایران را رقم زد، امین تارخ در نقش دانیال که بخوبی درماندگی این کاراکتر را در بازی‌های سیاست ابراز می‌داشت و فتحعلی اویسی در نقش یزقل که تجسمی بارز از خشونت تعقل گریز جریان صهیونیسم به شمار می‌رفت.

سرب فصل‌های به یاد ماندنی زیادی دارد: صحنه جدایی مونس و دانیال در آبی بیکران دریا، صحنه خلوت نوری در اتاقش در کنار تابلوی کوچک محبوب از دست رفته‌اش، صحنه دندانپزشکی که چرک و خون و تعفن را زیربنای هسته جوهری صهیونیسم عنوان می‌کند (با بازی فراموش نشدنی مرحوم جلال مقدم) و... اما یکی از زیباترین این فصل‌ها که اصلا در کارنامه سینمایی کیمیایی صحنه‌ای کم‌نظیر هم هست، سکانس کتک‌خوردن نوری مقابل سینمایی است که دقایقی قبل از آن چند کودک را کمک مالی کرده بود که بروند و فیلمش (که فیلم صورت زخمی است و تعاملی معنایی و موقعیتی با وضعیت نوری پیدا می‌کند) را تماشا کنند.

سرب در شرایط سختی تولید شد و حملات هوایی دشمن به تهران در بحبوحه سال‌های 1366 و بعد از آن مانع بزرگی برای روال متداول ساخت آن به حساب می‌آمد. تهران در زمان ساخت این فیلم در معرض بمباران‌های عراق قرار داشت و پس از آن‌که 8 بمب در اطراف لوکیشن مربوط به سکانس دادگاه اصابت کرد، محل فیلمبرداری به شمال ایران منتقل شد. همچنین از آنجا که داستان فیلم در تهران سال‌های 30 خورشیدی می‌گذرد، گروه نیاز به استفاده از اتومبیل‌های قدیمی برای به تصویر کشیدن خیابان‌های آن زمان داشته است و از آنجا که تنها 3‌عدد از این‌گونه اتومبیل‌ها در اختیار گروه بوده، دست‌اندرکاران ساخت فیلم با رنگ کردن و استفاده از آنها در سکانس‌های مختلف توانسته‌اند این کمبود اتومبیل را جبران نمایند. در فصل‌هایی هم از دبیرستان البرز و ساختمان‌ها و معماری خاص و محوطه‌اش بهره گرفته شده بود تا فضای تهران آن سال‌ها تداعی و بازسازی شود.

مهرزاد دانش