JameJamOnline.ir

قاب کوچک

شنبه 18 مهر 1388 - ساعت 19:00 شماره خبر: 100919617291

درباره فيلم «کاغذ بي‌خط» ساخته ناصر تقوايي 
حکايت وارونه نگارش
ناصر تقوایی از فیلمسازان شاخص سینمای ‌ایران است. از آخرین ساخته بلند او یعنی فیلم «کاغذ بی‌خط»، 8 سال می‌گذرد و‌ این در حالی است که او در سال‌های بعد از انقلاب، جدا از‌این فیلم تنها دو فیلم دیگر ساخته است: ناخدا خورشید و‌ ای‌ایران که البته فیلم کوتاهی از اثر اپیزودیک قصه‌های کیش را نیز باید بدان افزود. در‌این مجال، مروری خواهیم داشت به آخرین فیلم او؛ با‌ این امید که راه برای اثر بعدی‌ این هنرمند بزودی هموار شود. کاغذ بی‌خط، نخستین بار در جشنواره بیستم فیلم فجر به نمایش عمومی درآمد و سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران را برای تقوایی به همراه داشت. البته ‌این جایزه برای تقوایی چندان خوشایند نبود و پس از جشنواره با پس فرستادن اعتراض‌آمیز آن، ناخرسندی‌اش را از نادیده گرفتن امتیازاتی که برای بخش‌های مختلف فیلمش قائل بود اعلام کرد و البته در پی آن هیأت داوران نیز برای نخستین بار در طول تاریخ برگزاری جشنواره، کنفرانسی مطبوعاتی تشکیل دادند تا توضیحاتی را در‌این باب ارائه کنند. کاغذ بی‌خط اما در محافلی دیگر نیز موفقیت‌هایی را کسب کرد که از آن جمله می‌توان به تندیس بهترین فیلم به انتخاب انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی در ششمین جشن خانه سینما اشاره کرد. البته فیلم در جشنواره فیلم فجر هم در 10 رشته نامزد دریافت سیمرغ شد که به هر حال تنها در مرحله همان نامزدی باقی ماند.
 

داستان‌ این فیلم از یک صبح پاییزی در ساعت 7 شروع می‌شود. جهانگیر (خسرو شکیبایی)، رویا (هدیه تهرانی) و 2 فرزندشان شنگول (هانیه مرادی) و منگول (آرین مطلبی)، اعضای خانواده‌ای چهارنفره‌اند که زندگی‌ای معمولی را سپری می‌کنند، اما در ‌این بین، رویا موقعیتی متمایز دارد، از ‌این حیث که دائم در حال خیالبافی و داستان سرایی است. جهانگیر با مشاهده علاقه زیاد همسرش به داستان‌پردازی، به او پیشنهاد می‌دهد که به آموزشگاه‌ داستان‌نویسی برود و به شکل آکادمیک ‌این جریان را دنبال کند. رویا در کلاس فیلمنامه‌نویسی مدرسه باغ فردوس ثبت نام می‌کند و استادش به او توصیه می‌کند که برای نوشتن، از نکات رایج زندگی واقعی خودش بهره ببرد. رویا هم چنین می‌کند، ولی چنان درگیر ‌این فرآیند می‌شود که اعتراض جهانگیر را بر می‌انگیزد. تشنج‌های جاری امکان نوشتن در منزل را از رویا می‌گیرد و برای همین راهی خانه مادرش می‌شود تا نوشتن فیلمنامه را به اتمام برساند. پس از به انجام رساندن آن به خانه بازمی‌گردد، در حالی که وضعیت آن بشدت درهم‌ریخته و آشفته است. زمانی که رویا مشغول نظافت منزل است، جهانگیر هم فیلمنامه او را مطالعه می‌کند و می‌بیند که متن آن شامل آن اتفاقات زندگی مشترک‌شان است که در فیلم روایت شده بود. خواندن‌این متن از شام تا بامداد طول می‌کشد. صبح رویا صبحانه را آماده می‌کند و به اتفاق می‌خورند، در حالی که ساعت باز 7 صبح است و روز دیگری آغاز شده است.

کاغذ بی‌خط از نظر کارگردانی، فیلم قابل توجهی است. در واقع، تقوایی با‌ این اثر ضرب‌شست بزرگی در جلوه بخشی به مهارت و توانمندی‌اش در عرصه فیلمسازی نشان داده است. بیش از 80 درصد فیلم در داخل یک آپارتمان کوچک می‌گذرد، ولی نمی‌توان یک پلان تکراری در سراسر فیلم یافت. دکوپاژ آهنین تقوایی و تسلطش بر ابزار، باعث شده فیلم ساختار تکنیکی فوق‌العاده‌ای داشته باشد. فیلم چند پلان‌ سکانس طولانی دارد که اتفاقا به خاطر میزانسن‌های درست تقوایی شاید اصلا به چشم نیایند، ولی کسانی که از سینما شناخت کافی دارند، کاملا متوجه ‌این ظرافت و تسلط می‌شوند. احمد طالبی نژاد در یادداشت‌های جشنواره‌ای‌‌اش در همان‌ ایام، در ‌این باره چنین نوشت: «کاغذ بی‌خط، نمونه درخشان یک فیلم کارگردانی شده است و همه چیز زیر نظارت تقوایی قرار داشته. حالا معنی وسواس‌های تقوایی را می‌فهمیم... کاغذ بی‌خط خیلی به آثار روشنفکرانه وودی آلن و طبعا به حال و هوای آثار برگمان نزدیک است. با میزانسن‌های پیچیده، حساب شده و دقیق بی‌آن‌که یک نمای تکراری در آن دیده شود.» کاغذ بی‌خط خلاف بسیاری فیلم‌های دیگر، از برخی روال‌های متداول دوری می‌جوید. مثلا فیلم فاقد تمهید ‌اینسرت است که‌این نیز به سلیقه خاص تقوایی برمی‌گردد که ‌این شیوه بیانی بصری را دوست ندارد و آن را دشمن روایت در سینما می‌انگارد و البته شاید یکی از دلایلی که ریتمی‌ کشدار را برای برخی مخاطبان القا می‌کند، همین پرهیز از‌ اینسرت باشد. مثال دیگر کنار گذاشتن فلاش‌بک است که باز در سلیقه سینمایی تقوایی جایی ندارد و در مجموعه فعالیت‌های سینمایی اش تنها در فیلم صادق کرده از آن استفاده شده است. او خود در ‌این مورد در جایی گفته است: «فرم کاغذ بی‌خط روش تازه‌ای است در کاربرد فلاش‌بک؛ یعنی بدون‌ این که بازگشت به گذشته در قطعات فیلم اتفاق بیفتد، کل فیلم بازگشت به گذشته است. ‌این فیلم دارد وارونه حکایت می‌شود. یعنی از زمانی که فیلمنامه تمام شده، روایت آغاز می‌شود.» البته برخی منتقدان هم بودند که در کنار اذعان به‌این تسلط کارگردانی، فیلم را از برخی جهات مانند ضرباهنگ روایت و ساختار و نیز پاره‌ای کنایه‌های آشکار اجتماعی دچار ضعیف می‌انگاشتند. فیلم در شرایطی تولید و اکران شد که جامعه التهاباتی اجتماعی مانند قتل‌های زنجیره‌ای یا تعطیلی برخی از نشریات را تجربه کرده بود و با توجه به کدهای آشکار فیلم به برخی از‌ این قرائن، برخی از صاحب نظران آن را اثری سیاسی می‌انگاشتند که قرار بود با تیپ سازی روی شخصیت‌های فیلم، فضایی را در باب آزادی و محدودیت و سلطه و... ترسیم کند. همین برداشت بود که برخی منتقدان را واداشت تا از لحن بارز نمادین فیلمساز در‌این زمینه ‌ایراد بگیرند، اما عده‌ای از منتقدها هم بیان اثر را فراتر از‌این برداشت‌ها می‌دانستند و برای آن امتیازی بالاتر قائل بودند. از ‌این حیث، کاغذ بی‌خط در مواجهه با منتقدها در 2 طیف کاملا متفاوت قرار گرفت؛ عده‌ای را به ستایش فراوان و عده‌ای را به نکوهش‌هایی نسبی واداشت که البته فصل مشترک هر 2 گروه، اقرار به توانایی فنی کارگردانی تقوایی در ساخت آن بود.

کاغذ بی‌خط بر مبنای فیلمنامه‌ای از مینو فرشچی ساخته شده است. فرشچی در واقع فیلمنامه اولیه را بر اساس همان رهیافتی نگاشت که در طول فیلم، رویای داستان را به نوشتن سوق داد. او که در اوائل دهه 1370 در مرکز اسلامی‌ آموزش فیلمسازی در رشته فیلمنامه‌نویسی تحصیل می‌کرد، ‌این توصیه استاد راهنمای ترم آخرش را (که خود ناصر تقوایی بود) مبنی بر‌این که درباره مواردی مطلب بنویسند که با آن آشنایی کامل دارند گوش کرد و فیلمنامه‌ای را با محوریت زنی که می‌خواهد فیلمنامه بنویسد نگاشت. تقوایی از طرح فرشچی استقبال کرد و پایان نامه تحصیلی فرشچی، ذوق تقوایی را برای ساخت فیلمی‌جدید برانگیخت. البته آن چه در فیلم نمود پیدا کرد، تا حد زیادی با متن اولیه فرشچی تفاوت داشت و برای همین فرشچی اعتراض‌هایی آرام و محترمانه به‌این مساله ابراز کرد. فرشچی در گفت و گویی در‌این زمینه گفته است: «می‌خواستم مشکلات زنی را مطرح کنم که باید در موقعیتی خاص وظایف سنتی‌اش را تحمل کند. یک استعداد شخصی هم دارد و می‌خواهد آن را پرورش بدهد... اما رویا در فیلم کاغذ بی‌خط، شبیه آدم‌های سودایی شده و به نظر می‌آید مدام دارد خودش را لوس می‌کند و اتفاقا مرد قصه منطقی‌تر شده است... وقتی فیلمنامه را می‌نوشتم قصدم‌ این بود که بتدریج متوجه شویم سلاح‌این زن مقاومت است و می‌تواند هویت خویش را در پایان فیلم به عنوان یک نویسنده ثابت کند، در حالی که رشته زندگی‌اش هم از دستش در نرفته بود. در فیلمنامه او از اول هم می‌دانست که می‌خواهد چه کند و در پایان هم موفق می‌شود، اما در فیلم همه چیز شکل تناقض آمیز پیدا کرده است.»

کاغذ بی‌خط در اکران عمومی‌اش در اواخر بهار سال 1381، فروش چندانی به دست نیاورد و نزدیک به 150 میلیون تومان فروخت که البته برای تهیه‌کننده‌اش شکست به حساب نمی‌آمد. برخی معتقدند علت‌ این افت فروش، اکران همزمان کاغذ بی‌خط با فیلم آبی حمید لبخنده بود که در آن هم هدیه تهرانی بازی می‌کرد.

در نظرسنجی اخیری که در شماره 400 ماهنامه فیلم از 92 منتقد سینمایی به عمل آمده است، 2 فیلم از تقوایی (ناخدا خورشید و آرامش در حضور دیگران) در فهرست 10 فیلم برتر تاریخ سینمای‌ ایران قرار گرفته‌اند.

مهرزاد دانش