JameJamOnline.ir

قاب کوچک

شنبه 19 مرداد 1387 - ساعت 19:08 شماره خبر: 100945979948

خاطرات و مخاطرات توليد سريال « خط شکن » 
روزي‌ که خورشيد سرد شد...!
چند سالی است که برخی از نهادها و ارگان‌های دولتی برای تبلیغ و آشنایی درست و منطقی آحاد جامعه با اهداف و عملکرد خود، دست به تولید مجموعه‌های تلویزیونی به شکل مستقل و گاه در مشارکت با سیما می‌زنند. ساخت مجموعه‌های تلویزیونی که خارج از سیستم اداری، مالی و نظارتی تلویزیون به سامان رسیده وبعد از تولید به یکی از شبکه‌ها فروخته می‌شود، در اغلب موارد به سبب برخی ملاحظات غیرحرفه‌ای و فقدان حضور آدم‌های کاربلد درعرصه تولید با تنش‌ها و مصائبی مواجه می‌شود که باعث فرسایش گروه سازنده می‌شود.
 

  سریال «خط شکن» که به سفارش معاونت امر به معروف و نهی از منکر نیروی مقاومت بسیج تولید شده و چند صباحی است که از شبکه 5 تلویزیون در محضر دیدگان مخاطب قرارگرفته، پروسه تولیدش با فراز و نشیب‌هایی پیش رفته است. به هرحال دغدغه‌های فرهنگی و عقیدتی این ارگان را در اسلوب داستان می‌توان رصد کرد که این مهم امتیاز مقبولی برای این نهاد در مسیر ساخت سریال محسوب می‌شود. درفرصتی کوتاه به بازخوانی تجربیات چند تن از عوامل سازنده «خط شکن» پرداختیم که مرور سخنان این عزیزان علاوه بر جذابیت اطلاع عمومی خوانندگان برای سایر برنامه سازان درس‌های مفید و قابل تاملی دارد ! 

تویی که نمی‌شناسمت...؟! 

نقطه شروع برای پذیرش یا رد یک نقش توسط بازیگر در مرحله نخست به فیلمنامه مرتبط است. گاهی اوقات برخی به سبب ملاحظات رفاقتی و همیاری در راه‌اندازی یک مجموعه داستانی به گروه سازنده وصل می‌شوند که همیشه برآیند چنین اتصال‌هایی با عاقبت بخیری و خاطره خوش همراه نیست. «شهرام عبدلی» که از بازیگران فعال در عرصه سریال‌های تلویزیونی چند سال اخیر است درباره  چگونگی  پیوند خوردن خود به سریال خط شکن می‌گوید: «آقای محمدرضا شفیعی، تهیه‌کننده سریال‌های آدمخوار و خونمردگی که نظارت کیفی خط‌شکن را عهده‌دار بودند، تاکید داشتند که من در این سریال بازی کنم. بنده با کارگردان سریال صحبت‌هایی کردم  که در نهایت به این نتیجه رسیدیم بنده کار نکنم اما از آنجا که آقای شفیعی امرکردند، به خاطر دوستی با ایشان و همکارشان آقای منتظرالمهدی که رفیق مشترک مان است بنده در سریال خط شکن حاضرشدم. اما شخصیت شاهین این سریال را دوست نداشتم ولی حداقل تلاش کردم این آدم را باورپذیر نشان دهم. چون این شاهین با آنچه که در فیلمنامه ترسیم شده بود در زمان ساخت دستخوش تغییرات فراوانی شد، به همین دلیل از اساس با این کار مشکل داشتم. این قصه‌ای که تماشاگر الان می‌بیند 30 درصد قصه اصلی هم نیست. مثالی بزنم، خیلی از پلان‌هایی که من و آقای رویگری روبه‌روی هم بازی کردیم، این سمت کاریعنی پلان‌های تک بنده را 30 روز بعد گرفتند. شما تصور بفرمائید در بازی چه اتفاقاتی می‌افتد ! خیلی جاها من نبودم آقای رویگری تنها جلوی دوربین پلان هایش ضبط شده، در واقع حضور مشترک ما خیلی اندک  و کمرنگ بوده است. »

یکی از ارکان مهم پروسه تولید درسریال‌های تلویزیونی برنامه‌ریزی درست منسجم است. چون هرگونه خلل و کوتاهی در این مورد باعث فرسایش گروه سازنده و ایجاد تنش در طولانی مدت بین عوامل خواهد شد، موضوعی که به اعتقاد شهرام عبدلی آسیب روحی و روانی  فراوانی به گروه سازنده خط شکن وارد نمود ؛ بازیگر نقش شاهین در ادامه می‌افزاید:  «پروسه‌ای به نام برنامه‌ریزی در این سریال وجود نداشت. هر روز صبح همه بازیگران آفیش می‌شدند وتا شب در لوکیشن می‌ماندند؛ از جمله خدا بیامرز داوود اسدی. هرکسی بختش باز می‌شد یک پلان بازی می‌کرد ؛ این شکلی نبود که به شما برنامه بدهند که فلان روز سرصحنه حاضرید و فلان روز استراحت دارید. یکهو می‌دید ساعت یک نصف شب مرا برای 6 صبح آفیش می‌کردند.

به هر روی تولید سریال کاری جمعی و گروهی است، کوتاهی یا سهل‌انگاری هریک از عوامل آسیب‌های مادی و معنوی فراوانی را رقم خواهد زد.

ویژگی‌هایی که در لایه‌های فیلمنامه برای اشخاص داستان توسط نویسنده طراحی می‌شود، برای بازیگر ریسمانی است که به واسطه آن به بازنمایی وجوه مختلف کاراکتر بپردازد. شهرام عبدلی شاخصه‌های نسخه اصلی فیلمنامه را این‌گونه شرح می‌دهد: «حداقلش این بود که در نسخه اصلی داستان سرراست و مستقیم تعریف می‌شد، تکلیف شما در قصه مشخص بود. بازیگر در نهایت بعد از خواندن فیلمنامه به راحتی ابراز عقیده می‌کرد که این شخصیت خوب است، بازی می‌کنم یا فلان کارکتر در نیامده وبرای بازی نمی‌پسندم. قصه از (ب) بسم الله روایت می‌شد وبه (ی) آخر می‌رسید... ؛ بسیاری از دیالوگ‌هایی که روبه‌روی آقای رویگری دارم حذف شده، بیننده در ارتباط با شخصیت شاهین با ابهام مواجه می‌شود ؛ مخاطب گمان می‌کند  این آدم منگ جلوی رئیس خود ایستاده و به او نگاه می‌کند در حالی که تماشاگر اطلاع نداردکه بنده چه دیالوگ‌هایی به جاوید گفته‌ام.
سازها برای که به صدا در می‌آیند ؟

موسیقی بخش جدایی‌ناپذیر هر سریال تلویزیونی است. آهنگساز برای نزدیک شدن به حس وحال داستان از عناصر مختلفی برای ساخت موسیقی الهام می‌گیرد. «محمد‌مهدی گورنگی» آهنگساز سریال خط شکن تجربه آماده سازی موسیقی این سریال را این گونه توضیح می‌دهد: «بیشتر ازخود قصه و تصاویر آن برای ساخت موسیقی الهام می‌گیرم. بعد از خواندن فیلمنامه جرقه اصلی به صورت خیلی مات در ذهنم زده می‌شود که چه ارکستری می‌خواهم داشته باشم یا در چه فضایی می‌پسندم کار کنم ولی تصاویر را که می‌بینم ارتباط بهتر و نزدیکتری با سریال برقرار می‌کنم. به عنوان نمونه دیدن شمایل شخصیت پدر که آقای رویگری بازی می‌کردند به من در روند ساخت موسیقی و حتی انتخاب ساز مدد رساند. من ساز ترومپت را به خاطر این کاراکتر وارد موسیقی کردم، ابهت این ساز خیلی به شخصیت جاوید رنگ و لعاب می‌داد. » 

عامل معرف و نشانی هر سریال داستانی عنوان بندی آن است، آهنگساز این سریال درباره نحوه به سامان رساندن موسیقی عنوان‌بندی در ادامه می‌گوید: « از تم اصلی که بین تم‌هایی که برای این سریال نوشته بودم در عنوان‌بندی بهره بردم. تصاویر عنوان‌بندی آغاز سریال را ندیده بودم. بعد از این که موسیقی ساخته شد کارگردان یکسری تصویر آماده کردند که بر اساس ضرباهنگ موسیقی پلان‌های خود را برای عنوان‌بندی کنار هم چیدند، در واقع عنوان بندی بر مبنای موسیقی بنده شکل گرفت.

 برای عنوان‌بندی پایانی سریال قرار بود خواننده دیگری بخوانند و اصلا یک فضای دیگری شکل بگیرد. من یک مقدار با این قضیه بیشتر موافق بودم، به‌خاطر این که شخصیت کوروش در داستان می‌خواست خواننده شود. درفیلم نامه این طور اشاره شده بود که خوانندگی این آدم را مخاطب می‌بیند ؛ با صحبتی که با تهیه‌کننده و کارگردان داشتم  قرار شد خواننده‌ای برای تصنیف عنوان‌بندی آخر انتخاب شود تا صدایش را مخاطب در چند جای سریال بشنود. به خاطر شخصیت کوروش در داستان و چهره خود بازیگر تصمیم گرفتم که از یک خواننده پاپ استفاده کنم. ولی بنا به دلایلی آن خواننده‌ای که مورد نظر بنده بود شرایط همکاریش مهیا نشد و به شکل اتفاقی با خواننده فعلی سریال آقای افشین سپهر آشنا شدیم. تهیه‌کننده و کارگردان صدای ایشان را پسندیدند و علاقه داشتند که آقای سپهر عنوان‌بندی آخر را بخوانند. هرچند که خودم خیلی تمایل به این کار نداشتم، چون از نظر رنگ صدا که ایشان  پاپ ‌ سنتی می‌خوانند با شخصیت داستان ما زیاد همگون نبود، به هرحال ممکن است که در ناخودآگاه یک مقدار احساس معنوی بیشتری دهد ولی کوروش تا اواخر داستان خیلی شخصیت مثبتی نیست.  در هرصورت قسمت این بود که جناب افشین سپهر تصنیف پایانی را بخوانند. من مجدد برای صدای ایشان روی شعری که آقای افشین یداللهی سروده بودند، کار کردم. »   

چند سالی است که سازندگان سریال‌های تلویزیونی به شمایل سریال خود به هر ترفندی شده یک یا چند تصنیف را سنجاق می‌کنند بدون این‌که گاهی ضرورتی برای ساخت این تصنیف‌ها وجود داشته باشد ؛ گورنگی در ادامه می‌افزاید: « اصلا از نظر حرفه‌ای و هنری برخی مواقع اشتباه است که این اتفاق بیافتد. برخی مواقع اصرار بیش از حد گروه سازنده سبب می‌شود که تصنیفی برای عنوان‌بندی آماده کنیم. همیشه به تهیه‌کنندگان و کارگردانانی که پیشنهاد تصنیف می‌دهند گفته‌ام که اگر فکر می‌کنید تصنیف به داستان سریال مدد می‌رساند آن را به کلیت سریال اضافه کنید. برخی مواقع شاهد هستیم که ترانه‌ای از کاستی انتخاب می‌شود که اصلا هیچ ربطی به آن سریال ندارد. خوشبختانه در سریال خط‌شکن چون شخصیت اصلی پیش زمینه‌های خوانندگی داشت، به اندازه کافی ما باید از ترانه بهره می‌بردیم. » 

عامل پیش برنده رخدادهای موجود در مناسبات داستانی این سریال کاراکترهای جوان هستند، آهنگساز در ارتباط با التفات ویژه موسیقی به این طیف می‌گوید: «اتفاقا در نوع نگاهم به موسیقی از منظر جوان‌ها نزدیک شده‌ام. اگر به موسیقی سریال دقت کنید، علاوه بر سازبندی ارکستر آکوستیک مثل سازهای زهی، ترومپت، کلارینت وسازهای بادی، شما صدای سازهای الکترونیک مثل گیتار وگیتار لیریک هم می‌شنوید. در برخی از جاها کنار موسیقی الکترونیک سمپلریک  شما یکسری صدای الکترونیک دریافت می‌کنید که ریتم و درام نیز در جوار آن است. این نوع ترکیب‌ها به هرحال جوان پسند است.»

هر سریال با تمام رخدادهای موجود در پیرامون و درون آن تجربه‌ای برای عوامل آن محسوب می‌شود. گورنگی تجربه ساخت موسیقی سریال خط‌شکن را این‌گونه ارزیابی می‌کند: «تلاش کردم موسیقی خوبی برای سریال بسازم منتها اوایل از پخش صدای موسیقی رضایت نداشتم و این نحوه میکس صدا و موسیقی خیلی به من ضربه زد. به هرحال هنرمند زحمت می‌کشد و دوست دارد کارش آن‌گونه که خودش تنظیم کرده شنیده شود. متاسفانه در چند قسمت آغازین، سریال میکس درست و درمانی نداشت. یکی از گلایه‌های من همین موضوع بود چون سریال واقعا صداگذار نداشت و مونتورها صداگذاری می‌کردند. خوشبختانه در چند قسمت اخیر با همت تهیه کننده صداگذار داریم. به هرروی آن‌چه که برای موسیقی نوشته بودم متاسفانه نتوانستم درست به گوش مخاطب برسانم.»

غرامت مضاعف

ارباب و کدخدا در پروسه سریال‌سازی شخص تهیه‌کننده است. کسی که با مدیریت و درایت خود می‌تواند کشتی حاضر در امواج خروشان و مهلک تولید را به ساحل آسایش برساند، گاه کارگردان که سکاندار کشتی سریال‌سازی است در روند حرکت درست این کشتی تغییراتی داده و در مسیر دیگری گزمی کند که این تغییر رویه هزینه‌های مازاد و آسیب‌هایی را برای گروه رقم خواهد زد.

«سعید منتظرالمهدی» تهیه‌کننده سریال خط‌شکن در باب چگونگی راه‌اندازی این مجموعه داستانی می‌گوید: «این کار سفارش معاونت امر به معروف و نهی از منکر نیروی مقاومت بسیج است. ما کار را آماده کردیم و پس از آن به شبکه 5 فروختیم. متن را از دفتر محمدرضا شفیعی خریدیم. منتها کارگردان یکسری اصلاحات و بازنویسی در فیلمنامه اعمال کردند. به هرحال وقتی ما فیلمنامه را خریدیم در قرارداد قید کردیم که همه حق و حقوق فیلمنامه متعلق به ماست. به همین دلیل ما می‌توانستیم در فیلمنامه دخل و تصرفی داشته باشیم. کارگردان یکسری نظراتی داشت که با بنده هماهنگ می‌کرد. من هم یکسری از این تغییرات را می‌پذیرفتم و برخی را هم قبول نداشتم. بنا بود 20 درصد از فیلمنامه بازنویسی شود اما متاسفانه کار به‌گونه‌ای جلو رفت که کارگردان سرصحنه فیلمنامه را دوباره می‌نوشت و همان‌جا تصویربرداری می‌کرد. هردفعه هم دلایل این تغییرات را می‌پرسیدم ایشان پاسخ می‌دادند: طبق همان توافقی است که با یکدیگر هماهنگ کرده‌ایم. یکسری مشکلات از این مرحله پیش آمد ؛ به هرحال بازیگران با یک دید و نظر دیگری آمده بودند. در این بین یکسری تنش‌ها حین اجرا رقم خورد که با پا درمیانی بنده و دوستان تنش‌ها از بین رفت. پیش تولید سریال اواخر مهر86 آغاز شد که این مرحله یک ماه طول کشید، پس ازآن چهارماه و نیم تصویربرداری داشتیم. از آنجا که یکسری سکانس‌ها سرصحنه نوشته شد، رویه منظم و درستی بر کارگردانی حاکم نبود  یک مقدار از تصویربرداری سریال باقی مانده که هفته قبل 5 روز تصویربرداری کردیم و 2 روز دیگر هم کارداریم تا آن نقاط ضعفی که بوده پوشش دهیم. پیش بینی ما 4‌ماه تصویربرداری بود اما با توجه به تغییرات و بازنویسی که در فیلمنامه صورت گرفت، داستان اندکی گسترش پیدا کرد.
این کار بنا بود 13‌‌قسمت شود الان هنوز معلوم نیست سریال چند قسمت شده چون ما بی‌خبریم! کارگردان یک‌بار می‌گوید‌ سریال 26‌‌قسمت است، مرتبه دیگراعلام می‌کند 19‌قسمت و... یکی از معضلات کاری ما این است که کارگردانی وتدوین را یک نفرانجام می‌دهد. »

به هرحال علاوه بر تعهدات کاری، در این مرز و بوم تعهدات اخلاقی نیز به روابط حرفه‌ای مفهوم وغنا می‌بخشد، منتظرالمهدی در ادامه می‌گوید: «سریال ما داستان معنوی دارد، قصه این است که به یکدیگر اعتماد داشته و پشتیبان هم باشیم. ما هم صرفا با همین دید و با توجه به کارهای قبلی که با این کارگردان انجام دادیم پیش آمدیم. متاسفانه در این سریال تنش‌های زیادی به وجود آمد، روزی نبود که کارگردان با تصویربردار، مدیر تولید و بازیگران درگیر نشود.

 تمام سعی ما این بود که محیط آرام و خوبی را برای کار مهیا کنیم، اما برنامه‌ریزی نادرست انجام می‌شد؛ کارگردان یکبار می‌دیدید 24 ساعت کار می‌کرد روز بعد سر صحنه می‌خوابید و صدای همه را در می‌آورد یا همزمان با تصویربرداری کار دیگری را تدوین می‌کرد. ایشان به هیچ وجه به تعهدات و نظم و انضباط مدنظر ما عمل نکردند. چندین مرتبه وسط کار دوستان به من گفتند کارگردان را عوض کن، من آمدم خوبی‌ها وبدی‌ها را کنار هم گذاشتم، همیشه خوبی یکدانه بالا می‌زد بنابراین تصمیم گرفتم به نحوی کار را ادامه دهم. بیشتر روی دوستی‌های گذشته حساب کردم چون سریال ما هم موضوعش دراین ارتباط است. یعنی فاصله‌هایی که بین نسل جنگ ونسل جدید می‌خواهد به وجود بیاید این فاصله‌ها را از بین ببریم. به همین‌دلیل نمی‌خواستم ذهنیت بدی از بنده که به ظاهر بسیجی یا نماینده ارگانی هستم در اذهان دیگران حک شود. برای همین است که ما تمام این مصائب و مسائل را تحمل کردیم.»

 علی احسانی